* شما از قدیمیترین دیپلماتهاى منطقه هستید و بسیارى از بحرانها را شاهد بودهاید، در مورد بحران خاورمیانه دو نظر وجود دارد: برخى معتقدند بحرانهاى خاورمیانه به نقطه بدون راهحل و غیرقابل بازگشت رسیده است و در سوى دیگر، برخى هنوز به یافتن راهحل سیاسى براى بحرانهایى مانند عراق، لبنان و فلسطین امیدوارند. شما در اینباره چگونه میاندیشید؟
** درست است، منطقه در بحران است. ولى تا زمانى که بحران هست، راهحل هم هست. این قاعده اساسى مقابله با این چنین بحرانهایى است. آنهایى که میگویند براى این بحران راهحلى نیست، ممکن است این بحران را با بحرانهاى سابق مقایسه کرده باشند. آنها به اعتبار نتایج بحرانهاى سابق که یا تلاش براى حل آنها صرف نشد یا توافق همهجانبه در آنها حاصل نشد این حرف را میزنند؛ براى مثال، اگر ایران را بخشى از دیپلماسى حل بحرانهاى منطقه بدانیم، شاهدیم که رهبران ایران تلاش فراوانى را انجام میدهند تا راهحلى براى این بحرانها پیدا کنند. مقامهاى سراسر جهان نیز میکوشند راهحلى عادلانه براى بحرانهاى منطقه پیدا شود.
به همین دلیل، شاهدیم که بحرانهاى کنونى به نوعى با بحرانهاى گذشته تفاوت دارد. در بحرانهاى گذشته، شاهد بودیم که یکى از طرفهاى بحران تمام پیشنهادهایى را که براى حل آن ارائه میشد، رد میکرد. اما اکنون همه طرفها خواستار یافتن راهحلى مسالمتآمیز براى بحرانهاى منطقهاند.
* در بحران عراق که در رأس معضلات منطقه است، برخى معتقدند که نوعى تقابل میان کشورهاى منطقه صورت گرفته و این طور وانمود میشود که کشورهاى منطقه به دلیل منافع خود در عراق، رو در روى یکدیگر قرار گرفتهاند، این موضوع را چگونه ارزیابى میکنید؟
** فکر میکنم در عراق مصالح و منافعى نیست و هر چه هست ضرر است. این حرف را من براساس تجارب و واقعیتهایى که از گذشته تاکنون شاهد بودهام، میگویم. براى همین، باید به سوى یافتن راهحل مسالمت آمیزى برویم که همه بازیگران را راضى کند.
* خبرهاى بسیارى منتشر شده که حاکى از آن است که برخى کشورها در بحران عراق نقش دارند، آیا این فرضیه را قبول دارید و اساساً از دید شما عوامل ناامنىهاى عراق در کجا قرار دارد؟
** این گفته یک تبلیغ غیرواقعى و ساختگى است. عراقىها قبل از جنگ عراق، مشکلات مذهبى، نژادى و... نداشتند. آنها ملتى منسجم بودند که سالها در کنار یکدیگر به صورت مسالمت آمیز زندگى کردهاند. مطمئن باشید مشکل کنونى عراق منبع و سرچشمهاى غیراسلامى، غیرعراقى و غیرعربى و اصولاً خارج از این منطقه دارد و باید آن را در جاى دیگرى جست وجو کرد. نه فقط عراق بلکه همه کشورهاى منطقه در بحران عراق گرفتارند. در بحرانهاى گذشته که براى عراق رخ داد، مانند محاصره اقتصادى، ما دیدیم اگرچه عراقىها زندگى طاقت فرسایى داشتند، اما مشکلى از لحاظ همزیستى اجتماعى نداشتند.
