تاریخ انتشار : ۱۵ مهر ۱۳۸۷ - ۱۳:۰۳  ، 
شناسه خبر : ۳۷۹۳۰
بهزاد نبوی سیاستمدار اصلاح‌طلبی که استراتژی اصولگرایان را فاش کرد

گروه سیاسی: این روزها باز هم حجم حملات تبلیغاتی علیه اصلاح طلبان افزایش یافته است. اصلاح طلبانی که تعدادی از کاندیداهای آنان تا چند روز دیگر و در مرحله دوم انتخابات مجلس هشتم مقابل رقبای اصولگرای خود صف آرایی خواهند کرد. چرایی تشدید حملات به اصلاح طلبان آن هم در آستانه برگزاری انتخابات حدیثی تکراری است که البته اصلاح طلبان هم دلایل زیادی را برای چنین مساله یی عنوان می کنند. بهزاد نبوی از جمله شخصیت های محوری جبهه اصلاحات است که درباره موج حملات تخریبی به اصلاح طلبان می گوید؛ این جنجال ها و هیاهوهایی که به پا می شود کاربرد تبلیغاتی در آستانه انتخابات دارد و همه تهمت ها و تهدید هایی که مطرح می شود نشان دهنده شرایط نامطلوب طرف مقابل است و مخالفان اصلاحات برای حل مشکلات خود سعی می کنند رای اصلاح طلبان را در این ماه های آخر قبل از انتخابات به هر شکلی و محبوبیت آنها را کاهش دهند. گذشته از همه این مباحث اصلاح طلبان کسانی نیستند که با اتکا به حمایت خارجی بخواهند مشکلات داخلی کشور را حل کنند. با این همه نبوی شرکت در انتخابات را تنها راه تغییر وضع موجود به وضع مطلوب برای جریان اصلاحی می داند. به گفته او؛ ما به عنوان یک جریان اصلاحی مسیرمان برای تغییر وضع موجود به وضع مطلوب مسیر شرکت در انتخابات است. برای تبدیل وضع موجود به وضع مطلوب در جهان سه راه بیشتر متصور نیست.

 1- انقلاب 2-توسل به قدرت خارجی مثل اتفاقاتی که در افغانستان و عراق رخ داد 3- حرکت اصلاحی. ما که جزء دسته سوم هستیم و معتقد به دو روش دیگر نیستیم به اصلاحات متوسل شدیم. اصلاحات یک حرکت قانونی، تدریجی و مسالمت آمیز و مردمی برای تبدیل وضع موجود به وضع مطلوب است. چگونه این حرکت را انجام دهیم؟ با شرکت در انتخابات خبرگان، ریاست جمهوری، مجلس و شورای شهر. چهار رکن که در این کشور با رای مردم، اعضایش انتخاب شوند و وظایف خود را اعمال کنند. ما راه مان این است که در انتخابات شرکت کنیم نه اینکه حالا که نتوانستیم به درستی رایزنی کنیم کنار بکشیم. با تمامی این احوال هیچ چیز نتوانسته از اقدامات جناح حاکم از تهمت و افترا گرفته تا حملات تند و شدید بکاهد. چنان که از دور اول انتخابات این حملات به وضوح پیدا بود. به گفته نبوی به طور کلی حملات تند و شدید و بی سابقه یی که علیه اصلاح طلبان می شود و از دو ماه قبل از انتخابات 24 اسفند 86 شروع و در 20 روز پایانی تشدید شد، اتهاماتی نظیر جاسوسی و غیره که به کل اصلاح طلب ها وارد می شود، خشم شدید مخالفان اصلاحات حتی از ثبت نام اصلاح طلبان و نه از شرکت آنها در انتخابات و توصیه به عدم ثبت نام و حتی تهدید زودهنگام به ردصلاحیت شان توسط مراجع غیرمرتبط که شما اصلاً غلط کرده اید ثبت نام کرده اید، صلاحیت تان را رد می کنیم و پدرتان را هم درمی آوریم، همه اینها حداقل نشانگر نگرانی طرف مقابل از اقبال مردم به اصلاح طلبان است و به همین دلیل قصد دارند گزینه بعدی و آلترناتیوی را که ممکن است مد نظر مردم باشد از حالا به شدت مورد تهاجم قرار دهند که نتوانند وارد عرصه رقابت شوند. چون ما اطلاعات دقیقی از مواضع مردم نداریم و نظرسنجی های محدودی انجام داده ایم و هنوز برای ما توان کافی برای ارزیابی مواضع مردم ایجاد نشده است، ولی همین که طرف مقابل مان، این همه عصبانی و حساس است نشان می دهد اقبال مردم نسبت به جریان حاکم کاهش پیدا کرده و احتمالاً نسبت به جریان اصلاحی این اقبال افزایش یافته است.

