مقدمه:

گزارش کراکر – پترائوس نشان داد که کاخ سفید به دنبال تثبیت حضور نظامی خود در عراق است. این گزارش و همچنین رد لوایح ضدجنگ دموکرات‌ها از یک واقعیت دیگر نیز حکایت می‌کند و آن ناتوانی کنگره در مانع‌تراشی در برابر سیاست‌های بوش در عراق است. البته به این بهانه نمی‌توان کارنامه دموکرات‌ها را یکسره سیاه دانست ولی با وجود برخی اقدامات و گام‌های محدود، دموکرات‌ها نتوانسته و نخواهند توانست بوش را وارد مسیر دیگری در عراق کنند. حتی می‌توان چنین گفت که دو حزب دموکرات و جمهوری‌خواه به این نتیجه رسیده‌اند که عراق در زمره منافع حیاتی ایالات متحده قرار دارد و رها ساختن این کشور در وضعیت کنونی به صلاح آمریکا نیست.

">

مقدمه:

گزارش کراکر – پترائوس نشان داد که کاخ سفید به دنبال تثبیت حضور نظامی خود در عراق است. این گزارش و همچنین رد لوایح ضدجنگ دموکرات‌ها از یک واقعیت دیگر نیز حکایت می‌کند و آن ناتوانی کنگره در مانع‌تراشی در برابر سیاست‌های بوش در عراق است. البته به این بهانه نمی‌توان کارنامه دموکرات‌ها را یکسره سیاه دانست ولی با وجود برخی اقدامات و گام‌های محدود، دموکرات‌ها نتوانسته و نخواهند توانست بوش را وارد مسیر دیگری در عراق کنند. حتی می‌توان چنین گفت که دو حزب دموکرات و جمهوری‌خواه به این نتیجه رسیده‌اند که عراق در زمره منافع حیاتی ایالات متحده قرار دارد و رها ساختن این کشور در وضعیت کنونی به صلاح آمریکا نیست.

">

مقدمه:

گزارش کراکر – پترائوس نشان داد که کاخ سفید به دنبال تثبیت حضور نظامی خود در عراق است. این گزارش و همچنین رد لوایح ضدجنگ دموکرات‌ها از یک واقعیت دیگر نیز حکایت می‌کند و آن ناتوانی کنگره در مانع‌تراشی در برابر سیاست‌های بوش در عراق است. البته به این بهانه نمی‌توان کارنامه دموکرات‌ها را یکسره سیاه دانست ولی با وجود برخی اقدامات و گام‌های محدود، دموکرات‌ها نتوانسته و نخواهند توانست بوش را وارد مسیر دیگری در عراق کنند. حتی می‌توان چنین گفت که دو حزب دموکرات و جمهوری‌خواه به این نتیجه رسیده‌اند که عراق در زمره منافع حیاتی ایالات متحده قرار دارد و رها ساختن این کشور در وضعیت کنونی به صلاح آمریکا نیست.

">

مقدمه:

گزارش کراکر – پترائوس نشان داد که کاخ سفید به دنبال تثبیت حضور نظامی خود در عراق است. این گزارش و همچنین رد لوایح ضدجنگ دموکرات‌ها از یک واقعیت دیگر نیز حکایت می‌کند و آن ناتوانی کنگره در مانع‌تراشی در برابر سیاست‌های بوش در عراق است. البته به این بهانه نمی‌توان کارنامه دموکرات‌ها را یکسره سیاه دانست ولی با وجود برخی اقدامات و گام‌های محدود، دموکرات‌ها نتوانسته و نخواهند توانست بوش را وارد مسیر دیگری در عراق کنند. حتی می‌توان چنین گفت که دو حزب دموکرات و جمهوری‌خواه به این نتیجه رسیده‌اند که عراق در زمره منافع حیاتی ایالات متحده قرار دارد و رها ساختن این کشور در وضعیت کنونی به صلاح آمریکا نیست.

