تاریخ انتشار : ۲۹ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۷:۴۴  ، 
شناسه خبر : ۳۷۵۵۶
بررسی شیوه مدیریت جنگ طرفین درگیر در لبنان

هادی مجیدی
در فرهنگ نظامی‌گری، جنگ گام و اقدامی ‌برای کسب اهداف و دستاوردهای سیاسی -امنیتی است و سمت‌گیری استراتژی و تاکتیک‌‌‌های‌‌ نظامی ‌به سوی این اهداف است.
رژیم صهیونیستی اساساً چه در مرحله قیمومیت فلسطین توسط انگلستان و چه پس از تأسیس، پایۀ ماندگاری، اقتدار، گسترش نفوذ و تحمیل ارادۀ سیاسی خود به محیط منطقه‌ای و مهمتر از همه محور اعتمادسازی برای مهاجرین یهودی از سراسر جهان برای اسکان در فلسطین اشغالی را، اقتدار و برتری نظامی ‌و توان بازدارندگی خود قرار داده است. این محوریت نقش نظامی‌گری در ارکان اجتماعی، ساختارهای حکومتی و انسجام ملی را افزایش داده، این رژیم را به رژیمی ‌پادگانی مبدل کرده و هرگونه خدشه بر این مفهوم و این هویت برتر نظامی، پایه‌‌‌های‌‌ بسیاری از آنچه را که تا به حال بر اساس این مفهوم ساخته شده، فرو خواهد ریخت.
شکست و فرار ارتش صهیونیستی در سال 2000 که پس از 18 سال مقاومت افتخارآمیز حزب‌الله لبنان شکل گرفت، آغاز یک مرحله جدید در روند تضعیف این هویت و مفهوم برتری نظامی‌ اسراییل بود که همواره الگوسازی این رویداد از سوی دیگر گروه‌‌‌های‌‌ فلسطینی، رهبران این رژیم را با کابوس مستمر مواجه کرده است.
اجرای عملیات «الوهم المتبدد» از سوی سه گروه مبارز فلسطینی که به اسارت گرفته شدن یک نظامی ‌اسراییلی از داخل پایگاه نظامی ‌در حال آماده‌باش (در نزدیکی مرز مصر و غزه) منتهی شد، دقیقاً همان رویدادی بود که رهبران حکومت اسراییل آماده تحمل آن نبودند. اگرچه واکنش نامحدود نظامی ‌اسراییل برای آزادی اسیر نظامی ‌به جایی نرسیده ولی اسراییل باید به یک پاسخ مهم در مقابل به چالش کشیده شدن اقتدار نظامی ‌و توان بازدارندگی خود، فکر کند.
در چنین شرایطی، حزب‌الله لبنان به عنوان «الگوساز اصلی» روشهای چالش‌ساز برای رژیم صهیونیستی دست به اقدامی ‌جدید زد که در نوع خود بی‌سابقه بود. این اقدام پس از هشدارهای مکرر سیدحسن نصرالله مبنی بر ضرورت آزادی زندانیان لبنانی و غیرلبنانی از زندان‌های‌‌ رژیم صهیونیستی و استنکاف اسراییل برای تبادل اسرا صورت گرفت. در این عملیات که با نام «الوعد الصادق» صورت گرفت و به شرح چگونگی آن خواهیم پرداخت، یکبار دیگر مفاهیم اصلی اقتدار و برتری نظامی ‌و توان بازدارندگی اسراییل به چالش کشیده شد. در واقع اسراییل چه در عرصه داخلی و چه در عرصه پیرامونی، ضمن به کارگیری تمامی ‌توان کلاسیک نظامی ‌با بن‌بست در حمایت از عناصر نظامی ‌خود که نماد اعتمادسازی و ثبات و آرامش برای جامعه صهیونیستی هستند، روبرو شده است.
