تاریخ انتشار : ۲۱ مهر ۱۳۸۷ - ۰۹:۵۳  ، 
شناسه خبر : ۳۸۰۸۸

کیوان سرافرازى
در دوره کنونى تنها عنصرى که از اقتصاد جدا شدنى نیست نفت نامیده مى شود! برخى پیش بینى ها مى گوید: از نقش انرژى در اقتصاد جهان به زودى کاسته خواهد شد، اما هیچ کس از این جریان نامطمئن اطمینان کامل ندارد. سبقت قیمت ها حتى براى عبور کردن از مرز ۱۰۰ دلارى هر بشکه نفت یک مصداقى واقعى است که تقاضا همچنان در حال افزایش است. سربرآوردن اقتصادهایى نوظهور در شرق آسیا طى سال هاى گذشته هرگونه احتمال کاهش سطح تقاضا را حداقل طى دو دهه آینده به حاشیه برده است. براساس تمام تحقیقاتى که در اغلب مؤسسات مطالعاتى انرژى جهان و براساس اطلاعات سازمان هاى بین المللى انجام شده است کماکان خاورمیانه و شمال آفریقا با بیشترین ذخایر انرژى نقشى راهبردى در جهان اقتصاد ایفا خواهند کرد؛ کما این که مسئله انرژى در دنیاى امروز به طرز بى سابقه اى به نفت گره خورده است. اهمیت انرژى منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا (MENA) بر کسى پوشیده نیست. خاورمیانه با پهنه نه چندان بزرگ خود ۴۰ درصد ذخایر نفتى جهان را به خود اختصاص داده است. در این حال با پیشرفت هاى پر سرعتى که در برخى اقتصادهاى جهان رخ مى دهد اهمیت نیاز به نفت و آن هم نفت خاورمیانه به شدت در حال لمس شدن است. گرچه ادعاهایى از سوى برخى مصرف کنندگان بزرگ مبنى بر کاهش وابستگى، بازارهاى نفت خام را اندکى با تغییر روبرو مى کند اما واقعیت چیز دیگرى است. جالب است بدانید از زمانى که ایالات متحده براى اولین بار در اوایل دهه ۱۹۷۰ به فکر کاهش وابستگى خود به منابع نفت خارجى - در قالب طرح استقلال - افتاد کارشناسان بسیارى وعده داده اند که این مسئله مى تواند از ناحیه ذخایر نفت فراساحلى خارج از منطقه MENA (خاورمیانه و شمال آفریقا) و یا سایر منابع انرژى نظیر پیل هاى سوختى، اتانول، نفت پله سنگ، انرژى هسته اى، انرژى حاصل از گداخت هسته اى، انرژى زمین گرمایى، انرژى بیوماس، باد، صرفه جویى در مصرف انرژى و مجموعه اى از سایر منابع پیگیرى شود.
اما تا به حال هیچ کدام از این وعده ها تحقق نیافته و هیچ گونه دگرگونى درتوازن اساسى عرضه انرژى جهان و هیچ کاهشى در وابستگى اقتصادى جهان به صادرات منطقه MENA رخ نداده است. درواقع با وجود ۳۰ سال تلاش براى یافتن جانشین براى صادرات و منابع انرژى MENA، برآورد سهم ذخایر منطقه MENA از کل ذخایر ثابت شده نفت جهان و پیش بینى وابستگى جهانى به صادرات رو به افزایش است.
در برآوردى که مؤسسه بریتیش پترولیوم (BP) در سال ۲۰۰۶ انجام داد معلوم شد که جهان داراى ۱۲۰۸ میلیارد بشکه ذخیره نفت خام است که ۷۶۸ میلیارد بشکه از آن (یعنى معادل 5/63 درصد) ذخایرى است که درمنطقه خاورمیانه و شمال آفریقا نهفته است.
همه این موارد نشان مى دهد که در آینده بسیار نزدیک تمام نیروهاى بازار بر توسعه صادرات انرژى خاورمیانه و آفریقاى شمالى حاکم خواهد شد.
لیکن باید گفت که منطقه MENA همواره صحنه بحران هاى داخلى و کشمکش هاى خارجى بوده است. در گذشته هم وقایع متعددى پیش آمده است که در آن بحران هاى داخلى و خارجى هم جریان صادرات انرژى MENA و هم توسعه ظرفیت هاى تولید و صادرات انرژى خاورمیانه را تحت تأثیر قرار داده است. امروز منطقه MENA با بى ثباتى روبه روست و دامنه وسیعى از نیروهاى داخلى و خارجى وجود دارند که ممکن است با وجود نیازهاى فزاینده اى که در جهان براى نفت رو به گسترش است تهدید عمده اى براى صادرات انرژى این منطقه باشد. قطعاً در صورت انجام نشدن سرمایه گذارى هاى لازم در شرایطى که حاشیه امنیتى ورود به عرصه نفت در این منطقه نامعلوم است امنیت عرضه جهانى و تداوم آن را در هاله اى از ابهام قرار خواهد داد.