">

مقدمه:

گزارش کراکر – پترائوس نشان داد که کاخ سفید به دنبال تثبیت حضور نظامی خود در عراق است. این گزارش و همچنین رد لوایح ضدجنگ دموکرات‌ها از یک واقعیت دیگر نیز حکایت می‌کند و آن ناتوانی کنگره در مانع‌تراشی در برابر سیاست‌های بوش در عراق است. البته به این بهانه نمی‌توان کارنامه دموکرات‌ها را یکسره سیاه دانست ولی با وجود برخی اقدامات و گام‌های محدود، دموکرات‌ها نتوانسته و نخواهند توانست بوش را وارد مسیر دیگری در عراق کنند. حتی می‌توان چنین گفت که دو حزب دموکرات و جمهوری‌خواه به این نتیجه رسیده‌اند که عراق در زمره منافع حیاتی ایالات متحده قرار دارد و رها ساختن این کشور در وضعیت کنونی به صلاح آمریکا نیست.

">

مقدمه:

گزارش کراکر – پترائوس نشان داد که کاخ سفید به دنبال تثبیت حضور نظامی خود در عراق است. این گزارش و همچنین رد لوایح ضدجنگ دموکرات‌ها از یک واقعیت دیگر نیز حکایت می‌کند و آن ناتوانی کنگره در مانع‌تراشی در برابر سیاست‌های بوش در عراق است. البته به این بهانه نمی‌توان کارنامه دموکرات‌ها را یکسره سیاه دانست ولی با وجود برخی اقدامات و گام‌های محدود، دموکرات‌ها نتوانسته و نخواهند توانست بوش را وارد مسیر دیگری در عراق کنند. حتی می‌توان چنین گفت که دو حزب دموکرات و جمهوری‌خواه به این نتیجه رسیده‌اند که عراق در زمره منافع حیاتی ایالات متحده قرار دارد و رها ساختن این کشور در وضعیت کنونی به صلاح آمریکا نیست.

"> ناتوانی کنگره
تاریخ انتشار : ۰۷ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۲:۴۷  ، 
شناسه خبر : ۳۸۲۰۸
تلاش کاخ سفید برای تثبیت حضور نظامی در عراق

مقدمه:

گزارش کراکر – پترائوس نشان داد که کاخ سفید به دنبال تثبیت حضور نظامی خود در عراق است. این گزارش و همچنین رد لوایح ضدجنگ دموکرات‌ها از یک واقعیت دیگر نیز حکایت می‌کند و آن ناتوانی کنگره در مانع‌تراشی در برابر سیاست‌های بوش در عراق است. البته به این بهانه نمی‌توان کارنامه دموکرات‌ها را یکسره سیاه دانست ولی با وجود برخی اقدامات و گام‌های محدود، دموکرات‌ها نتوانسته و نخواهند توانست بوش را وارد مسیر دیگری در عراق کنند. حتی می‌توان چنین گفت که دو حزب دموکرات و جمهوری‌خواه به این نتیجه رسیده‌اند که عراق در زمره منافع حیاتی ایالات متحده قرار دارد و رها ساختن این کشور در وضعیت کنونی به صلاح آمریکا نیست.


علیرضا آیتی

براساس تصمیمات کنگره طی ماه‌های گذشته، مقرر شد که کاخ سفید با ارائه گزارش کراکر – پترائوس (سفیر آمریکا در بغداد، فرمانده نیروهای چند ملیتی) آخرین دستاوردها و پیشرفت‌های حاصل از طرح افزایش نیروهای نظامی آمریکایی در عراق (After The Surge) را ترسیم کرده و کنگره را نسبت به تداوم حضور گسترده نظامی آمریکا در عراق توجیه و قانع کند. در این راستا، طی جلسه‌ مشترک کمیته‌های روابط خارجی و نیروهای مسلح کنگره آمریکا در تاریخ 10 سپتامبر 2007 این گزارش ارائه شد. این نوشتار به آنالیز این گزارش و تبیین روند جاری تحولات عراق می‌پردازد.

