هرمز برادران

مقدمه:

روسیه تغییر کرده است. این تنها وارث امپراتوری شوراها، دوره کسالت و پریشانی روزهای فروپاشی را پشت‌سر گذاشته است.

روسیه 2007 هیچ شباهتی به کشور به‌هم ریخته دهه 90 ندارد. نگاه مردان سیاست مسکو به کشور خود و منطقه و جهان پیرامون، عوض شده است و همه این تغییرات به یک نام ختم می‌شود و یک نماد بیشتر ندارد: ولادیمیر پوتین.

«روسیه پوتین» عنوان با مسمایی است که اکنون برای توصیف دوران تازه روسیه انتخاب شده است. او به بی‌ثباتی در امنیت و نابسامانی در اقتصاد روسیه پایان داد.

ارمغان پایان بی‌ثباتی روسیه برای مرد اول کرملین این بود که نفوذ او را برای مدتی طولانی در صحنه سیاست تثبیت کرد.

با این همه فرمانده دوران نوسازی روسیه امسال با مسائل و چالش‌های تازه‌ای بویژه در روابط با غربی‌های آن‌سوی آتلانتیک روبه‌رو است. پوتین در اوج قدرت باید رشته رهبری را واگذار کند لذا هم‌اینک در تدارک نقل و انتقال قدرت است و بیش از هرچیز تلاش می‌کند اصول دیپلماسی خود در برابر حریف‌ غربی‌اش را سروسامان دهد.

فرصتی دست داد تا در دیدار و گفت‌وگویی با ویتالی نامکین رئیس مرکز پژوهش‌های استراتژیک روسیه، مسائل و پرسش‌های مهم دوران رهبری پوتین را به بحث گذاریم.

">

هرمز برادران

مقدمه:

روسیه تغییر کرده است. این تنها وارث امپراتوری شوراها، دوره کسالت و پریشانی روزهای فروپاشی را پشت‌سر گذاشته است.

روسیه 2007 هیچ شباهتی به کشور به‌هم ریخته دهه 90 ندارد. نگاه مردان سیاست مسکو به کشور خود و منطقه و جهان پیرامون، عوض شده است و همه این تغییرات به یک نام ختم می‌شود و یک نماد بیشتر ندارد: ولادیمیر پوتین.

«روسیه پوتین» عنوان با مسمایی است که اکنون برای توصیف دوران تازه روسیه انتخاب شده است. او به بی‌ثباتی در امنیت و نابسامانی در اقتصاد روسیه پایان داد.

ارمغان پایان بی‌ثباتی روسیه برای مرد اول کرملین این بود که نفوذ او را برای مدتی طولانی در صحنه سیاست تثبیت کرد.

با این همه فرمانده دوران نوسازی روسیه امسال با مسائل و چالش‌های تازه‌ای بویژه در روابط با غربی‌های آن‌سوی آتلانتیک روبه‌رو است. پوتین در اوج قدرت باید رشته رهبری را واگذار کند لذا هم‌اینک در تدارک نقل و انتقال قدرت است و بیش از هرچیز تلاش می‌کند اصول دیپلماسی خود در برابر حریف‌ غربی‌اش را سروسامان دهد.

فرصتی دست داد تا در دیدار و گفت‌وگویی با ویتالی نامکین رئیس مرکز پژوهش‌های استراتژیک روسیه، مسائل و پرسش‌های مهم دوران رهبری پوتین را به بحث گذاریم.

">

هرمز برادران

مقدمه:

روسیه تغییر کرده است. این تنها وارث امپراتوری شوراها، دوره کسالت و پریشانی روزهای فروپاشی را پشت‌سر گذاشته است.

روسیه 2007 هیچ شباهتی به کشور به‌هم ریخته دهه 90 ندارد. نگاه مردان سیاست مسکو به کشور خود و منطقه و جهان پیرامون، عوض شده است و همه این تغییرات به یک نام ختم می‌شود و یک نماد بیشتر ندارد: ولادیمیر پوتین.

«روسیه پوتین» عنوان با مسمایی است که اکنون برای توصیف دوران تازه روسیه انتخاب شده است. او به بی‌ثباتی در امنیت و نابسامانی در اقتصاد روسیه پایان داد.

ارمغان پایان بی‌ثباتی روسیه برای مرد اول کرملین این بود که نفوذ او را برای مدتی طولانی در صحنه سیاست تثبیت کرد.

با این همه فرمانده دوران نوسازی روسیه امسال با مسائل و چالش‌های تازه‌ای بویژه در روابط با غربی‌های آن‌سوی آتلانتیک روبه‌رو است. پوتین در اوج قدرت باید رشته رهبری را واگذار کند لذا هم‌اینک در تدارک نقل و انتقال قدرت است و بیش از هرچیز تلاش می‌کند اصول دیپلماسی خود در برابر حریف‌ غربی‌اش را سروسامان دهد.

فرصتی دست داد تا در دیدار و گفت‌وگویی با ویتالی نامکین رئیس مرکز پژوهش‌های استراتژیک روسیه، مسائل و پرسش‌های مهم دوران رهبری پوتین را به بحث گذاریم.

">

هرمز برادران

مقدمه:

روسیه تغییر کرده است. این تنها وارث امپراتوری شوراها، دوره کسالت و پریشانی روزهای فروپاشی را پشت‌سر گذاشته است.

