آرمان امیری
رئیسجمهوری احمدی نژاد، که معمولاً سخنان و اظهار نظراتش، چه در داخل کشور و چه در خارج از آن بازتابهای گسترده و کم نظیری در پی دارد، سال جدید را نیز با سخنانی جالب توجه آغاز کرد. احمدی نژاد که قبل از رسیدن به مقام ریاست جمهوری وعده آوردن پول نفت بر سر سفره مردم را داده بود، اواخر فروردین ماه، با پیشنهاد فروش نفت ارزان به کشورهای فقیر، دیگر فقرای جهان را نیز به صرف پول نفت ایران دعوت کرد. این پیشنهاد واکنشهای متفاوتی را در میان صاحبنظران برانگیخت. عباس رجایی، نماینده مجلس هفتم، با اشاره به پیشنهاد رئیس جمهوری گفت: «باید ابتدا مردم خود را با شرایط مطلوب اقتصادی قرار داد، بعد پیشنهاد کمک به دیگران را مطرح کرد. در شرایطی که کشور نیازمند تکمیل پروژههای عمرانی و فقرزدایی است، طرح پیشنهاد ایجاد صندوق نفت برای کمک به کشورهای ضعیف به مصلحت نیست. بایستی در ابتدا مردم خودمان را در شرایط مطلوبی از نظر اقتصادی قرار دهیم بعد به مسائل این چنینی بپردازیم.»
عزتالله یوسفیان، نایب رئیس کمیسیون حقوقی و قضائی مجلس نیز با بیان این مطلب که این پیشنهاد باید ابتدا در اوپک مطرح شود، گفت: «این پیشنهاد، پیشنهادی نیست که ما شخصا بتوانیم آن را انجام دهیم، چرا که ما با مقررات اوپک پیش میرویم. چناچه بخواهیم در حوزه نفت خارج از تصمیمات اوپک تصمیم بگیریم، عضویت ما در این سازمان مسئلهدار میشود». واکنشها به پیشنهاد رئیس جمهوری به نمایندگان مجلس منحصر نماند و خیلی زود پای کارشناسان اقتصادی نیز به ماجرا باز شد. ابتدا دکتر نیلی با ابراز نارضایتی از این پیشنهاد گفت: «کشورهای فقیر باید از کشورهای تولید کننده، نفت دریافت کنند نه اینکه ما داوطلب دادن پول به آن کشورها شویم». پس از آن دکتر جمشید پژویان، در گفت و گو با خبرنگار آفتاب گفت: «فروش نفت به قیمت ارزان هیچ توجیه اقتصادی ندارد. حتی اگر میزان تولید ما بیش از تقاضا و نیاز هم باشد، باز هم هیچگونه توجیهی ندارد که ما نفت را استخراج و به قیمتی ارزانتر از حد معمول به فروش برسانیم. ما خود مشکلات زیادی در زمینه فقر داریم».
دکتر پژویان با اشاره به وضعیت اقتصادی کشور تصریح کرد: «ما خودمان هم از یک نقطه نظر فقیریم. در جامعه ما توزیع درآمد بسیار ناعادلانه است و چیزی در حدود 13 تا 14 درصد از مردم ما زیر خط مطلق فقر زندگی میکنند. در چنین شرایطی چه دلیلی دارد که ما نفت خود را به صورت ارزان به دیگران بدهیم. برای کمک به این کشورها هم ما میتوانیم به بهداشت، آموزش و بخش مسکن آنها کمک کنیم».
پیشینه تاریخی
در میان اظهارات نظرات کارشناسان، غلامرضا مصباحی مقدم، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس، پیشنهاد رئیس جمهوری را یک قضیه با پیشنیه تاریخی معرفی کرد. وی ضمن بیان این مطلب که «نگاه انسان دوستانه، اقتصادی و حفظ بازار، ملاحضاتی را برای کشورهای فقیرتر ایجاب میکند.» پیدایش این تفکر را مربوط به دو دهه قبل چنین پیشنهادی از طرف کشورهای نفتی و غیرنفتی مطرح شد، چرا که افزایش بیرویه قیمت نفت در سطح بینالمللی، کشورهای فقیرتر را دچار مشکل کرده و دست یافتن آنها به توسعه را غیر ممکن میساخت». اشاره مصباحی مقدم به شوک نفتی مربوط به دهه 70 میلادی میشود. «غلامحسین حسن تاش» کارشناس مسائل نفتی در مورد این واقعه توضیح داد: «در دهه 1970 میلادی و طی یک شوک نفتی قیمت جهانی نفت افزایش فراوانی یافت و به تبع آن جو جهانی بر علیه اوپک شد. غرب نیز با تحریک افکار عمومی مسبب تمامی مشکلات را، اوپک معرفی میکرد در صورتی که حقیقت موضوع به این صورت نبود. در سال 1975 نیز اجلاس اوپک تحت تاثیر جوسازی کشورهای غربی برگزار شد و تظاهرات و اعتراضاتی نیز بر علیه امضای اوپک در جریان بود». البته حسن تاش، این ماجرا را به شرایط کنونی بیربط می داند و می گوید:« شرایط کنونی به آن زمان هیچ شباهتی ندارد و جهان نیز اوپک را مسبب افزایش قیمت نفت نمیداند».