محورهای گزارش کراکر – پترائوس

1- اهداف نظامی طرح افزایش نیرو تا حد زیادی در حال برآورده شدن است. در ماه‌های اخیر، نیروی ائتلاف و امنیتی عراق در مقابل دشمنان سرسخت و گرمای کشنده تابستان عراق در عرصه امنیتی پیشرفت حاصل کرده‌اند. با اینکه پیشرفت‌های حاصل شده در سراسر عراق یکسان نبوده‌اند، تعداد کل عملیات خرابکاری در عراق طی 2 ماه گذشته کاهش یافته و تعداد این درگیری‌ها در 2 هفته گذشته به پایین‌ترین سطح خود از ژوئن 2006 تاکنون رسید.

2- یکی از دلایل کاهش این درگیری‌ها این است که نیروهای ائتلاف و عراقی ضربه‌های بسیار سختی به القاعده وارد کرده‌اند. با اینکه القاعده و گروه‌های وابسته به آن در عراق کماکان خطرناک هستند، تعدادی از پناهگاه‌های امن آنها را از بین برده‌ایم و ابتکار عمل را در بسیاری از نواحی در دست گرفته‌ایم. همچنین موفق شدیم در اقدامات شبه‌نظامیان شیعه اختلال ایجاد کنیم

3- عملیات نیروهای ائتلاف و عراقی در کاهش خشونت‌های قومی – فرقه‌ای و همچنین کاهش تعداد تلفات قومی – فرقه‌ای به شکل چشمگیری در بغداد و در سراسر عراق نقش داشته است.

4- تعداد نیروهای امنیتی عراق نیز همچنان افزایش یافته و این نیروها مسئولیت بیشتری را به‌عهده گرفته‌اند. اگرچه این کار به آهستگی و در میان نگرانی‌های مستمر درباره گرایش‌های قومی برخی از عناصر در این دسته‌های نظامی انجام گرفته است اما در کل، نیروهای عراقی از خود مقاومت نشان داده‌اند، مبارزه کرده، تلفات سختی را متحمل شده‌اند و سرپرستی عملیات را نیز در بسیاری از نواحی در دست گرفته‌اند.

5- طرد القاعده توسط قبایل سنی از استان الانبار آغاز شد و به ایجاد تغییرات بسیار چشمگیری در آنجا کمک کرد. این مسئله اکنون به چند مکان دیگر نیز گسترش یافته است.

6- براساس این تحولات و پیشرفت‌های بیشتری که معتقدیم می‌توانیم در طول چند ماه آینده به دست آوریم، اعتقاد دارم که خواهیم توانست تعدادی از نیروها را تا تابستان آینده کاهش دهیم؛ بدون اینکه پیشرفت‌های امنیتی را که برای به دست آوردن آن سخت مبارزه کرده‌ایم، به خطر اندازیم.

7- با اشاره به اینکه وضعیت در عراق کماکان وخیم، مشکل و در برخی مواقع واقعا ناامید کننده است، معتقدم هنوز هم امکان دارد که در طول زمان به اهداف خود دست یابیم ولی انجام این کار، سریع و آسان نخواهد بود.

8- سرچشمه اصلی کشمکش‌ در عراق رقابت بین قومیت‌ها بر سر قدرت و منابع کشور است. این رقابت به وقوع خواهد پیوست و راه‌حل آن کلید برقراری ثبات بلندمدت در عراق جدید است. تروریست‌های خارجی و داخلی، شورشی‌ها، شبه‌نظامیان افراطی و جنایتکاران همگی این رقابت قومی – فرقه‌ای را به سمت خشونت سوق می‌دهند. سوریه و ایران از نظر ما این خشونت‌ها را دامن می‌‌زنند و فقدان ظرفیت و توان دولتی، سوءظن مستمر قومی و شکل‌های مختلف فساد به چالش‌های عراق اضافه می‌کند.