عملیات الوعد الصادق
با وجودی که از یک ماه قبل آماده‌باش نظامی‌ درجه 2 در واحدهای نظامی ‌همجوار با مرز لبنان و یا در مزارع شبعا اعمال می‌شد، در ساعت 9 صبح روز چهارشنبه (12 جولای 2006)، دو تیم عملیاتی و یک تیم پشتیبانی که از پوشش آتش حمایتی و فریب توپخانه موشکی برخوردار بودند با حمله به یک پایگاه نظامی‌ ارتش اسرائیل، ضمن کشته و زخمی‌ کردن تعدادی از نظامیان این پایگاه و انهدام دو دستگاه خودروی زرهی از موانع مین‌گذاری، سیم خاردار و سیستم‌‌‌های‌‌ هشداردهندۀ الکترونیکی و تصویری عبور کرده و دو اسیر نظامی ‌اسراییلی را به داخل لبنان رسانده و در اماکن ویژه‌ای ناپدید شدند. واکنش نظامی ‌اسراییل با وجودی که تمامی‌ واحدهای نظامی ‌در حالت آماده‌باش بسر می‌بردند از ساعت 11 و پس از دو ساعت از این درگیری شروع شد که با ورود یک تانک میرکاوا و بلدوزر به داخل خاک لبنان، مورد اصابت موشک‌‌‌های‌‌ ضد زره حزب‌الله قرار گرفته و چهار سرنشین آن کشته شد و خودروهای زرهی دوم نیز پس از آسیب دیدن و زخمی‌ شدن سرنشینان آن متوقف گردید. تلاش‌‌‌های‌‌ بعدی اسراییل برای به عقب کشیدن این تانک‌ها و اجساد نظامیان داخل آن تا امروز بی‌نتیجه بوده و احساس ناتوانی و فقدان کارکرد برتری نظامی‌ و ابزاری را در ارتش این رژیم قوت بخشیده است.
مواضع انفعالی مسئولین حکومتی و سیاسی اسراییل و پس از آن ارتش صهیونیستی برای آزادسازی دو اسیر نظامی ‌از حدود ظهر همان روز آغاز شد.
اگرچه اسراییل ارتش خود را به لحاظ ابزارهای پیشرفته نظامی ‌و یا توانایی رزمی ‌ششمین ارتش حرفه‌ای جهان می‌داند و این برتری همواره در سطحی معادل مجموع توان نظامی‌کلیه کشورهای عربی پیرامونی، حفظ شده و مستمراً با حمایت نا محدود آمریکا و غرب در تأمین نیازمندیهای تسلیحاتی همراه بوده و نمی‌توان آن را با توان ابزاری و تسلیحاتی حزب‌الله مقایسه کرد ولی عناصری مانند، انگیزه‌‌‌های‌‌ نیروی رزمی، شرایط و محیط جنگ، شیوه‌‌‌های‌‌ جنگ نامنظم و پارتیزانی و تاکتیک‌‌‌های‌‌ نظامی ‌در بکارگیری ابزارهای نظامی ‌و تطبیق تسلیحات با جغرافیا و سرزمین درگیری، به حزب‌الله در مقاومت خود در برابر اسرائیل برتری و ابتکار عمل می‌بخشد.
آغاز حملات اسرائیل با «استراتژی جنگ نامحدود و فشار غیر مستقیم»
شاخص‌‌‌های‌‌ برتری حزب‌الله و فقدان اطلاعات مفید و کارآ از میزان و نوع توانمندی و مراکز اصلی استقرار و تجمع نیرو و تسلیحات و قابلیت‌‌‌های‌‌ ابزاری و عملیاتی حزب‌الله در کنار نیاز حیاتی اسرائیل برای جبران هیبت نظامی‌آسیب دیده و چالش توان بازدارندگی آن موجب شد تا اسرائیل جنگی نامحدود برای بازگرداندن این اقتدار و هیمنه و با روشی غیر مستقیم و با فشار بر مردم و حکومت لبنان، جهت جبران عدم اطلاعات کافی و مفید از حزب‌الله را اعلام کند.
