تاریخ انتشار : ۲۹ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۸:۱۷  ، 
شناسه خبر : ۳۷۷۹۲

ترجمه: مریم حیدری
گروه بین‌الملل:
در تاریخ طولانی روابط آمریکا و اسرائیل، شاید بتوان جورج بوش را یکی از سرسخت‌ترین دوستانی دانست که تاکنون تل‌آویو در کاخ سفید داشته است. این موضع بوش تا حدی به سفر وی به اسرائیل و روابط دوستانه‌اش با رهبران اسرائیل مربوط است. در بخش دیگر نمایانگر احساسات افکار عمومی آمریکاست که در کل بیشتر از کشورهای دیگر چون انگلیس یا فرانسه طرفدار اسرائیل است.
اما از واکنش کاخ سفید به جنگ اخیر اسرائیل با لبنان چنین بر می‌آید که این حمایت ناشی از دید حساس نسبت به درگیری‌های خاورمیانه است. نظر کلی دولت بوش ممکن است این باشد که شاید افراد خوب و بدی وجود داشته باشند که با هم درگیر شوند، نقش واشنگتن مدیریت مذاکرات بین آنها نیست بلکه آن است که کمک کند افراد به زعم او بد، راحت‌تر شکست داده شوند.
«مایکل دان» معاون پیشین برنامه خاورمیانه در موسسه بین‌المللی صلح کارنگی در گزارشی درباره بحران کنونی خاورمیانه در این باره می‌نویسد: دولت بوش امیدوار است با محدودسازی یا خنثی‌سازی مخالفان خود در منطقه خاورمیانه، معادله‌های راهبردی را تغییر دهد. کابینه اسرائیل یکشنبه طرح آتش‌بس و اجرای آن را از صبح دوشنبه پذیرفت. دولت لبنان نیز متارکه موقت جنگ و اعزام ۱۵ هزار نیروی نظامی خارجی و استقرار همین تعداد سرباز لبنانی در مرزهای جنوبی لبنان را پذیرفت. با این وجود، هواپیماهای اسرائیلی و نیروهای نظامی آنها به جنگ در لبنان ادامه دادند و مقام‌های اسرائیلی گفتند هنوز مجبورند برای جلوگیری از مسلح‌شدن دوباره حزب‌الله، اعمال زور کنند. رئیسیان جمهوری آمریکا مدت‌ها برای موازنه حمایت از اسرائیل با دیگر اهداف دیپلماتیک این کشور در خاورمیانه، تلاش کرده‌اند. این تلاش‌ها در واقع به زمان ریاست جمهوری «هری ترومن» بر می‌گردد که با وجود مخالفت «جورج مارشال» وزیر امور خارجه وقت آمریکا در سال 1948 به سرعت اسرائیل را به رسمیت شناخت. در سال 1956 «دوایت آیزنهاور» در بحران کانال سوز با اسرائیل، فرانسه و انگلیس که با طرحی پیچیده سعی در برکناری «جمال عبدالناصر» رئیس‌جمهوری مصر و به دست گرفتن کنترل دوباره کانال سوئز داشتند، مخالفت کرد. در سال 1973 ریچارد نیکسون، برای تقویت نظامی اسرائیل در جنگ برای اعلام موجودیت تل‌آویو، ذخایری چون مهمات و جت‌های جنگنده را به این کشور ارسال کرد. در سال1980 «رونالد رایگان» اسرائیل را به عنوان یک شریک استراتژیک در جنگ سرد پذیرفت. اما معاون وی جورج دبلیو بوش این روش را نپذیرفت. وی معتقد بود، آمریکا نباید نقشی بیش از یک داور بی‌طرف بین اسرائیل و کشورهای عربی که ذخایر بزرگ نفتی را در اختیار دارند، بازی کند.
زمانی که بوش پدر جانشین رایگان شد، تا مدتی پرداخت وام‌های تضمینی آمریکا به اسرائیل را متوقف کرد. اما جورج بوش پسر روش پدر را در پیش نگرفت. او مانند رایگان به گرمی از اسرائیل حمایت کرد. یکی از داستان‌هایی که در زندگینامه سیاسی بوش بسیار تکرار شده‌ است، پرواز سال 1998 وی به همراه «آریل شارون» نخست‌وزیر وقت تل‌آویو، برفراز اسرائیل بود.
منتقدان، حماقت بوش را نتیجه وفاداری وی به مسیحیت و نگرش او به سرزمین مقدس می‌دانند، چیزی که مقام‌های دولت بوش بارها آن را انکار کرده‌اند. برخی دیگر به قدرت رای یهودیان در آمریکا اشاره می‌کند.
بوش در سال 2004 یک چهارم رای خود را که از میزان آن در سال 2000 به میزان بیش از ۱۹ درصد بیشتر بود، از یهودیان به دست آورده است. این البته افزایشی چشمگیر است اما یهودیان به عنوان یک گروه سیاسی، بیشتر دموکرات هستند.
منتقدان همچنین می‌گویند، بوش ممکن است زیر نفوذ گروه‌های حامی منافع اسرائیل باشد که مدت‌هاست نیروی توانمندی در واشنگتن هستند. «جان میر شیار» و «استفان والت» دانشمندان علوم سیاسی و نویسندگان مطالب مربوط به وقایع اخیر درباره اسرائیل در مجله فارن پالسی، معتقدند: در کل، روابط خاص با اسرائیل به طور عمده به فعالیت‌های لایی اسرائیل که ائتلافی از افراد و سازمان‌های فعال در زمینه سوق دادن سیاست خارجی آمریکا به سمت حمایت از تل‌آویو است، مربوط می‌شود. در یک نظرسنجی که توسط لس‌آنجلس تایمز بلومبرگ انجام شد، 59 درصد پاسخ دهندگان آمریکایی اقدام اخیر اسرائیل را در درگیری‌های کنونی «منطقی» خواندند که این در تضاد با افکار عمومی اروپاست. در بریتانیا، در نظرسنجی دیلی تلگراف تنها ۱۷ درصد پاسخ دهندگان حملات اسرائیل را «مناسب و برابر» دانستند. در یک نظر سنجی مشابه در آلمان نیز میزان موافقان ۱۲ درصد بود.
عامل دیگر حمایت بوش از اسرائیل را می‌توان ۱۱ سپتامبر عنوان کرد. در طول پنج سال گذشته، دولت آمریکا به طور گسترده، تمام درگیری‌های خاورمیانه را از میان لنز مبارزه با تروریسم می‌بیند و می‌گوید با توجه به موضوع، این گزینه درستی است. اما دیگران می‌گویند درگیری‌های طولانی مدت خاورمیانه تحلیلی از الگوی با ما و علیه آنها را ارائه نمی‌دهد. «زبیگنیو برژینسکی» مشاور پیشین امنیت ملی آمریکا در کنفرانس مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی می‌گوید: فکر می‌کنم دولت در زمینه دستیابی به صلح در خاورمیانه، بیشتر یک ایده نظامی و مطلق‌گرایی را دنبال می‌کند که با مفهومی از نگرش سیاه و سفید در آمیخته است.