حمید امیدی
حکایت طیف وسیعی از مخالفان دولت و برنامههای عدالتگرایانه آن شبیه «مخالفخوان»های مراسم تعزیه شده که منتظرند کلام موافق خوان ادا شده و نشده، شمشیر نقد خود را بر سر بچرخانند، دوری بزنند و بر سپر دروغین «دلسوزی برای مردم» بکوبند و با فریاد وامردها... وامردما...! مخالفخوانی با دولت را از سر بگیرند!
این روزها کافی است دولت در عرصه سیاست خارجی و یا در یکی از بخشهای اجتماعی یا اقتصادی جامعه وارد عمل شود، حرفی بزند یا کاری بکند تا به بهانه نقد ـ بخوانید تخریب ـ دولت «مخالفتخوان»هایی که حاضر به یراق، دائم در کمین نشستهاند، در شیپور مخالفت با دولت بدمند.
هر چه به انتخابات مجلس هشتم نزدیک میشویم، این جریان روند رو به فزایندهای مییابد؛ چرا که جریانات مخالف دولت به امید پیروزی در انتخابات پیشروی و با حربه تخریب دولت در اذهان عمومی جامعه، قصد دارند برای خود یارگیری کنند. این جریان میکوشد با القاء فضایی سیاه و هم آلود از عملکرد دولتی که حالا نیمی از عمر خود را پشتسر گذاشته است، وعدههای عدالتخواهانه دولت احمدینژاد را در حد شعارهایی معرفی کند که عموماً با هدف فریب اقشار متوسط جامعه و کسب رای آنها در انتخابات، مطرح میشود!
به نظر میرسد تیترها، سرمقالهها، یادداشت و تحلیل و حتی خبرهایی که با نگاهی خاص تنظیم و در روزنامهها و سایتهای مخالف دولت منتشر میشود و سخنرانیها و مصاحبههایی که یک طرفه به قاضی رفته و طی آن به خیال خود پنبه دولت را میزنند و مشی سیاهنمایی و یاس پراکنی که در پیش گرفتهاند، خط تعریف شده و هدایت یافتهای است که میتوان نام «نهضت مخالفخوانی» با دولت» بر آن نهاد؛ پدیدهای که هدفی جز تضعیف و در نهایت تخریب اصولگرایان در پی ندارد. در این باره چند نکته گفتنی است؛
1- طیف مخالف دولت سعی دارد با تبلیغات سوء علیه قوه اجرایی کشور آن را ناکارآمد و بیبرنامه جلوه داده و افقی تیره فراروی عمر باقیمانده دولت ترسیم کند. بعضی از تیترهای روزنامههای اصلاحطلب چند وقت اخیر را مرور کنیم: «دولت نهم فاقد نظریه منسجم اقتصادی است»، «هشدار کارشناسان اقتصادی: سیر صعودی نرخ تورم نگران کننده است»، «گرانی بیداد میکند، صدای مردم در آمده است»، «افزایش بیسابقه قیمت زمین و مسکن، دولت دست روی دست نگذارد» و دهها نمونه از این دست آتش تهیه حمله به برنامههای احمدینژاد و با هدف تخریب اصولگرایان است.
در کنار دستاوردهای مثبت و عملکرد قابل قبول دولت، کاستیها و ضعفهایی نیز وجود دارد که در جای خود پذیرفتنی است ولی مخالفان به وضوح تلاش میکنند تا موجبات سلب اعتماد مردم به دولت را به نفع خود فراهم آورند و از این نمد برای خود کلاهی دست و پا نمایند. اینان ـ هر چند در نظریهای بیپایه دولت نهم را حاصل رای مردم نمیدادند، اما ـ به گمان خود اگر بتوانند دولت را در تحقق وعدههایش ناکام جلوه دهند، میتوانند مردمی که رویکرد خود به اصولگرائی را با رأی به احمدینژاد به منصه ظهور گذاشتند، جذب جبهه خود کنند.
آنچه مسلم است نتیجه عدم رضایت و اعتماد مردم به دولت، لزوماً گرایش و تمایل آنان به اصلاحطلبان نیست؛ چرا که مردم حاصل شعارها، برنامهها و عملکرد دولت اصلاحات و یاران کارگزارانی آنها را ـ که اکنون زیر بیرق انتقاد و در کنار هم دیگ مخالفت با دولت را هم میزنند ـ دیده و چشیدهاند. تجربه حاکمیت این گروها چیزی نیست که از حافظه ملت هوشیار پاک شده باشد.