این جنگ که تا امروز حداقل 5 مرحله از آن به اجرا درآمده و به نتایجی منتهی شده، نمایشی از یک جنگ نامتقارن و تصویری از کارکردها و دستاوردهای عملی توان نظامی‌ هریک از دو طرف است. با وجودی که در ائتلاف حکومتی اولمرت در بخش‌‌‌های‌‌ سیاسی و در بین گروه‌ها و احزاب و یا ساختار سیاسی با دستگاه‌‌‌های‌‌ امنیتی- نظامی ‌و در بین دستگاه‌‌‌های‌‌ اطلاعاتی و نظامی‌ عدم انسجام و هماهنگی و وحدت تفکر و رویه وجود داشت. ولی از آنجا که مخدوش شدن توان نظامی‌ و بازدارندگی اسرائیل، بسیاری از حوزه‌‌‌های‌‌ امنیت ملی، انسجام و وحدت و روحیة ملی، اعتماد جامعه صهیونیستی به اصل ماندگاری و استمرار اسرائیل و حتی سطح کارکردهای ساختارهای دیپلماسی، نقش و سطح بازیگری خارجی و بنیه اقتصادی را متأثر می‌کرد، یک اجماع داخلی برای قدرت‌نمایی ارتش اسرائیل شکل گرفت تا به نیاز روانی این جامعه و حکومت پاسخ گوید. از این رو علی رغم مخالفت بخش عمده‌ای از جامعة جهانی و صرفاً با حمایت و چراغ سبز آمریکایی، جنگی نابرابر و نامحدود بر علیه مردم لبنان و تأسیسات حیاتی و زیربنایی این کشور آغاز شد.
مراحل جنگ و درگیری
1- اسارت دو سرباز اسرائیلی، مرحلة نخستین این درگیری محسوب می‌شود که حزب‌الله با تکیه بر حق مشروع برای دفاع از سرزمین و شهروندان لبنانی و ایجاد بازدارندگی در مقابل تجاوزات مستمر و روزانه اسرائیل و اشغال مزارع شبعا به اجرا گذاشت تا به خواسته‌‌‌های‌‌ لبنان در آزادی اسرای خود تسریع به عمل آورد.
2- آغاز جنگ نامحدود و اجرای ضربه اول و حملات گسترده اسرائیل
این مرحله با بکارگیری نیروی هوایی، دریایی و آتش شدید توپخانه تقریباً تمامی‌ مناطق را در برگرفته و عمدتاً بجز مناطق دروزی‌ها و یا مسیحیان و تا حدودی مناطق اهل سنت، ویرانی و کشتار وسیعی در نقاط مختلف به اجرا گذاشت. هدف این مرحله و اقدام گسترده نظامی، نابودی تأسیسات حیاتی مردم و فشار مستقیم به مردم و کشتار نامحدود بود تا به شکل غیر مستقیم عرصه عملی بر حزب‌الله محدود شده و اعتراضات حکومتی و مردمی‌ و فشارهای نظامی ‌مستقیم به حزب‌الله این گروه را مجبور به پذیرش خواسته اسرائیل کند.
اسرائیل اگرچه در ابتدا آزادی دو سرباز خود را بهانه این حملات گسترده عنوان می‌کرد ولی به سرعت نشان داد که این عملیات نظامی، طرحی از پیش آماده و هماهنگ با آمریکا و برخی کشورهای عربی است تا با یکسره کردن مقاومت اسلامی‌ در لبنان و مقاومت فلسطین، جغرافیای سیاسی جدیدی در منطقه شکل داده و زمینه دگرگونی‌‌‌های‌‌ بزرگ در سطح منطقه را فراهم آورد. در واقع آنچه در قالب قطعنامه 1559 بدست نیامده بود و برنامه‌‌‌های‌‌ اساسی این رژیم و حکومت را ناکام گذارده بود، از طریق نظامی ‌و مستقیم دنبال شد و لیستی از خواسته‌ها و مطالبات بعنوان اهداف حمله از سوی مقامات اسرائیل مطرح شد. نیروی هوایی ارتش صهیونیستی در این مرحله در اقدامی ‌نمادین بر فراز کاخ بشار اسد، پروازی مقتدرانه انجام دادند تا رفتارهای منطقه‌ای نیز با مسیر برنامه نظامی ‌آنان در لبنان هماهنگ شود. هشدار و اتهام به سوریه و ایران، بخشی از این اقدامات هشداری بودند، بطوری که موجب واکنش کشورهای مختلف و ابراز نگرانی از گسترش جنگ و ناامنی در سطح منطقه شد. در این مرحله حزب‌الله واکنش‌‌‌های‌‌ هدفمند در شعاع محدودی از شمال اسرائیل را به اجرا گذاشت و بر اساس موضع رسمی ‌سید حسن نصرالله که پس از اسارت دو نظامی‌ اسرائیلی عنوان کرده بود، تنها راه آزادی آنها را مذاکرة غیر مستقیم و مبادله اسرا عنوان کرد.