وی در مورد پیشنهاد رئیس جمهوری میگوید:« با توجه به اینکه بر اساس این پیشنهاد بخش از تولید نفت کشور به صورت ارزان به کشورهای فقیر واگذار میشود باید دید که در قبال این از دست دادن چه چیزی به دست میآوریم و بنابراین باید موضوع کاملا توسط کارشناسان بررسی و موشکافی شود، چرا که در مقاطعی از تاریخ کشورمان شاهد بودهایم که همین سیاست ارزان فروشی یا دادن رایگان نفت به برخی کشورها اجرا میشده که به رغم این لطف ایرانیان، کشورها اجرا میشده که به رغم این لطف ایرانیان، کشورهایی که از این مزایا استفاده میکرده اند نه تنها منافع ایران را در نظر نگرفتند بلکه بعضا بر علیه ما نیز موضعگیریهایی نمودند.» سخنان حسن تاش این گزینه را تقویت میکند که رئیس جمهوری با بیان این پیشنهاد قصد جلب حمایت برخی از کشورهای جهان وافکار عمومی را دارد. گویا با همین دید است که رجایی میگوید:« هر اقدام بینالمللی اثراتی دارد ولی اینکه اثرات این پیشنهاد اینقدر فراگیر باشد که بتواند مسائل هستهای را تحت الشعاع قراردهد، اینگونه نیست. چون کشورهای مخالف ما هم قدرتهایی را دارند که بر اساس آن معادلات اقتصادی و سیاسی دنیا را به نفع خودشان تغییر دهند، اما این پیشنهاد هم یک امکان است و هر امکانی میتواند به قدرو اندازه خودش در موضوعات روابط بینالملل تاثیر گذار باشد».
استفاده از قدرت نفت برای تاثیرگذاری در معادلات سیاسی، نمونههای بسیاری در تاریخ معاصر جهان دارد. پس از آنکه صدور بشکههای نفت رایگان از سوی شوروی به کوبا سبب شد تا این کشور در مقاطعی حتی به صدور نفت مازاد نیاز خود بپردازد، » هوگو چاوز» رئیس جمهوری ونزوئلا نیز به استفاده از این سلاح قدرتمند روی آورد.
چاوز با استفاده از دلارهای نفتی توانسته تا محبوبیت خاصی در میان کشورهای آمریکای لاتین کسب کند. وی میلیاردها دلار از درآمدهای نفتی ونزوئلا را در کشورهای دیگر آمریکای لاتین سرمایهگذاری و مصرف میکند. چاوز همچنین قراردادهایی برای فروش نفت ارزان منعقد کرده و به کشورهای کوچک منطقه کارائیب و کشورهایی چون اکوادور- در امریکای لاتین- نفت را به قیمتی پایین تر از ارزش واقعی آن عرضه میکند. رئیس جمهوری ونزوئلا، دلارهایی را که از فروش نفت به آمریکا حاصل میشود برای کمک وحمایت از مخالف سرسخت و دیرینه واشنگتن، یعنی فیدل کاسترو، به کار میگیرد و به همین دلیل دولت ایالات متحده هوگو چاوز را متهم میکند که تاثیر گذاری در قاره آمریکای لاتین را با پول میخرد. دو ماه پس از پیشنهاد رئیس جمهوری، وزیر امور اقتصادی و دارایی از « کمیته بررسی پیشنهاد رئیس جمهوری برای فروش نفت ارزان قیمت به کشورهای فقیر با حضور نمایندگانی از وزارت اقتصاد، وزارت نفت و سازمان مدیریت» خبر داد. داوود دانش جعفری، در مورد بررسی پیشنهاد رئیس جمهوری در اوپک گفت: «چنین بحثی در اوپک مطرح نیست. بحثی که وزیران اقتصادی اوپک دنبال میکنند برگزاری اجلاس سالانه صندوق اوپک است. صندوق اوپک صندوقی است که حدود سیسال قبل توسط کشورهای اوپک تاسیس شده و هدف آن این است که با افزایش و گرانی قیمت نفت کمکهایی را به کشورهای فقیر و دارای درآمد متوسط ارائه دهد.» وی تاکید کرد: «به عبارت دیگر وظیفه این صندوق این است که کشورهای عضو اوپک مبلغی را به عنوان سرمایه صندوق کمک میکنند و این کمکها در قالب وام کوتاه مدت و بلندمدت در اختیار کشورهایی قرار میگیرد که درخواستهایشان در اجلاس به تصویب میرسد». به نظر میرسد که دانش جعفری به نحوی درصدد اصلاح پیشبینی رئیسجمهوری برآمده و قصد داشت تا آن را با روال قانونی اوپک هماهنگ کند. وی حتی تا بدانجا پیش رفت که اصل فروش نفت ارزان را منتفی اعلام کرد و گفت: «برای پیشنهاد رئیسجهوری هنوز طرح اجرایی مشخص تهیه نشده است ولی اگر قرار باشد این پیشنهاد عملی شود باید از طریق کمکهایی که ایران به صندوق اوپک میکند، دنبال شود. این کمکهای نقدی خواهد بود و بحث عرضه نفت مطرح نیست».
بعد از دانش جعفری نوبت به وزیری هامانه رسید تا او نیز به نحوی اجرای پیشنهاد رئیسجمهوری را به تعویق اندازد. وزیر نفت چهار ماه پس از ارائه پیشنهاد احمدینژاد با بیان این مطلب که «تاکنون کار اجرایی در این مورد صورت نگرفته است»، گفت: «اگر قرار باشد تخفیفی در مورد قیمت نفت به کشورهایی داده شود، این موضوع باید به تصویب مجلس شورای اسلامی برسد، از این رو اجرای این پیشنهاد نیازمند مراحل طولانی است.» به نظر نمیرسد که با این سرعت عمل، وزرای دولت به واقع عزمی جدی در اجرای دستورات رئیسجمهوری داشته باشند. آیا به راستی طرح رئیسجمهوری را باید تنها یک وعده تبلیغاتی دانست؟ آینده مشخص خواهد کرد که فقرای جهان نیز به جمع چشم انتظاران پول نفت در داخل ایران خواهند پیوست یا نه.