تحولات اخیر در روابط ناتو و رژیم صهیونیستی نقطه عطفی در روند رو به گسترش مناسبت دو طرف بود. روز اول آبان، کنفرانس دو روزهای با عنوان «تغییر شکل ناتو، گفتگوی مدیترانهای، روابط ناتو و اسرائیل» با حمایت مشترک بخش دیپلماسی عمومی ناتو و انجمن آتلانتیک اسرائیل در شهر Herzlia در فلسطین اشغالی برگزار شد. الساندرو مینوتو ریتزو، معاون دبیر کل ناتو با سفر به سرزمینهای اشغالی با مقامات رژیم صهیونیستی دیدار و در این کنفرانس سخنرانی کرد. همزمان رژیم صهیونیستی اعلام کرد که براساس توافق قبلی، رسما به عملیات ضدتروریستی ناتو در دریای مدیترانه میپیوندد و هواپیماهای این رژیم از عملیات گشتی ناتو در این دریا حمایت خواهد کرد. یک افسر رابط رژیم صهیونیستی بزودی در مرکز فرماندهی دریایی ناتو در ناپل به منظور هماهنگی و تبادل اطلاعات در خصوص این عملیات مستقر خواهد شد و بالاخره مهمتر از همه، موافقتنامه برنامه همکاری انفرادی میان ناتو و رژیم صهیونیستی به امضا که شامل ۲۷ حوزه و موضوع همکاری است. جزئیات بیشتری از این موافقت نامه منتشر نشده است؛ ولی تحلیلگران آن به عنوان همکاری ویژه و در تعبیری دیگر به عنوان همه چیز جز عضویت یاد کردهاند.
ناتو در سایت رسمی خود با درج گزارش کوتاهی در این باره به نقل از آقای ریتزو، معاون دبیر کل ناتو نوشته است: ما اخیرا روی برنامه همکاری انفرادی (ICP) موافقت کردهایم. این برنامه اولین مورد در نوع خود در برنامه گفتگوی مدیترانه است و موضوعات مورد علاقه مشترک زیادی را نظیر مبارزه علیه تروریسم و انجام رزمایشهای نظامی مشترک که اسرائیل دارای تخصصهای بسیار ارزشمندی است تحت پوشش قرار میدهد.
وزیر خارجه رژیم صهیونیستی طی سخنرانی در کنفرانس مذکور، با اشاره به تحولات جاری در روابط ناتو و این رژیم از آن به عنوان تغییر استراتژی اسرائیل نام برده است.
یک سایت خبری رژیم صهیونیستی در گزارشی درباره موافقت نامه مذکور به نقل از بیانیه وزارت خارجه این رژیم آورده است: این موافقت نامه که پیش نویس آن از سوی وزارت امور خارجه و وزارت دفاع تنظیم شده، شامل همکاری در حوزههای نظامی و استراتژی است و با امضای آن اسرائیل به نزدیکترین متحد ناتو در خاورمیانه در کنار اعضایی مانند ترکیه و یونان مبدل خواهد شد. این برنامه منعکسکننده منافع مشترک ناتو و اسرائیل برای ارتقای روابط در حوزههای مختلف سیاسی، استراتژیک و فعالیتهای نظامی است.
با توجه به اهمیت اظهارات معاون دبیر کل ناتو و وزیر خارجه رژیم صهیونیستی (اشاره به جمهوری اسلامی ایران بویژه در سخنان وزیر خارجه این رژیم) در کنفرانس مذکور با مرور بر اهم آنها، تجزیه و تحلیل این تحولات و بررسی پیامدهای آن ضروری است.
اهم اظهارات وزیر خارجه رژیم صهیونیستی
در دنیای پر از چالشهایی متنوع زندگی میکنیم و برای مقابله با این چالشها ناتو و اسرائیل شرکا و متحدان طبیعی هستند.
