تاریخ انتشار : ۰۹ مهر ۱۳۹۱ - ۱۱:۳۷  ، 
شناسه خبر : ۳۸۰۴۲
حسین عبداللهی‌فر اشاره: اگر تاریخ ولادت جنبش دانشجویی در کشورمان را همزمان با تأسیس دانشگاه تهران (1313) بدانیم امسال (85) این جنبش می‌بایست هفتاد و دومین سال عمر خود را جشن می‌گرفت؛ این در حالی است که فعالیت سال‌های اخیر بعضی از تشکل‌های دانشجویی به سمت و سویی رفته که این جنبش امروز غمبارترین روزهای عمر خویش را سپری می‌کند. در خصوص چرایی و چگونگی چنین سرنوشتی، مروری گذرا بر وضعیت این جنبش در سه بخش دیروز، امروز، فردا، لازم به نظر می‌رسد.

الف) دیروز
تاریخ 72 ساله جنبش دانشجویی کشورمان تحت تأثیر شرایط عمومی ‌جامعه و وضعیت حاکم بر دانشگا‌ه‌ها، دوره‌های کاملاً متفاوتی را طی کرده که با توجه به گفتمان برتر در هر دوره و راهبرد اصلی آن قابل بازشناسی است.
1. دوره سکوت (1313 - 1320)
جنبش دانشجویی در هفت ساله نخست خود که می‌توان از آن به عنوان دوره جنینی یاد کرد، به دلیل استبداد خشونت‌آمیز رضاشاهی در مقابل فضای ضددینی حاکم بر دانشگاه‌ها کاملاً سکوت اختیار کرده بود و در این دوره شاهد تحرک خاصی از سوی این جنبش نبوده‌ایم.
2. دوره تشتت و التقاط (1320 - 1332)
با سقوط رضاشاه و شکل‌گیری یک دوره فضای باز سیاسی، جنبش دانشجویی نیز چون احزاب دیگر، وارد مرحله پرتحرک و متنوعی گردید؛ ولی تحت تأثیر فضای سیاسی و ناپختگی سازمان دچار چندپارگی مزمن شد که امکان هرگونه تحرک مؤثر از آن را سلب می‌کرد. در حالی که یک طیف وسیع تحت تأثیر افکار مارکسیستی، منویات حزب توده به رهبری شوروی را دنبال می‌کردند، عده‌ای دیگر متأثر از گرایش‌های ناسیونالیستی افراطی به دامان لیبرالیسم، غلتیده بودند که جبهه ملی آن را رهبری می‌کرد و طیفی که بخش عمده‌ای از دانشجویان را در بر می‌گرفت مجذوب و مرعوب نمادهای مدرنیته قرار داشتند.
در این میان تعدادی نیز که دارای گرایش‌های مذهبی بودند، اقدام به تشکیل انجمن‌های اسلامی ‌نمودند اما عناوینی چون روشنفکری دینی و تجددطلبی به سرعت‌بخشی از این طیف معدود را به دامان التقاط کشاند و از اندیشه‌های ناب اسلامی ‌علایم کمتری بروز می‌یافت. آن بخش از جنبش دانشجویی هم که تبلور مذهبی داشت، گروه‌های غیرمنسجم و فاقد مبانی قوی تئوریک بودند که همّ و غمّ خود را صرف مقابله با جریان‌های الحادی کمونیستی یا انحرافی مذهب چون بهائیت می‌کردند.
3. دوره سکوت و انحطاط (1332 - 1341)
صرف‌نظر از واقعه خونین 16 آذر 32 که نماد پیشگامی جنبش دانشجویی در تقابل با زیاده‌خواهی اجانب به ویژه آمریکا است و چون ستاره‌ای در تاریخ این حرکت می‌درخشد، جنبش دانشجویی پس از خیانت حزب توده در همراهی کردن با نهضت ملی شدن نفت و آمادگی احزاب ملی‌گرا پس از کودتای آمریکایی 28 مرداد، دچار رکود و یأس از مبارزه شد که می‌توان از آن به دوره انحطاط جنبش تا سال‌های آغازین دهه 40 یاد کرد.
