علما و مبارزان تبریز و علمای نجف به شاه تلگرام زدند و سرانجام اقدامات آنان موثر افتاد و شاه که از هر طرف خطر را احساس میکرد در پاسخ اطمینان به معاودت علمای بستنشین داد و طولی نکشید که روز ۱۴ مرداد 1285 شمسی فرمان مشروطه را صادر کرد به این ترتیب پس از یک سال و نیم تلاش، مبارزه و تحمل سختیهای فراوان جنبش و نهضت ملی مشروطهخواهی ایران به ثمر رسید و ایران مشروطه شد. یکصد سال پیش در چنین روزی مردم آذربایجان و در راس آنها تبریز قهرمان برای رهایی ایرانیان از بند استعمار، استبداد، استثمار و عقبماندگی سیاسی و اجتماعی بپاخاست تا بنیان جامعهای آزاد و عاری از هرگونه ظلم و فساد و بیعدالتی را بنیان نهد. در آن سالها که ظلم و جور ازهمگسیختگی جامعه ایرانی را فرا گرفته بود مردم تبریز بر اساس رسالت ملی و مذهبی خود بر ضد استبداد مبارزهای را آغاز کرد که در آن مفاهیم ملی و حتی فراملی چون آزادیخواهی، عدالتطلبی، ستمسوزی، دیکتاتورستیزی حرف اول و آخر مبارزان بود. نهضت مشروطهای که به گواه تاریخ ریشه آن در تبریز رشد کرد و به سایر نقاط کشور گسترش یافت نه تنها طیف روشنفکر بلکه دهقانان پیشهوران، کارگران، بازرگانان، تجار، روزنامهنگاران و طبقه میانی و متوسط جامعه را نیز پشت سر داشت. هنگامی که محمدعلی شاه گامهای جدی و سرکوبگرانه برای از میان برداشتن انقلاب مشروطیت برداشت و با حمایت دولتهای خارجی همچون روس مجلس را به توپ بست و بسیاری از مشروطهخواهان را به دار آویخت این تبریز بود که سختترین مقاومتها در برابر استبداد شاهی را از خود نشان داد. زمانی که یاس و ناامیدی مشروطهخواهان را فرا گرفته بود شخصیتهای مبارز و برجستهای همچون ستارخان (سردار ملی) و باقرخان (سالار ملی) با شجاعتی مثال زدنی رهبری جنبش مردمی مشروطه را در دست گرفته و باعث فرار محمد علی شاه از کشور شدند. بدون تردید آنچه که در تاریخ معاصر ایران به عنوان قوای سهگانه خانه ملت حق مشارکت آزادی بیان و عقیده قلم و آزادی احزاب مطرح شده و میشود و دستاورد بزرگ نهضت مشروطیت است که با رشادتها و دلاوریهای مردم تبریز و آذربایجان به دست آمد. تبریز در طول تاریخ همواره مهد تجدد و نو خواهی بوده و گنجینهای از حماسهها را در خود دارد و به ویژه در تاریخ معاصر ایران این شهر در صف نخست مبارزات ملت ایران قرار داشته و همیشه مقابل ستمگران و متجاوزان با چنگ و دندان ایستاده است. در جنبش مشروطیت نیز به واقع تبریز منجی انقلابی شد که در آستانه شکست قرار گرفته بود. انقلاب مشروطه با دوراندیشی رهبران و هوشیاری و از جان گذشتگی مردمان خطه آذربایجان و تبریز نه تنها به سر منزل مقصود رسید بلکه حکومت قاجار را از تخت سلطنت پایین کشید. اعتبار مبارزات مردم تبریز زمانی ارزش فزونتری به خود میگیرد که به اوضاع و احوال دوران آستانه نهضت مشروطه و نظام سلطنتی که برپایه استبداد فردی استوار بود توجه شود. در آن دوران همه قدرت دولتی اعم از قانونگذاری و اجرایی در دست شخص شاه متمرکز بود و وی صاحب اختیار بیچون و چرای مردم بود و توان سیاسی و اقتصادی فراوانی داشت. در تحلیل موقعیت و نقش تبریز در پیدایش نهضت مشروطیت باید به کانون نوگرایی این شهر کهن به دلیل نزدیکی به اروپا دولت عثمانی و روسیه توجه عمیقی شود.