حزبالله، القاعده و حماس، سازمانهای دارای دیدگاههای ایدئولوژیک افراطی هستند و دولتهایی که بر پایه ایدئولوژیهای رادیکال تاسیس شدهاند نظیر ایران، نه تنها تهدیدی علیه اسرائیل بلکه برای طیف وسیعی از کشورها حتی کشورهای عربی و اسلامی هستند.
باید مناقشات خاورمیانه را در این چارچوب درک کنیم. برخلاف دیدگاه پذیرفته شده تنش در خاورمیانه به دلیل یک درگیری محلی در خصوص مرزها یا سرزمین نیست. رویارویی نتیجه این ایدئولوژی افراطی است و نه دلیل آن.
سیاست سنتی بلندمدت اسرائیل، سیاسی اتکا به خود بوده است. اما در مواجهه با چالشها و تهدیدات دنیای جدید، اسرائیل همچنین به یک استراتژی امنیت دسته جمعی معتقد است. تهدیدات جاری مستلزم همکاری بینالمللی و چندجانبهگرایی است. البته باید گفت رویکرد چندجانبهگرایی دارای منافع و معایبی است.
اسرائیل به عنوان بخشی از سیاست خارجی خود برای تقویت دیپلماسی چند جانبه تصمیم گرفت در مسیری که موردنظر جامعه بینالمللی است گام بردارد. اسرائیل باید بیشتر از این در موسسات جهانی و غربی و تصمیمسازی بینالمللی مشارکت کند.
از نگاه اسرائیل، همکاری میان ناتو و اسرائیل باید بر ۲ ستون استوار باشد؛ نخست روابط دوجانبه، دوم گفتگوی مدیترانهای و همکاری منطقهای. همکاری دوجانبه ما با امضای اخیر توافقنامه موسوم به برنامه همکاری انفرادی بین اسرائیل و ناتو قدرت بیشتری به خود گرفته است. اسرائیل همچنان از ارتقای روابط دو جانبه استقبال میکند که به گونهای منعکس کننده دیدگاهها، ارزشها و تهدیدهای مشترک باشد.
جمعبندی و نتیجهگیری
۱ ـ هر چند موضوع عضویت این رژیم در ناتو یک هدف غایی است؛ ولی در کوتاه مدت در دستور کار نیست و برای چیدن قطعات این پازل سیاسی و امنیتی زمان لازم است. امضای موافقتنامه اخیر گامی بلند و جهشی بزرگ در این روند محسوب میشود. همچنان که خود متاثر از تحولات منطقهای و جهانی بوده، احتمال دارد منشاء برخی تحولات باشد. لذا در جای خود بسیار بااهمیت است. تامل زیادی را میطلبد.
۲ ـ وزیر خارجه اسرائیل صراحتا اشاره کرده است که این رژیم استراتژی سنتی خوداتکایی را به نفع تقویت جند جانبهگرایی و دیپلماسی عمومی تغییر داده است؛ زیرا آن را برای مقابله با تهدیدات استراتژیک کارسازتر میداند. این تغییر، تسریعکننده تحولات اخیر در روابط این رژیم با ناتو بوده است. یادآوری میکند، به طور سنتی یکی از موانع نزدیکی بیشتر و نهایتا عضویت اسرائیل در ناتو، وجود این دیدگاه متعارض در طیفی از دستگاه حاکمه و استراتژیستهای این رژیم بود که معتقدند نزدیکی بیشتر اسرائیل و عضویت آن در ناتو، در هر حال، قید و بندهایی را برای سیاستهای توسعهطلبانه این رژیم ایجاد کرده و آن را مشروط خواهد کرد؛ لذا در حالی که از تضمین امنیتی آمریکا برخوردار هستند، چه ضرورتی دارد که خود را محدود و مشروط بکنند؟ موضع اخیر این رژیم حاکی از قوت گیری رویکرد مخالف آن است.
