تاریخ انتشار : ۲۲ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۸:۳۹  ، 
شناسه خبر : ۳۷۵۴۵

 مریم شبانی
در اولین روز مردادماه گرم تابستانی شیخ‌ مهدی کروبی میزبان بیش از ۲۰۰ تن از اعضای حزب تازه تاسیس اعتماد ملی بود. اعضایی که برای اولین بار پس از اعلام موجودیت حزب در سعدآباد گرد هم آمدند تا با مرکزیت دبیرکل خویش پایه‌‌‌های‌‌ حرکت در زمین سیاست‌ورزی ایرانی را پی‌ریزی کنند. اعضایی که یک اصل مشترک آنها را در زیر سقف حزب اعتماد ملی گرد آورده است: «نقد گذشته حرکت اصلاح‌طلبی.» این چنین است که اکنون اعضای این حزب نوپای سیاسی که خود البته مسافرین قطار اصلاح‌طلبی هستند از چشم بستن بر تجربه ناموفق دیروز می‌گویند و تحمیل «صداقت اصلاحی» بر «سیاست‌ورزی ایرانی» را نوید می‌دهند.
اکنون اما در یک سالگی خروج اجباری اصلاح‌طلبان از قدرت و در روزهایی که سیاسیون حزبی حاضر در اردوگاه اصلاح‌طلبی هر یک در تدارک برگزاری کنگره هستند، حرکت مستقل حزب اعتماد ملی و تاکید مضاعف دبیرکل آن بر عدم قبول دعوت به ائتلاف‌ها شاید آغازی بر تقویت فعالیت مستقل احزاب در ۲۸ سالگی جمهوری اسلامی‌باشد. انتخابات ریاست‌جمهوری اگرچه خود آغازگر حضوری حزبی در عرصه سیاست ایران بود اما استقرار حاکمیت یکپارچه اصولگرایان از رهاورد آن انتخابات گویی بر خلاف تصور بزرگان اصلاح طلب نه تنها یکدستی و اتحاد در این اردوگاه را موجب نشد که خود در نقش کاتالیزور نیروهای اصلاح طلب ایفای نقش کرد. به این ترتیب است که می‌توان گفت شاید عرصه دو انتخابات پیش روی دیگر و البته انتخابات‌‌‌های‌‌ دیگر در آینده نه عرصه رقابت اصولگرایان و اصلاح‌طلبان که عرصه رقابت اصلاح‌طلب با اصلاح‌طلب باشد و از رهگذر این رقابت است که می‌توان به پیروزی صداقت اصلاحی بر دیگر شیوه‌‌‌های‌‌ اصلاح‌طلبی امید بست. اگرچه رای دهندگان ایرانی هم توقع آن ندارند که صداقت را صد درصد در سبد بازی سیاسیون بیابند. اما رای دهندگان امروز جامعه ایران اکنون تجربه هشت ساله‌ای را می‌نگرند و از رهگذر این تجربه است که توانا به تشخیص همگرایی و چگونگی احتمال تحقق شعارها و توان عملی احزاب و گروه‌‌‌های‌‌ اصلاح‌طلب خواهند بود.
بنابراین امروز اگرچه بر فضای سیاسی چندان شور و نشاط که سیاسی حاکم نیست اما حامیان دیروز اصلاحات به رغم اعتقاد به اصل حرکت، در هدایت مجدد قطار اصلاح‌طلبی توسط اصلاح‌طلبان دوم خردادی با تامل و تردید برخورد می‌کنند. به واقع آنان این روزها نیک می‌دانند که « نغمه دموکراسی خواهی» از کدام نقطه به گوش می‌رسد و خوب می‌شنوند که فریاد حمایت از «حقوق شهروندی» ایرانیان از کدام گوشه بلند شده است. پس در روزگاری که فعالیت حزبی همچون شاخصی برای سنجش چگونگی عمل دموکراتیک در ساختار سیاسی کشور محسوب می‌شود شاید اکنون این خواسته شیخ‌مهدی کروبی مبنی بر ایجاد صحنه‌ای برای قضاوت و سپس انتخاب از سوی شهروندان اصلاحات دوم خردادی، کمترین کاری است که برای زنده شدن اعتماد از دست رفته به اصلاح‌طلبان می‌تواند انجام شود. بنابراین چندان تفاوتی نمی‌کند که این اعتماد را کدام جریان اصلاح‌طلب زنده کند اما گویی «اعتماد ملی» می‌خواهد پرچمدار این حرکت تازه باشد همچنان که هر گروه دیگری نیز می‌تواند آغازگر فصلی نوین در اصلاح‌طلبی ایرانی باشد. اکنون اما در پی طرح چنین شعارها و سخنانی باید عمل و رفتار سیاسی این سیاستمداران را مشاهده کرد و بدین ترتیب تطابق سخن و عمل را نیز به سنجش درآورد و چه بسا نتیجه حاصله از جمع دیدگاه‌‌‌های‌‌ سیاسی سیاستمداران عضو حزب اعتماد ملی هم در رهگذر زمان نتایجی متفاوت با شعارها و وعده‌ها به بار آورد. چه آنکه اگرچه اعضای حزب اعتماد ملی در اولین گردهمایی سراسری خویش مدل کوچکی از یک جامعه دموکراتیک را به نمایش گذاشتند اما اعلام خواسته‌‌‌هایی از جانب تعدادی از اعضا هم خیلی زود تذکر دبیرکل را به دنبال داشت. هر چه هست اما نشاط امروزی این جامعه کوچک شاید نشاط فردای جمعی بزرگتر را موجب شود که از رهگذر آن جامعه‌ای بزرگ برای فردای خود تصمیمی ‌متفاوت بگیرد.