روسیه 2007 هیچ شباهتی به کشور به‌هم ریخته دهه 90 ندارد. نگاه مردان سیاست مسکو به کشور خود و منطقه و جهان پیرامون، عوض شده است و همه این تغییرات به یک نام ختم می‌شود و یک نماد بیشتر ندارد: ولادیمیر پوتین.

«روسیه پوتین» عنوان با مسمایی است که اکنون برای توصیف دوران تازه روسیه انتخاب شده است. او به بی‌ثباتی در امنیت و نابسامانی در اقتصاد روسیه پایان داد.

ارمغان پایان بی‌ثباتی روسیه برای مرد اول کرملین این بود که نفوذ او را برای مدتی طولانی در صحنه سیاست تثبیت کرد.

با این همه فرمانده دوران نوسازی روسیه امسال با مسائل و چالش‌های تازه‌ای بویژه در روابط با غربی‌های آن‌سوی آتلانتیک روبه‌رو است. پوتین در اوج قدرت باید رشته رهبری را واگذار کند لذا هم‌اینک در تدارک نقل و انتقال قدرت است و بیش از هرچیز تلاش می‌کند اصول دیپلماسی خود در برابر حریف‌ غربی‌اش را سروسامان دهد.

فرصتی دست داد تا در دیدار و گفت‌وگویی با ویتالی نامکین رئیس مرکز پژوهش‌های استراتژیک روسیه، مسائل و پرسش‌های مهم دوران رهبری پوتین را به بحث گذاریم.

">

هرمز برادران

مقدمه:

روسیه تغییر کرده است. این تنها وارث امپراتوری شوراها، دوره کسالت و پریشانی روزهای فروپاشی را پشت‌سر گذاشته است.

روسیه 2007 هیچ شباهتی به کشور به‌هم ریخته دهه 90 ندارد. نگاه مردان سیاست مسکو به کشور خود و منطقه و جهان پیرامون، عوض شده است و همه این تغییرات به یک نام ختم می‌شود و یک نماد بیشتر ندارد: ولادیمیر پوتین.

«روسیه پوتین» عنوان با مسمایی است که اکنون برای توصیف دوران تازه روسیه انتخاب شده است. او به بی‌ثباتی در امنیت و نابسامانی در اقتصاد روسیه پایان داد.

ارمغان پایان بی‌ثباتی روسیه برای مرد اول کرملین این بود که نفوذ او را برای مدتی طولانی در صحنه سیاست تثبیت کرد.

با این همه فرمانده دوران نوسازی روسیه امسال با مسائل و چالش‌های تازه‌ای بویژه در روابط با غربی‌های آن‌سوی آتلانتیک روبه‌رو است. پوتین در اوج قدرت باید رشته رهبری را واگذار کند لذا هم‌اینک در تدارک نقل و انتقال قدرت است و بیش از هرچیز تلاش می‌کند اصول دیپلماسی خود در برابر حریف‌ غربی‌اش را سروسامان دهد.

فرصتی دست داد تا در دیدار و گفت‌وگویی با ویتالی نامکین رئیس مرکز پژوهش‌های استراتژیک روسیه، مسائل و پرسش‌های مهم دوران رهبری پوتین را به بحث گذاریم.

">

هرمز برادران

مقدمه:

روسیه تغییر کرده است. این تنها وارث امپراتوری شوراها، دوره کسالت و پریشانی روزهای فروپاشی را پشت‌سر گذاشته است.

روسیه 2007 هیچ شباهتی به کشور به‌هم ریخته دهه 90 ندارد. نگاه مردان سیاست مسکو به کشور خود و منطقه و جهان پیرامون، عوض شده است و همه این تغییرات به یک نام ختم می‌شود و یک نماد بیشتر ندارد: ولادیمیر پوتین.

«روسیه پوتین» عنوان با مسمایی است که اکنون برای توصیف دوران تازه روسیه انتخاب شده است. او به بی‌ثباتی در امنیت و نابسامانی در اقتصاد روسیه پایان داد.

ارمغان پایان بی‌ثباتی روسیه برای مرد اول کرملین این بود که نفوذ او را برای مدتی طولانی در صحنه سیاست تثبیت کرد.

با این همه فرمانده دوران نوسازی روسیه امسال با مسائل و چالش‌های تازه‌ای بویژه در روابط با غربی‌های آن‌سوی آتلانتیک روبه‌رو است. پوتین در اوج قدرت باید رشته رهبری را واگذار کند لذا هم‌اینک در تدارک نقل و انتقال قدرت است و بیش از هرچیز تلاش می‌کند اصول دیپلماسی خود در برابر حریف‌ غربی‌اش را سروسامان دهد.

فرصتی دست داد تا در دیدار و گفت‌وگویی با ویتالی نامکین رئیس مرکز پژوهش‌های استراتژیک روسیه، مسائل و پرسش‌های مهم دوران رهبری پوتین را به بحث گذاریم.

"> قانون‌بازی روس‌ها
تاریخ انتشار : ۰۵ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۱:۴۱  ، 
شناسه خبر : ۳۸۱۹۱
گفت‌وگوی «ایران» با رئیس مرکز پژوهش‌های استراتژیک روسیه

هرمز برادران

مقدمه:

روسیه تغییر کرده است. این تنها وارث امپراتوری شوراها، دوره کسالت و پریشانی روزهای فروپاشی را پشت‌سر گذاشته است.

روسیه 2007 هیچ شباهتی به کشور به‌هم ریخته دهه 90 ندارد. نگاه مردان سیاست مسکو به کشور خود و منطقه و جهان پیرامون، عوض شده است و همه این تغییرات به یک نام ختم می‌شود و یک نماد بیشتر ندارد: ولادیمیر پوتین.

