عبدالله شهبازی
1- برنارد لوئیس، استاد دانشگاه پرینستون، با انتشار مقالهای مدعی شد که 22 اوت زمان مناسبی است که اسرائیل مورد حمله اتمی ایران قرار گیرد.
لوئیس با این پیشفرض، تحلیل خود را آغاز میکند که گویا ایران مجهز به سلاح اتمی است و به اظهارات برخی مقامات ایرانی استناد میکند که پاسخ خود در مسئله انرژی هستهای را در 22 اوت (عید مبعث) خواهند داد. این روز برابر است با 27 رجب و چون مسلمانان شب 27 رجب را «لیلةالمعراج» میدانند، پس 22 اوت 2006 زمان مناسبی است برای حمله اتمی ایران برای پایان دادن به موجودیت اسرائیل و «اگر ضرورت داشت تمامی جهان.»
2- مقاله برنارد لوئیس بازتاب گسترده داشت. رسانههای وابسته به نئوکانها تحلیل فوق را «تکمیل» کردند و شاخ و برگهایی بر آن افزودند. رابرت اسپنسر مدعی شد که برخی مقامات ایرانی در گفتگو با رهبر یکی از احزاب سوریه اعلام کردهاند که در شب رجب، به یاد شب معراج، آسمان بیتالمقدس را «نور باران» خواهند کرد. «فاکس نیوز» برنامهای پخش کرد با عنوان: «آیا ایران 22 اوت را به پایان جهان بدل خواهد کرد؟»
3- لوئیس برجستهترین اسلامشناس یهودی زنده به شمار میرود. آیا هدف از ارائه تحلیلی چنین بیپایه از سوی او جنگ روانی است تا بر شکست خفتبار اسرائیل سرپوش گذارند؟ ولی چنین پروژه جنگ روانی را کسان دیگری میتوانستند پیش برند و به نام و آوازه برنارد لوئیس نیاز نبود. به راستی، چرا باید از «اعتبار علمی» شخصیتی چون برنارد لوئیس خرج میشد؟
4- احتمالاً مسئله فراتر از جنگ روانی است و به این دلیل پروژه فوق با برنارد لوئیس کلید خورده است. نئوکانها پس از اشغال عراق مترصد تهاجم نظامی به ایران بودند. فروپاشی اسطوره شکستناپذیری اسرائیل و بهمریزی توازن قوا در منطقه هم اکنون این طرح را ضرور و عاجل کرده است. مصاحبه مطبوعاتی 14 اوت بوش مؤید این فرضیه است. بوش از «جنگ جهانی علیه تروریسم» سخن گفت، به شکلی مضحک اسرائیل را «پیروز» در جنگ با حزبالله خواند، ایران و سوریه و حزبالله را مورد حمله قرار داد و اعلام کرد که آمریکا در موضع تهاجمی قرار خواهد گرفت.
محتمل است که دولت بوش، با استناد به «اعتبار» تحلیل برنارد لوئیس، مدعی پیشگیری از حمله اتمی ایران به اسرائیل در 22 اوت شود و قبل از آن،تهاجمی نظامی – هوایی محدودی را به ایران آغاز کند. و نیز متحمل است که در 22 اوت فاجعهای ضد بشری علیه شهروندان یهودی و مسیحی و مسلمان غیرنظامی در بیتالمقدس انجام گیرد و ایران به عنوان عامل آن معرفی شود. در این صورت، برنارد لوئیس در کسوت «نوستراداموس دوم» ظاهر خواهد شد.
باید در مقابل چنین احتمالاتی هشیار بود و افکار عمومی جهانیان را در قبال چنین طرحهای شیطانی هشیار کرد.