4. دوره بیداری (1341 - 1355)
با آغاز حرکت‌های اصلاحانه کاخ سفید در کشورمان به دست علی امینی از سال 1339 که با اصرار کندی رئیس‌جمهور وقت آمریکا در قالب اصلاحات ارضی و انقلاب سفید پیگیری می‌شد، تحرکات سیاسی جدیدی در کشور نمایان گردید که به میدان‌داری بیش‌تر جریان مذهبی به رهبری حضرت امام(ره) انجامید و قیام پانزده خرداد نقطه اوج آن تلقی می‌گردد.
این حرکت امام جان تازه‌ای به جنبش دانشجویی بخشید و طیف‌های مختلف آن را به صحنه کشاند. اگر چه غالب تحرکات ضدسلطنتی و ضدآمریکایی در تلاش هسته‌های چریکی چپ نمود داشت و حتی بخشی از مبارزان مذهبی نظیر سازمان مجاهدین خلق و چریک‌های فدایی خلق را به دامان التقاط مارکسیستی کشاند اما گرایش‌های مذهبی در میان بدنه تشکل‌های دانشجویی با فعالیت امثال مطهری و شریعتی موج می‌زد که با شکل‌گیری موج‌های اولیه انقلاب اسلامی ‌تشدید شد.
5. دوره اسلام فقاهتی (1356 - 1357)
گسترش نفوذ اسلام‌گرایان ناب به عرصه‌های عمومی ‌جامعه به ویژه دانشگاه‌ها که دامنه آن به 15 خرداد 42 باز می‌گشت همزمان با اوج‌گیری قیام ملت مسلمان ایران به رهبری حضرت امام خمینی(ره) جان تازه‌ای به کالبد جنبش دانشجویی دمید و این حرکت را که با شکست روشنفکران دینی، التقاط چپ و سکولاریست‌ها با ناکامی‌ روبه‌رو شده بود، با گفتمان اسلام فقاهتی به صحنه کشاند. بدین ترتیب جنبش دانشجویی برای نخستین بار در تاریخ خود در مسیر خواست توده‌های مردم مسلمان ایران قرار گرفت و نقش پیشتازی مؤثری را در پیشبرد اهداف انقلاب اسلامی ‌ایفا نمود.
6. دوره تحکیم
پیروزی انقلاب اسلامی ‌به عنوان نقطه عطفی در تاریخ جنبش دانشجویی به تقویت نهادهای وابسته به جریان مذهبی در دانشگاه‌ها از جمله انجمن‌های اسلامی ‌دانشجویان انجامید. اعضای شورای مرکزی این تشکل دانشجویی در جریان دیداری که با حضرت امام (ره) در سال 58 داشتند به استناد این رهنمود آن بزرگوار که فرمودند: «بروید تحکیم وحدت کنید» اقدام به راه‌اندازی مرکزی به نام دفتر تحکیم وحدت نمودند که هماهنگی میان اتحادیه انجمن‌های اسلامی ‌دانشجویان را برعهده گرفت و بدین ترتیب سر فصل تازه‌ای در ادامه مسیر جنبش دانشجویی ایجاد کرد.
7. دوره آرمان‌خواهی و شکوفایی (1358 - 1359)
با شکل‌گیری مرکزی به نام دفتر تحکیم وحدت، جنبش دانشجویی توانست در راستای رسالت پیشتازی و پیشگامی ‌خود، پس از مدت کوتاهی که چیزی بیش از شش ماه نبود، در 13 آبان 1358 با اشغال لانه جاسوسی، انقلاب دوم را در مقابله با نفوذ آمریکا در کشورمان انجام دهد.
این جنبش همچنین موفق شد یک سال بعد به استناد پیام نوروزی (1359) حضرت امام(ره) اقدام به تدوین لایحه انحلال دانشگاه کند و در عرصه انقلاب فرهنگی کشور نیز پیشقدم شود.