این زندگى طاقت فرسا نه فقط اهل سنت بلکه شیعیان، کردها و ترکمنها را شامل میشد. ولى همه شاهد اتحاد و روحیه همکارى و همیارى آنها با یکدیگر بودیم. اوضاعى که اکنون شاهدیم، بىسابقه است. در این وضعیت، ما باید تنها اشغالگران عراق را عامل تمام نابسامانىها و فجایع عراق بدانیم. هنوز یادمان نرفته که وقتى نیروهاى اشغالگر پا به بغداد گذاشتند، خون همه را اعم از شیعه و سنى مباح کردند. همزمان با ورود اشغالگران، گروههاى خرابکار خارج از عراق هم وارد این کشور شدند و این وضع وخامت بار متأسفانه همواره در حال گسترش است و آینده روشنى هم براى آن دیده نمیشود. همه دیدیم اشغالگران آمریکایى و انگلیسى تمام بنیانهاى دولت عراق را نابود کردند.
* شما چه تقسیمبندى از نیروهاى مؤثر در خشونت داخل عراق دارید؟
** هماکنون در بحران عراق دو گروه نقش دارند: یکى گروههاى تروریستى حاضر در عراق و دیگر نیروهاى اشغالگر حاکم بر این کشور. گروههاى خرابکار نیز چنانکه گفتم در پى ورود اشغالگران از خارج به داخل عراق رخنه کردند. اما اگر بخواهیم وضعیت عراق را تحلیل کنیم باید بگوییم همه طوایف عراق قربانى اشغالگران شدهاند.
* گفته میشود در بحران عراق نقش بىطرفانهاى از سوى عمان اتخاذ شده است. البته برخى از این موضعگیرى به سکوت تعبیر کردهاند. خطمشى دیپلماسى عمان در بحرانهاى منطقهاى بویژه بحران عراق چیست؟
** از اصول اساسى سیاست عمان عدم دخالت در امور دیگران است. ما وقتى در قضیه و بحرانى پا به عرصه میگذاریم که از ایفاى نقش مثبت خود در آن مطمئن باشیم. براى همین شاهدید که ما در رسانههاى گروهى چندان ظاهر نمیشویم و اهل تبلیغات نیستیم. منتظر فرصت مناسبى هستیم تا بتوانیم هر آنچه در توانمان هست، عرضه کنیم تا بتوان مشکلات را از راه همکارى حل کرد؛ بدون این که بخواهیم میان طرفهاى درگیر مناقشه اختلاف بیندازیم.
* اخیراً شاهد افزایش حضور نظامی آمریکا در منطقه هستیم. این موضوع از نگاه دیپلماسى عمان چطور ارزیابى میشود؟
** بدون شک، همه نگران بحرانآفرینى در منطقه هستند و هیچ نیازى به سلب آرامش از سوى آنها نبود. کشورهاى غربى و ایالات متحده منافعى دارند که از جمله آنها منافع نفتى است. در جهان امروز، همه چیز به هم ارتباط دارد. منافع مشروع، منافعى است که میان کشورها در مورد آنها اتفاقنظر وجود داشته باشد. اعتقاد دارم ما براى این که به منافع موردنظر خویش دست یابیم، نباید از راههاى غیرمسالمتآمیز و غیردوستانه وارد شویم. اعتقاد دارم وجود نیروها و ناوهاى نظامی نوعى نمایش تبلیغاتى است تا شاید بتوانند نگرانىهاى خود را ابراز کنند.
بنابراین این که کشورهاى غربى در منطقه داراى منافعى هستند، این منافع باید بر اساس اصول قانونى باشد اما متأسفانه این طور نیست. غربىها براى دست یافتن به منافع خود دست به کارهایى میزنند که چندان مورد قبول نیست. در مقابل آنها، کشورهاى منطقه، اعضاى شوراى همکارى خلیج فارس و ایران براى ابراز نگرانى خود اقدامهاى متقابلى را انجام میدهند. این اقدامها مانند افزایش قدرت دفاعى و برگزارى مانور است. البته این نگرانىها از سوى دو طرف همواره در حال نوسان است. هنگامیکه به دلیل واقعى این نگرانىها پى بردیم، باید به جاى سکوت، بکوشیم از عوامل نگرانى خلاص شویم.
