تاریخ انتشار : ۲۰ مهر ۱۳۸۷ - ۱۰:۵۷  ، 
شناسه خبر : ۳۸۰۸۲

محمد بخشنده
احمدى‌نژاد در منطقه اى گام نهاده است که از نگاهى تاریخى، حوزه تمدنى ایران زمین به حساب مى آید و با همه مرزبندى ها و حصارکشى هایى که در این یک قرن پیکر شبه قاره را مجروح کرده اما هنوز علقه هاى دوستى و مودت مردمان این خطه به ایران وایرانیان باقى است. این حکایت مهرورزى به پارسیان و ایران دوستى را مى توان از همه آنها که چند صباحى را با ساکنان خونگرم کرانه هاى رود گنگ و دریاى سند گذرانده اند، شنید. پاکستان وهند از پى همه جنگ ها و نزاع ها اکنون همان گونه به ایران مى نگرند که روزگارى مردان نامى آن اقبال و جناح و نهرو درباره ایران مى اندیشیدند.
نغمه هاى وجد و سرورى که هنگام ورود کاروان دیپلماسى ایران در شبه قاره طنین افکند به معناى واقعى صدایى از اعماق تاریخ است. پاسخ هایى هم که این روز ها مردان دهلى به طرف هاى آمریکایى مزاحم داده اند در واقع پاسخى به یک نداى مردمى است که هیچ گاه تصور جدایى یا تقابل با ایران را به ذهن خویش راه نداده است. به این صورت کاروان دیپلماسى دولت نهم اکنون در نقطه اى ایستاده است که قویترین پیوند ها و رشته هاى دوستى در آنجا جارى است. همه جناح هاى سیاسى در اسلام آباد و دهلى که در صف استقبال از احمدى نژاد ایستادند بر این امید هستند که دیدارهاى امروز سران این سه قدرت آسیا بنیان یک همکارى را برقرار سازد و سرفصل رابطه تازه را بگشاید.
این اعتماد بالایى که میزبانان خونگرم شبه قاره به میهمان ایرانى خویش ارزانى کرده اند در پى خود این تمنا را همراه مى آورد که تهران از اعتبار دیپلماسى خویش براى گشودن پاره اى مشکلات که گریبان امنیت این منطقه را فرا گرفته بهره جوید. بنابراین چنان که ناظران گفته اند سه قدرت آسیا در وضعیت فعلى با مجموعه اى از انتخاب ها براى تحول در روابط فیمابین روبه رو هستند. آنى ترین و بزرگترین راهبرد براى چنین تحولى همانا طرح خط لوله است. طرحى که در نظر همه افکارعمومى به نماد بزرگ همکارى و مودت تبدیل شده است. درست است که مقدمات و تشریفات مربوط به این طرح در دیدار مدیران وکارشناسان ذیربط ۳ کشور طى شده و خواهد شد اما این پروژه تاریخى در مسیر خود با مجموعه اى از موانع آشکار و پنهان روبه رو است که فقط به اراده سران سه کشور و سازوکارى مانند سفر امروز احمدى نژاد مى توان برآن ها فائق آمد.
رویکرد تازه تهران و درک مشترک آسیایى
بى گمان سفر احمدى نژاد را در این برهه باید نشانه رویکرد تازه تهران به این نقطه استراتژیک آسیا به حساب آورد. مفهوم واضح تحرکى که دیپلماسى ایران در همکارى با سه کشور جنوب آسیا شروع کرده است مفهومى آشنا است. مى توان این حرکت را جلوه اى دیگر از سیاست نگاه به شرق دولت نهم به حساب آورد یا گام تکمیلى از سیاستى تلقى کرد که احمدى نژاد براى پیشبرد پیمان هاى منطقه اى و تثبیت سازمان هایى مانند غیر متعهد ها برداشته است.