«روسیه پوتین» عنوان با مسمایی است که اکنون برای توصیف دوران تازه روسیه انتخاب شده است. او به بی‌ثباتی در امنیت و نابسامانی در اقتصاد روسیه پایان داد.

ارمغان پایان بی‌ثباتی روسیه برای مرد اول کرملین این بود که نفوذ او را برای مدتی طولانی در صحنه سیاست تثبیت کرد.

با این همه فرمانده دوران نوسازی روسیه امسال با مسائل و چالش‌های تازه‌ای بویژه در روابط با غربی‌های آن‌سوی آتلانتیک روبه‌رو است. پوتین در اوج قدرت باید رشته رهبری را واگذار کند لذا هم‌اینک در تدارک نقل و انتقال قدرت است و بیش از هرچیز تلاش می‌کند اصول دیپلماسی خود در برابر حریف‌ غربی‌اش را سروسامان دهد.

فرصتی دست داد تا در دیدار و گفت‌وگویی با ویتالی نامکین رئیس مرکز پژوهش‌های استراتژیک روسیه، مسائل و پرسش‌های مهم دوران رهبری پوتین را به بحث گذاریم.


* آقای نامکین، اکنون در محافل جهانی سخن از تغییر نگاه روسیه در میان است و گفته می‌شود که رهبری کرملین خط‌مشی امنیتی و سیاسی جدیدی در قبال غرب پیش گرفته است و نقطه شروع این رویکرد امنیتی جدید روسیه را هم اجلاس مونیخ می‌خوانند، بفرمایید که چه دلایلی سبب شد که پوتین، به‌طور مشخص پس از اجلاس مونیخ سیاست تقابل با غرب را در پیش بگیرد؟

** باید بگویم که پوتین مسیر جدیدی در سیاست خارجی‌اش اتخاذ نکرده است. سیاست خارجی پوتین از همان ابتدا مبتنی بر دفاع از منافع ملی روسیه بود و این مهم‌ترین هدف در سیاست‌های وی است. سیاست خارجی وی عموماً مستقل و برپایه واقعگرایی بوده است. نخست باید به این نکته اشاره کنم که او همواره کوشیده تا روابط خوبی با سایر کشورها از جمله آمریکا برقرار کند. دوم این‌که او به تقابل با غرب برنخاست بلکه از کشورهای غربی بویژه آمریکا انتقاد کرد. البته انتقادهای او برآمده از واقعگرایی بود. او میان روسیه و غرب خط‌کشی نکرد. بنابراین اشتباه خواهد بود اگر از این انتقادها به‌عنوان جنگ سرد دوم یاد شود. در واقع، جنگ سردی میان روسیه و غرب وجود ندارد و روابط و همکاری‌های خوبی میان ما و غرب برقرار است. دیپلماسی روسی هنوز در پی تقویت رابطه میان مثلث روسیه، اتحادیه اروپا و آمریکاست اما روسیه براساس سیاست‌هایی که پوتین در سخنرانی‌اش در مونیخ و در گزارش سالیانه‌اش به مجمع فدرال عنوان کرد، از غرب انتقاد کرد.

* اما مواضع پوتین در اجلاس مونیخ و پس از آن فراتر از انتقاد معمولی بود و به‌نظر می‌آید که او خط‌مشی آمریکا را به چالش کشید.

** به‌طور خلاصه بگویم، آمریکا می‌خواهد نقش‌‌‌آفرینی در صحنه جهانی را به انحصار خود درآورد و اراده خود را بر بسیاری از کشورها تحمیل کند و در صحنه بین‌المللی به‌طور یکجانبه از زور استفاده و در بهره‌گیری از آن زیاده‌روی کند. اما در نظم نوین جهانی که مبتنی بر سیستم چندقطبی است، این نوع سیاست مسأله‌ای مخرب و مضر خواهد بود. روسیه از سیستم چندقطبی حمایت می‌کند چرا که روسیه خود یکی از مراکز قدرت است. نقش یک‌جانبه‌گرایانه‌ای که آمریکا به‌دنبال آن است، در حال محو شدن است، چرا که دیگر هیچ اساس و توجیهی برای رهبری یک‌جانبه در صحنه بین‌المللی وجود ندارد. از سویی، آمریکا منابعی برای تحقق آن ندارد. متأسفانه، این کشور تقسیم‌بندی جدیدی به‌وجود آورده که در یک سوی آن، دموکراسی‌ها و در سوی دیگرش کشورهای خودکامه قرار دارند.

در واقع، آمریکا از این طریق اهمیت نقش سازمان‌ها و نهادهایی مانند سازمان ملل را که مبتنی بر همکاری جمعی است، نادیده می‌گیرد. این امر برای ما غیرقابل قبول است، زیرا روسیه از استقلال و حاکمیت هر کشوری حمایت می‌کند و به حقوق بین‌الملل احترام کامل می‌گذارد و در روابط خود با همه کشورها به همکاری گروهی اهمیت فراوانی می‌دهد. روسیه همچنین از سیستم چندقطبی به‌عنوان رکن اصلی امنیت جهانی دفاع می‌کند. به باور من، بنا به همین دلایل بود که پوتین خواستار گفت‌وگوهای صادقانه‌ای میان روسیه و غرب در بسیاری از زمینه‌ها مانند معماری امنیت جهانی، ایجاد نظام‌های جدید بین‌المللی برای برقراری نظم نوین جهانی و اجماع در درک و فهم این نظام چندقطبی شد. بنابراین باید همه کشورها تلاش کنند تا نقش خود را در این نظام جهانی بیابند.