8. دوره پیشتازی در عرصه عمل (1360 - 1362)
با تعطیلی دانشگاه‌ها ستاد جذب دفتر تحکیم موفق شد نیروهای کارآمد و مؤثری را روانه سپاه و جهاد سازندگی‌ کند و بدین ترتیب نشان داد که در عرصه عمل نیز جنبش دانشجویی می‌تواند در خدمت شعارهای انقلاب اسلامی ‌و اهداف ملی جنبش نقش‌آفرین و پیشگام باشد.
از جمله دیگر فعالیت‌های قابل توجه این جنبش در دوره دو ساله تعطیلی دانشگاه‌ها برگزاری گردهمایی جنبش‌های آزادی‌بخش جهان بود که دوباره با تأثیر فراوان صورت گرفت.
ارتباط حوزه و دانشگاه و دانشجویان و طلا‌ب از نمونه‌های دیگر آثار مثبت فعالیت‌های دانشجویی در این مقطع بود به ویژه آن که رهبر معظم انقلاب در آن زمان مسئولیت نمایندگان حضرت امام در دفتر تحکیم را به عهده داشتند.
9. دوره سیاست‌ورزی (1362 - 1370)
ورود دانشجویان به عرصه انتخابات مجلس دوم در سال 62 مورد تأیید حضرت امام (ره) قرار داشت اما در ادامه تأثیرات وضعی ورود به قدرت به ویژه مسائل جناحی که در آن زمان در مجلس دوم در میان جریان مذهبی و نیروهای انقلاب آشکار شد، تا حدودی رونق سابق جنبش در پیشتازی را کند ساخت. این روند که در آستانه انتخابات مجلس سوم (1336) به اوج خود رسید، سبب گردید تا دفتر تحکیم در ائتلاف محرومین و مستضعفین وارد شود و با کسب سه کرسی در مجلس به اوج فعالیت سیاسی خود برسد.
اما در همین شرایط با ورود جنبش دانشجویی که از خصوصیات آن، نقد و انتقاد به سیاست‌های جاری بود، عده‌ای دانشجویان به این روند معترض بودند، به ویژه آن که ماجرای عزل قائم مقام رهبری، در بین برخی از دانشجویان عضو انجمنهای اسلامی ‌تحکیم وحدت موجب اختلافاتی گردید که این دفتر از صدور اطلا‌عیه دومی ‌جهت تصحیح مواضع گذشته خود ناگزیر ماند.
10. دوره افراط‌گرایی
به رغم همه دستاوردهایی که ورود به قدرت میتوانست برای جنبش دانشجویی در پی داشته باشد، گرایش‌های جناحی حاکم بر دفتر تحکیم سبب شد تا پس از انزوای جریان چپ مذهبی در دوره سازندگی به ویژه ناکامی ‌از راهیابی به مجلس چهارم به طور طبیعی در برابر جریان حاکم قرار گرفته و در انتقاد از دولت افراط‌گرایی را پیش گیرد. این شیوه برخورد بیش از آنکه دولت را متنبه یا متضرر سازد باعث گردید تا جنبش دانشجویی یا به عبارت دقیق دفتر تحکیم وحدت به عنوان بزرگ‌ترین تشکل، جنبش دانشجویی را با رخوت و سستی مواجه سازد تا جایی که از بسیج هواداران خود در راهپیمایی‌ها عاجز ماند.
11. دوره دگردیسی:
با قدرتیابی جریان چپ مذهبی پس از دوم خرداد 76، دفتر تحکیم وحدت نیز رونق تازه‌ای گرفت و در ائتلاف نیروهای خط امام(ره) شرکت فعال داشت اما این دفتر که همچنان عنوان بزرگترین تشکل دانشجویی کشور را با خود یدک می‌کشید دچار چنان دگردیسی بنیادین شده بود که با آنچه از جنبش دانشجویی انتظار می‌رفت و حتی با دفتر تحکیم سابق قابل قیاس نبود.
این تحول منفی و رجعت سیاسی را می‌توان به راحتی از منشور دفتر تحکیم وحدت که در جریان انتخابات مجلس ششم انتشار یافت، مشاهده کرد، چنانکه طی آن خواستار عدم مداخله حاکمیت در حوزه خصوصی مردم، دفاع از شبکه‌های رادیو و تلویزیون خصوصی، استقلال نهاد مرجعیت از حکومت و به رسمیت شناختن قرائت‌های مختلف از دین و همچنین انحلال شورای عالی انقلاب فرهنگی و سلب امتیاز قانونگذاری از مجمع تشخیص مصلحت و شورای عالی امنیت ملی و... گردیده بود.
