محمدعلی مهتدی
با آنکه ایجاد فتنه مذهبی در خاورمیانه از سوی قدرتهای استعمارگر اتفاق تازهای نیست و در گذشته نیز بارها روی داده است، اما بهنظر میرسد تلاشی که اینک از سوی محافل صهیونیستی و نومحافظهکاران آمریکایی به منظور فرو بردن منطقه در کام این فتنه صورت میگیرد، ابعاد گستردهای دارد، بهطوری که میتوان گفت این تاکتیک زشت پایه و اساس استراتژی صهیونیستها و نومحافظهکاران این منطقه است.
در واقع، این فتنه از زمان ورود ارتش آمریکا به عراق و آفریدن شخصیتی به نام ابومصعب زرقاوی وارد مرحله جدیدی شد، اما ابعاد منطقهای این فتنه زمانی نمایان شد که آمریکا و اسرائیل در جنگ 33 روزه در لبنان نتوانستند به اهداف خود دست یابند و شکست اسرائیل در این جنگ باعث شد، ضربات سختی بر حیثیت ارتش صهیونیستی و نظریه بازدارندگی اسرائیل وارد آید.
در اینجا بود که اندیشمندان و پژوهشگران در دانشگاه تل آویو و مراکز تحقیقاتی، طراحی را به دولت ایهود اولمرت عرضه کردند، مبنی بر این که اسرائیل باید یک ائتلاف سنی برای مقابله با نفوذ شیعیان در منطقه بهوجود آورد. بخشهایی از این طرح در همان روزها یعنی اواخر شهریور ماه گذشته در روزنامههای صهیونیستی بدیعوت آحارونوت و هاآرتص منتشر شد و خانم تسیبی لئونی، وزیر امور خارجه اسرائیل نیز صراحتا اعلام کرد، کشورهای سنی مذهب عرب، برای مقابله با هلال شیعی و گسترش نفوذ ایران در منطقه باید با یکدیگر متحد شوند.
اوایل مهر ماه بود که خانم کاندولیزا رایس، وزیر امور خارجه امریکا وارد منطقه شد و پس از ملاقاتی طولانی با ملک عبدالله پادشاه عربستان سعودی به قاهره رفت و در جمع وزیران امور خارجه کشورهای عربی، طرح مقابله با جهان تشیع و نفوذ ایران را بررسی کرد. از آن پس، امان، پایتخت اردن هاشمی، عملا به صورت مرکزی برای هماهنگ کردن فعالیتهای مشترک اطلاعاتی و امنیتی بهمنظور پیشبرد این طرح در منطقه درآمد و مهمترین شخصیتهای امریکایی حتی شخص آقای جورج بوش و معاونش دیک چنی. که برنامهریز اصلی در همه طرحهای نو محافظهکاران است به خاورمیانه سفر کردند. موج تبلیغات و اقدامات توطئهانگیز در منطقه بالا گرفت، بهطوری که حتی اعدام دیکتاتور خونآشامی مانند صدامحسین نیز با شگردهای زیرکانه تبلیغاتی، شکل مبارزه شیعی. سنی به خود گرفت و تلاش شد از صدام حسین بعثی بیدین، شخصیتی قهرمان ساخته شود. هدف مهم این طرح، تغییر مسیر کشمش در منطقه، از عربی. اسرائیلی به شیعی. سنی یا عربی. ایرانی است. آنها کوشیدهاند این عنوان را در همه کانونهای بحرانی از عراق گرفته تا لبنان و حتی فلسطین گسترش دهند. در لبنان با آن که اکثریت جامعه تسنن این کشور در کنار نیروهای مقاومت قرار دارند، به گونهای تبلیغات میکنند که گویا بحران سیاسی کنونی یک کشمش سنی. شیعی است و در فلسطین نیز عدهای از طرفداران محمد دحلان. شخصیتی از جنبش فتح که روابط مشکوکی با محافل صهیونیستی دارد. جنبش حماس را متهم کردهاند که یک جنبش شیعی است که از ایران دستور میگیرد و باید با آن مقابله شود.
در همه کشورهای عربی خاورمیانه و خلیج فارس جوامع شیعی و سنی وجود دارند که قرنهاست با یکدیگر در فضای برادری دینی زندگی میکنند. میتوان تصور کرد، اگر محافل صهیونیستی و نومحافظهکاران آمریکایی در طرح شیطانی خود موفق شوند، جوامع عربی در چه وضعیتی قرار خواهند گرفت.
نتیجه این وضعیت جز هرج و مرج ناامنی و بیثباتی نخواهد بود و منطقه را در کام آتش و خون فرو خواهد برد و به طور حتم این همان خواستهای است که محافل صهیونیستی برای تحقق آن تلاش میکنند.
تنها راه مقابله با این طرح شیطانی، گفتگو و تفاهم بین جمهوری اسلامی ایران و کشورهای عربی بویژه عربستان سعودی است و چنانچه در این زمینه اقدامی مبتنی بر احساس مسئولیت و آیندهنگری صورت نگیرد باید منتظر باشیم تا در ماههای آینده منطقه خاورمیانه صحنه ماجراجوییهای تازهای از سوی آمریکا و اسرائیل شود.