مقدمه:
روابط جمهوری اسلامی ایران و آسیای مرکزی ریشه در مشترکات تاریخی، فرهنگی و قومی منطقه دارد و در طول تاریخ تحت تاثیر بحرانهای سیاسی از فراز و نشیب بسیار برخوردار است. در این گزارش سعی شده است با نگاهی به عملکرد سالهای اخیر مورد بررسی قرار گیرد. تغییر رویکرد و سیاست دولتها در اولویت قرار دادن همکاریهای اقتصادی، تاثیر بسزایی در تقویت روابط اقتصادی و بالطبع سیاسی میان جمهوری اسلامی ایران و جمهوریهای آسیای مرکزی داشته است.
با وجود اینکه مدت زیادی از تاریخ استقلال جمهوریهای شوروی سابق نمیگذرد، روابط جمهوری اسلامی ایران با این کشورها به ویژه جمهوریهای آسیای مرکزی در این مدت از فراز و نشیب برخوردار بوده است. مهمترین سوالی که در زمینه روابط با این کشورها مطرح میشود موضوع روند صعودی یا نزولی همکاریها میباشد. به همین سبب در بررسی میدانی روابط کشورمان با کشورهای مذکور سعی خواهد شد علاوه بر تاریخچه همکاریها، مشترکات قومی و فرهنگی و زمینههای مورد علاقه، وضعیت همکاریها به ویژه در چند سال اخیر مورد بحث و بررسی قرار گیرد.
">مقدمه:
روابط جمهوری اسلامی ایران و آسیای مرکزی ریشه در مشترکات تاریخی، فرهنگی و قومی منطقه دارد و در طول تاریخ تحت تاثیر بحرانهای سیاسی از فراز و نشیب بسیار برخوردار است. در این گزارش سعی شده است با نگاهی به عملکرد سالهای اخیر مورد بررسی قرار گیرد. تغییر رویکرد و سیاست دولتها در اولویت قرار دادن همکاریهای اقتصادی، تاثیر بسزایی در تقویت روابط اقتصادی و بالطبع سیاسی میان جمهوری اسلامی ایران و جمهوریهای آسیای مرکزی داشته است.
با وجود اینکه مدت زیادی از تاریخ استقلال جمهوریهای شوروی سابق نمیگذرد، روابط جمهوری اسلامی ایران با این کشورها به ویژه جمهوریهای آسیای مرکزی در این مدت از فراز و نشیب برخوردار بوده است. مهمترین سوالی که در زمینه روابط با این کشورها مطرح میشود موضوع روند صعودی یا نزولی همکاریها میباشد. به همین سبب در بررسی میدانی روابط کشورمان با کشورهای مذکور سعی خواهد شد علاوه بر تاریخچه همکاریها، مشترکات قومی و فرهنگی و زمینههای مورد علاقه، وضعیت همکاریها به ویژه در چند سال اخیر مورد بحث و بررسی قرار گیرد.
">مقدمه:
روابط جمهوری اسلامی ایران و آسیای مرکزی ریشه در مشترکات تاریخی، فرهنگی و قومی منطقه دارد و در طول تاریخ تحت تاثیر بحرانهای سیاسی از فراز و نشیب بسیار برخوردار است. در این گزارش سعی شده است با نگاهی به عملکرد سالهای اخیر مورد بررسی قرار گیرد. تغییر رویکرد و سیاست دولتها در اولویت قرار دادن همکاریهای اقتصادی، تاثیر بسزایی در تقویت روابط اقتصادی و بالطبع سیاسی میان جمهوری اسلامی ایران و جمهوریهای آسیای مرکزی داشته است.