* پس از گذشت ۶ سال از جنگ افغانستان و ۵ سال از جنگ عراق فکر میکنید خطاى بزرگ اشغالگران در اداره این دو جنگ چه بود؟
** در مورد افغانستان، آمریکا براى حمله عذر موجهى به نام طالبان و القاعده و بن لادن داشت. حمله به افغانستان یک عکسالعمل عادى در مقابل حمله یازدهم سپتامبر تلقى میشد. طبیعى است که حمله به افغانستان مشکلات خاص خود را پدید آورد که ملت افغانستان همچنان دست به گریبان آن است. تغییر و ساخت هویت ملتها یک شبه و یک روزه اتفاق نمیافتد، بلکه فرآیندى است که شاید قرنها به طول بینجامد. غربىها در دیدگاه خود به دنبال تغییر هویت سیاسى ملت افغانستان بودند.
ملت افغانستان مردمی مسلمان، داراى بافت قبیلهاى با فرهنگ خاص خود هستند. ما هیچ زمان نمیتوانیم فرهنگ ملت افغانستان را تغییر دهیم و نیز نمیتوانیم آنها را مجبور به کارى کنیم که با ساختار فرهنگشان سازگار نیست. با زور نمیتوان هویت یک ملت را تغییر داد. این کار داراى هزینهاى بسیار سنگین است و به نظر نمیآید چشمانداز روشنى هم براى آن قابل تصور باشد.
* مدیریت آمریکایىها در جنگ عراق چه نقایصى داشت؟
** در مورد عراق، فرضیهها و تحلیلهایى که پایه تفهیم حمله به عراق قرار گرفت بسیار اشتباه بود و آمریکایىها نیز خود به این اشتباه اعتراف کردهاند ولى ما هم اکنون شاهدیم که ملت عراق و کشورهاى منطقه هزینه این اشتباهها را میپردازند. الآن باید ببینیم چطور میتوانیم اشتباههاى آمریکایىها را تصحیح کنیم. شاید دولت آمریکا با رهبران وقت عراق مشکل داشت و نه ملت عراق.
به همین دلیل، میگویم آمریکا میتوانست راههاى بهترى را براى برخورد با آنها (حاکمان پیشین عراق) بیابد و کار به چنین جنگ طاقتفرسایى منجر نشود. ضربالمثلى هست که میگوید در هر ضررى، منفعتى است. این مسائل همه در دست خداست و حتماً حکمتى در آن است. امیدواریم دیگر شاهد تکرار چنین مسائلى در نقطهاى دیگر نباشیم. هم اکنون تمام رهبران، اندیشمندان و مردم عراق میکوشند رهبرى کشورشان را در دست بگیرند تا نیروهاى اشغالگر از آن خارج شوند.
* نگاه دیپلماسى عمان به مناقشاتى که آمریکایىها در حوزه مسائل ایران بویژه در زمینه هستهاى به وجود آوردهاند، چیست؟
** فکر می کنم کسى را نمیتوان یافت که قبول نداشته باشد که ایران به تمامی معاهدات و قوانین بینالمللی پایبند بوده است و از حدود این قوانین خارج نشده است. در برنامه هستهاى نیز ایران بارها اعلام کرده که تنها به دنبال انرژى هستهاى صلحآمیز است و این موضوع (موضع هستهاى ایران) براى ما به اثبات رسیده است. البته طبیعى است که همه کشورها در زمینه مسأله هستهاى ایران متفق القول نباشند. غربىها به مسأله هستهاى ایران اطمینان ندارند و ایران نیز متقابلاً به غربىها اطمینان ندارد. به هر حال، بحران کنونى، در درجه اول بحران اعتماد است و این مشکل به نحوى از زمان انقلاب ایران تاکنون وجود داشته و همچنان ادامه دارد.