عملکرد رادیکالی تحکیمی ‌نه تنها سبب افت پایگاه اجتماعی آنها در جامعه و دانشگاه‌ها گردید بلکه موجب بروز اختلافات و انشعاباتی در درون این تشکل شد تا جائی که در طول دوره هشت ساله اصلاحات نه تنها موفق به معرفی اعضای جدید شورای مرکزی خود نگردیدند بلکه از تشکیل جلسات خود بدون درگیری هم بازماندند.
علاوه بر انشعابات متعددی که از طیف مدرن شاخه علامه و طیف سنتی شاخه شیرازی آغاز گردید و تا اختلافات میان دانشگاه تهران و دانشگاه شهید بهشتی و حتی در زیر مجموعه‌های آنها نیز کشیده شد نتیجه نفوذ گروه‌های افراطی سکولار و ملی ـ مذهبی‌ها در این تشکل که از نشست هفتم تحکیم وحدت در خرم آباد کاملاً آشکار بود نه تنها سبب تقویت این گروه و جنبش دانشجویی نگردید بلکه آن را در حد ابزاری نازل داد که توانست در حادثه 18 تیر دانشگاه تهران به آن صورت مفتضح مورد سوء استفاده قرار گیرد.
البته تیر خلاص بر پیکره جنبش زمانی شلیک شده بود که سعید حجاریان که از وی به عنوان تئوریسین دوم خرداد یاد می‌شد صراحتاً پس از تحکیم پایه‌های خود در قدرت از جنبش دانشجویی خواست تا به درس و مشق خویش بپردازد و این سخن به معنای پایان تاریخ مصرف این نیروهای پیاده نظام و عدم توانایی آنها در عرصه‌های تئوری‌پردازی ارزیابی می‌شد.
ب) امروز:
برای شناسایی وضعیت فعلی چیزی به نام جنبش دانشجویی در کشورمان لازم است شرایط حاکم بر این جریان پس از انتخابات نهم ریاست جمهوری مورد مطالعه قرار گیرد:
در یک نگاه اجمالی به تشکل‌های دانشجویی، گونه‌های زیر قابل تفکیک می‌باشند:
الف) تشکل‌های دانشجویی مستقل نظیر «جامعه اسلامی ‌دانشجویان»
ب) تشکل‌های دانشجویی وابسته به نهادهای رسمی ‌نظیر «سازمان بسیج دانشجویی»
ج) تشکل‌های دانشجویی که از عنوان «انجمن‌های اسلامی ‌دانشجویان» استفاده می‌کنند.
تشکل‌های دسته سوم که سعی می‌کنند همچنان تحت عنوان «انجمن‌های اسلامی ‌دانشجویان» به فعالیت‌های خود ادامه دهند، در حال حاضر به چند دسته و طیف جداگانه تقسیم می‌شوند:
1. افراطیون فراری: شامل بخشی از سران دفتر تحکیم سابق می‌باشد که در حال حاضر به طور علنی در خدمت دشمنان انقلاب اسلامی ‌قرار گرفته و به منظور پیشبرد اهداف خویش هم اکنون در آن سوی مرزها و بر سر خوان غربی‌ها نشسته‌اند.
2. افراطیون انقلاب‌گرا: شامل طیف مدرن دفتر تحکیم وحدت و ادوار تحکیم وحدت که اعتقادی به اصلاحات نیز نداشته و با راهبرد تغییر قانون اساسی، تنها راه تحقق اهداف خویش را انقلاب دیگری در مقابل انقلاب اسلامی ‌می‌دانند. از دغدغه‌های اصلی این طیف در حال حاضر جایگزین کردن عنوان جدیدی به جای «اسلامی » در نام انجمن‌های اسلامی ‌است.