9- در دسامبر 2006، در اوج خشونت‌های قومی - فرقه‌ای که پس از انفجارات سامرا تشدید شد، فرماندهان و سفارت آمریکا در عراق به این جمع‌بندی رسیدند که نیروی ائتلاف در دستیابی به اهدافش شکست خورده است. آنها خواستار افزایش‌ نیروهای آمریکایی در بغداد شدند. این نیروها در ژانویه 2007 به سمت بغداد حرکت کردند و عملیات ضدتروریستی خود را آغاز کردند. ناکامی‌ها و تلفاتی را متحمل شدیم ولی به موفقیت‌های چشمگیری علیه القاعده دست یافتیم. البته تعداد حملات سهمگین هنوز هم بیش از انداز زیاد است و کماکان سخت تلاش می‌کنیم تا شبکه‌هایی را که این حملات را انجام می‌دهند، از بین ببریم. مسلما القاعده شکست نخورده اما وضعیت این گروه‌ در عراق به هم خورده است و به شدت در تعقیب رهبران و عوامل آن هستیم.

10- نیروی امنیتی عراق همچنان در حال رشد است، توانایی و امکانات بیشتری به دست آورده و میزان بیشتری از مسئولیت‌های مربوط به برقراری امنیت در کشور را به‌عهده گرفته است. به رغم نگرانی‌هایی که در مورد نفوذ قومی، کمبود نهادهای تدارکاتی و پشتیبانی و تعداد کم افسران استخدامی و غیراستخدامی وجود دارد، واحدهای عراقی در سراسر کشور مشغول انجام عملیات هستند.

11- در سال 2007، عراق مانند سال 2006، بودجه‌ای بیشتر را صرف نیروهای امنیتی خود خواهد کرد. در واقع، عراق در حال تبدیل شدن به یکی از مشتریان بزرگ تسلیحات آمریکاست.

12- در مجموع، وضعیت امنیتی در عراق روبه بهبود است و عوامل عراقی به تدریج در حال به‌عهده گرفتن مسئولیت بیشتر برای دفاع از شهروندان‌شان هستند. چالش‌های بی‌شماری در پیش‌رو وجود دارد اما نیروهای ائتلاف و امنیتی عراق در زمینه‌ به دست آوردن امنیت پایدار پیشرفت کرده‌اند. در نتیجه، آمریکا در موقعیتی قرار خواهد گرفت تا بتواند در ماه‌های آتی نیروهایش را در عراق کاهش دهد.

13- قبلا پیشنهاد «امنیت همزمان با انتقال مسئولیت: از رهبری به مشارکت به نظارت» را دادیم. البته نباید عجله کرد و برای اطمینان از حفظ و ادامه موفقیت‌هایی که سربازان ما به خاطر آن جنگیده‌اند، من کاهش نیروها در عراق را پیشنهاد کردم. چنانچه پیشنهادات من مورد تایید قرار گیرد، به دنبال خروج نیروها از عراق، یک تیپ رزمی در اواسط دسامبر 2007 – بدون ورود جایگزین – از عراق خارج خواهد شد و همچنین انتقال 4 تیپ رزمی دیگر و 2 گردان نیروی دریایی در 7 ماه اول سال 2008 بدون جایگزین صورت خواهد گرفت.

