منابع کره شمالی اعلام داشتند که به آزمایش زیرزمینی نخستین بمب اتمی ساخت این کشور دست زدهاند. این خبر هرچند افکار عمومی کشورهای غربی را در بهت فرو برد ولی واقعیت آن است که این آزمایش چندان دور از انتظار نبود و آزمایش هستهای کره شمالی در حالی اعلام شد که شورای امنیت سازمان ملل از این کشور خواسته بود از چنین اقدامی خودداری ورزد.
همزمان با انتشار خبر آزمایش هستهای کره شمالی؛ دو بحث در دستور تحلیلهای رسانههای غربی قرار گرفت: 1- مکانیزم و امکان تحریم کره شمالی 2- مقایسه مدل بحران هستهای ایران و کره شمالی. پیرامون تحریم کره شمالی علیرغم اینکه همه اعضای شورای امنیت سازمان ملل از آزمایش اتمی آن کشور به انتقاد پرداختند اما در مورد اعمال مجازاتهایی در قبال این کشور توافقی به دست نیامده است. هر چند در شورای امنیت درباره مجازاتهایی چون توقف صدور کالاهای لوکس و تجهیزات نظامی به کره شمالی بحث میشود و ژاپن هم خواهان جلوگیری از پرواز هواپیماها و یا ورود کشتیهای این کشور به فرودگاهها و بنادر جهان است. اما لحظه به لحظه این کشورها در مییابند تحریم کشوری که اساسا همواره در تحریم و انزوا بوده؛ بیمعناست. زیرا مهمترین شریک تجاری کره شمالی؛ چین است که 40 درصد تجارت خود را با این کشور انجام میدهد. گفته میشود واردات از چین طی سال گذشته به یک میلیارد دلار رسیده و چهار پنجم همه کالاهای مصرفی در کره شمالی ساخت چین است. پس از تحریم مراودات مالی از سوی آمریکا، کره شمالی اکنون همه اقدامات تجاری خود را از طریق بانکهای چینی انجام میدهد. این در حالی است که چین از سوی دیگر بزرگترین سرمایهگذار در کره شمالی است، تقریبا 100 شرکت چینی در کره شمالی از سرمایهگذاری در بزرگترین فروشگاه پیونگ یانگ گرفته تا صنایع معادن و یا راهاندازی کارخانه شیشهسازی فعالیت دارند. چنانچه بعضیها به طنز از کره شمالی به عنوان ایالت چهارم شمال شرقی چین یاد میکنند. به همین خاطر تحلیلگران معتقدند هر مجازاتی که از سوی شورای امنیت سازمان ملل در قبال کره شمالی وضع شود، بعید به نظر میرسد که چین در سیاست خود در مقابل این کشور تجدیدنظر نماید.
از این رو، تحریم کره خود به یک مشکل تبدیل شده است به ویژه که کره شمالی اکنون به زور قصد دارد آمریکا را به پای مذاکرات دوجانبه بکشاند و اعلام کرده آزمایش دومین بمب هستهایش بستگی به رفتار آمریکا و حضور یا عدم حضورش در پشت میز مذاکرات دوجانبه دارد!
دومین موردی که رسانهها به آن دامن زدند مقایسه وضعیت پرونده هستهای ایران و کره شمالی است. مقایسهای از بسیاری جهات نابجا زیرا ایران همواره و رسما اعلام کرده است که در پی دستیابی به سلاح هستهای نیست؛ ثانیا، ایران نظام دموکراتی با رقابتهای شفاف سیاسی و اقتصادی بزرگ و تاثیرپذیر از بازار جهانی و نیز شدیدا تاثیرگذار به ویژه در حوزه نفت است.
ولی تست هستهای کره شمالی بیگمان تا حدودی آن هم در زمانی محدود ممکن است فشارهایی را بر ایران وارد کند امامعتقدم در درازمدت و پس از پایان تنشهای عصبی سیاستمداران غربی این فشار به سوی ایالات متحده تغییر جهت خواهد داد؛ لذا هرچند، پاتریک کلاوسون از مدیران موسسه تحقیقاتی راست گرای سیاستگذاری خاور نزدیک در واشنگتن میگوید: "آزمایش اتمی کره شمالی به جامعه جهانی نشان داد که با وجود همه محکومیتهای بینالمللی، متوقف کردن کشوری که مصمم به دستیابی به سلاح اتمی است چقدر دشوار است. این همچنین نشان میدهد که متوقف کردن ایران نیز بسیار سخت خواهد بود."