دیدار رئیس جمهور ایران مسائل گوناگونى را از انرژى و مذاکرات درمورد خط لوله گاز ایران-پاکستان-هند تا سرمایه گذارى دوجانبه و انرژى هسته اى غیرنظامى دربر خواهد داشت، اما واضح است این دیدار در وضعیتى که شبه قاره شاهد صف آرایى تازه بازیگران جهانى است بدون نتایج سیاسى نخواهد بود. از همین رو سفر احمدى نژاد به این نقطه آسیا از همان ابتداى انتشار خبر آن زیر نگاه محافل جهانى قرار گرفت. همه بازیگران غربى حاضر در صحنه شبه قاره به عنوان سفرى حساس با آن روبه روشدند. این پرسش که چرا سفر تیم دیپلماسى ایران به دهلى و اسلام آباد این اندازه بازتاب یافت پرسشى قابل تأمل است. بخشى از پاسخ هاى این سؤال در دستورکارى نهفته است که قراراست در دیدارهاى احمدى نژاد با مشرف و مان موهان سینگ به بحث گذاشته شود. این طرح و پروژه ها فى نفسه از اهمیت و ارزش بالایى بر خوردار هستند و عملیاتى شدن هر کدام از آنها مى تواند مسیر مناسبات طرفین را به طور اساسى متحول سازد. اما دسته دیگرى از این عوامل ریشه در تفکر واندیشه زمامداران سه کشور دارد. عاملى که باعث شده آهنگ دوستى و وفاق میان این مثلث آسیایى برکنار از تلاطم ها و تنش هاى نظام جهانى مسیر تعالى خویش را طى کند.
این عامل بسیار تعیین کننده چیزى جز «درک مشترک آسیایى» نیست . درسایه این درک مشترک است که اسلام آباد و دهلى با آنکه دو قدرت حریف در شبه قاره وهر کدام شریک یکى از طرف هاى رقیب جمهورى اسلامى یعنى آمریکا هستند پروژه تاریخى خط لوله انرژى را کلید مى زنند. دو کشورى که اکنون مقصد دیپلماسى احمدى نژاد قرار گرفته اند داراى سیستم هاى سیاسى متفاوت هستند. هر کدام اندیشه هاى گوناگون در سیاست منطقه اى و بین المللى دارند، اما با همه این تفاوت ها و تمایز ها آنها حاضر شده اند که زیر سقف منافع مشترک آسیایى پایه هاى همکارى نوین را بریزند. این نکته را مى توان به حساب درک بالاى دیپلماسى تهران گذاشت. در وضعیت فعلى که بسیارى از معیارهاى سنتى براى دوستى این کشور ها کمرنگ شده، ایران شالوده همکارى خویش را با این دولت ها برپایه اى استوار مى کند که حتى تنش و اختلافات سنتى دو سوى مرز کشمیر نیز برآن راه نمى یابد. هویت مشترک آسیایى که اکنون تهران براى تشکیل مثلث همکارى جدید با دهلى واسلام آباد برآن تکیه کرده است از آن دست عوامل اتحاد آفرین است که همه جناح هاى سیاسى این کشور ها حول آن اجماع دارند. در این الگو حوزه اى از علایق مشترک منطقه اى مطرح است که گرایش ایدئولوژیک راست و چپ جناح ها درآن تأثیر چندانى ندارد. الگویى که دیپلماسى دولت نهم براى وارد کردن دو کشور شبه قاره در یک چارچوب مشترک آسیایى دنبال مى کند به نوعى شبیه تزى است که چینى ها براى گسترش سازمان شانگهاى دنبال مى کنند. هر اندازه چتر نفوذ این سازمان هاى منطقه اى در حوزه اقتصاد، امنیت و سایر عرصه ها گسترش یابد فضا براى نفوذ بازیگران بیرونى تنگ تر خواهد شد. همین هدف گذارى یک دلیل نگرانى وتشویش طرف هاى غربى وآمریکایى است که سرمایه گذارى کلانى را براى نفوذ در این شاهراه سنتى آسیا انجام داده اند.
شروع تازه
سفر به اسلام آباد با آغاز به کار دولت جدید همراه شده است. پاکستان به تازگى دو انتخابات را پشت سرگذاشته و برپایه رأى مردم در این دو انتخابات مجلس و دولت تازه اى را تشکیل داده است. طبیعى است که در طلیعه فعالیت دولت جدید، حضور رئیس جمهور ایران معناى یک همکارى نوین یا«شروع تازه»را به ذهن هر ناظرى متبادر کند. گام همسایه شرقى براى نزدیکى به تهران این پیام آشنا را دارد که در شرایطى که طرف هاى اروپایى و آمریکایى درصدد حضور گسترده در سیاست داخلى و خارجى این کشور هستند، دولتمردان اسلام آباد در برهه اى که این کشور در افغانستان به جنگى ویرانگر و در مناطق مرزى با آشوب هاى لجام گسیخته روبه رو است نیاز به حضور تهران را کاملاً حس مى کند.