14- پیش‌بینی‌ها برای آینده مشکل است و عاقلانه نیست که بتوانیم ارزیابی درستی از روند کاهش نیروها و تغییر ماموریت‌ها برای بعد از تابستان 2008 و تا حدود اواسط مارس 2009 داشته باشیم. ما قبلا هم تجربه کرده‌ایم که انتقال مسئولیت به نیروی امنیتی عراق – قبل از اینکه توانایی و شرایط محلی ایشان اجازه بدهد – اقدامی خطرناک است. در واقع، سازمان‌های اطلاعاتی اعلام کره‌اند که «تغییر ماموریت‌ نیروی ائتلاف از نقش ضدشورشی و تثبیت‌کننده به نقش حمایت کننده نیروهای عراقی و عملیات ضدتروریستی برای جلوگیری از احیای القاعده، موجب از بین بردن پیشرفت‌های امنیتی‌ای می‌شود که تاکنون به دست آورده‌ایم».

15- مشکلات عراق مستلزم اقدامات بلندمدت خواهد بود. هیچ راه‌حل سریع و آسانی وجود ندارد. ما معتقدیم که این اقدامات با موفقیت روبه‌رو خواهد شد ولی می‌دانیم که مستلزم زمان است. در واقع در ارزیابی‌های ما بر لزوم تشخیص این مسئله تاکید شده است که کاهش عجولانه و شتاب‌زده نیروها می‌تواند نتایج ویرانگری به بار آورد.

16- گزارش سازمان اطلاعاتی وزارت دفاع در مورد نتایج خروج سریع نیروهای ایالات متحده آمریکا از عراق، از ارزیابی‌های ما حمایت می‌کند. در این گزارش – بدون اینکه بخواهم مطلب محرمانه‌ای را مطرح کنم – جمع‌بندی شده است که خروج سریع منجر به رها شدن نیروهای خرابکار در عراق می‌شود و همچنین نتایج خطرناکی در بر خواهد داشت. بهترین راه برای حفظ منافع ملی ما و اجتناب از نتایج نامطلوب در عراق این است که همچنان به تمرکز عملیات خود بر برقراری امنیت برای مردم عراق ادامه دهیم، در حالی که گروه‌های تروریستی و شبه‌نظامیان افراطی را هدف قرار می‌دهیم و به محض برآورده شده شرایط لازم، وظیفه حفظ امنیت را به نیروهای عراقی منتقل کنیم.

17- بودجه‌ای که کنگره برای ما تصویب کرده بسیار کمک کننده و ارزشمند بوده است. به‌علاوه، تصویب بودجه برنامه واکنش سریع و اضطراری فرمانده، ابزار حیاتی‌ای را در اختیار فرماندهان قرار داده است که با آن می‌توانند مبارزات ضدتروریستی را پیگری کنند. در پایان، همچنین از بودجه‌ای که برای برنامه‌های جدید بازداشت‌ها طرح‌های حکومت قانون در عراق تهیه کردید، تشکر می‌کنیم (در گزارش طبق معمول، آمریکایی‌ها اتهامات گسترده‌ای بر جمهوری اسلامی ایران و شیعیان عراق وارد ساختند.)

بررسی و تبیین گزارش

از فحوای گزارش این گونه استنباط می‌شود که کراکر – پترائوس از سوی بوش مامور شده‌اند تا با بزرگنمایی تحولات مثبت امنیتی در عراق، کنگره را نسبت به تداوم طرح‌های تهاجمی کاخ سفید در عراق قانع ساخته و نمایندگان را برای تصویب بودجه در آینده ترغیب کنند. این در حالی است که کنگره، آنها را مامور کرده تا تحلیل واقع‌گرایانه‌ای را ارائه دهند. دیک داربین – از رهبران حزب دموکرات در سنای آمریکا – ژنرال پترائوس را فردی از دار و دسته بوش خوانده که با جعل آمار و ارقام و حقایق عراق، می‌خواهد کنگره را متقاعد کند که خشونت در عراق کاهش یافته و طرح افزایش نیرو موفق بوده است. دقت در برخی عبارات و کلمات به کار برده شده  در این گزارش نشانگر این است که ناکامی آمریکا در عراق کاملا آشکار است. به عنوان مثال:

- اهداف طرح افزایش نیرو آن‌گونه که مطلوب باشد، برآورده نشده و کاهش خرابکاری‌ها موقتی است.

