محمدجواد یاری
خاورمیانه مرکز ثقل نیمکره شرقی زمین است، از نظر غرب، خاورمیانه، منطقهای کلیدی در «جنگ سرد» بود. با توجه به تحولات ژئوپلتیکی و ژئواستراتژیک پیشبینی میشود، این منطقه همچنان هسته مرکزی جنگ و درگیری باشد. خاورمیانه اولین اولویت سیاست خارجی آمریکاست که با مسائل پیچیدهای مانند فلسطین، عراق و بیثباتی دولتهای متحد واشنگتن روبهروست. بنابراین، کاخ سفید تلاش میکند، حضور جدی در این منطقه داشته باشد.
البته سیاستهای تهاجمی آمریکا سبب افزایش تنفر مردم خاورمیانه از کاخ سفید شده است، به همین سبب در شرایط کنونی کشورهای عربی تحمل فشارهای آمریکا را ندارند، چرا که سیاستهای واشنگتن، دوراندیشانه نیست و خاورمیانه را با ناامنی بزرگی مواجه ساخته است. اکنون این منطقه مهمترین مرحله بازسازی خود را پشت سر میگذارد. جریانات اسلامی که به وجود آمده اند، نقشه آینده خاورمیانه را ترسیم میکنند، البته این نقشه با آنچه که آمریکا در نظر داشت، همخوان نیست!
به هر حال دولت آمریکا به دشمن نیاز دارد، کشورهای اسلامی مخصوصا ایران برای ایفای نقش خیالی «امپراتوری شیطانی» در نظر گرفته شده تا واشنگتن با گسترش قدرت نظامی خود، زمینه را برای حاکمیت آمریکا بر جهان هموار سازد. ژنرال ویلی کلارک در کتاب خود مینویسد: «دو ماه پس از حادثه 11 سپتامبر (2001) مقامات پنتاگون برنامه جنگ پنج سالهای را در دستور کار خود قرار دادند که طی آن عراق، سوریه، لبنان، لیبی، سومالی و سودان مورد حمله قرار خواهند گرفت.
لذا نظریه «جنگ تمدنها» را میتوان در چارچوب جنگافروزیهای آمریکا در خاورمیانه ارزیابی کرد. یکی از پیامدهای حادثه 11سپتامبر، گسترش نظامیگری در سیاستهای بینالمللی است، تا جایی که مبارزه با تروریسم به گفتمان امنیتی حاکم بر جهان تبدیل شده است. آمریکا میخواهد از این طریق با پیگیری اهداف خود، خواستههای خویش را بر دیگر دولتها تحمیل کند. این فرآیند با سیاستهای گذشته آمریکا در حفظ ثبات سیاسی در کشورهای متحد خود در خاورمیانه در تضاد است.
چرا که در این برهه، حمایت از رژیمهای استبدادی برخلاف اصولی است که در طرح خاورمیانه بزرگ ارائه شده است. مؤسسه «امریکن اینترپراپز» با انتشار گزارشی اعلام کرد کشورهای خاورمیانه بیثبات هستند و بنیادگرایی آن در حال گسترش است. این کشورها از بنیانهای ساختاری سازمان یافته بیبهره و همواره در پی ستیز با جهان صنعتی هستند.» لذا آمریکا باید دنبال تثبیت هنجارهای جهان توسعهیافته در خاورمیانه، شمال آفریقا و آسیای مرکزی باشد. چرا که هر نوع بیثباتی در این مناطق باعث میشود تا امنیت آمریکا فرو بریزد، به همین سبب آمریکا نیازمند مداخله نظامی است.
با این حال، رویکرد هژمونیک آمریکا در خاورمیانه را باید گامی در راستای بیثباتی در این منطقه دانست، هر چقدر کشورهای خاورمیانه با مداخلات گسترده آمریکا روبهرو شوند، منطقه با التهاب بحران و بیثباتی بیشتری مواجه خواهد شد. به همین دلیل میزان ناپایداری سیاسی خاورمیانه افزایش یافته است، چرا که آمریکاییها فقط منافع خود را در نظر میگیرند و براساس آن برای خاورمیانه نقشه طراحی میکنند، و اصلا ویژگیهای اقتصادی، اجتماعی و مذهبی ساکنان این منطقه را در نظر نمیگیرند.
از سوی دیگر، سیاستهای میلیتاریستی آمریکا در منطقه مشکلات خاص خود را به همراه دارد. تصور میشود جایگاه خاورمیانه در بازار جهانی اسلحه به موقعیت استراتژیک آن و رقابت قدرتهای بزرگ برای گسترش نفوذ در این منطقه بستگی دارد، زیادهروی در سرمایهگذاریهای نظامی و بهرهبرداری صحیح از منابع، باعث کاهش توسعه سطح زندگی مردم میشوند. گسترش مشکلات مالی و اقتصادی مردم خاورمیانه قطعا به مشکلات اجتماعی و سیاسی بیشتری منجر خواهد شد. هر چقدر که بحرانهای سیاسی و ژئوپلیتیکی افزایش یابد، قدرتهای فرامنطقهای برای خود حق مداخله قایل میشوند. بنابراین طبیعی است مداخله این قدرتها در خاورمیانه به گسترش بحرانها در این منطقه دامن بزند.
ساموئل هانتینگتون بر ناکامی جهان غرب برای «آمریکاییسازی» جهان سوم تاکید میکند و برآیند سیاستهای منطقهای و بینالمللی را بر مبنای جدال هویتی قابل تحلیل میداند. با تمام این مسائل، همانگونه که گفته شد به دلایلی چون موقعیت ژئوپلیتیک، ویژگیهای اجتماعی و سیاسی خاورمیانه، بیشتر نظریهپردازان آمریکایی معتقدند که ایران مدل منحصر به فردی در منطقه است. این کشور نخبگان و رقبا را در کنترل دارد، در نتیجه از ثبات بیشتری برخوردار است، به ویژه اینکه رویکرد آمریکا بیثبات ساختن ساختار حکومت کشورهای خاورمیانه است و ایران به دنبال ائتلاف منطقهای است. لذا نقش موثری را در منطقه بازی میکند.
با توجه به آنچه گذشت، میتوان گفت خاورمیانه عرصه رویارویی اسلام و لیبرال دموکراسی غرب است. لشکرکشیهای آمریکا به منطقه، علاوه بر اهداف متفاوتی که دنبال میکند به دنبال نابودی خیزش اسلامی است. بدین ترتیب در آینده شاهد تلاش آمریکا برای حضور جدی در خاورمیانه و انجام اصلاحات آمریکایی در راستای دستیابی به اهداف خود خواهیم بود. از سوی دیگر شاهد موج گسترده بیداری اسلامی هستیم که به شدت در حال گسترش است و منافع آمریکا را تهدید میکند. تحولات اخیر از جمله پیروزی حزبالله در جنگ با اسرائیل و نیز حضور دموکراتیک در عرصه سیاسی لبنان، پیروزی جریانات اسلامگرا در مصر، عراق و فلسطین، مجموعه تحولاتی هستند که شکست آمریکا را هویدا میکنند.