از همین روست که محافل خبرى پاکستان دیدار روز دوشنبه رئیس جمهورى اسلامى ایران از پاکستان را نقطه عطف در روابط دو کشور دانستند. به باور اغلب تحلیلگران این سفر گام مهمى در گسترش روابط بین دو کشور پس از تشکیل دولت جدید پاکستان خواهد بود. تهران در روزهایى که صحنه سیاسى پاکستان به آوردگاه تسویه حساب جناح هاى داخل و قدرت هاى خارج تبدیل شد توانست با موضعى بیطرفانه اعتماد همه گروه هاى سیاسى پاکستان را جلب کند. ثمره این سیاست بى طرفى در سفر اخیر احمدى نژاد به وضوح نمایان شد. هیأت ایرانى در اسلام آباد به همان اندازه از سوى جانشینان بى نظیر بوتو مورد تکریم قرار گرفت که مشرف از احمدى نژاد تجلیل کرد. انتظار مى رود دیدار هیأت ایرانى در آینده نزدیک باب فصل جدید همکارى میان تهران و اسلام آباد بویژه در بحران افغانستان را بگشاید بحرانى که به نظر مى آید همسایه شرقى ایرانى پس از پشت سرگذاشتن تجارب پرهزینه به درک تازه اى درباره آن رسیده است.
انتخاب تازه مردان دهلى
هندى ها زیر موج سنگینى از فشارهاى سیاسى آمریکا گام بلند خویش را براى همکارى با تهران برداشتند. روابط دهلى وتهران براى رسیدن به این نقطه دوره اى پرتلاطم را پشت سرگذاشت.
روابط ایران وهند از سال گذشته در معرض مداخله آمریکا قرار گرفت. واشنگتن آشکارا دور جدید مناسبات خویش با دهلى را به مسأله خصومتش با تهران گره زد. دولت بوش براى به هم زدن دوستى تهران و دهلى همان سناریویى را پیاده کرد که در پکن یا مسکو دنبال مى کند. یعنى مشروط کردن بخشى از همکارى هاى استراتژیک خویش با دهلى به قطع همکارى با تهران.
به این صورت بود که ماراتنى از کشمکش پشت پرده را دیپلمات هاى آمریکایى با هدف جذب دهلى و دور کردن هند از جرگه شرکاى تهران آغاز کردند. مهم ترین اهرم فشار دولت بوش در این باره قرارداد اعطاى فناورى هسته اى به هند و برداشتن تحریمى بود که از سال ها قبل کنگره آمریکا در اعتراض به پروژه هسته اى این کشور اعمال کرده بود. به این صورت طبیعى بود که در سفر تازه احمدى نژاد به شبه قاره، مردان واشنگتن مرحله جدیدى از بازى ایذایى خویش را براى به هم ریختن مناسبات دوطرف پیش گیرند. به گفته ناظران شبه قاره علاوه برسفر مهم احمدى نژاد در بیست و نهم آوریل به هند، چندین برنامه دیگر که موجب تعامل بیشتر هند و ایران خواهد شد آمریکا را بیش از پیش نگران کرده است. طبق این برنامه ها، معاون رئیس جمهور، در رأس یک هیأت نمایندگى به منظور حضور در جشنواره فرهنگى ایرانى ها که در ۳۰آوریل تشکیل خواهد شد به هند سفر خواهد کرد. سفر وى در راستاى تقویت هرچه بیشتر روابط فرهنگى بین ایران و هند صورت خواهد گرفت. در این حال نشست وزیران خارجه جنبش عدم تعهد نیز در همین محدوده زمانى در تهران برگزار خواهد شد. همه این نشست ها بویژه سفر رئیس جمهور ایران و نشست جنبش عدم تعهد از عوامل اعتراض آمریکا است که تلاش ناموفقى را براى منزوى کردن ایران از دید بین المللى دنبال مى کند. آمریکا به علت ناکامى در منزوى کردن ایران از ابتکار جنبش عدم تعهد نیز انتقاد کرده است و کاندولیزا رایس، وزیر خارجه آمریکا، این جنبش را منسوخ خوانده و از هند خواسته است که توجه بیشترى به مناسبات با آمریکا داشته باشد.