مرحله گسترش واکنش‌‌‌های‌‌ حزب‌الله
از آنجا که خسارت‌‌‌های‌‌ شدیدی به تأسیسات حیاتی لبنان وارد آمده و کشتار و زخمی‌های بسیاری در حملات اسرائیل بجای ماندند، سید حسن نصرالله مرحله جدید را با هشدار به گسترش عملیات در شمال اسرائیل آغاز کرد و در اولین گام، با شلیک دو فروند موشک ساحل به دریا، ناو جنگی پیشرفته اسرائیلی در ساحل بیروت را هدف قرار داده و آن را نابود کرد.
این ناو جنگی با هشتاد سرنشین تا صبح در آتش سوخت و سه فروند ناو جنگی همراه وی به سرعت آب‌‌‌های‌‌ ساحلی لبنان را ترک کرده و عملیات نجات سرنشینان این ناو به فردای عملیات موکول شد. چهار کشته از سرنشینان ناو و غرق شدن آن موجب شد تا عملاً نیروی دریای اسرائیل نقش محوری خود در جنگ را از دست داده و به آبهای اسرائیل پناه ببرند و حداکثر نقش پشتیبانی در عملیات‌ها را به عهده بگیرند. توان موشکی حزب‌الله نیز در این مرحله تدریجاً تا حیفا، سومین شهر بزرگ در اسرائیل، با جمعیتی بیش از یک میلیون نفر گسترش یافت.
حیفا یکی از بنادر مهم اسرائیل است که به جز موقعیت اقتصادی، جمعیتی، از بنادر نظامی ‌نیروی دریایی ارتش اسرائیل است و شهر‌‌‌های‌‌ صهیونیستی پیرامون آن تقریباً از اواخر سال‌‌‌های‌‌ 1948 ساخته شده‌اند.
گسترش دامنه عملیاتی موشک‌‌‌های‌‌ حزب‌الله که مناطق حیفا، ناصره، طبریا، صفد و نهاریا را در برگرفت برای اولین بار پس از 33 سال (پس از جنگ 1973) ساکنین صهیونیست در این مناطق را در حالت جنگی قرار داد. واکنش اسرائیل برای حفظ شرایط عادی بی‌نتیجه بود و موج مهاجرت به مناطق مرکزی و استقرار در تل آویو و دیگر شهر‌‌‌های‌‌ امن آغاز شد که حداقل نیم میلیون مهاجر جنگی را شامل می‌شود.
حدود دو میلیون اسرائیلی نیز که ناچار به حضور در پناهگاه‌ها بودند، تدریجاً به چالش جدیدی برای مدیریت شهری و خدمات ضروری اسرائیل مبدل شدند. هراس از موشک‌‌‌های‌‌ حزب‌الله، موجب شد تا حتماً نیروهای امنیتی و پلیس بجای تحرک در شهرها، به پناهگاه‌‌‌های‌‌ زیر زمینی پناه ببرند.
شرایط فوق‌العاده جنگی از همان ابتدا، موجب تعطیلی صدها کارخانه و مؤسسات اقتصادی توریستی و کشاورزی و غذایی در این مناطق شد. بورس اسرائیل بشدت سقوط و ارزش پول ملی اسرائیل (شیکل) نیز سقوط کرد.