۳ ـ میتوان ادعا کرد این چرخش، سوی دیگر سکه جنگ اسرائیل با حزبالله است. جنگی که تاثیرات غیرمنتظره آن به طور زودهنگام در استراتژیهای سیاسی و امنیتی انعکاس یافته است. آمریکاییها دریافتند برخلاف تمامی محاسبات نظامی و استراتژیک شان، نخست اسرائیل آسیبپذیر است؛ لذا برای تضمین امنیت آن باید تدابیر دیگری اندیشیده شود. دوم، خودسری و رفتارهای غیرقابل کنترل این رژیم هزینههای حمایت و محافظت از آن را برای آمریکا بالا میبرد؛ سوم، آمریکا قادر نیست در شرایط کنونی متحدان خود را به شیوهای که خود میخواهد برای حفاظت از اسرائیل مجاب کند (موفق نبودن تلاش آمریکا و اسرائیل برای استقرار نیروهای ناتو در لبنان به دلیل مخالفهای درونی در ناتو).
۴ ـ اگر این برداشت قرض درستی باشد، بستر زمینه برای طرح و پیگیری سناریوهایی فراهم میشود که شانس موفقیت آنها در مقایسه با گذشته بیشتر است؛ طرحی در محافل پژوهشی و اندیشهسازی غرب وجود دارد که معتقد است یکی از راههای جلوگیری از هستهای شدن ایران، پذیرش عضویت اسرائیل در ناتو همزمان با خلع سلاح هستهای اسرائیل و عملی کردن سیاست خاورمیانه عاری از تسلیحات هستهای است. آنها معتقدند گستراندن چتر هستهای ناتو به اسرائیل و تضمین امنیت آن (در کنار حل مساله فلسطین و تشکیل ۲ دولت) موجبات ترغیب اسرائیل به خلع سلاح را فراهم خواهد آورد. در طول یک سال اخیر، شتابگیری روابط ناتو و اسرائیل که برای کشورهای عرب منطقه نیز نگرانکننده است، تحت چنین پوششی از سوی رسانهها و مقامات غربی برای مقامات کشورهای عربی توجیه شده است.
۵ ـ وزیر خارجه اسرائیل در سخنرانی خود به نوعی مدعی شده است که در ازای این تغییر رویکرد، اسرائیل باید بیشتر از این در موسسات جهانی و غربی و تصمیمسازی بینالمللی مشارکت کند. از آنجا که این رژیم میکوشد موضوع ایران را به یک مساله امنیت بینالمللی و تهدیدی عاجل علیه غرب و ناتو تبدیل کند) سخنرانی وزیر خارجه رژیم صهیونیستی در کنفرانس) چنین تحولی در روابط ناتو و اسرائیل از منظر امنیت ملی کشورمان حائز اهمیت است.
۶ ـ اعتراف وزیر خارجه رژیم صهیونیستی به این امر که در بحران اخیر لبنان این رژیم حامی ورود ناتو بود، تحلیلهای موجود مبنی بر اختلافنظر در درون ناتو در خصوص سیاستهای آن را بروشنی نشان میدهد. آمریکا و این رژیم در بحران اخیر به این جمعبندی رسیده بودند که زمان و شرایط مناسبی برای باز کردن پای ناتو به منطقه خاورمیانه مهیا شده است؛ ولی مخالفت جریان اروپایی ناتو بویژه مخالفت صریح فرانسه دستکم در این مقطع مانع این امر شده است.
۷ ـ جمعبندی نهایی این است که در نتیجه تحولات پس از جنگ اسرائیل با حزبالله، هم آمریکا و اسرائیل بنا به دلایلی که در بالا تشریح شد به کار بیشتر با ناتو متمایل شدهاند و هم اروپاییها با هدف مشارکت در مسائل خاورمیانه و محدود و مشروط کردن رژیم صهیونیستی همزمان با تقویت امنیت آن مایل به نزدیکی بیشتر با این رژیم هستند. البته چنانچه در دو سخنرانی فوق مشهود است همچنان اختلاف برداشتهایی بین دو طرف موجود است.