در این حال کلاوسون معتقد است که ایرانیها در درازمدت متوجه خواهند شد که در پاسخ به آزمایش هستهای کره شمالی عزم بینالمللی برای برخورد قاطع با برنامه اتمی آنها افزایش یافته است یا زبگنیو برژینسکی مشاور امنیت ملی جیمی کارتر از روسای جمهور سابق آمریکا میگوید: ایالات متحده باید رویکرد موثرتری را در برابر جمهوری اسلامی اتخاذ کند و معتقد است: "برخورد جامعه جهانی با آزمایش هستهای کره شمالی درسهایی را برای ایران به همراه خواهد داشت. این واکنش میتواند آنها را نسبت به خواست جامعه بینالمللی برای تعلیق غنی سازی بیاعتناتر کند یا آنها را به سوی اتخاذ موضع خردمندانهتری در گفتگوها هدایت کند. در هر حال باید به فکر روش کارآمدتری در برابر ایران باشیم." اما در مقابل شاهد سخنان وندی شرمن، معاون سابق وزارت امور خارجه آمریکا نیز هستیم که میگوید: شباهت موضوع هستهای ایران و کره شمالی باعث شده تا تهران به دقت تحولات مربوط به آزمایش هستهای پیونگ یانگ را در شورای امنیت دنبال کند.
خانم شرمن که مذاکرهکننده ارشد دولت بیل کلینتون در گفتگوهای شش جانبه کره شمالی بوده است، میگوید: "مطمئن هستم که بعضی از اعضای دولت جورج بوش خواستار تشدید اقدامهای آمریکا بر ضد ایران هستند. من فکر میکنم چنین تفکری اشتباه است. باید با ایرانیها تماس برقرار کنیم و از این راه به برطرف شدن نگرانیها و سوتفاهمها کمک کنیم."
علاوه بر سیاستمداران؛ روزنامهها نیز به مرور عملکرد کره شمالی را ناشی از رفتار غلط ایالات متحده ارزیابی میکنند؛ چنانچه روزنامه ایتالیایی "لااستمپا" چاپ رم در مقالهای تحت عنوان "اهمال کاری غرب" در این رابطه چنین مینویسد: "بنا به سه دلیل جامعه جهانی طی بیست سال گذشته در مقابل کره شمالی موفق نبوده است. نخست اینکه جامعه جهانی نتوانسته است جلوی بازار سیاه فروش سانتریفو ژ که برای اجرای برنامه هستهای به آن نیاز است را بگیرد. دوم اینکه هنوز هم به خاطر جنگی که واشنگتن و لندن در عراق به خاطر نابودی سلاحهای کشتار جمعی که هیچگاه پیدا نشدند، آغاز کردند در جامعه جهانی شکاف به وجود آمده است و بالاخره اینکه بیل کلینتون و جرج بوش موفق نشدند با دولت پکن به یک توافق استراتژیک بر سر آینده سیاسی شبهجزیره کره دست یابند. شبه جزیره ای که هنوز هم آخرین مرز باقی مانده از دوران جنگ سرد آن را دو شقه کرده است".
یا روزنامه انگلیسی "گاردین" در مقالهای تحت عنوان "سیاست آمریکا، تجهیز کره شمالی به سلاح اتمی را تقویت کرد" در زمینه آزمایش اتمی این کشور مینویسد: "پیروزی کیم نتیجه شکست دیپلماسی است. کره شمالی در سال 1994 موافقت کرد تا برنامه اتمی خود را کنار بگذارد. با ریاست جمهوری جرج بوش اما آن را دوباره فعال کرد و پس از اینکه به عنوان عضو "محور شرارت" شناخته شد، موضع کره شمالی سختتر گردید. در سال 2003 این کشور از قرارداد منع گسترش سلاحهای هستهای خارج و ناظران بینالمللی را اخراج کرد. از آن زمان به این سو گفتگوهای ششجانبه و تحریمهای اقتصادی آمریکا نیز هیچ تغییری در سیاست کره شمالی به وجود نیاورد. دلیل اصلی آن این است که کره شمالی از سیاست آمریکا در قبال عراق و ایران به این نتیجه رسیده است که تجهیز به سلاح اتمی بهترین راه مقابله با تهاجم نظامی و تغییر رژیم است.
همه اینها نشاندهنده آن است که علیرغم فشارهای محدود و تبلیغاتی روزهای فعلی و احتمالا آتی در چشماندازی چند ماهه تست اتمی کره شمالی فشارهای اصلی تبلیغاتی و سیاسی خود را بر دوش ایالات متحده خواهد گذاشت.