* در بررسی مشی و سیاست‌های پوتین در قبال آمریکا شاهد نوعی دوگانگی هستیم. وی در دوره اول حاکمیت نومحافظه‌کاران کاخ‌سفید خط‌مشی مدارا با واشنگتن را در پیش گرفت اما در دوره دوم رویکرد متفاوتی اتخاذ کرد، ظاهراً ما با دو پوتین مواجهیم. پوتین اول با غرب مواجهه‌ای ندارد، اما پوتین دوم به میدان رویارویی با آمریکا می‌رود.

** همانطور که پیشتر هم گفتم نمی‌توان گفت که مشی پوتین دچار تغییر شده است و یا شاهد دو پویتن هستیم. اما این رویکردها تفسیرهای دیگری دارد.

نخست آن‌که روسیه در حال قوی‌تر شدن است و پوتین منابع بسیاری برای پیشبرد اهداف خود و ورود به صحنه دارد اما سیاست خارجی و راهبرد وی چندان دچار تغییر نشده است. سیاست‌های اخیر وی حکایت از دادن وجهه‌ای قوی‌تر به منافع ملی روسیه دارد. در عین‌حال، روسیه منابع سیاسی و اقتصادی و فرهنگی بسیار بیشتری در اختیار دارد که می‌تواند برای ایجاد ثبات از آنها بهره‌برداری کند. پایان جنگ در چچن، رشد اقتصادی، ثبات سیاسی و دستاوردهای فراوان دیگر نیروی بیشتری به روسیه داد تا با جنگ آمریکا علیه عراق مخالفت کند.

پیش از آغاز این جنگ، روسیه در مباحث و مجادلاتی که پیرامون آن وجود داشت با حمله به عراق به شدت مخالفت کرد.

* پس چرا روسیه با تهاجم به افغانستان مخالفت نکرد و نوعی مدارا و مسامحه را در قبال این سیاست تهاجمی کاخ‌سفید پیش گرفت؟

** زیرا آن کشور که تحت حاکمیت طالبان بود از سوی جامعه بین‌المللی تحریم شده بود. در آن هنگام و به‌ویژه پس از حملات 11 سپتامبر 2001، جامعه جهانی در این دیدگاه هم عقیده بود که رژیم طالبان تهدیدی برای امنیت بین‌المللی است.

بنابراین، بسیاری از کشورها با آمریکا هم رأی بودند. به اعتقاد من، ایران نیز از سوی طالبان تهدید می‌شد، همانطور که برای روسیه نیز تهدیدی بزرگ به شمار می‌آمد. به همین دلیل، ساقط کردن رژیم طالبان خدمت بزرگی به ایران و آمریکا بود و مسکو نیز به همین دلیل مخالفتی با این حمله نکرد و از نابودی این لانه تروریست‌ها حمایت کرد. پس از 11 سپتامبر، روسیه با  دولت و خانواده قربانیان این حادثه ابراز همدردی کرد و آسمان خود را به روی هواپیماهای آمریکایی برای حمله به افغانستان باز کرد یعنی همان کاری که کشورهای آسیای مرکزی انجام دادند. ما حضور آمریکا در این منطقه را موقت می‌دانستیم و انتظار نداشتیم که برای همیشه در آنجا بماند.

اما اکنون اوضاع در حال تغییر است و نتایج معکوسی را در افغانستان و عراق شاهد هستیم. اگر بخواهیم تحولات و اوضاع اخیر را به هم مرتبط سازیم، با فضایی از خشم و نارضایتی از حضور نظامی آمریکا بویژه در رابطه با عراق روبه‌رو می‌شویم. اوضاع عراق در مسیری غیرقابل تصور جریان پیدا کرده است.

* سؤال جدی بسیاری از ناظران این است که ابزارهای روسیه بویژه در پیشبرد این سیاست تقابل با غرب چیست؟ شما به منابع اقتصادی و سیاسی اشاره کردید، آیا منابع اقتصادی کشور شما که عمدتاً شامل انرژی نفت و گاز است، در این عرصه رقابت کفایت می‌کند؟ سؤال من این است که اهرم‌های سیاسی و امنیتی روسیه در این عرصه چیست؟

** هم‌اکنون منابع سیاسی روسیه عبارت‌اند از قدرت اجرایی بالا در امور داخلی و شیوه حکومت‌داری قوی در مناطق مختلف کشور. زیرا در دوره حکومت بوریس یلتسین، رئیس‌جمهور سابق روسیه، مناقشه‌های زیادی میان مناطق با یکدیگر و میان حکومت‌های خودمختار مانند تاتارستان با حکومت مرکزی وجود داشت و فدرالیسم همواره مشکل‌ساز بود. این مشکلات عمدتاً از دوران شوروی سابق باقی‌مانده بود. اکنون نظام‌ اجرایی و حکومت‌داری و روابط میان سیستم قضایی و قانونگذاری و اجرایی بسیار بهتر شده است. افزون بر این حزب حاکم نیز از حمایت زیادی برخوردار است و قدرت زیادی در پارلمان و مناطق دارد. همه اینها ناشی از بهبود وضع معیشتی مردم و محبوبیت پوتین در میان آنهاست.

