نوشته: محسن على - مترجم: جمشید سلمانیان
چین و هند، که هر دو از قدرتهاى هسته اى بوده و روى هم دو و نیم میلیارد نفر جمعیت دارند، به آرامى در حال ظهور به عنوان دو قدرت بزرگ اقتصادى هستند در حالى که ایالات متحده در جنگى طولانى به بهانه مبارزه با ترور در افغانستان و عراق در حال از دست دادن خون و سرمایه است.
به قول چارلز دیکنز گویا این عصر: "هم عصر عقل است و هم عصر حماقت... هم فصل نور است و هم فصل تاریکی، هم بهار امید است و هم زمستان نا امیدی."
ممکن است به خاطر ناآرامى ها در تبت امید چین براى افتتاح بى دردسر بازیهاى المپیک تحقق نیابد.
جورج بوش رئیس جمهور آمریکا در مکالمه اى تلفنى با هوجین تائو همتاى چینى خود در روز 26 مارس گذشته از سرکوب نظامى طولانى ترین قیام تبتى ها طى دو دهه حکمرانى چین ابراز نگرانى کرد. بوش از چین خواست با نمایندگان دالاى لاما رهبر در تبعید تبت گفتگوهاى جدى برگزار کند.
کاخ سفید و بوش مایل نیستند به خاطر سرکوب روحانیون بودائى و دیگر مخالفان حکومت چین توسط ارتش آن کشور بازیهاى المپیک را تحریم کنند و استدلال مى کنند که المپیک رویدادى ورزشى است نه سیاسی.
هو رئیس جمهور چین به بوش گفت که اعتراضات در تبت به هیچ وجه مسالمت آمیز نبوده است. رهبر چین گفت به تماسها با دالاى لاما ادامه خواهد داد اما فقط در صورتى که او از در خواست استقلال تبت از چین دست بردارد. دالاى لاما که اکنون در هند زندگى مى کند، بارها اعلام کرده است که تلاش ندارد در بازیهاى المپیک خرابکارى کند اما خواستار خودمختارى واقعى براى تبت به عنوان بخشى از خاک چین است.
برخى کارشناسان غربى هشدار مى دهند که سال 2008 بطور بالقوه همانقدر که ممکن است براى تلاشهاى چین بمنظور درخشش در صحنه جهانى موفقیت آمیز باشد، ممکن است فاجعه بار نیز باشد.
پایتخت چین در جریان بازیهاى المپیک میزبان 31 هزار خبرنگار خواهد بود و هرگونه نشانه اعتراض یا تلاش براى فرونشاندن نارضایتى با خشونت براى حکومت پکن فاجعه بار خواهد بود.
هم اکنون فعالان حقوق بشر در آمریکا و اروپا خواستار تحریم بازیهاى المپیک هستند. چیزى که حاکمان کمونسیت در پکن نمى خواهند، کدر شدن تصویر طلائى رویدادهاى جهانى المپیک و یا احیاى خاطرات بد اعتراضات سیاسى گذشته است که بطور فزاینده مانع تحقق اهداف اعلام شده بازیهاى المپیک در دوران مدرن - یعنى ایجاد دوستى جهانی- شده است.
به عنوان مثال ایالات متحده بعد از کلى بحث و جدل در اعتراض به اشغال افغانستان توسط شوروى بازیهاى المپیک سال 1980 مسکو را تحریم کرد. حدود 64 کشور دیگر هم بازیهاى سال 1980 را تحریم کردند. اتحاد شوروى هم به همراه 15 کشور سوسیالیستى دیگر به بهانه اقدامات امنیتى بازیهاى المپیک سال 1984 که در لس آنجلس برگزارى شد را تحریم کردند.
منظر تاریخی
حالا که به زمان برگزارى بازیهاى المپیک پکن نزدیک مى شویم بگذارید ظهور و سقوط امپراتوریها را از منظر تاریخ مربوط به خودشان بررسى کنیم.
در کتاب "ریشه هاى شرقى تمدن غربی" نوشته پروفسور جان هابسون انگلیسى به نحو تعجب برانگیزى اظهار شده است که چین، هند و مسلمانان عرب خاورمیانه پدران اصلى جهانى سازى طى سالهاى 500 تا 1800 پس از میلاد مسیح بوده اند. او مدعى است که همین موضوع باعث ظهور غرب گردید.
به نوشته این پروفسور انگلیسی، بین سالهاى 1500 تا 1800 پس از میلاد مسیح، مجموع اقتصادهاى چین و هند 50 درصد تولید ناخالص داخلى کل جهان را تشکیل مى داد. اکنون بعد از حدود دو قرن استعمار و افول، اقتصادهاى چین و هند با انقام جوئى در حال بازگشت به صحنه جهانى هستند. آمار مربوط به این امر تعجب برانگیز هستند. پس از گذشت بیش از 2000 سال که از احداث دیوار بزرگ چین مى گذرد، چین به تازگى کار احداث سد عظیم و سه گانه و معروف خود بر روى رودخانه یانگ تسه را تکمیل کرده که بزرگترین سدى است که تاکنون ساخته شده است. این کشور همچنین مرتفع ترین خط آهن جهان را میان پکن و لهاساف مرکز تبت راه اندازى کرده است.