با وجود اینکه مدت زیادی از تاریخ استقلال جمهوریهای شوروی سابق نمیگذرد، روابط جمهوری اسلامی ایران با این کشورها به ویژه جمهوریهای آسیای مرکزی در این مدت از فراز و نشیب برخوردار بوده است. مهمترین سوالی که در زمینه روابط با این کشورها مطرح میشود موضوع روند صعودی یا نزولی همکاریها میباشد. به همین سبب در بررسی میدانی روابط کشورمان با کشورهای مذکور سعی خواهد شد علاوه بر تاریخچه همکاریها، مشترکات قومی و فرهنگی و زمینههای مورد علاقه، وضعیت همکاریها به ویژه در چند سال اخیر مورد بحث و بررسی قرار گیرد.
">مقدمه:
روابط جمهوری اسلامی ایران و آسیای مرکزی ریشه در مشترکات تاریخی، فرهنگی و قومی منطقه دارد و در طول تاریخ تحت تاثیر بحرانهای سیاسی از فراز و نشیب بسیار برخوردار است. در این گزارش سعی شده است با نگاهی به عملکرد سالهای اخیر مورد بررسی قرار گیرد. تغییر رویکرد و سیاست دولتها در اولویت قرار دادن همکاریهای اقتصادی، تاثیر بسزایی در تقویت روابط اقتصادی و بالطبع سیاسی میان جمهوری اسلامی ایران و جمهوریهای آسیای مرکزی داشته است.
با وجود اینکه مدت زیادی از تاریخ استقلال جمهوریهای شوروی سابق نمیگذرد، روابط جمهوری اسلامی ایران با این کشورها به ویژه جمهوریهای آسیای مرکزی در این مدت از فراز و نشیب برخوردار بوده است. مهمترین سوالی که در زمینه روابط با این کشورها مطرح میشود موضوع روند صعودی یا نزولی همکاریها میباشد. به همین سبب در بررسی میدانی روابط کشورمان با کشورهای مذکور سعی خواهد شد علاوه بر تاریخچه همکاریها، مشترکات قومی و فرهنگی و زمینههای مورد علاقه، وضعیت همکاریها به ویژه در چند سال اخیر مورد بحث و بررسی قرار گیرد.
">مقدمه:
روابط جمهوری اسلامی ایران و آسیای مرکزی ریشه در مشترکات تاریخی، فرهنگی و قومی منطقه دارد و در طول تاریخ تحت تاثیر بحرانهای سیاسی از فراز و نشیب بسیار برخوردار است. در این گزارش سعی شده است با نگاهی به عملکرد سالهای اخیر مورد بررسی قرار گیرد. تغییر رویکرد و سیاست دولتها در اولویت قرار دادن همکاریهای اقتصادی، تاثیر بسزایی در تقویت روابط اقتصادی و بالطبع سیاسی میان جمهوری اسلامی ایران و جمهوریهای آسیای مرکزی داشته است.
با وجود اینکه مدت زیادی از تاریخ استقلال جمهوریهای شوروی سابق نمیگذرد، روابط جمهوری اسلامی ایران با این کشورها به ویژه جمهوریهای آسیای مرکزی در این مدت از فراز و نشیب برخوردار بوده است. مهمترین سوالی که در زمینه روابط با این کشورها مطرح میشود موضوع روند صعودی یا نزولی همکاریها میباشد. به همین سبب در بررسی میدانی روابط کشورمان با کشورهای مذکور سعی خواهد شد علاوه بر تاریخچه همکاریها، مشترکات قومی و فرهنگی و زمینههای مورد علاقه، وضعیت همکاریها به ویژه در چند سال اخیر مورد بحث و بررسی قرار گیرد.
">مقدمه:
روابط جمهوری اسلامی ایران و آسیای مرکزی ریشه در مشترکات تاریخی، فرهنگی و قومی منطقه دارد و در طول تاریخ تحت تاثیر بحرانهای سیاسی از فراز و نشیب بسیار برخوردار است. در این گزارش سعی شده است با نگاهی به عملکرد سالهای اخیر مورد بررسی قرار گیرد. تغییر رویکرد و سیاست دولتها در اولویت قرار دادن همکاریهای اقتصادی، تاثیر بسزایی در تقویت روابط اقتصادی و بالطبع سیاسی میان جمهوری اسلامی ایران و جمهوریهای آسیای مرکزی داشته است.