به خاطر دارم پیش از انتخابات شورای دوم یا حتی پیش از انتخابات مجلس هفتم بسیاری به ما می گفتند «شرکت در انتخابات چه فایده یی دارد؟ حالا فرضاً دو دوره آقای خاتمی رئیس‌جمهور شد و مجلس ششم دراختیار اصلاح طلبان بود، مگر چه کار توانستید بکنید که حالا ما دوباره در انتخابات شرکت کنیم؟ کاری که از دست شما برنمی آید.» اما امروز با هر کسی صحبت می کنیم با نگرانی از ما می پرسد؛ «چه کار می خواهید بکنید؟ آیا در انتخابات شرکت می کنید؟» این نشان می دهد مردم هم احساس می کنند راهی جز شرکت در انتخابات برای حل مشکلات موجود نیست. زمانی به اصلاح طلبان می گفتند شما نتوانستید کاری انجام دهید اما امروز می بینند که بالاخره نبود همان جمع در دولت و مجلس سبب شده کارهایی انجام شود که حداقل در حضور اصلاح طلب ها انجام نمی شد. می بینند دولت اصلاحاتی که به آن انتقاد داشتند، حداقل کارهایی را نمی کرد که اینها انجام می دهند و وضع کشور خیلی بهتر از وضع کنونی بود. حتی اگر بگوییم هیچ کار مثبتی انجام نمی داد حداقل کارهای منفی را که بعد از اصلاحات انجام شد مرتکب نمی شد. به نظر می رسد گرایش مردم به دلایلی که عرض شد، شرکت در انتخابات باشد. گرایش به عدم شرکت در انتخابات بسیار کم شده است و همه فکر می کنند از طریق شرکت در انتخابات می توانند به نتیجه حداقلی برسند و هیچ کسی هم فکر نمی کند با تغییر ترکیب مجلس هشتم تحول عظیمی در کشور رخ می دهد. نه، همه قبول دارند که حرکت اصلاحی یک حرکت تدریجی و درازمدت است. به هر حال نبوی در توصیف وضعیت بالقوه ایران در منطقه و سیاست های کنونی دولت نهم از عدم استفاده از موقعیت های ایران معتقد است؛ وضعیت مان در منطقه بالقوه می تواند بسیار برجسته و ممتاز باشد. ما قوی ترین کشور منطقه هستیم.

موقعیت استراتژیک مان نسبت به همه دولت های منطقه بهترین است. ما پل ارتباطی بین کشورهای آسیای مرکزی با دریاهای آزاد هستیم. ما در عراق، افغانستان، لبنان و غیره شرایطی داریم که همه مجبورند به نظرات ما اهمیت دهند و توجه کنند، اما متاسفانه سیاست های ماجراجویانه و نامعقول، شرایط نامطلوبی را برای ما در منطقه ایجاد کرده است و برای حل مشکلات و دفع خطرات احتمالی حتی مجبور می شویم امتیازات بسیار بدهیم تا بلکه بتوانیم این شرایط را به نفع خودمان تغییر دهیم؛ شرکت آقای احمدی‌نژاد در اجلاس سران کشورهای شورای همکاری خلیج‌فارس که آنها اعلام کرده اند به درخواست ایران انجام شده است، حضور بدون دعوت وزیر خارجه در بحرین برای عذرخواهی بابت نوشته یک روزنامه و امثال اینها تا جایی که دلتان بخواهد و برخوردهایی که در ماجرای فروش گاز به هند و پاکستان داشته ایم. اما وقتی بحث تحلیل سیاست های جاری دولت نهم و مجلس هفتم به میان می آید خود به خود ارزیابی مجلس ششم به میان می آید و اینکه آیا مجلس دوره خاتمی می تواند از عملکرد چهار ساله خود دفاع کند. نبوی درخصوص اینکه آیا می توان اشکالی به مجلس ششم وارد کرد، معتقد است؛ اولاً اشکالی بر بخش نخست این سوال که مجلس ششم نتوانسته است کاری انجام دهد وارد است. من به عنوان مدافع مجلس ششم حرف می زنم و معتقدم همه اصلاح طلبان باید از مجلس ششم دفاع کنند. اصولاً وقتی می گوییم مجلسی موفق یا ناموفق بوده یعنی چه؟ ما چرا از دوره پنجم و ششم مجلس مشروطه به نیکی یاد می کنیم؟ چرا از مرحوم مدرس و مرحوم مصدق که در آن دو مجلس بودند به نیکی یاد می کنیم؟ مگر آنها توانستند جز چند سخنرانی روشنگرانه، اقدام عملی و اجرایی داشته باشند؟