چین امروزه بیش از 3/1 تریلیارد دلار ذخیره ارزى دارد. بیشتر کشورهاى جهان از کاهش سرعت رشد اقتصادى و حتى رکود اقتصادى ناخشنود و در رنج هستند. اما چین بطور بى سابقه در حال صرف هزینه براى ساخت و ساز در داخل بوده و با صرف 40 میلیارد دلار براى برگزارى بازیهاى المپیک در روزهاى هشتم تا 24 اوت امسال خود را در معرض دید جهانیان قرار داده است.
استادیوم عظیمى که چین به تازگى احداث کرده بخشى از فضاى سبزى است که براى المپیک در نظر گرفته شده و داراى 3000 هکتار انواع زمین ورزشى از هر رشته اى مانند تنیس گرفته تا پرتاب تیر با کمان است. این استادیوم گنجایش 10 هزار ورزشکار و بیش از 550 هزار تماشاچى را دارد.
نفوذ فزاینده
پکن سال گذشته سه میلیارد دلار صرف پاکسازى هوا کرد. در این راستا چین کارخانه هاى دودزا را بست و مانع احداث تاسیسات آلوده کننده محیط زیست شد. طى بازیهاى المپیک قرار است از تردد نیمى از سه میلیون و 300 هزار خودرو پایتخت چین در خیابانهاى این شهر جلوگیرى شود.
چین که پرجمعیت ترین کشور جهان است طى سه دهه گذشته خود را از یکى از فقیرترین کشورهاى دنیا در قرن بیستم به سومین قدرت اقتصادى بزرگ جهان تبدیل کرده است.
در عین حال این کشور سال گذشته با پشت سر گذاشتن افریقاى جنوبى براى اولین بار طى بیش از یک قرن بزرگترین تولید کننده طلا در جهان شد.
چین در سال میلادى گذشته بیش از ایالات متحده که بزرگترین کشور مصرف کننده انرژی، مواذ غذائى و کالاهاى صنعتى جهان است در رشد اقتصادى جهانى سهم داشت. اخیرا چین با پشت سر گذاشتن آمریکا، به بزرگترین تولید کننده گاز کربنیک جهان مبدل شد. از زمان انقلاب فرهنگى فاجعه بار مائوتسه تونگ و مرگ وى در سال 1976، چین،400 میلیون نفر را از فقر خارج کرده است. این میزان 75 درصد کل فقرزدائى در جهان طى قرن گذشته بوده است.
در عین حال هیچ نشانى در دست نیست که نشان بدهد حکومت چین قصد کناره گیرى از قدرت را داشته باشد و همچنان به گسترش نفوذ خود در خارج، از میادین نفتى ومعادن فلزات آفریقا تا مراکز مالى لندن ادامه مى دهد.
امسال مازاد تجارى چین با بقیه دنیا از 130 میلیارد دلار در سال 2007 به 290 میلیارد دلار خواهد رسید. حالا دیگر در مسائل جهانى مختلف از گرمایش زمین گرفته تا دارفور و کره شمالی، نظرات چین و تمایل آن کشور به اقدام، پیش فرض لازم هر راه حل بین المللى شده است.
در انتخابات ریاست جمهورى امسال امریکا صداى طبلهاى حمایت از تولید کنندگان داخلى بلندتر از قبل به گوش مى رسد. در عین حال، پکن نیز با موضوعاتى نظیر افزایش تورم در تایوان و نقش خودش به عنوان بزرگترین منابع عمده انرژى جهان دست به گریبان خواهد بود.
کسرتجارى آمریکا با چین 275 میلیارد دلار است. سال گذشته امریکائى ها 340 میلیارد دلار اسباب بازى ، مبلمان، دارو و دیگر محصولات چینى وارد کردند. چین فقط به ارزش 65 میلیارد دلار به کارخانه هاى آمریکائى سفارش خرید داد.
بنا به گزارش اداره آمار نیروى انسانى ایالات متحده، از ژوئیه 2005 به این سو چین اجازه داده تا ارزش واحد پولش (یوان) حدود 15 درصد افزایش یابد اما بهاى واردات چین طى همین دوره به شدت افزایش یافته است.
کارشناسنان آمریکائى پیش بینى مى کنند که طى 25 سال آینده حدود 10 تریلیارد دلار- یعنى بیش از 60 درصد تمام پولى که تا کنون بر روى آینده انرژى سرمایه گذارى شده - به بخش تولید برق سرازیر خواهد شد، بخصوص در چین، هند و ایالات متحده.
در بخش تولید برق بخش اعظم سرمایه ها صرف ذغال سنگ، انرژى هسته اى و گاز طبیعى خواهد شد. چین و هند به سرعت در حال بنانهادن اساس برترى اقتصادى خود در جهان هستند. این دو کشور با ارتشهاى بزرگى که دارند، همچنین در مسیر تبدیل شدن به قدرتهاى نظامى اول جهان قرار دارند.