تاریخ نفت بخصوص در دهه ۷۰ که شوک نفتى عجیبى دامنگیر بازار شد نشان داد که خصوصاً نمى توان از وقفه صادرات نفت خلیج فارس چشم پوشى کرد. تحریم هاى نفتى سال هاى ۱۹۷۴-۱۹۷۳ افزایش گسترده اى در قیمت هاى نفت ایجاد کرد و هزینه هاى انرژى اقتصاد جهانى را به طرز بى سابقه اى تغییر شکل داد؛ آنجا بود که اولین بار وابستگى به انرژى به یک مسئله عمده استراتژیک تبدیل شد و هر از گاه ممکن است در هر نقطه از جهان به ویژه خاورمیانه و خلیج فارس تاریخ دیگرى به وقوع بپیوندد.
آژانس بین المللى انرژى با یک قاعده سرانگشتى محاسبه جالبى درخصوص وقفه هاى عرضه انرژى انجام داده است. به باور این سازمان برآورد شده است که به ازاى قطع روزانه یک میلیون بشکه نفت، قیمت هاى آن بین ۳ تا ۵ دلار به ازاى هر بشکه افزایش یابد. جالب تر این که با این اتفاق ، نرخ رشد تولید ناخالص داخلى ایالات متحده بین ۳ دهم تا ۵ دهم درصد مطلق کاهش خواهد یافت.
البته باید گفت بى ثباتى داخلى سیاسى و اقتصادى درست به همان اندازه بى ثباتى هاى امنیتى و نظامى باعث ایجاد مشکلات در عرضه انرژى مى شود.
با این حال باید گفت که اثر نفت روز به روز در حال پررنگ تر شدن است. آمارها نشان مى دهد با وجود این که صادرات انرژى منطقه MENA افزایش یافته است ولى درآمدهاى صادراتى حاصل از آن جوابگوى نیازهاى کشورهاى خاورمیانه با آن رشد بالاى جمعیتى و اقتصادهایى که تنوع محصول در آنها کم است نمى باشند. نوسانات شدید بین کاهش شدید قیمت هاى نفت و رونق نفتى به بدتر شدن وضعیت دامن مى زنند؛ این نوسانات در سال هاى رونق موجب بى توجهى به اصلاحات اقتصادى مى شوند و در سال هاى ورشکستگى توان اعمال اصلاحات را به لحاظ اقتصادى از دولت ها سلب مى کنند تا از نظر سیاسى آن را غیرممکن سازند.
از گذشته هاى دور مشکلات اقتصادى و مالى منطقه براساس اتکاى بیش از حد به درآمد نفت، سوء مدیریت اقتصادى، رشد شدید جمعیت، سوء مدیریت مخارج دولتى و ناموفق بودن دولت هاى منطقه در بودجه بندى واقع گرایانه را به بار آورده است. به هر ترتیب آینده انرژى در خاورمیانه و شمال آفریقا و همچنین روندهاى عرضه و تقاضاى جهانى تا حدود زیادى کاملاً معلوم است. تقاضاى آینده براى صادرات نفت و گاز، قیمت هاى آینده صادرات و جریان درآمدى ناشر از آن به این منطقه بویژه خلیج فارس از موارد قابل توجه است. این در حالى است که این منطقه نیز که ایران در سکوى اول آن قرار دارد از لحاظ ذخایر گاز هم بى نظیر است؛ به گونه اى که مى توان براساس تحقیقات جهانى گفت، آینده اقتصاد جهان به گاز و LNG وابسته خواهد بود. به عبارتى در صورتى که برخى معادلات سیاسى در صحنه اقتصاد منطقه خاورمیانه رخت بربندد مى توان متصور بودکه این ناحیه از نقشه جهان یک جغرافیاى قدرت است.
ایالات متحده به عنوان یک بازیگر عمده در بازار نفت (بزرگترین تولید کننده و مصرف کننده) به تجربه دریافته است که شانس حکومت بوش در مطرح کردن سیاستى که بتواند وابستگى استراتژیک ایالات متحده به صادرات انرژى MENA را به طور قابل توجهى کاهش دهد بیش از حکومت کارتر یا فورد نیست و این موضوع در مورد بقیه کشورهاى عضو OECD و تقریباً تمام کشورهاى آسیا هم صدق مى کند. هر چند نگرانى کشورهاى تولید کننده خاورمیانه از اقتصادى شدن سوخت هاى جایگزین نیز با افزایش بهاى نفت جدیت بیشترى یافته است.
امروز نفت به بخش جدایى ناپذیر از تمدن صنعتى تبدیل شده به گونه اى که هیچ یک از تمدن هاى صنعتى قادر نیستند بدون نفت به حیات خود ادامه دهند.برخى از مجموع موارد مطرح شده فوق بخشى از فصول کتاب چشم انداز انرژى در خاورمیانه و امنیت اقتصادى جمهورى اسلامى ایران است که بر نقش و اهمیت منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا در امنیت بخشیدن به عرضه جهانى نفت خام و درآینده نزدیک انرژى گاز حکایت دارد. منطقه اى که مى تواند توازن ساز اقتصادى کوچک و بزرگ جهان باشد. این کتاب به همت مؤسسه تدبیر اقتصاد در ۴۳۴ صفحه به چاپ رسیده است که منبعى مؤثر در تحقیقات انرژى به شمار مى رود.