به این ترتیب چنان که مطبوعات دهلى توصیف کرده اندآمریکا از سیرآینده مناسبات ایران و هند به شدت نگران است. در این راستا دیدار احمدى نژاد از دهلى و استقبال گرم مقام هاى هند یک ناکامى جدى در کارنامه سیاست آسیایى بوش ثبت مى کند.
آمریکا پیشاپیش اعلام کرده بود که مخالف طرح انتقال خط لوله گاز طبیعى ایران به پاکستان و هند است و هند را براى وارد کردن گاز از ترکمنستان از طریق افغانستان و پاکستان وادارخواهد کرد، اما هند با این دیدار پاسخى تمام کننده به دو سال فشار سیاسى کاخ سفید داد. لذا بى سبب نبود که بسیارى از رسانه هاى آمریکا از دیدار امروز دهلى به عنوان انتخاب تازه در دیپلماسى هند یاد کرده اند. سخنان دیپلمات هاى هندى گویاى همه واقعیت است. وزارت امور خارجه هند در پاسخ به اظهارات اخیر معاون سخنگوى وزارت خارجه آمریکا درباره سفر «محمود احمدى نژاد» رئیس جمهورى اسلامى ایران اعلام کرد: «دهلى نو و تهران مى دانند که روابط دو جانبه خود را چگونه دنبال کنند».
«ناوتیج سارنا» سخنگوى وزارت امور خارجه هند تأکید کرد: ایران و هند عقیده دارند فقط مذاکرات و همکارى مى تواند به صلح و آرامش منتهى شود و این دو کشور نیاز ندارند کشورى براى دنبال کردن روابط دو جانبه در آینده، توصیه و راهنمایى کند. و آخرین پاسخ ناامید کننده او به کاخ سفید این بود که بار دیگر اعلام کرد مسأله هسته اى ایران باید از طریق مذاکرات حل شود.
پل ورود ایران به آینده شبه قاره
بدون تردید در مرحله جدید همکارى ایران و شبه قاره موضوع خط لوله به یک نماد دوستى و نشان تحول درآمده است . پروژه اى که بدون شک تحول اقتصادى و سیاسى جدى در منطقه بوجود خواهد آورد. تهران این پروژه را با دو هدف، اول تأمین نیازهاى انرژى دو کشور عمده آسیا ودوم دور کردن بازیگران فرامنطقه اى از این حوزه پیش مى برد. در شرایط کنونى هر دو کشور آسیا به این پروژه به عنوان یک امر حیاتى در سیاست خارجى خویش مى نگرند.
هند که نیاز شدیدى به منابع انرژى دارد و بیش از هفتاد درصد نیاز خود را وارد مى کند علاوه بر افزایش سطح تولید داخلى براى پیشبرد رشد اقتصادى در تلاش است به منابع جدید عرضه نفت و گاز از خارج دست پیدا کند.
لذا دهلى درباره دو طرح بزرگ با ایران که پس از روسیه دومین ذخایر عظیم گاز جهان را دارد در حال مذاکره است. مذاکرات درباره انتقال گاز به هند از طریق خط لوله ۲۶۰۰ کیلومترى که از پاکستان عبور خواهد کرد به دلیل تنش هاى میان دهلى نو و اسلام آباد و همچنین چانه زنى بر سر قیمت گذارى و حق ترانزیتى مدتى متوقف شد. با این حال پیش از ورود احمدى نژاد، یک مقام بلندپایه وزارت نفت هند روز سه شنبه اعلام کرد مورلى دئورا وزیر نفت این کشور هفته جارى در پاکستان با مقامات این کشور، در خصوص خط لوله گاز هفت میلیارد دلارى از ایران موسوم به خط لوله صلح، به بحث و گفت و گو مى پردازد . البته در توقف گفت و گو ها در خصوص خط لوله انتقال گاز ۲۶۰۰ کیلومترى بین ایران-پاکستان-هند فشارهاى سیاسى آمریکا بى تأثیر نبود اما اکنون انتظار مى رود با سفر امروز همه این موانع سیاسى برداشته شود.