تاریخ انتشار : ۱۸ مهر ۱۳۸۷ - ۱۱:۱۶  ، 
شناسه خبر : ۳۸۰۵۱

دکتر شهیدی مؤدّب‌
به‌دنبال استعفای اجباری دریادار فالون فرمانده نیروهای آمریکا در خاورمیانه جرج بوش رئیس‌جمهور آمریکا ژنرال پتراوس فرمانده نیروهای آمریکا در عراق را به‌جای وی منصوب کرده است. البته طبق تشریفاتی که در انتصاب فرماندهان نظامی عالیرتبه در آمریکا وجود دارد این جایگزینی می‌بایست به تأئید سنای آمریکا برسد تا ژنرال پتراوس بتواند در پست جدید خود مستقر گردد.
به دنبال این انتصاب و با توجه به نظرات ژنرال‌فالون که هم با ادامه جنگ درعراق و هم در شیوه برخورد با ایران با جورج بوش اختلاف نظر داشت، بعضی از تحلیل‌گران گفته‌اند که انتصاب ژنرال پتراوس به معنای عزم جورج بوش برای برخورد نظامی با ایران است. البته شخص جرج بوش در چند نوبت گفته است که این یک شایعه است و وی ترجیح می‌دهد با ایران از راه دیپلماتیک به یک راه‌حل برسد هرچند اضافه کرده است که راه حل نظامی همواره باید به عنوان یکی از انتخاب‌ها مدنظر قرار داشته باشد.
در دو روز گذشته نیز رئیس ستاد ارتش آمریکا در طی مصاحبه‌ای به موضوع ایران پرداخته و روزنامه نیویورک تایمز نیز روز گذشته طی مقاله مفصلی موضوع ایران را مطرح و نظرات ژنرال مزبور را بیان کرده است. از مجموعه گفته‌های این فرمانده نظامی عالیرتبه نیز برنمی‌آید که آمریکا قصد حمله نظامی به ایران را داشته باشد به‌خصوص وقتی وی می‌گوید «من به عنوان یک افسر نظامی راه‌حل غیرنظامی را ترجیح می‌دهم».
نکته جالب توجه در اظهارنظرهای فرماندهان نظامی و شخص جرج بوش این است که اگر ایران بخواهد به اسرائیل با بمب اتمی حمله کند آمریکا عکس‌العمل نشان خواهد داد و اینکه ایران نباید در عراق دخالت کند و به «شورشیان عراق که با نیروهای آمریکائی می‌جنگند کمک‌های تسلیحاتی و آموزشی بکند».
آمریکائی‌ها که این اتهامات را ایراد می‌کنند هیچگونه شاهد و مدرکی برای ادعاهای خود ندارند. در جلسات اخیرکنگره آمریکا که سفیر آمریکا در بغداد و فرمانده نیروهای آمریکائی در عراق به پرسش‌های نمایندگان مجلس درخصوص ایران پاسخ می‌دادند چندین بار تکرار شد که ایرانی‌ها در عراق نفوذ دارند و به شیعیان عراق کمک می‌کنند و بخصوص تأکید شد که در جریان حمله نیروهای عراقی به نیروهای سپاه مهدی در بصره به وضوح مشاهده شد که سلاحهای ساخت ایران در انبارهای سپاه مهدی وجود داشته و باز تأکید شد که در حمله موشکی هفته‌های اخیر به منطقه سبز بغداد که مقر فرماندهی نیروهای آمریکا و سفارت آمریکا در آن قرار دارد موشک‌ها از ایران آمده است. با این حال آمریکائی‌ها که عادت دارند به محض دست‌یابی به یک سند یا مدرک آنرا در مقابل دوربین‌های تلویزیون مطرح کنند هیچ سلاحی را که ساخت ایران باشد تا امروز به نمایش نگذاشته و هیچ عراقی‌‌ای را که بگوید در ایران تعلیم نظامی می‌دیده به هیچ رسانه عراقی یا آمریکائی نشان نداده‌اند و تنها به این اتهام بسنده کرده‌اند، درخصوص اتهام حمله با بمب اتمی به اسرائیل که آش آنقدر شور است که خود رسانه‌های آمریکا نیز آن را باور نمی‌کنند.‌
تأثیری که ایراد این‌گونه اتهامات می‌گذارد این است که اولاً راه‌حل نظامی، بقول آمریکائی‌‌ها، همواره به عنوان یک انتخاب باقی می‌ماند و جنگ‌طلبان و آتش‌افزوزان آمریکائی تلاش می‌کنند به هر رطب و یا بسی دست بزنند تا آتش دیگری در منطقه روشن کنند. البته اسرائیلی‌ها در این خصوص بسیار فعالند و سرویس‌های جاسوسی آنها تلاش بی‌وقفه می‌کنند تا به انتخاب نظامی قطعیت بیشتری بدهند.‌