* هنوز این بحث مطرح است که چرا روسیه از برخی حوزه‌های مهم سیاسی امنیتی در برابر غرب عقب‌نشینی کرد. به‌طور مثال برنامه گسترش ناتو به سوی جمهوری‌های سابق شوروی و یا وقوع انقلاب‌های رنگی که ابتدا با سکوت روسیه روبرو شد، موجب پیشروی سیاسی غرب به این منطقه گردید. چرا پوتین اجازه داد در آن مقطع غرب وارد حیطه امنیتی روسیه شود؟

** انقلاب‌های رنگی حاصل کشمکش‌های سیای محلی در جمهوری‌های سابق شوروی بود. عاملان این انقلاب‌ها از سوی نیروهای غربی حمایت و پشتیبانی می‌شدند. میخائیل ساآکاشویلی، رئیس‌جمهور گرجستان، از جمله افرادی است که با این انقلاب‌ها بر سر کار آمد. او یک غربگراست و می‌خواهد گرجستان بخشی از دنیای غرب به‌شمار آید. اما روسیه این گرایش را قابل قبول نمی‌داند و از رویکرد ضدروسی ساآکاشویلی راضی نیست. اما اگر برخی از رهبران دیگر این جمهوری‌ها چنین رویه‌ای را در پیش گیرند روسیه آن را یک فاجعه تلقی نمی‌کند. زیرا دنیا پر است از رقابت‌ها و رقبا. روسیه نیز قصد جنگ با آنها را ندارد، زیرا مسکو به خوبی از تضاد و تفاوت منافع آگاه است و می‌داند که نمی‌توان رقابت‌ها را حذف کرد. اما ما نیز منافعی داریم و باید از طریق ابزارهای اقتصادی در پی طرح و تأمین آنها باشیم. همگرایی و همکاری با شرکا از جمله این ابزارها است که در این میان می‌توان به ایجاد مجموعه کشورهای مشترک‌المنافع (CIS) اشاره کرد. علاوه‌ بر این، بیش از 10 سال پیش همکاری با ناتو را آغاز کردیم و شورای روسیه – ناتو را بنا نهادیم، زیرا براین باور بودیم که دیگر نیازی به جدال سیاسی و نظامی نیست و باید رویکردی دوستانه داشته باشیم؛ چرا که ناتو برای مقابله با شوروی به‌وجود آمده بود و از آنجا که شوروی سقوط کرده بود، دلیلی برای خصومت وجود نداشت. اما نزدیک شدن ناتو به مرزهای روسیه تأثیر منفی بر امنیت روسیه دارد. آمریکا از این راه می‌خواهد روسیه را در محاق ببرد. به جز آمریکا، بسیاری دیگر از کشورهای غربی نمی‌خواهند شاهد حضور روسیه‌ای قوی باشند که در حال تبدیل شدن به بازیگری مستقل در عرصه جهانی است. آنها می‌خواهند ما را تحت فشار قرار داده، از اتخاذ و هدایت سیاست‌ها‌ی مستقل باز دارند. اما ما در روابط بین‌الملل توان چانه‌زنی و ابراز وجود داریم.

همچنین استقرار سامانه دفاع موشکی آمریکا در اروپا یک مسأله نگران‌کننده دیگر است. این اقدام برای روسیه کاملاً غیرمنتظره بود. چندسال پیش، آمریکا از پیمان ABM خارج شد که این امر تأثیر نامطلوبی در روسیه داشت. ما بر این باوریم که باید به همه پیمان‌ها وفادار بود، نه فقط به یکی از آنها. زیرا مجموعه پیمان‌ها در کنار هم معنی می‌دهند و این مجموعه یکی از ارکان اصلی امنیت جهانی است. هنگامی که از این مجموعه چیزی کم می‌شود، دچار تزلزل می‌گردد. آمریکا با استقرار این سامانه موشکی یکی از پیمان‌ها را نقض می‌کند.

* کرملین این سال‌ها بسیار تلاش کرد تا نگاه آمریکا را تغییر دهد. اما به اعتقاد ناظران هنوز هیچ تغییری در تفکر سیاسی واشنگتن صورت نگرفته است و آمریکا، روسیه را مهمترین تهدید علیه خود می‌داند. تحلیل شما از این مسأله چیست؟

** تاکنون اظهارنظری رسمی از سوی آمریکایی‌ها درباره این که روسیه مهمترین تهدید علیه آنهاست، ابراز نشده است. با این‌حال، باید پذیرفت که روابط میان دو کشور رو به وخامت گذارده است. اما امیدواریم که آمریکا، روسیه را تهدیدی علیه خود قلمداد نکند.

ما تهدیدی برضد آمریکا نیستیم و حتی قصد جنگ با آمریکا را نداریم. ما سرگرم آماده شدن برای جنگ نیستیم و معتقدیم جنگی میان روسیه و آمریکا صورت نخواهد گرفت.

ما افکار، اندیشه‌ها و اقتصاد خود را برپایه بازار آزاد بنا نهاده‌ایم و در اندیشه حمله به هیچ کشور یا ایجاد انقلاب در هیچ کشوری نیستیم. ما خواهان تغییر رژیم یا کنار زدن حاکمان سایر ملل نیستیم. ما تنها به توسعه و پیشرفت و رفاه مردم خود می‌اندیشیم. بنابراین خطر و ضرری را متوجه منافع آمریکا نمی‌کنیم. روسیه منافع مشروع خود را دارد و در پی برقراری روابط با سایر کشورها مانند چین و ایران و پیگیری اهداف خود در زمینه انرژی است. ما یک تأمین‌کننده بزرگ انرژی به‌شمار می‌آییم، درست مثل ایران و غرب آفریقا. برهمین اساس، اهمیت ما روز به روز بیشتر می‌شود.