اما تاریخ از مدرس و مصدق به نیکی یاد می کند فقط به خاطرافشاگری ها و روشنگری ها و موضع گیری هایی که در مجلس پنجم و ششم مشروطه داشتند. حالا فرض کنید مجلس ششم جمهوری اسلامی هیچ کاری جز روشنگری برای میلیون ها ایرانی، از طریق سخنرانی های قبل از دستور، نامه ها و بیانیه ها نکرده باشد، مگر اینها کمتر از دیدگاه های مدرس و مصدق است؟ اگر فرض کنیم مجلس ششم هیچ کاری جز این روشنگری ها نکرده باشد، کار تاریخی و مهمی کرده است. به هر حال نبوی یکی از کارهای دولت اصلاحات را روشنگری می داند و توضیح می دهد؛ این روشنگری ها است که امروز حتی مخالفان اصلاحات، علناً جرات مخالفت با مفاهیمی نظیر مردم سالاری، آزادی، حاکمیت قانون و عدم وجود هیچ نهاد فراقانونی یا فوق قانونی را ندارند. مخالفان اصلاحات نیک می دانند ایران امروز این حرف ها را دیگر نمی پذیرد. البته جهان امروز متحول شده است. برگردیم به اصل مطلب، به هر حال مجلس ششم در زمینه روشنگری موفق بوده است. هر مجلس دو وظیفه دیگر نیز دارد. نظارت بر قوای دیگر و قانونگذاری. درخصوص نظارت بر قوا، مجلس ششم مشکلی نداشته است، اما از نظر وضع قوانین، من در صحبت های قبلی نیز بعضاً گفته ام به مجلس ششم اجازه داده نشده که حتی یک قانون اصلاح طلبانه را تصویب و به دولت ابلاغ کند. بعضی ها «لااله» این سخن را گرفته و «الاالله» آن را کنار گذاشته و از قول من مطرح کرده اند که مجلس ششم نتوانسته حتی یک قانون هم تصویب کند. واقعیت این است که مجلس ششم ده ها قانون مهم برای کشور به تصویب رساند که در هر حال به شکلی از سد شورای نگهبان عبور کرد. برنامه چهارم توسعه، جلب و حمایت سرمایه های خارجی، اصلاح مقررات مالی دولت، تک نرخی کردن ارز، تاسیس وزارت رفاه، اصلاح قوانین وزارتخانه های ارتباطات و علوم، تحقیقات و فناوری، هیات های منصفه و... از جمله قوانین مهمی بود که در مجلس ششم به تصویب رسید و نهایتاً مورد تایید شورای نگهبان هم قرار گرفت. او به اصلاح قانون انتخابات و مطبوعات، اصلاح قانون نظام وظیفه، نوشتن اولین قانون برای تعریف جرم سیاسی و چگونگی برخورد با آن، اصلاح قانون شوراها و بسیاری طرح ها و لوایح دیگر اشاره و اضافه کرد؛ این تلاش ها در مجلس ششم در جهت تحقق شعارهای اصلاحی بود که به سد شورای نگهبان برخورد کرد. متاسفانه در قبال مجلس ششم به عنوان یک حزب سیاسی عمل می شد نه به عنوان یک جریان حافظ شرع و قانون اساسی. بر فرض اینکه اصلاح طلبان موفق نشده باشند در مجلس ششم کاری انجام دهند آیا تا ابد باید خودشان کرکره را پایین بکشند و حرکت اصلاحی را تعطیل کنند؟

