* چه چیزی برای اسرائیل عوض شده؟
** چیزی که در جنگ اتفاق افتاد. این جنگ ضربهای بود که ذهن مرا روشن کرد. همیشه فکر میکردم اسرائیل یک مثلث متساویالضلاع است. اقتصاد، امنیت، آموزش، اما با توجه به جنگ لبنان ناگهان فهمیدم این مثلث کاملا متزلزل شده و ما در وضعیتی قرار گرفتهایم که دیگر وجود کشور اسرائیل نمیتواند بدیهی باشد..
* وضعیت واقعا این همه خراب است؟ یعنی ارتش نیاز به بازسازی دارد؟
** در سالهای اخیر اتفاق بدی افتاده است. ما توازن بین نیروها را از دست دادهایم و تفکری ایجاد شده که میگوید تکنولوژی میتواند جنگ را تعیین کند. به این دلیل نیروی زمینی با مشکل مواجه شده است. کاری که باید انجام داد، بازسازی نیروی زمینی است.
* نیروی زمینی اسرائیا کارآیی خود را از دست داده است؟
** سال 1998 به نخست وزیر و وزیر دفاع نامهای نوشتم و هشدار دادم که در جنگ بعدی انبوهی از تکنولوژی و سلاحهای پیشرفته و دقیق وجود خواهد داشت، اما ارتشی در میان نخواهد بود. ستاد کل ارتش وجود نخواهد داشت. کسی نخواهد بود که بجنگد عملیات انجام دهد. این دقیقا چیزی بود که در جنگ 2006 اتفاق افتاد. سوءتفاهم نشود نیروی هوایی قوی هم لازم است.تکنولوژی هم عالی است اما تناسب را باید رعایت کرد. اینجا در طول سالها این تناسب به هم خورده است. از واقعیت دور شدهایم. نظم نیروها کم و آموزشها کم شده و فرماندهان به جای تمرین واقعی روی جیپ تمرین میکنند. وضعی ایجاد شده که فرماندهان بدون این که تجربه عملی داشته باشند، ترفیع درجه میگیرند.
آموزشهای اساسی را حذف کردهایم. حداقل آمادگی را از بین بردهایم: اما هنوز خیالبافی میکنیم که اگر جنگ شود گردانها شبانه دمشق را میگیرند در حالی که که گردانها نخواهند توانست تا دمشق بروند. اگر تمرین نکرده باشند، اگر فرماندهان آنها تجربه جنگ نداشته باشند، اگر سربازان آنها پنج سال تانک ندیده باشند. جنگ یک هنر است: یک هنر سخت. کسی هم که تمرین نکرده باشد، نمیتواند در جنگ هنرنمایی کند.
* تمرینها اشکال داشتند این را میشود جبران کرد مشکلات دیگری هم بوده است؟
** مشکلات ارزشی حاوی به وجود آمده است. در زمینه رهبری و فرماندهی بحران ارزشی داریم. اکنون چنین باوری ایجاد شده که فرمانده میتواند از طریق سیستم راه دور نیروها را جا بهجا کند، یعنی پشت صفحه پلاسما بنشیند و سربازان را جلو بفرستد. من نمیدانم در آینده چه تکنولوژیهایی ایجاد خواهد شد، اما میدانم که هیچ تکنولوژیای قادر به جا بهجایی گروهانها و... نخواهد بود و نمیتواند در صحنه نبرد به سربازان و فرماندهان انگیزه بدهد که جان خود را به خطر بیندازند. اگر فرمانده در کنارشان نباشد که او را ببینند و باور کنند. تحرک نخواهد داشت. در این جنگ روشن شد که این ارزش اساسی در ارتش ما از بین میرود. بودجه را کم کردند، ولی مسئولیت آن را نپذیرفتند. اعتراف نکردند که نمیتوان امنیت سابق را ایجاد کرد. فکر کردند تکنولوژی را میتوان جایگزین کرد.
* چه کسی مسئول این شکست است؟
** همه کسانی که در6، 7 سال اخیر ارتش را اداره میکردند.
* موشه یعلون؟
** او یکی از افراد برجسته است.
* موفاز؟
** موفاز در 6،7سال گذشته رئیس ستاد کل بود و بلافاصله بعد از آن وزیر دفاع شد.
* و رهبران فعلی؟ اولمرت، پرنس خالوتس؟
** هر کسی که تصمیم گرفت با این شرایط وارد جنگ شود و هر کسی که جنگ را این گونه اداره کرد، مسئول است. این مساله که تنها چند ماه در این پست بوده، دلیل نمیشود که او از مسئولیت فرار کند.
* فکر میکنید درست است رهبران فعلی استعفا کنند؟
** درست بودن مطرح نیست. چارهای نیست. مردم احساس ناامنی میکنند.
* آیا احساس تهدید حیاتی میکنید؟
** درباره این جنگ نه؛ اما درباره پیامدهای آن اری. این ترس اکنون هم با من است. ما همیشه به خودمان میگوییم قوی هستیم و مثلا در جنوب فلان کارخانه را داریم؛ اما اگر طرف مقابل فکر کند ما ضعیف هستیم فکر ما اهمیتی ندارد. برتری امنیتی اسرائیل در این بود که میترسیدند با ما در افتند. ما در این جنگ این برتری را از دست دادیم.
اکنون من صداهایی از سوریه میشنوم که سالهای طولانی نشنیده بودم، این که میتوان با اسرائیل درگیر شد. ما مثل گذشته قدرتمند تلقی نمیشویم. من روی اطلاعات موثق به شما میگویم که در ارتش سوریه این احساس به وجود آمده که ببر اسرائیلی دیگر مثل گذشته سریع نیست و مثل گذشته بشدت گاز نمیگیرد و دندانهایش شروع به افتادن کرده است. اگر از حالا کاری نکنیم شاید چند سالی زندگی خوبی داشته باشیم اما از آن به بعد دیگر اینجا نخواهیم بود. راههای دیگری نیز هست.
* میتوان با سوریه گفتگو و در برابر صلح از جولان عقبنشینی کرد؟
** من برای گفتگو با سوریه آمادهام.
* درگیری دیگر با حزبالله را پیشبینی میکنید؟
** بدون شک، اما فکر میکنم در چند ماه آینده نباشد. آنها به دنبال فرصت مناسب هستند تا جنگ را دوباره آغاز کنند. برای این باید آماده شد.
* شما بسیار بدبین هستید.
** من دعا میکنم اشتباه کرده باشم؛ اما از زمان حمله به برجهای دوقلو احساس میکنم در آستانه جنگ تمدنها قرار گرفتهایم. ما در دوره قدرت یافتن اسلام زندگی میکنیم. ما اینجا یک جزیره یهودی وسط اقیانوس خروشان اسلامی هستیم.
* آیا منظور شما این است که اسرائیل باید برای یک سونامی آماده شود؟
** بدون شک باید برای یک سونامی اسلامی آماده شد. باید به یادداشت همان طور که شاه ایران سقوط کرد، مبارک هم میتواند سقوط کند. اگر اخوانالمسلمین در مصر روی کار بیایند، در عرض 72 ساعت قرارداد صلح با اسرائیل را ابطال میکنند. به نظر شما این خیالبافی است؟