طبق برآوردها و پیش‌بینی‌هایی که صورت گرفته، روسیه در کنار خلیج‌فارس و غرب آفریقا تا سال 2020 به 3 منبع مهم تأمین انرژی مبدل خواهند شد. اما همان‌طور که سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، نیز عنوان کرده ما در اندیشه تبدیل شدن به یک ابر قدرت حتی یک ابرقدرت انرژی نیستیم. فقط می‌خواهیم جزو قدرت‌های بزرگ باشیم، اما نمی‌خواهیم خود را به‌عنوان یک نیروی هژمونیک معرفی کنیم. به همین جهت است که مایل نیستیم روابط خصمانه‌ای با آمریکا داشته باشیم.

* پس مفهوم این جنگ لفظی میان مسکو و واشنگتن چیست؟

** انتقادهای ما از آمریکا به مثابه انتقادهای دوستانه است. زیرا دوستان از دوستان خود به‌خاطر اشتباهاتی که مرتکب می‌شوند، انتقاد می‌کنند. ما به بهبود روابط امیدواریم و این در حالی است که از تأثیرات منفی سیاست‌های آمریکا بر منافع امنیتی خود به خوبی آگاهیم و برای دفاع از این منافع مصمم هستیم. به اعتقاد من، پوتین با تعریف و تبیین منافع روسیه و دفاع از آن راه درستی را در پیش گرفت.

* البته اغلب ناظران قبول دارند که دور جدید رقابت یا رودرویی روسیه یک تقابل ایدئولوژیکی نیست، بلکه رقابتی از نوع جدید است و این رقابت از تفکر رهبری پوتین ناشی می‌شود که خواهان احیای جایگاه روسیه به‌عنوان یک ابرقدرت است. در این‌باره چه نظری دارید؟

** روسیه تمایلی برای احیای جایگاه خود به‌عنوان یک ابرقدرت را ندارد بلکه در پی تأمین منافع مشروع خود است و البته هرگاه این منافع مورد تهاجم قرار گیرند، از آنها دفاع می‌کنیم.

گاهی اوقات برخی از شرکای ما در اروپا از ابزارهای نامشروع بهره می‌گیرند و ما به شدت با آنان مخالف هستیم. آنها ما را متهم می‌کنند که روسیه تلاش می‌کند تا از برخی قراردادهای خود با سایر کشورها به‌عنوان ابزارهای سیاسی استفاد کند. آنها مدعی هستند که از گازپروم برای اهداف سیاسی بهره گرفته می‌شود، اما این ادعاها اساساً صحت ندارد. بلکه این آمریکا بود که چند سال پیش از خطو لوله باکو - تفلیس - جیحان استفاده ابزاری در جهت پیشبرد اهداف سیاسی کرد. هدف آمریکا این بود که از ترانزیت و عبور انرژی از خاک روسیه بکاهد.

رقابت کنونی با آمریکا رقابتی ایدئولوژیکی نیست. با توجه به تعدد دیدگاه‌ها در سیستم بین‌المللی، رقابت جاری بنیاد سیاسی دارد. ما تفاوت و اختلاف فرهنگ‌ها و تمدن‌ها را می‌پذیریم و معتقدیم که هر فرهنگ و تمدنی باید مجال پیشرفت و فرصت ابراز در محیط خاص خود را داشته باشد و باید به آنها احترام گذاشت. به باور ما، تغییر رژیم، اشاعه دموکراسی با استفاده زور و دخالت نظامی که نمونه آن را در عراق شاهد هستیم،‌ امری نادرست و غیرمعقول است.

* بالاخره فکر می‌کنید استراتژی رقابت روسیه در برابر آمریکا به کجا پیش می‌رود؟ خط پایان این تقابل کجاست؟

** خط قرمز این رقابت آن است که این تقابل به مناقشه منجر نشود. ما همکاری خوبی با آمریکا داریم و سازوکار مذاکره در روابط ما کارساز بوده است. حتی در مسأله سیستم دفاعی موشکی که به موضوعی پرتنش و مناقشه‌برانگیز مبدل شده از این سازوکار بهره زیادی برده‌ایم. برای نمونه، به تازگی رابرت گیتس و کاندولیزا رایس وزرای دفاع خارجه آمریکا برای گفت‌وگو در این‌باره به روسیه سفر کردند. در روابط دو کشور فرایندی سیاسی جریان دارد چرا که بر این باوریم که مشکلات و مسائل میان ما باید از طریق گفت‌وگوهای چندجانبه حل‌وفصل شود، زیرا به قدرت نهادهای چندجانبه مانند سازمان ملل اعتقاد داریم. در این میان، نقش و وزنه قدرت‌ها و نهادهای قدرتمند منطقه‌ای و ابتکارات و چارچوب‌های امنیتی منطقه‌ای می‌تواند در تقویت جهان چندقطبی مؤثر باشد.

پیشتر لاوروف نیز تأکید کرده بود که روسیه در پی «دیپلماسی شبکه‌ای» است نه دیپلماسی براساس بلوک‌بندی، زیرا دوره بلوک‌بندی سپری شده و چنین تقسیم‌بندی سفت و سختی بی‌اعتبار شده است.