مرحله تشدید حملات دو طرف
اسرائیل تلاش کرد تحت عنوان حمله به مراکز‌، خانه‌ها، انبارهای تسلیحاتی حزب‌الله، مناطق وسیعی از ضاحیه (منطقه جنوبی بیروت) را ویران کرده، راه‌های‌‌ مواصلاتی، کامیونهای امدادی و مناطق شهری و عمدتاً شیعی را حذف بمباران‌های‌‌ بی‌امان قرار دهد.
این گسترش و شدت عملیاتی واکنش‌‌‌های‌‌ جهانی را برانگیخته و در کشورهای عربی و اسلامی ‌موجب اعتراضات گسترده شده است. نشست وزرای خارجه عرب در قاهره که بجای اتخاذ مواضع قابل قبول، بیانیة مأیوس کننده‌ای صادر کرد، خشم افکار عمومی ‌در کشورهای اسلامی‌ را برانگیخت و مواضع عربستان و مصر در انتقاد از اقدام مقاومت اسلامی ‌و ماجراجویی دانستن آن، فشار شدیدی بر آنها بوجود آورد.
استراتژی فشار غیرمستقیم به حزب‌الله برای تحریک مردم لبنان و یا افکار عمومی‌ منطقه، بازتابی معکوس داشت و برخی مواضع انتقادی از سوی امین جمیل و امثال آن به تدریج به دفاع از ضرورت مقاومت و جلوگیری از هجوم اسرائیل و دعوت به توقف حملات آن منتهی شد.
حکومت امنیتی اسرائیل در نشست خود بر ادامه حملات تأکید کرد و چراغ سبز آمریکا برای ادامه عملیات اسرائیل به تشدید حملات کمک کرد.
با وجودی که هیات اعزامی‌ سازمان ملل به همراه لارسن با هدف توقف درگیری‌ها به منطقه اعزام شدند، اما تلاش این سازمان با موضع بوش مبنی بر «مشروعیت دفاع اسرائیل» و حمله به لبنان و مخالفت جان بولتن نماینده آمریکا در شورای امنیت با آتش‌بس مواجه شد و عملاً با توجه به مواضع سولانا که به منطقه سفر کرده بودند، دیدگاه‌‌‌های‌‌ اسرائیل تقویت شد. اسرائیل با تکیه بر حمایت آمریکا و تلاش‌‌‌های‌‌ دیپلماتیک، ضرورت ادامه عملیات برای تضعیف و یا نابودی حزب‌الله و کسب برگ‌‌‌های‌‌ پیروزی نظامی‌را الزامی ‌برای کسب اهداف سیاسی مطرح و ادامه جنگ و حمله به لبنان را ضرورتی حیاتی برای خود توصیف کرد. بیانیه سران G8 در استراسبورگ روسیه و دفاع از مشروعیت حملات اسرائیل و ضرورت آزادی فوری دو نظامی ‌اسرائیلی، توجیه و چراغ سبز دیگری برای افزایش شدت حملات در این مرحله بودند.
واکنش حزب‌الله با گسترش دامنه عملیات موشکی در شهرها و مراکز نظامی‌ اسرائیل دنبال شد و با عدم کارکرد سیاست فشار غیر مستقیم به حزب‌الله، عملاً کارایی مؤثر نیروی هوایی اسرائیل برای یکسره کردن شرایط نبرد و جلوگیری از شلیک موشک و یا کاهش توان نظامی‌ مقاومت اسلامی ‌با سؤال مواجه شد.
تا این مرحله بیشترین تلفات اسرائیل که توسط آتش باری موشک‌‌‌های‌‌ حزب‌الله ثبت شده بودند از بین نظامیان اسرائیل بودند که در این آتشباری‌ها مراکز فرماندهی هوایی، فرماندهی کل منطقه شمال و دیگر مراکز تجمع نیرو و خودروهای زرهی و پایگاه‌‌‌های‌‌ تاکتیکی آنها مورد هدف قرار می‌گرفت.