در سال 2003، تولید ناخالص داخلى چین و هند، روى هم حدود 91 درصد تولید ناخالص داخلى آمریکا بود. حالا پیش بینى مى شود که در سال 2030 مجموع تولید ناخالص داخلى آن دو کشور حدود دو برابر تولید ناخالص داخلى آمریکا شود.
هند چندان هم از چین عقب نیست
به گفته اقتصاددانان غربى اقتصاد هند ممکن است تا اواسط قرن از اقتصاد آمریکا پیشى گرفته و بعد از اقتصاد چین در جایگاه دوم جهان قرار گیرد.
کارشناسان انرژى آمریکائى پیش بینى مى کنند که تا سال 2030، تقاضاى جهانى براى نفت حدود 120 میلیون بشکه در روز بشود. در برخورد قریب القوع شرق و غرب براى تسلط بر منابع تمام شدنى انرژى و مواد خام جهان، مجموع تقاضاهاى چین و هند براى نفت حدود نیمى از این افزایش کل خواهد بود.
در حال حاضر، ایالات متحده بزرگترین مصرف کننده نفت در جهان است که 25 درصد از 70 میلیون بشکه تولید نفت جهان را مصرف مى کند. چین که چهار برابر آمریکا جمعیت دارد فعلا هفت درصد از این میزان را به مصرف مى رساند.
امروزه، 50 درصد نفت و گاز اروپا از روسیه، نروژ و الجزایر تامین مى شود. هر روز هفت میلیون بشکه نفت از طریق تنگه هرمز و اروند رود که میان ایران و عراق قرار دارد صادر مى شود.
بعلاوه، کشورهاى آسیائى بیش از دو تریلیارد دلار ذخایر ارزى دارند که عمدتا به دلار است. اتفاق بزرگى که اخیرا روى داده اما توجه چندانى به آن نشده تشکیل سازمان همکارى شانگهای، در سال 2001 به عنوان وزنه متقابل روسى - چینی، در مقابل گسترش نفوذ ایالات متحده در کشورهاى آسیاى میانه است که حتى ممکن است کشورهائى مانند هند، پاکستان و ایران را هم به عضویت بپذیرد. بخش اعظم نفت تولیدى ایران هم اکنون به چین صادر مى شود.
در سالهاى اخیر سطح روابط چین و عربستان بى سر و صدا به نحو چشمگیرى ارتقا یافته است . این ارتقا روابط شامل کمکهاى نظامى چین به عربستان و دریافت حقوق اکتشاف نفت و گاز از عربستان است.
اکنون احتمال داده مى شود نرخ رشد اقتصادى چین حدود 10 درصد باشد. آیا چیزى مى تواند این حرکت شتاب دار به جلو را مختل کند؟ ما مى توانیم نظاره گر تاثیرات اجتماعى ناشى از این تغییرات از جمله جابجائى جمعیت و برخورد توسعه صنعتى با ارزشهاى سنتى باشیم. تمام این تغییرات در اوضاع چین ممکن است باعث به راه افتادن ناآرامى ها در آن کشور باشد و حکومت چین شاید بتواند و شاید نتواند آن ناآرامى ها را کنترل کند.
هم اکنون گزارش شده که آلودگى صنعتی، تولید ناخالص داخلى چین را کاهش داده است. کمتر از نیمى از جمعیت آن کشور به آب آشامیدنى تمیز دسترسى دارد. در شمال خشکى زده چین مشکل جدى کم آبى وجود دارد. هفت شهر از آلوده ترین شهرهاى جهان در چین قرار دارد.
بنابراین در میان مدت، نقش چین و هند در جهان ممکن است عمدتا به این بستگى داشته باشد که آنها چگونه تغییرات داخلى خود را مدیریت خواهند کرد.
چالشى بزرگ
آیا حباب چین خواهد ترکید؟ آیا طبقه شهرى متوسط تازه اى که در آن کشور بوجود آمده قادر به تحمل افول اقتصادى شدید خواهد بود. حزب کمونیست چین احتمالا در چنان شرایطى اعمال قدرت و نفوذ خواهد کرد. در عوض این امر باعث توقف هرگونه حرکتى به سوى دمکراسى و عدالت اجتماعى خواهد شد.
اصلا ممکن است رشد اقتصادى هند هرچند که از رشد اقتصادى چین کمتر است، پایدارتر از آن باشد. اقتصاد هند همچنان در حال تغذیه طبقه متوسط مصرف گرا و پر اشتهاى خود است که گوئى سیرى ندارد. هند به خاطر اختلاف فلسفه حکومتى خود با چین، بیشتر به توان و زیاده خواهى گروههاى صنعتى بزرگ خود و نه فعالیتهاى دولتى در این زمینه اتکا خواهد داشت.
از آنجا که ماهیت چالش چین کمونیست در تاریخ بشر بى سابقه است، پاسخ به اینکه چین چه خواهد کرد پاسخى تخیلى است.
جهان باید بیاموزد که با طبقات متوسط چنین و هندى که در آینده اى قابل پیش بینى قدرت را در آن دو کشور در دست خواهند گرفت کنار بیاید.