* با وجود همه مخالفت‌های مسکو، آمریکا پروژه سپر دفاع موشکی خود را در لهستان و چک که اکنون به نماد بدبینی دو قدرت تبدیل شده است، متوقف نکرد. روسیه با چه اهرمی می‌خواهد آمریکا را از تصمیم ‌خود در این‌باره منصرف کند؟

** ما قصد توقیف هیچ پروژه‌ای را نداریم، زیرا ما با یک غول مواجه هستیم. آمریکا یک غول است، اروپای غربی نیز همین‌طور. اما کار ما مبتنی بر حسن‌نیت، همکاری‌های اقتصادی و همگرایی است.

روسیه منبع مهمی برای تولید انرژی اتحادیه اروپاست. ما مشترکات زیادی با آن اتحادیه داریم و به تدریج تبدیل به بخشی از دنیای اروپایی می‌شویم. با این حال، روسیه یک تمدن مستقل و جدا دارد. از طریق این همگرایی می‌توانیم شرکای خود را متقاعد سازیم که نگرانی‌های موجود در روابط دو طرف مسأله‌ای بیهوده است.

* آیا این گفته شما نشانه این نیست که روسیه همچنان می‌خواهد با نرمش و احتیاط با غرب بویژه آمریکا روبه‌رو شود؟

** روسیه در صورتی که با ابزارهای دیپلماسی نتواند آنها را متقاعد کند، از ابزارهای بسیاری که در اختیار دارد برای پاسخ‌دادن به آنها استفاده می‌کند. خروج از پیمان نیروهای متعارف (CFE) از جمله این ابزارهاست. موشک‌های آمریکا در اروپا نیز توسط موشک‌های روسیه منهدم خواهند شد. نسل جدید موشک‌های روسیه قادر است که سپر دفاع موشکی آمریکا را نابود سازد. این موشک‌ها می‌توانند از طریق قطب شمال آمریکا را تهدید کنند. اما ما هیچ کشوری را تهدید نمی‌کنیم. هنوز وقار و طمأنینه بهترین راهکار برای نابود ساختن نیروی مهاجم و سرکوبگر است.

روسیه همچنان برای ساخت سیستم سپر دفاع موشکی خاص خود تلاش می‌کند تا قابلیت تحدید و عقب راندن هر سرکوبگر یا نیروی مهاجمی را داشته باشد. بنابراین، تصور نمی‌کنم که آمریکا قصد حمله به روسیه را داشته باشد.

* درباره طرح‌های بازدارنده روسیه در برابر پروژه‌های تهاجمی پنتاگون سؤال‌های زیادی مطرح است مثلاً در برابر طرح اخیر بوش آیا روسیه می‌خواهد سپر دفاع موشکی خاص خود را بسازد؟

** ما یک سیستم موشکی داریم که براساس تعهداتمان در چارچوب پیمان ABM عمل می‌کند. از آنجا که آمریکا این پیمان را نقض کرده، روسیه نیز سرگرم ایجاد سیستم‌ دفاع موشکی و بهبود کارکرد آن است. ما ابزارهایی در اختیار داریم که می‌تواند هرگونه سپر دفاع موشکی را بشکند. این را می‌پذیریم که روسیه در برابر خطرات و تهدیدات نفوذ‌پذیر است. بنابراین احتمال دارد که برخی موشک‌ها قادر به ورود به خاک باشند. اما راهبرد دفاعی ما مبتنی بر این واقعیت است که توانایی پاسخ‌ دادن به نیروی مهاجم را داریم. اگر کشوری راکتی به سوی ما پرتاب کند، راکت‌های روسی بلافاصله پاسخ آن را خواهند داد و هدف از این پاسخ نابودی نیروی مهاجم است.

* برخی از ناظران و تحلیلگران می‌گویند که پوتین می‌خواهد از شیوه‌های دیگری هم برای توسعه نفوذ سیاسی روسیه بهره گیرد. مثلاً او می‌خواهد خلق و پرورش نوعی ناسیونالیسم روسی به ابزار جدیدی برای مقابله با غرب دست پیدا کند. آیا این دیدگاه درست است؟

** نه، به‌نظر من این دیدگاه درستی نیست. ناسیونالیسم روسی وجود ندارد، بلکه احساس احترام به خود و عزت ‌نفس و روس‌ها افزایش پیدا کره و غرور ملی آنها قوی‌تر شده است. پس از فروپاشی شوروی، عرق ملی و غرور ملی روس‌ها نادیده انگاشته شده اما این غرور همچنان وجود داشت. ما همواره به موفقیت، سیاست، اقتصاد، فرهنگ و هر آنچه که داشته‌ایم، بالیده‌ایم. این را هم باید اضافه کنم که روس‌ها در دوره ریاست جمهوری پوتین اعتماد به نفس بالایی پیدا کرده و به دیدگاه مثبتی درباره آینده خود دست یافته‌اند. شاید شما این را ملی‌گرایی بنامید، اما هر کشوری باید به داشته‌ها و توانمندی‌هایش ببالد. شما غرور ملی دارید و ما نیز همینطور.

* ولی همه شواهد حاکی از این است که سیاست روسیه در قبال جمهوری‌های سابق شوروی تغییر کرده است. روسیه در اغلب مناقشه‌های این جمهوری‌ها حضور دارد که تا حدود 2 سال پیش چنین مسأله‌ای نمود برجسته‌ای نداشت. برای نمونه، روسیه در درگیر‌ی‌های داخلی اخیر در استونی از اقلیت روس‌تبار حمایت کرد. یا قضیه اوکراین که بیانگر نگاه جدید روسیه پوتین به این جمهوری‌ها است؟

** ما در حمایت از اقلیت‌های روس‌تبار کاری خلاف قانون مرتکب نشده‌ایم. برخلاف آنچه برخی مدعی هستند، روسیه هیچ کشوری را در عرصه انرژی تحریم نکرده است. برای نمونه، در قضیه اوکراین ماجرایی که رخ داد اقتصادی بود و روسیه تصمیم گرفت تا سوبسید‌های خود را بیهوده در اختیار جماهیر سابق قرار ندهد.