سیدحسن نصرالله برای کاهش آسیب به شهروندان عادی و پرهیز از کشته شدن آنان، تدابیر ویژه‌ای ابلاغ کرده بود. اعتراف مسوولین نظامی‌اسرائیلی در دقت اهداف عملیاتی موشک‌‌‌های‌‌ حزب‌الله و تأکید سید‌حسن نصرالله مبنی بر اینکه در شهر حیفا به پتروشیمی ‌حمله نکرده تا مردم عادی گرفتار ماجراجویی رهبران اسرائیلی نباشند، نمونه‌ای از این تدبیر است.
رایزنی‌‌‌های‌‌ سیاسی صورت گرفته برای توقف جنگ عملاً بی‌نتیجه بود و نیاز اسرائیل برای کسب یک پیروزی نظامی ‌و اصرار بر ادامه جنگ، تلاش‌‌‌های‌‌ جاری را به افق روشنی منتهی نکرد.
مرحله جنگ زمینی
بن بست در کارکرد ابزارهای هوایی و فشار آتش توپخانه‌ای به نقاط مختلف لبنان موجب شد تا مقامات اسرائیلی وارد یک ریسک نظامی ‌جدید بشوند و اقدام به حمله زمینی را در دستور خود قرار دهند.
هشدارهای پیاپی برای تخلیه روستاها که تا حدودی با همکاری جانبدارانه نیروهای سازمان ملل نیز همراه شد و قتل عام‌‌‌های‌‌ بی‌رحمانه کسانی که در حال خروج از روستا‌‌‌های‌‌ خود بودند، زمینه عملیات زمینی اسرائیل را از دو روز قبل مهیا کرد.
نیروهای زرهی اسرائیل از دو محور عتیرون و مارون الرأس به همراه نیروی نظامی ‌و بلدوزرهای پوشش دهنده حرکت تانک‌ها، تا پایان روز 5 شنبه چهار تلاش ناموفق را آزمایش کرده و تاکنون 5 تانک و حدود 10 کشته و تعداد بیشتری زخمی ‌بجای گذاشته‌اند. این آسیب‌ها به سرعت با واکنش‌‌‌های‌‌ اولیه در داخل اسرائیل مواجه شده و تلویزیون اسرائیل و برخی مقامات اسرائیلی نسبت به این عملیات و نتایج مورد نظر ابراز تردید کرده‌اند و از هم اکنون حزب‌الله را پیروز نبرد معرفی می‌کنند. در نبردهای زمینی دو نیروی مقاومت اسلامی ‌شهید شده‌اند و اجازه کمترین پیشروی به واحدهای زرهی اسرائیل داده نشده است. تلویزیون اسرائیل اعتراف کرد که ارتش تمام توان خود را در این عملیات به کار گرفته ولی قادر نیست 5 تا 10 متر وارد خاک لبنان شود و حتی توان بازگرداندن اجساد و تانک‌‌‌های‌‌ منهدم شدة خود را ندارد.
از آنجا که ناظران نظامی ‌پس از هشدارهای سید‌حسن نصرالله مبنی بر «هدف قرار دادن حیفا و پس از آن» منتظر رویدادهای مهم دیگر بوده و انتظار دارند حزب‌الله توانمندی‌‌‌های‌‌ دیگر موشکی خود را به نمایش بگذارد، طی چند روز گذشته اضطراب و ناآرامی‌ تل آویو را نیز فرا گفته و اولین شهر بزرگ اسرائیل هر آن منتظر گزینه‌‌‌های‌‌ جدید حزب‌الله است.
با وجودی که این برگ بازی هنوز در دست مقاومت اسلامی ‌است، تمرکز شدید آتشباری حزب‌الله بر روی مراکز توپخانه، مراکز فرماندهی و هوایی و یا شهرک‌‌‌های‌‌ صهیونیستی در شعاع 60 کیلومتری داخل اسرائیل کارکردهای نظیر کارکردی که می‌توانست انتخابات گزینه‌‌‌های‌‌ جدید فوق‌الذکر داشته باشد دارد و این نشان می‌دهد که ظرفیت‌‌‌های‌‌ موجود اهداف نظامی ‌و اقتصادی در این شعاع، هدف‌‌‌های‌‌ مناسبی برای نیروی موشکی حزب‌الله هستند. با این حال سید‌حسن نصرالله عنوان کرد که بیشتر در انتظار حمله زمینی اسرائیل است تا درس‌‌‌های‌‌ تلخ دورة 18 ساله اشغال جنوب لبنان در سطح جدید و به شیوه‌‌‌هایی کار آمدتر به ارتش اسرائیل ارائه شود.