با وجود اینکه مدت زیادی از تاریخ استقلال جمهوریهای شوروی سابق نمیگذرد، روابط جمهوری اسلامی ایران با این کشورها به ویژه جمهوریهای آسیای مرکزی در این مدت از فراز و نشیب برخوردار بوده است. مهمترین سوالی که در زمینه روابط با این کشورها مطرح میشود موضوع روند صعودی یا نزولی همکاریها میباشد. به همین سبب در بررسی میدانی روابط کشورمان با کشورهای مذکور سعی خواهد شد علاوه بر تاریخچه همکاریها، مشترکات قومی و فرهنگی و زمینههای مورد علاقه، وضعیت همکاریها به ویژه در چند سال اخیر مورد بحث و بررسی قرار گیرد.
">مقدمه:
روابط جمهوری اسلامی ایران و آسیای مرکزی ریشه در مشترکات تاریخی، فرهنگی و قومی منطقه دارد و در طول تاریخ تحت تاثیر بحرانهای سیاسی از فراز و نشیب بسیار برخوردار است. در این گزارش سعی شده است با نگاهی به عملکرد سالهای اخیر مورد بررسی قرار گیرد. تغییر رویکرد و سیاست دولتها در اولویت قرار دادن همکاریهای اقتصادی، تاثیر بسزایی در تقویت روابط اقتصادی و بالطبع سیاسی میان جمهوری اسلامی ایران و جمهوریهای آسیای مرکزی داشته است.
با وجود اینکه مدت زیادی از تاریخ استقلال جمهوریهای شوروی سابق نمیگذرد، روابط جمهوری اسلامی ایران با این کشورها به ویژه جمهوریهای آسیای مرکزی در این مدت از فراز و نشیب برخوردار بوده است. مهمترین سوالی که در زمینه روابط با این کشورها مطرح میشود موضوع روند صعودی یا نزولی همکاریها میباشد. به همین سبب در بررسی میدانی روابط کشورمان با کشورهای مذکور سعی خواهد شد علاوه بر تاریخچه همکاریها، مشترکات قومی و فرهنگی و زمینههای مورد علاقه، وضعیت همکاریها به ویژه در چند سال اخیر مورد بحث و بررسی قرار گیرد.
تاریخچه:
سرزمین پهناور آسیای مرکزی از شرق و جنوب به رشته کوههای بلند تیانشان، پامیر و کپهداغ، از شمال به دشتهای وسیع و از غرب به دریای خزر منتهی میشود. این منطقه را میتوان در چهار دوره قبل و بعد از اسلام، زمان حاکمیت شوروی و بعد از استقلال بررسی کرد.
استپهای شمال آسیا از نخستین مراکز شکلگیری تمدنهای اولیه به شمار میرود. آریاییها که از اقوام هندو ـ اروپایی هستند پس از کوچ از دشتهای اوراسیا به سرزمین پهناور ایران، در سرزمین سرسبز خوارزم سکنی گزیدند و تمدن عظیمی در بنا نهادند. مرز ایران همواره بین جیحون (آمودریا) و سیحون (سیر دریا) بود ولی در سالهای اولیه ظهور مسیحیت با حمله زردپوستان حوزه اوراسیا به این منطقه لهجه مردم منطقه از فارسی به ترکی تغییر یافت. در قرن اول میلادی امپراتوری کوشانها در توران زمین پدید آمد که بر مناطق وسیعی از هندوستان تا جلگههای آسیای مرکزی حکومت میکردند.