پذیرش تحولات جدید فرهنگی، صنعتی و اجتماعی و سیاسی مردم تبریز با دنیای جدید به آنها این امکان را فراهم ساخت تا در نهضت مشروطه نیز پیشقدم و البته ثابتقدم شوند. نزدیکی به روسیه و تبعات انقلاب 1905 آن کشور افکار انقلابی "در تبریز را بیش از دیگر نقاط ایران حتی تهران رونق و رواج داده بود به طوری که روزنامهنگاران این شهر چون حسینخان عدالت مدیر روزنامه عدالت و "الحدید" و "محمدعلی خان تربیت مدیر مجله گنجینه فنون در انجمنهای سری نقش عمده داشتند." به گواه منابع موجود "تبریز بزرگترین مرکز انتشار روزنامههای ملی در دوره مشروطیت بود و تهران در ردیف دوم قرار داشت. از سوی دیگر پیش از شروع انقلاب مشروطه مردم تبریز در نهضت تنباکو نیز نام خود را به عنوان خاستگاه نخستین خیزش ضد استعماری در ایران در تاریخ به ثبت رسانده بود. در آن زمان و برای نخستین بار تبریزیها مقیم استانبول که روزنامه اختر را منتشر میکردند امتیازنامه توتون و تنباکو را افشا و مضرات آن را به ملت ایران روشن کرده بود. پس از آن تبریز نخستین شهری بود که بر علیه آن امتیازنامه به یک خیزش قهرآمیز دست زد و ابتکار عمل را در دست گرفت تا استبداد و استعمار چنان غافلگیر شود که راهی جز پذیرفتن خواستهای ملت نیابد. این قیام بدون تردید یکی از عوامل و انگیزههای مهم و تاثیرگذار انقلاب مشروطه و استقرار نظام پارلمانی در ایران بود. علاوه بر مسایل فوق در دوره مشروطه و پیش از آن توجه به صنعت و استفاده از تکنولوژی غرب همزمان در تبریز مورد استفاده قرار میگرفت که این امر در انتقال تجربیات و اندیشههای مختلف موثر بود. قانونخواهی، آزادی، دوستی، تجدد و روشنگری از جمله خصلتهای برجسته مردم تبریز در طول تاریخ بوده است که قافله سالاری و پیش گامی در مبارزات مقابله با استبداد و استعمار و دفاع از استقلال و تمامیت ارضی نشان از این خصیصهها دارد. سید جمالالدین واعظ اصفهانی بعد از مسافرتی که پیش از انقلاب مشروطه به تبریز داشت مردم این خطه را چنین معرفی میکند: از سی کرور جمعیت ایران فقط ۵۰ هزار نفر درک و فهم انقلابی دارند غیر از تبریزیها که به تمامی انقلاب را فهمیدهاند و اگر برای رهانیدن ملت ایران از ظلم و ستم دربار قاجار وجود داشته باشد اولی امام عصر و دومی مردم تبریز میباشد. میتوان نتیجه گرفت که مشکلاتی اعم از قدرت خودکامه سلطنت، ناامنی، فقر و نابرابری توام با افزایش سطح آگاهی مردم به ویژه اهالی تبریز زمینه برای ایجاد تحول عظیم و تاریخی که نخستین گام آن تشکیل جامعه مدنی در انقلاب مشروطیت بود را فراهم ساخت. بدون تردید در تاریخ معاصر این انقلاب مشروطیت بود که مردم ایران را به حرکت درآورد و رهنمون آنها در سده ۲۰ شد که در این راه تبریز و مردم همیشه آگاه و فهیم آن نقشی بیبدلیل و حساسی داشتهاند. تبریز نقش تاثیرگذار و تعیین کننده خود در بسترسازی تداوم و به مقصد رساندن نهضت مشروطیت را به نهایت مطلوب ایفا کرد و نام خود را همچون دیگر عرصههای سیاسی اجتماعی، فرهنگی، علمی و اقتصادی در تاریخ ایران و بلکه جهان به ثبت رساند..میرزا محمد خان قزوینی در خاطرات خود مینویسد: آ ن موقع در اروپا بودم، مردم به صف میایستادند تا روزنامههایی بخرند که صحبت از ستارخان و تبریزیان را چاپ میکرد.