3. افراطیون اصلاح‌گرا: این طیف دربرگیرنده آن دسته از انجمن‌های اسلامی ‌می‌باشد که در مقابل شاخه مدرن قرار گرفته و با عناوین شاخه سنتی دانشگاه تهران یا دموکراسی‌خواه ملی دانشگاه شهید بهشتی به فعالیت خود ادامه می‌دهند.
4. انجمن‌های اسلامی ‌اعتدال‌گرا: نظیر شاخه شیراز دفتر تحکیم وحدت که برای پیشبرد اهداف خود و طرد افراطیون برای ائتلاف با سایر انجمن‌های اسلامی ‌تلاش می‌کند تا آرمان‌های جنبش دانشجویی را همچنان با نام تحکیم وحدت پیگیری نماید.
5. صرف‌نظر از تشتت درون گروهی که تشکل‌های دانشجویی را رنج می‌دهد، نگاه ابزاری گروه‌ها و احزاب اپوزیسیون رادیکال به آنچه تحت عنوان «جنبش دانشجویی» مطرح می‌سازند موقعیت سخت و بغرنجی را برای آنها فراهم ساخته است.
6. به منظور پی بردن به اهداف گروه‌های سیاسی که همچنان قصد دارند از این تشکلها و اساساً دانشجو و دانشگاه جهت مقاصد خویش صرفاً به عنوان یک ابزار و اهرم فشار بهره گیرند، کافی است به مراسم سال گذشته روز دانشجو (16 آذر 84) که پس از دوری احزاب موسوم به اصلاح‌طلب از قدرت برگزار گردید، نگاهی بیفکنیم تا انواع انتظارات و اهداف آشکار آنها را براساس آنچه بر زبان جاری ساختند روشن گردد:
1. اپوزیسیون:
در سال گذشته نهضت آزادی به مناسبت 16 آذر اقدام به صدور بیانیه‌ای نمود که در آن آمده است: «جنبش دانشجویی باید به حمایت از نهادهای مستقر در جامعه مدنی و به تقویت آنها در برابر حکومت بپردازد. در سرزمینی که هنوز حاکمیت ملت... به طور مطلوب استقرار نیافته است پیشبرد دموکراسی جز با هم کنشی و همکاری احزاب سیاسی و سازمان‌های صنفی و غیردولتی من جمله تشکل‌های دانشجویی ممکن نیست. این نهضت از همه تشکل‌های دانشجویی دعوت می‌کند با رویکرد فراگیرتری به کارکردهای صنفی بپردازد.»
2. افراطیون سیاسی
دبیر کل سابق حزب مشارکت در مراسم 16 آذر سال گذشته در تشریح دیدگاه‌های حزبش در خصوص تشکل‌های دانشجویی گفت: ما معتقدیم حزب مشارکت حزب نخبگان است نه توده‌ها، به همین خاطر دانشگاه را مهمترین پایگاه خود می‌دانیم و اعتقاد داریم برای بقاء و پویایی حزب باید دانشگاهیان را جذب کنیم.
محمدرضا خاتمی ‌همچنین خواستار حمایت از جریانات غیردینی شد و افزود: «معتقدیم جریانات اسلامی ‌درون دانشگاه باید از فعالیت جریان غیردینی هم دفاع کنند چرا که در صورت نبود نهادهای غیر دینی رسمی، علاقه‌مندان به این تفکرات مجبورند در انجمن‌های اسلامی ‌دانشجویان فعال شوند.»
3. ملی ـ مذهبی‌ها:
سعید مدنی از عناصر ملی ـ مذهبی در یکی از مراسم16 آذر گفت: پس از شکست اصلاح‌طلبان امروز جنبش دانشجویی نمی‌داند که باید از اصلاح‌طلبان حمایت کند یا نکند و تا این جنبش نداند که در چه زمینه‌ای می‌خواهد فعالیت کند موفق نخواهد شد.
تقی رحمانی هم از این طیف در جمع دانشجویان دمکراسیخواه علوم اجتماعی تهران می‌گوید: «روشنفکران مذهبی نظیر بازرگان و شریعتی اگر چه لازم بوده اما کافی نبوده و نتوانسته چیز تازه‌ای خلق کند که اگر خلق کرده بودند وضعیت امروز ما این نبود.»