در این مرحله حزب‌الله ضمن گسترش شعاع عملیاتی بر شدت آتشباری روزانه نیز که عموماً پس از حملات هوایی و توپخانه‌ای اسرائیل صورت می‌گیرند، افزوده و در واقع در مدیریت جنگی خود، برای «ناکارآمد سازی نیروی زمینی اسرائیل» اشتیاق بیشتری نشان می‌دهد.
در حقیقت این شیوه مدیریت جنگ برای جلوگیری از کارکردهای ابزارهای نظامی ‌اسرائیل و یا به شکست کشاندن کارآیی آنان، گزینه‌ای حساب شده است که در نتیجة نهایی باید منتظر پیامدهای ویران کننده‌ای در سطوح مختلف جامعه صهیونیستی باشیم.
اگر ارتش‌‌‌های‌‌ عربی در جنگ‌‌‌های‌‌ خود نه تنها به پیروزی دست نیافتند، بلکه در جنگ‌‌‌های‌‌ شش روزة خود، پایان مأیوس کننده‌ای داشتند، حزب‌الله با ابزاری محدود و برنامه‌ریزی و مدیریتی شایسته و بدون تمایل به ماجراجویی و گسترش جنگ، پاسخ‌‌‌هایی کارآمد به اقدامات ارتش اسرائیل ارایه کرده و روند تخریب ساختار نظامی ‌و جامعه صهیونیستی را وارد مرحله شمارش معکوس کرده است.
بررسی جنگ و مرحله تحمیل ارادة سیاسی
رایزنی‌‌‌های‌‌ اتحادیه اروپا و نمایندگان سازمان ملل و لارسن از یکسو شکل‌گیری احساسی و دیدگاه فوری برای پایان درگیری و جنگ توسط فرانسه و روسیه و با نوعی همراهی آلمان و بسیاری از کشورهای اروپایی همراه است، فضای جنگی را به مرحلة سیاسی نزدیک می‌کند.
در برآوردی کلی از استراتژی، شیوه، تاکتیک‌ها و ابزارهای مانور و ادامه جنگ، می‌توان به این نتیجه رسید که اسرائیل به لحاظ نظامی ‌شرایط بسیار دشواری داشته و امکان تحقق شعارها و اهداف خود را ندارد و در مقابل برگه بازی و مانور و فشار کارآمد و مؤثر در دست حزب‌الله است. اگر چه حزب‌الله قصد گسترش جنگ و ادامه آن را نداشته و در اولین پیام سیدحسن نصرالله بر ضرورت «مذاکرة غیر مستقیم و تبادل اسرا» تأکید کرده است ولی موازنه نظامی ‌شرایط برتر را برای حزب‌الله ثبت می‌کند و حزب‌الله در آستانه مرحله جدید برای کسب اهداف اعلام شده سیاسی خود بسر می‌برد.
بدیهی است که اسرائیل و حامی‌ اصلی آن آمریکا، همه تلاش خود را برای ناکام گذاردن و یا کاهش سطح پیروزی حزب‌الله و یا ایجاد موانع انحرافی در مسیر دستیابی به آن موفقیت‌ها را به عمل خواهد آورد ولی این جنگ و ماجراجویی اسرائیلی پایانی جز خواست مشروع مقاومت اسلامی‌ در بر ندارد و مردم منطقه همراه با حزب‌الله به زودی در این جشن پیروزی احساسی واحد خواهند داشت و شکست و ناکامی‌ در انتظار اسرائیل و شرم و خسارت از آن برخی همپیمانان آمریکا در منطقه خواهد بود.