یادمان نرفته زمانی یکی از مسئولان در دولت اصلاحات ادعا میکرد؛ اگر مردم از خاتمی روی برگردانند، چارهای ندارند جز آنکه از انقلاب برگشته و در چارچوبی خارج از نظام قرار گیرند. اما مردم در جریان انتخابات ریاست جمهوری نشان دادند که عبور از خاتمی، عبور از مرزهای نظام نیست بلکه فردی کارآمدتر سراغ دارند؛ کسی که تحقق آرمانهای اصیل انقلاب را در دستان او جستجو میکنند و سودایی جز خدمت به خلق ندارد.
رهبر معظم انقلاب طی دو سال عمر دولت اصولگرا کراراً به تعریف و تمجید از خدمات بینظیر و عدالت مدارانه دولت و مشخصاً رئیسجمهور پرداختهاند. به گونهای که میتوان گفت پس از انقلاب اسلامی این گونه حمایتهای مستمر از یک دولت بسیار کمسابقه بوده است. ایشان در خطبههای نماز اولین جمعه ماه مبارک رمضان ضمن اشاره به ناکامی دشمنان نظام مبنی بر ناکارآمد نشان دادن دولت فرمودند: «به همت ملت ایران و یاری پروردگار، جمهوری اسلامی امروز در همه عرصههای سیاسی، اقتصادی، علمی و اجتماعی قویتر از سالهای گذشته است.» این در حالی است که همانهایی که در سالهای گذشته زمام امور کشور را ـ به گفته خود در چند دولت ـ در دست داشتهاند، امروز با ادبیاتی کینه توزانه ادعا میکنند دولت در هیچ کدام از حوزههای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و سیاست خارجی موفق نبوده و هیچ شاخص مثبتی در عملکرد دولت نمیبینند!
2- در حاشیه اخبار انتخاباتی، آنچه این روزها شایع شده این است که شعار انتخاباتی اصلاحطلبان «رأی عدم کفایت به رئیسجمهور» است. هر چند این موضوع از سوی برخی محافل اصلاحطلب شایعه تلقی و تکذیب شد، اما اگر این شعار را صراحتاً هم نپذیرند با هجمهای که علیه سیاستهای دولت و عملکرد آن صورت دادهاند تا آنجا که حتی یک نکته مثبت قابل طرح در کارنامه 2 ساله احمدینژاد هم نمیبینند، باطن عمل و واقعیت رفتار آنان چیزی جز همین شعار نیست. این روزها برخی از زعمای این قوم کار را به جایی رساندهاند که پا از دایره انصاف بیرون گذاشته، زبان به گزاف گشوده و دکتر احمدینژاد را بیسواد (!) خواندهاند.
آنچه عملاً در این دو سال اتفاق افتاده، فقط نق زدن جریان مخالف دولت و بیان یکسری حرفهای تکراری است؛ گاهی در بین برخی از مطبوعات و شخصیتها با ادبیات و عباراتی متفاوت و بسیاری مواقع با تیترها و عکسهایی کاملاً شبیه هم!
مردم ما از شنیدن این قبیل حرفهای تکراری خسته شدهاند و نه تنها جذابیتی برایشان ندارد، بلکه باعث دلزدگی و روز به روز دوریشان از تفکر آنها نیز شده است به چند دلیل؛ اولاً؛ بسیاری از وصلههای مخالفان به این دولت نمیچسبد. ثانیاً مردم تفکر و عملکرد بسیاری از مخالفان را مستقل نمیدانند. وابستگی برخی از عناصر داخلی به مراکز قدرت بیگانه و صرف دلارهایی که با نیت براندازانه در جیب بعضی از آنان ریخته شده، چیزی نیست که بتوان لاپوشانی کرد. دم خروس آشکارتر از اینکه جان کری ادعا کرده با نماینده اصلاحطلبان ایران 4 ساعت مذاکره داشته و آنها تقاضا کردهاند که آمریکا قدر اصلاحطلبان را دانسته و از آنان حمایت بیشتری کند! و نهایت آنکه؛ مردم در جریان این مخالفتها و نق زدنها آشکارا میبینند که چگونه رئیسجمهور و دولت مظلوم واقع شدهاند. انگها و تهمتهایی که در جهت تضعیف و تخریب دولت در پوسته نقد به خورد مردم داده میشود و بعضاً هم از سوی دولتمردان بدون پاسخ میمانند به علاوه عدم اطلاع رسانی دقیق، فراگیر و به موقع از عملکرد دولت توسط دستگاه اجرایی، رنگی از مظلومیت بر پیکره احمدینژاد و کابینهاش پاشیده است. هر چند تاریخ این کشور نشان داده که مردم ظلم ستیز ایران همواره پای مظلوم ایستادهاند.
