آوی شیلم
استاد محقق در کالج آنتونی آکسفورد و نویسنده کتاب « دیوار آهنین: اسرائیل و جهان عرب»
ترجمه: نیره محمودی
لبنان قربانی ژئوپولیتیک بیرحم خاورمیانه است. تاریخ دخالت اسرائیل در امور همسایه شمالیاش، درسهایی را که این دخالت داشته است، تکرار میکند. رهبرانی که این درسها را نادیده میگیرند، بیشتر احتمال دارد که این اشتباهات را تکرار کنند.
اما یکی از تصمیمهای عاقلانه که اسرائیل در رابطه با لبنان گرفت، عقبنشینی نیروهایش در سال2000پس از تحمل18 سال رنج و مرارت بود. مقایسههای زیادی میان نزاع کنونی و حمله ناشیانه به لبنان در سال 1982 صورت گرفته است. اما آموزندهترین مقایسه مربوط است به تهاجم اخیرو حملهای که شیمون پرز در آوریل1996رهبری کرد. تهاجمی که عملیات خوشههایخشم نام گرفت. هر دو تهاجم پیشزمینههای یکسانی داشتند و به منظور دستیابی به اهداف سیاسی از دیپلماسی دوری گزیده و به نیروی نظامی تکیه کردند. طی هر دو تهاجم رهبران غیرنظامی به منظور افزایش محبوبیت خود در افکار عمومی اسرائیل و بدون اشکال تراشی، توصیه ارتش را پذیرفتند.
شیمون پرز که پس از ترور اسحاق رابین نخستوزیر شده بود، تلاش کرد تا تصویر دیگری از خود ارائه کند و از آقای صلح به آقای امنیت تبدیل شود.
ایهود اولمرت هم که جانشین آریل شارون ستیزهجو است، تلاش دارد تا ثابت کند زمانی که موضوع امنیت اسرائیل در میان است، میتواند بسیار مصمم و خشن باشد. نظامیان اسرائیل همیشه در روند سیاستسازی نفوذ داشتهاند. اما این نفوذ امروزه بدون افسار است. هنگامی که حزبالله دو سرباز اسرائیلی را به اسارت گرفت، اولمرت یک طرح نظامی را به کابینه امنیت اسرائیل ارائه کرد؛ اسرائیل 15 زندانی لبنانی را در اختیار دارد، اما گزینه مذاکره بر سر مبادله اسرا از همان ابتدا به هیچ وجه مطرح نبود. در هر دو تهاجم خرد کردن و نابودی حزبالله اصلیترین هدف بود و در هر دو اهداف واقعگرایانه نبودند. در سال1996تلاش میشد به شهروندان جنوب لبنان فشار آورده شود تا آنها نیز به دولت لبنان فشار بیاورند که در نهایت دولت لبنان نیز سوریها را مجاب سازد حزبالله را محدود کرده و برای نیروهای اسرائیلی مستقر در جنوب لبنان مصونیت ایجاد کنند. خلاصه آن که این طرح تلاش داشت تا سوریها را مجبور کند به عنوان ژاندارم اسرائیل در لبنان عمل کند. سوریه زیربار نرفت و حزبالله قویتر و قویتر شد.گفته میشود که هدف از تهاجم اخیر به سوریه نابودی حزبالله است. این هدف نیز کاملا فاقد واقعگرایی است. هیچ نوع فشار نظامی نمیتواند خلع سلاح حزبالله را در پی داشته باشد.
دولت لبنان یک ائتلاف شکننده است که دو نماینده حزبالله را نیز در خود دارد. ارتش لبنان در جنوب این کشور قدرت و مشروعیت ندارد و هر نوع تلاش برای خلع سلاح حزب الله در این منطقه میتواند موجب قیام گروههایی شیعی شود.
حزبالله در لبنان به هیچ وجه یک سازمان تروریستی محسوب نمیشود، بلکه همه آن را یک جنبش مقاومت اسلامی معتبر و موثر میدانند. این حزبالله و نه ارتش لبنان بود که توانست نیروهای قدرتمند نظامی اسرائیل را با خفت و خواری در سال 2000 از لبنان بیرون براند. حزبالله به جامعه شیعی محروم و فقیر قدرت بخشید. اسرائیل برای این که حزبالله را نابود کند باید تمام شیعیان لبنان را بکشد. هر دو تهاجم اسرائیل به لبنان شامل هدف قرار دادن غیرنظامیان بود که نقض آشکار قوانین جنگ محسوب میشود. در عملیات خوشههای خشم استراتژی اسرائیل متراف بود با شخم زدن یک باغ با یک بولدوزر. «دن هالوتس» فرمانده عملیات کنونی به لبنان، فرمانده سابق نیروی هوایی اسرائیل و از طرفداران اصلی به کارگیری نیروی هوایی علیه غیرنظامیان است. در سال1996نیروهای اسرائیلی400هزار غیرنظامی را از خانههایشان آواره کردند.
در حمله اخیر تعداد آوارگان بیش از 800هزار نفر است که به این رقم باید 515 کشته و بیش از سه هزار تن زخمی را نیز افزود. بخش عمده این تلفات کودک هستند. در سال1996قتل عام شهروندان عملیات خوشههای خشم پایانی ننگین را در پی داشت.
102 آواره که به اردوگاه سازمان ملل در قانا پناه برده بودند، توسط بارانی از بمب که بعدها از سوی عضو بینالملل اقدامی عمدی خوانده شد، به قتل رسیدند. این قتل عام به معنای یک پیروزی قاطع برای حزبالله بود. فشارهای بینالمللی آمریکا را مجبور کرد تا به منظور جلوگیری از ادامه خونریزیها درصدد برقرار آتش بس برآید. عملیات خوشههای خشم یک شکست سیاسی، نظامی و اخلاقی بود.
دو هفته پیش بمباران اسرائیل در همان شهر قانا دست کم موجب مرگ 28 بیگناه شد. بار دیگر جهان این اقدام اسرائیل را محکوم کرد. با این حال این بمباران نقطه پایان تهاجم اخیر به لبنان نبود. حزبالله به محض این که اسرائیل اعلام آمادگی کند، آتشبس را به اجرا در خواهد آورد. اما آمریکا که چراغ سبز ادامه تهاجم به لبنان را به اسرائیل نشان داد، هنوز با پایان خشونتها مخالف است، هر چند که در تلاش برای آن چه آتشبس پایدار خوانده است، مشارکت دارد.
تاکنون آمریکا به جای آن که بخشی از یک راهحل باشد، خود بخشی از بحران بوده است. اسرائیل هرگز در تاریخ خود با چنین سهلگیری از سوی آمریکا که امروز شاهد آن است، مواجه نبوده است. تاثیر این تهاجم بیرحمانه مانند سال 1982علیه مردم لبنان، این خواهد بود که نسل جدیدی از جوانان خشمگین پا به عرصه وجود بگذارند و زندگی خود را وقف مقاومت کنند. کشتن کودکان کاری اشتباه است. جنگ علیه ترور نمیتواند با دولت منتخبی که به مثابه یک سازمان تروریستی عمل میکند، به پیروزی برسد. جنگ امری کاملا جدی است که سرنوشت آن تنها به دست ژنرالها رقم خواهد خورد.