بلاروس در این رده قرار می‌گیرد زیرا ما نفت و گاز خود را در ازای امتیازاتی با قیمت پایین‌تر به آن کشور می‌فروشیم. این رابطه در بازار امری معمول است و براساس واقعیت‌های آن شکل گرفته است. پیشتر روسیه سوبسید‌های خود را در اختیار تمام جمهوری‌های سابق حتی گرجستان قرار می‌داد، اما زمانی که گرجستان به تلاش‌های ضدروسی رو می‌آورد اوضاع دچار تغییر و تحول می‌شود.

در این شرایط، چرا روسیه باید از گرجستان حمایت کند و انرژی خود را به راحتی در اختیار آن بگذارد. در مورد گرجستان، بله، تحریم‌های محدودی وجود داشت که عمدتاً به دلیل اقدام‌ها و تلاش‌های آن کشور علیه روسیه بود.

اکنون با توجه به نهادها و چارچوب‌هایی که با حضور روسیه و جمهوری‌های سابق وجود دارد، روابط با این جمهوری‌ها در وضعیتی عادی و طبیعی قرار دارد. جامعه کشورهای مشترک‌المنافع چتری برای این کشورهاست و ما در این جامعه اتحادها و ائتلاف‌هایی با هر یک از جماهیر سابق داریم و هر یک از کشورها منافع خود را دنبال می‌کنند.

* در این دو دهه مسکو روابط شکننده و پرافت‌وخیزی با جمهوری‌های سابق شوروی داشته است. نگرانی جدی مستمر درباره این جمهوری‌ها چیست؟ آیا روسیه بیم آن را دارد که این کشورها عرصه‌های سیاست و اقتصاد را به غرب واگذار کنند؟

** نه، همه جمهوری‌ها در برقراری رابطه با غرب آزادند. اما تنها نگرانی این است که اگر هر یک از آنها عضو ناتو شوند و این اتحاد نظامی به مرزهای روسیه نزدیک‌تر شود، ما از این مسأله خوشحال نخواهیم شد. ایران نیز از این موضوع خرسند نخواهند شد، زیرا گسترش ناتو برای هیچ یک از ما خوشایند نخواهد بود.

به‌نظر ما دلیلی ندارد که گرجستان عضو ناتو شود، زیرا ما گرجستان را تهدید نمی‌کنیم و قصد حمله به آن را نداریم. قبل از هرچیزی گرجستان باید مشکلات درونی خود مانند آبخازیا و اوستیا را از طریق مسالمت‌آمیز حل‌وفصل کند؛ چراکه ناتو قادر به حل این مشکلات نیست.

* ترجیح می‌دهم در پایان این گفت‌وگو یک ارزیابی صریح و واقع‌بینانه از شما بشنوم که جایگاه واقعی روسیه در معادلات کنونی جهان چیست؟

آیا روسیه هنوز خود را یک ابرقدرت و حریفی برای آمریکا می‌داند یا یک قدرت همسطح قدرت‌های درجه 2.

** روسیه یکی از بزرگترین و مهم‌ترین قدرت‌ها در جامعه بین‌المللی است. ما نمی‌خواهیم یک ابرقدرت باشیم و چنین آرزویی نداریم. از لحاظ نظامی با آمریکا هم طراز هستیم و هیچ کشور دیگری قادر به رقابت با ما نیست. از نظر اقتصادی نیز جزو غنی‌ترین کشورها هستیم. از لحاظ فکری نیز تمدنی کهن داریم. البته مشکلات زیادی نیز پیش‌رو داریم و در راه توسعه کشور مانع‌های زیادی در برابر ماست. با این حال، روسیه در مسیری که در آن قرار دارد به خوبی پیشروی می‌کند.

* مارس 2008 انتخابات ریاست جمهوری در روسیه برگزار خواهد شد. همه دوست دارند بدانند روسیه پوتین برای این انتخابات چه طرح و ایده‌ای دارد؟ و آیا نگرانی از یافتن جانشین همطراز پوتین وجود دارد؟

** به اعتقاد من، انتخابات آینده مطابق با قانون اساسی روسیه انتخاباتی آزاد خواهد بود. ناظرانی برای نظارت بر این انتخابات حضور خواهند داشت. تاکنون هیچ‌کس روسیه را به برگزاری انتخاباتی غیرعادلانه متهم نکرده است.

حتی در دوره یلتسین نیز چنین اتهامی به ما زده نشد. سیستم انتخاباتی ما روشن است و انتخابات به همان‌گونه که پیشتر بوده، برگزار خواهد شد.

در جبهه مخالفان نیز کاسیانانف به‌عنوان رهبرشان ابراز آمادگی کرده و می‌تواند کاندیدای حضور در این انتخابات شود. روسیه از حیث مدیریت و حکومت‌داری اکنون در سطح ایده‌آل قرار دارد و به درجه بالایی از ثبات و کارایی مدیریتی رسیده است. پس دلیلی بر نگرانی از آینده وجود ندارد.