3- در این قصه مخالفخوانی، همآوایی غریبی بین گروههای اصلاحطلب و کارگزاران ایجاد شده است. نقد سازنده بایستی دلسوزانه و مشفقانه باشد. این روزها مکرر شاهد بودهایم عیبجویی و انتقاد از دولت با لحنی که این چنین نیست و متأسفانه بوی دشمنی و کینهتوزی از آن به مشام میرسد، زبان مشترکی بین این گروهها یافته است.
زمان زیادی سپری نشده و اگر در عرصه سیاسی کشور نیمنگاهی به گذشته و روابط و مناسبات بین اصلاحطلبان و کارگزاران بیندازیم، قطعاً نقاط افتراق و اختلاف بیش از تلاقی و اشتراک به چشم میخورد. تکنوکراتهایی که 8 سال کشور را با محوریت توسعه اقتصادی اداره کردند با اصلاحطلبانی که چند سال از دوره اول حاکمیت خود را به بحث بیحاصل و فرصت سوز تقدم توسعه سیاسی بر اقتصادی گذراندند، چه نقطه پیوندی میتوانند داشته باشند؟!
بهتر است خودشان را گول نزنند. همینهایی که امروز دم از ائتلاف و لیست مشترک میزنند تا دیروز چشم دیدن هم را نداشتند. بد نیست آقایان بیایند و در عرصه سیاسی کشور و مواضع حزبی خود یک عکس یادگاری در کنار هم، به مردم نشان دهند. هر چند خودشان هم میدانند که این ائتلاف دست یافتنی نیست و شاید به همین دلیل باشد که مهدی کروبی در آخرین اظهارنظر خود میگوید که «ما بهعنوان حزب اعتماد ملی کارمان را مستقل انجام میدهیم و آنها [سایر گروههای اصلاحطلب] نیز فعالیتهای خود را به صورت مستقل ادامه میدهند…» و با پیشبینی عقبنشینی ادامه میدهد «ما با سایر گروههای اصلاحطلب استقلال خود را حفظ میکنیم تا گره نخوریم و آنها نیز به ما گره نخورند و اگر روزی هم ما و هم آنها خواستیم عقب بکشیم یا بمانیم هیچ مانعی و مزاحمتی ایجاد نشود»!
4- امروز سی و یکم شهریور سالروز شروع جنگ تحمیلی و آغاز هفته دفاع مقدس است. وظیفه امروز ما حفظ و پاسداشت انقلاب و نظامی است که ثمره خون هزاران والا مقام است. اتحاد ملی، حفظ وحدت کلمه و پرهیز از اختلاف و شکاف بین مردم و مسئولان از ضروریات به شمار میآید. در شرایط فعلی این تخریبها از آنجا که به ایجاد فضای یأس و ناامیدی میانجامد، بدون تردید آب در آسیاب دشمن ریختن است که بدون شک هیچ یک از شخصیتهای انقلابی و دلسوز آن را بر نمیتابند و هرگز دلخواه جریانات سیاسی همراه انقلاب و نظام نبوده و نیست.
مردم ما آینده روشن خود و کشورشان را در گرو تحقق آرمانهای بلند حضرت امام راحل(ره) و رهبری و ارزشهای اسلام و نظام میبینند؛ همان هدف والایی که تابلوی اصولگرایی شده است و پرواضح است که با وجود کاستیها و علیرغم باد مخالفی که میوزد، دست از آن نخواهند شست.