پس از تصرف ایران به دست سپاهیان اسلام، علاوه بر شرق و شمال ایران، منطقه آسیای مرکزی نیز تحت تاثیر اسلام قرار گرفت. ترکان پس از طاهریان و صفاریان و سامانیان در برابر دستگاه خلافت عباسی قیام کرده و بر منطقه آسیای مرکزی تسلط یافتند. غوریان، عزنویان و سلجوقیان و خوارزمیان از جمله حکومتهای ترک در ماوراءالنهر بودند. سلجوقیان سرزمین خراسان و ایران را به تصرف خود در آوردند. تیمور با تصرف خوارزم، خراسان و ایران سعی نمود پلی ارتباطی بین اروپا و آسیا ایجاد کند و تجارت را در منطقه توسعه دهد ولی پس از مرگش با توجه به اختلاف بین جانشینانش منطقه دچار آشوب و هرجومرج گردید. بدین ترتیب از قرن هفتم هجری قمری حکومتهای محلی تحت عنوان خانات در آسیای مرکزی قوت گرفتند1.
روسیه در سال 1870 میلادی با ایجاد فرمانداری کل ترکستان، آسیای مرکزی را تحت سلطه خود قرار داد. در طول این دوران توسعه تجارت در منطقه رشد یافت ولی در سایر زمینهها از جمله فرهنگی و مذهبی اثرات منفی در بر داشت. در قرن هجدهم روسیه روابط تجاری گستردهای با خانات بخارا، خیوه و خوقند برقرار کرد و بدنبال شکلگیری جمهوریهای جدید این روابط توسعه یافت. پس از انعقاد پیمانهای تدریجی میان جمهوریهای جدید و روسیه، در نهایت آسیای مرکزی در سال 1936 کاملاً با روسیه متحد شد. پس از آن اصلاحات و فعالیتهای اقتصادی در منطقه کاملاً از طرحهای روسیه و استالینی تابعیت میکرد. در نیمه قرن نوزدهم صنایع آسیای مرکزی عمدتاً در مناطق ازبک و تاجیک نشین بود ولی به تدریج سعی شد تا در سایر مناطق نیز صنایع خاصی توسعه یابد. بدین ترتیب افزایش اکتشاف و استخراج منابع معدنی به ویژه سنگهای گرانبها، نابع نفتی فرغانه و دریای خزر (اواخر قرن 19)، احداث خطوط راهآهن جهت انتقال منابع مورد توجه قرار گرفت و سیاست صنعتی کردن منطقه تا قبل از جنگ جهانی اول با جدیت دنبال میشد. در جریان جنگ اول و دوم جهانی نیز آسیای مرکزی مسئولیت پشتیبانی را بعهده داشت زیرا سرزمینهای غربی درگیر جنگ بود. همین امر روند صنعتی شدن آسیای مرکزی را شتاب بخشید. اما در دوران پس از جنگ بیشتر سیاست وابستهسازی صنایع آسیای مرکزی به یکدیگر و صنایع روسیه دنبال و اجرا میشد. شرایط آب و هوای آسیای مرکزی کاملاً مستعد کشاورزی به ویژه کشت پنبه است و به همین دلیل پنبه از تولیدات عمده این منطقه به شمار میرود. سیاستمداران کرملین با تخصیص یارانههای ویژه به این کشورها سعی میکردند بر ضعف اقتصادی این جمهوریها و وابستگی آنها سرپوش گذارند. (در واقع این سیاست بر اختصاصی کردن تولیدات و اقتصاد منطقه استوار بود.) در زمان بحران اقتصادی در دهه 1980 در شوروی، سرمایهگذاری کمتری در منطقه آسیای مرکزی صورت گرفت.
سرانجام وضعیت نابسامان اقتصادی و سیاسی منجر به فروپاشی نظام شوروی سابق و استقلال 15 جمهوری آن گردید.