4.سازمان مجاهدین
مسعود سپهر از اعضای شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب نیز اعلام داشت: ورود دانشجویان به احزاب، باعث تقویت گروه‌ها می‌شود. این کار به معنای سوء استفاده یک حزب از جریان دانشجویی نیست. اصلاً بحث سوءاستفاده نیست. ما یک انرژی داریم که در دانشگاه‌هاست. پیشنهاد بنده این است که دانشجویان، احزاب را تقویت و در قالب احزاب فعالیت کنند.»
اما اینکه تا چه حد تشکل‌های افراطی دانشجویی در راستای خواسته احزاب و گروه‌های فوق حرکت کردند سؤالی است که برای یافتن پاسخ آن نیز کافی است برخی از اقدامات دانشجویی 16 آذر سال گذشته این تشکل‌ها را مرور کنیم:
1. معرفی اعضای جدید شورای مرکزی تحکیم وحدت از میان شاخه مدرن علامه بدون توجه به حضور سایر طیف‌های دفتر تحکیم وحدت.
2. اعلام استراتژی دیده‌بانی جامعه مدنی که در نخستین قطعنامه شورای جدید تحکیم وحدت بر آن تصریح شده است.
در این قطعنامه آمده است: «دیده‌بان جامعه مدنی می‌تواند با شفاف کردن فضا مانع از عوام‌فریبی در سطح جامعه شود و مخصوصاً از نهادها و بیرون حاکمیت رفتاری مسئولانه طلب کند. دیده‌بانی جامعه مدنی علاوه بر نقش نقادی و نظارت، وظیفه پاسداری و دفاع از نهادهای مدنی را نیز به عهده دارد باید از تعرض به ارکان جامعه مدنی جلوگیری کرد و با انسجام گروه‌های اجتماعی و تشکیل زنجیره مقاومت مدنی مانع از فتح جامعه شد.»
3. دیدار شورای جدید تحکیم وحدت با خانواده گنجی و دعوت از همسر وی در دانشگاه‌ها.
4. همایش جنبش دانشجویی تحت عنوان «دموکراسی‌خواهان» که در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران با سخنرانی تقی رحمانی، ناصر فکوهی، احمد زید آبادی، عباس کاظمی ‌و موسی غنی‌نژاد.
5. مراسم نیم قرن آرمانخواهی جنبش دانشجویی توسط انجمن اسلامی ‌دانشگاه تهران.
6. برگزاری نشست بازشناسی هویت جنبش دانشجویی در دانشکده فیزیک تهران.
7. برپایی تریبون آزاد در دانشگاه امیر کبیر.
8. همایش دانشکده فنی دانشگاه تهران با سخنرانی عزت‌الله سحابی و محسن رهامی.
9. برگزاری سمینارها و همایش گوناگون دانشجویی که غالباً با سخنرانی عناصر ملی ـ مذهبی صورت می‌گرفت.
10. اقدامات عملی نظیر تجمع اعتراض‌آمیز، صدور قطعنامه توسط دانشجویان کرد و بیانیه در نقد دولت، ایجاد تنش در مراسم معارفه ریاست جدید دانشگاه تهران.
این درحالی است که حدود دو ماه قبل (4 مهر ماه 84) رهبر معظم انقلاب در جمع تشکل‌های دانشجویی نسبت به سوءاستفاده‌های احتمالی برخی از گروه‌های سیاسی هشدار داده بودند.
معظم‌له تصریح داشتند: «دانشگاه‌ها را باید جدی گرفت. هم شما دانشجوها هم اساتید. بدانید نقشه‌هایی وجود دارد برای اینکه دانشگاه‌ها را از کار بیندازند. کسانی تلاش و توطئه می‌کنند تا اصلاً در کلاس‌های درس و کارگاه‌های تحقیق را ببندند و دانشجو را به علم و فراگیری بی‌رغبت کنند. با این توطئه باید مبارزه کرد. این مبارزه هم به عهده دولت و مسئولان است هم به عهده شما تشکل‌هاست هم به عهده عناصر صاحب نفوذ و صاحب اقتدار است.»