اثر دوم این است که منطقه خلیج‌فارس از دید شرکت‌های بیمه یک منطقه خطرناک باقی می‌ماند و سالانه میلیونها دلار هزینه بیمه اضافی بر واردات و صادرات جمهوری اسلامی تحمیل می‌شود. اثر سوم این است که وضع موجود در منطقه ما و احتمال حمله آمریکا به ایران یک عامل اصلی در بالا رفتن قیمت نفت باقی می‌ماند و دلال‌های بین‌المللی نفت می‌توانند از این طریق صدها میلیون دلار سود ببرند. و بالاخره چون نباید از قصد شوم دشمن در مرزهای آبی و خشکی خودمان غافل باشیم وضع موجود سالیانه هزینه سنگینی را به نیروهای مسلح ما تحمیل می‌‌کند که می‌بایست در آمادگی کامل به‌سر برند تا غافلگیر نشوند. نهایتاً حاصل وضع موجود ادامه یک جنگ روانی است که شمشیر دموکلس حمله نظامی را بالای سر جمهوری اسلامی ایران آویخته نگه می‌دارد. البته وقتی خطر چنین نزدیک است هوشیاری در عمل و بیان لازمه تدبیر و دور کردن خطر دشمن است و لازم است که هم نیروهای مسلح ما هوشیار باشند که بهانه‌ای به‌دست جنگ‌طلبان داده نشود و هم سیاسیون ما از پرداختن به شعارهائی که بهانه تبلیغاتی به آمریکا و اسرائیل می‌دهد پرهیز کنند. البته در کشور ما که بیان آزاد است هرکس می‌تواند هرچه بخواهید بگوئید لیکن وقتی به سیاست و روابط خارجی بر می‌گردد باید شعارها را به گونه‌ای انتخاب نکرد که برای ما پی‌آمد سیاسی نظامی داشته باشد بخصوص که رسانه‌های صهیونیستی گوش به زنگند تا کوچکترین مطلبی را که از سوی یک فرد غیرمسئول گفته می‌شود به عنوان سیاست رسمی جمهوری اسلامی مطرح کنند. نکته دیگر اینکه وقتی چنین فضائی وجود دارد و بهانه‌گیران به دنبال نقطه ضعف می‌گردند انسجام داخلی و ملی ما بسیار مهم است. البته اختلاف نظر‌های سیاسی از خصوصیت ‌های یک جامعه مردم سالار است لیکن این اختلافات وقتی به تضعیف مواضع ملی و بین‌المللی کشیده ‌شود و طرفین در دفاع از مواضع و منافع حزبی و گروهی خود اسرار مملکتی را فاش می‌کنند آن زمان است که دشمن شاد و بهانه‌ها داده می‌شود و منافع ملی به خطر می‌افتد. بالاخره باید در کشور یک خط قرمز ملی وجود داشته باشد هم چنانکه در تمام دنیا چنین خطوطی پررنگ‌ و غیرقابل عبور است وقتی در کشورهائی که به داشتن آزادی بیان معروف شده‌اند هرکس، بخصوص اگر مسئولیتی داشته باشد، دهان نمی‌گشاید و سخنان زیان بار به منافع ملی نمی‌گوید. به‌خصوص که بهانه‌گیریهای آمریکا در مورد جمهوری اسلامی ایران موضوع دیروز و امروز نبوده و از فردای پیروزی انقلاب اسلامی همواره وجود داشته است و متأسفانه در مواردی آتش بیار معرکه خود ما بوده‌ایم و بهانه به دست دشمن داده‌ایم.‌
نکته پایانی اینکه ما نباید مرعوب این جوسازیها و جنگ روانی بشویم و باید با اتکا به نیروی ملی و نظامی خود در آمادگی کامل به سر بریم و در این راه نه مرعوب تهدید بشویم و نه با ترفندهای فریبنده‌ای که مطرح می‌شود بدون حزم و احتیاط با خوش‌باوری و خوش‌خیالی برخورد کنیم. عمل‌کرد سه دهه گذشته نشان داده است که آنچه که این گونه جنگ‌های روانی و جوسازیها را خنثی می‌کند اتحاد، انسجام و آمادگی و مسئولیت‌پذیری ماست بالاخره این واقعیت انکارناپذیر وجود دارد که آزاد بودن و مستقل بودن ما در منطقه حساس که در آن قرار داریم دشمنان و بدخواهان زیادی دارد.‌