آنها از گذشته خود تجربه گرفته اند و با آمادگی بیشتر وارد شده اند و سعی می کنند اگر اشتباهی در گذشته صورت گرفته و البته هم اشتباهاتی داشته اند، وارد مجلس هشتم شوند و با اشتباهات کمتری کار کنند. چه کسی می گوید که اگر کسی یک بار شکست خورد دیگر نباید حرکت کند؟ اگر این طور باشد امام (ره) که در 15 خرداد قیام مردمش با شکست مواجه شد، نباید در 57 رهبری نهضت جدیدی را به دست می گرفت. به اعتقاد نبوی اگر استدلال این باشد که پس از شکست دیگر نباید سر بلند کرد و وارد صحنه شد به مخالفان اصلاحات خدمت خوبی کرده ایم. همان طور که قبلاً عرض شد، در دوره ششم مجلس بنا بر این گذاشته شد حتی یک طرح و لایحه اصلاح طلبانه در مجلس تبدیل به قانون نشود، مع الوصف قانون هیات منصفه از دست شان در رفت. در مجلس بعدی هم ممکن است از میان ده ها طرح و لایحه چند تای آن از سد شورای نگهبان بگذرد که جای شکر دارد. حتی اگر در مجلسی اکثریت نمایندگان اصلاح طلب باشند، حداقل قوانین محدودکننده آزادی ها و... را تصویب نمی کنند. از سویی یکی از شعارهای محوری احمدی‌نژاد در انتخابات ریاست جمهوری آوردن نفت بر سر سفره مردم بود که شاید همین شعار باعث خوش اقبالی احمدی‌نژاد در انتخابات شد اما نبوی مخالفت خود را با صراحت اعلام می کند و می گوید؛ اولاً مشکل، همین آوردن نفت بر سر سفره مردم و همین ولخرجی ها است. شما فکر نکنید ولخرجی عامل سعادت یک ملت است. می بینید در این دو سال در سفرهای استانی چه اقداماتی که نشد، چه تلاش هایی که نشد برای کسب و جلب رای و نظر مردم. سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور منحل شد تا هیچ دستگاهی نباشد مانع این ولخرجی ها شود. به گفته او ممکن است مردم هم در کوتاه مدت این شعارها را دوست داشته باشند. زمانی که نفت ملی شد شاه و دربار و هیات حاکمه انگلیسی شروع به تبلیغ در شهرها و روستاها و در میان مردم کردند که نفت ملی شده و از این به بعد هر روز یک بشکه نفت به در منزل تان می آورند. مردم هم خوششان می آمد. اینکه مردم احساس کنند هر بشکه نفت را با قیمت بالاتری می فروشند و فوری هر روز به هر کدام شان چند دلار می دهند خیلی خوش شان می آید و چرا اصلاً بدشان بیاید؟ ولی دولت پاسخگو و مسوول، دولتی است که با سرمایه گذاری گسترده داخلی و خارجی، خصوصی و دولتی، در میان مدت بتواند آن رفاه و آسایش دلخواه مردم را فراهم کند نه با تقسیم پول نفتی که باید صرف سرمایه گذاری شود.

او در نقد عملکرد دولت می افزاید؛ هیچ اکسیری در هیچ جای دنیا برای رفاه یک ملت جز سرمایه گذاری اختراع نشده است. هر جای دنیا اگر ملتی به رفاه و پیشرفت رسیده، در نتیجه سرمایه گذاری های مستمر و گسترده میان مدت و بلندمدت بوده است و نتیجه آن در میان مدت هم ظاهر می شود. معلوم است که سرمایه گذاری، یک شبه جواب نمی دهد. هیچ کس حق ندارد بیت المال مردم را به آتش بکشد. حتی اگر صرف رفاه نسل جاری کند. این ثروت برای همه نسل ها است. ضمن اینکه نه تنها آن لطمه در اثر آوردن درآمد نفت بر سر سفره مردم وارد می شود بلکه به نسل حاضر هم چیزی نمی رسد. وقتی هزاران هزار میلیارد تومان در جامعه ریخته شود اثر تورمی این پول بالاخره یک جایی ظاهر می شود. حالا مرتب به دنبال جاسوسان خارجی، عوامل بیگانه، اصلاح طلبانی که عامل گرانی، کمبود و مشکلات هستند می گردیم. باید گفت عامل کمبودها و گرانی ها، سیاست های خودتان است. من معتقدم تنها راه رفاه مردم و ایجاد اشتغال در یک کشور، افزایش و تولید ملی از طریق سرمایه گذاری گسترده و جهشی است و افزایش بسیار زیاد قیمت نفت می توانست فرصت مناسبی در این جهت باشد که متاسفانه بیش از 100 میلیارد دلار آن طی این دو سال هزینه شد. چین شاید 20 سال است که رشد دو رقمی دارد، اما با یک میلیارد و 300 میلیون جمعیت نمی تواند یک شبه به رفاه و وفور برسد و هر کسی چنین وعده یی بدهد، دروغ است.