1) مشکلات سیاسی و اقتصادی جمهوریهای آسیای مرکزی پس از فروپاشی و اقدامات کشورهای منطقه برای توسعه اقتصادی
فروپاشی شوروی سابق و پیدایش حوزههای جدید ژئوپلتیک، ژئواکونومیک و ژئواستراتژیک در جهان سرآغاز تحولات نوینی گردید. نتایج اولیه این تحولات به شرح زیر میباشد2
ـ تولد واحدهای سیاسی مستقل و کشورهای جدید
ـ ظهور مناطق و منابع جدید مستقل انرژی در بازار جهانی
ـ ظهور کشورهای محصور در خشکی و نیازمند راههای ارتباطی جدید
ـ دسترسی به منابع مواد خام و بازار کالاهای مصرفی جدید
ـ فراهم شدن زمینه بازگشت به هویت ملی و قومی گذشته
ـ ایجاد عرصه جدید رقابت قدرتهای بزرگ
ولی کشورهای آسیای مرکزی با درک اهمیت پیوندها بین بخشهای مختلف، تنگناهای سیاسی موجود و ضرورت دستیابی به حداکثر تاثیر مثبت در روند اصلاحات ناگزیر به همکاری با یکدیگر هستند. در واقع وجود پیوندهای منطقهای در میان کشورهای آسیای مرکزی در کنار ظرفیتهای فردی هر کدام از آنان، توجیه همکاریهای منطقهای را بالا برده است. موارد ذیل از جمله مهمترین پیوندهای مورد اشاره میباشد:
ـ امنیت مرزی به ویژه در زمینه کنترل مواد مخدر و روان گردان، تسهیل تجارت و تردد مردم منطقه
ـ وابستگی زیر ساخت حملونقل حملونقلی
ـ استفاده از منابع مشترک آب
ـ استفاده از منابع انرژی فسیلی و الکتریسیته
سالهای اولیه استقلال تجربه تلخی را برای کشورهای منطقه به همراه داشت و کاهش رشد اقتصادی طی این سالها موید این مطلب است. اما اکنون پس از گذشت 16 سال روند اصلاحات کند سیاسی و نسبتاً خوب اقتصادی در این کشورها مشهود میباشد و میتوان گفت در امر سیاستگذاری و اجرای آن راه خود را یافتهاند.
اقتصاد کشورهای آسیای مرکزی از پتانسیل عظیمی برخوردار است و قابلیت توسعه فراوان دارد.
این منطقه در شرایط عادی و با ثبات میتواند با کمک منابع طبیعی و انسانی خود رشد اقتصادی پایداری را تجربه نماید. فاصله این کشورها تا آبهای آزاد هزینههای صادرات محصولات تولیدی و واردات مواد اولیه و کالاهای مورد نیاز را بالا میبرد. این هزینهها به دلیل کمبود زیر ساختهای لازم در داخل این کشورها از جمله در زمینه انرژی، آب و حمل نقل دو چندان میشود.
ضمناً رواج تجارت غیررسمی در کشورهای منطقه که معمولاً در حجم کوچک در مرزها صورت میگیرد سیستم برنامهریزی و اصلاحات اقتصادی آنان را با مشکل مواجه کرده است. اطلاعات اولیه اقتصادی کشورهای منطقه در جدول شماره 1 نشان داده شده است.
کلید تجدید حیات اقتصادی و اجتماعی آسیای مرکزی در گسترش تجارت منطقهای و درون قارهای از طریق بهبود زیرساختهای اقتصادی میباشد. این مطلب مورد تایید تمامی بانکهای بینالمللی و منطقهای است و همین سبب شد اعتبارات ویژهای را برای طرحهای منطقهای تخصیص دهند. تشکیل اتحادیه آسیای مرکزی که بعداً نامش به سازمان همکاری آسیای مرکزی تغییر یافت، ایجاد جامعه دولتهای مستقل مشترکالمنافع و سپس جامعه اقتصادی اوراسیا و همچنین عضویت آنها در اکو، این همکاریها را تسریع کرده است.
تنوع محوریت دولت در سیاست و اقتصاد تاثیرات متفاوت را بر روند اصلاحات اقتصادی داشته است، به گونهای که هنوز شاهد دخالت دولت بر اقتصاد در ازبکستان هستیم ولی از سوی دیگر میبینیم قرقیزستان به عضویت سازمان جهانی تجارت در آمده است4. از نظر اقتصادی در کشورهای منطقه سیاستهای متفاوتی وجود دارد که میتواند یک مانع جدی برای توسعه تجارت درون منطقهای باشد5.
پاورقیها در دفتر نشریه موجود است. ادامه دارد...