همانطور که میدانید، ایران از سال دوم پیروزى انقلاب به جنگ تحمیلى کشیده شد و در پى آن تمام کشورهاى منطقه وارد وضعیتى جنگى شدند. در آن دوران، تلاشهاى مطلوبى براى خروج از سلسله مشکلاتى که میان ایران و غرب وجود داشت، صورت نگرفت. من هم اکنون تنها آنچه را که احساس میکنم و اطمینان دارم، میگویم و آن، این است که دولت و رهبران ایران مصمم به حل بحران کنونى از طریق مسالمتآمیزند. دلیل این سخنان هم تلاش ایران براى ادامه مذاکره با کشورهاى غربى است. این روند مورد حمایت همه ماست. در نهایت، باید به یک راهحل برسیم. اگر منطقه بار دیگر وارد جنگ شود، همه جا به آتش کشیده خواهد شد. فکر میکنم آمریکایىها نیز این موضوع را کاملاً درک میکنند.
* این سؤال مشترک از تمام دیپلمات هایى است که این روزها به ایران میآیند. آیا شما حامل پیشنهاد، راهحل یا پیامیبراى حل مناقشه ایران و آمریکا هستید؟
** نه! من حامل هیچ پیام و نامهاى نبودم. به اعتقاد من، همه چیز روشن است و لااقل در این مرحله نیازى به رساندن پیام یا نامه نیست. فکر میکنم گفت و گوى میان ایران و آمریکا باید به صورت مستقیم و بدون واسطهگرى طرفهاى دیگر باشد. براى مثال، هم اکنون گفتوگو میان ایران و اروپا به صورت مستقیم صورت میگیرد و به نظرم این بهترین راه است و خود معیارى است که باید در حوزه مسائل ایران و آمریکا نیز دنبال شود. من هرچند حامل پیامیاز آمریکا به ایران و یا برعکس نیستم، اما با توجه به این که روابط ایران و عمان بسیار خوب و دوستانه است، تمام تلاش خود را براى کاهش نگرانىها میان ایران و آمریکا انجام خواهم داد.
* اگر موافق باشید نگاهى به مناسبات منطقهاى بیندازیم. به نظر میآید روند همکارى کشورهاى دو سوى خلیج فارس آهنگى کند و ساکن دارد. ارزیابى شما از این مرحله روابط تهران و مسقط و رابطه ایران و کشورهاى شیخ نشین خلیج فارس چیست؟
** روابط ما با ایران روابطى قوى و قدیمیو براساس اعتماد دو جانبه است. کوشش میکنیم نه تنها رابطه سیاسى، بلکه در جوانب دیگر نیز روابط خود را گسترش دهیم. اکنون تلاشهاى فراوانى در این زمینه در حال انجام است. اعتقاد من این است که روند روابط ایران و کشورهاى شوراى همکارى خلیج فارس نیز وضعیتى مشابه روابط ایران و عمان دارد. البته شاید در برخى موارد تفاوتهایى وجود داشته باشد که این موضوع بسیار طبیعى است.
مسائلى وجود دارد که باید حل شود و خوشبختانه همه بر یافتن راهحلى دوستانه و مسالمت آمیز براى حل و فصل این مسائل تأکید دارند. معتقدم که پایههاى همکارى و روابط ایران و کشورهاى شوراى همکارى خلیج فارس بسیار قوى است، اما این روابط براى توسعه و گسترش به برخى ابزارها و ابتکارات نیاز دارد تا علاوه بر دولتها، مردم این کشورها نیز از نتایج این روابط نیکو استفاده کنند.
* به نظر میآید که سفر شما به تهران در این شرایط حساس منطقه اهدافى فراتر پیگیرى مسائل دو جانبه داشته باشد ممکن است به طور روشن هدفهاى سفرتان را بیان کنید و این که در مذاکرات با مسئولان تهران چه محورهایى را دنبال کردید؟
** هدف از این سفر، استمرار دیدارهایى است که میان دو کشور انجام میگیرد. اکنون من میهمان شما هستم و چندى بعد نیز آقاى متکى وزیر خارجه شما میهمان ما خواهد بود. روابط دو جانبه و مسائل مشترک محور مذاکرات ما در ایران بود. همانطور که میدانید میان دو کشور کمیسیونهاى همکارى مشترک در موضوعاتى مانند اقتصادى، امنیتى، نظامی و... وجود دارد. با توجه به روابط خوب دو کشور، طبیعى است که این دیدارها مستمر باشد.