- تهدید القاعده در عراق از بین نرفته و آمریکا گرفتار جنگ در عراق و حتی افغانستان خواهد بود.

- در ارتش و نیروهای عراقی، عناصر مسموم و مرتبط با تروریست‌ها وجود دارند و تصفیه کامل  این نهادها بسیار مشکل است.

- وضعیت عراق کماکان بسیار وخیم است.

- تا ثبات بلندمدت در عراق برقرار نشود، مشکلات حل نخواهد شد. ثبات بلندمدت نیز سهل‌الوصول نیست.

- آمریکا کماکان باید در عراق هزینه کند.

- آمریکا مجبور است نیروهای عراقی را تجهیز ساخته و آموزش دهد، امری که تاکنون تمایلی به اجرای آن نداشت. تقویت ارتش و پلیس عراق به معنای خروج نیروهای آمریکایی از این کشور خواهد بود.

- اگر طی ماه‌های آینده، کاهش سطحی از نیروهای آمریکا (گفته می‌شود 30 هزار نفر) با عملیات خروج نیروهای برخی کشورهای عضو ائتلاف (لهستان، انگلیس، دانمارک و ...) همراه شود، فضا برای مانور القاعده و بعثی‌ها بیشتر خواهد شد و کاخ سفید باید این معمای قانع‌سازی و کنگره و پیروزی القاعده را به گونه‌ای حل کند.

در مجموع، این گزارش برای ارتقای وجهه کاخ سفید در کنگره، موارد ذیل را با زیرکی برجسته ساخته است:

اول: طرح افزایش نیرو در بغداد که بوش از ژانویه 2007 ارائه داد، مفید بوده و اوضاع امنیتی رو به بهبود است. بنابراین، انتقادات واقع‌گرایان به این افزایش نیرو، بی‌مورد بوده است.

دوم: خروج شتابزده از عراق به صلاح منافع آمریکا در منطقه نیست. بنابراین کنگره به هیچ‌وجه تصور چنین اقدامی را نداشته باشد (البته کنگره، خواهان خروج شتابزده نمی‌باشد).

سوم: طرح تسلیح عشایر سنی برای مبارزه با القاعده کمک کننده بوده و انتقادات شیعیان و دولت مالکی بی‌مورد است.

چهارم: می‌توان بدون ارائه یک جدول زمان‌بندی - به صورت نانوشته و براساس تصمیم فرماندهان نظامی آمریکا – در خصوص کاهش تدریجی نیروها طی 2 سال آینده از عراق اقداماتی به عمل آورد (البته کاهش مقدار اندکی از نیروها مدنظر است و قرار نیست آمریکا کاملا عراق را تخلیه کند).

پنجم: این گزارش هیچ‌گاه به بحث خروج کامل آمریکا از عراق نمی‌پردازد.

ششم: کنگره باید در تصویب بودجه جنگ عراق با کاخ سفید همکاری لازم را داشته باشد. شکست در طرح، متوجه 2 حزب خواهد بود.

هفتم: تحلیل‌هایی که می‌گفتند گزینه‌های موفقیت‌آمیز در عراق وجود ندارد، بی‌اساس بوده و موفقیت با تداوم این رویکرد قابل دسترسی است.

هشتم: کاخ سفید برای آرام نگه داشتن کنگره و کاهش اعتراضات دموکرات‌ها و برای احترام به واقع‌گرایان، اقدام به کاهش تعداد اندکی از نیروها می‌کند (این کاهش به هیچ‌وجه تاثیری بر استراتژی تهاجمی نومحافظه‌کاران برای تثبیت حضور نظامی در عراق نخواهد داشت).

به نظر می‌رسد بوش تا حدودی موفق شده باشد که بحث عراق را – که یک بحث متعلق به جمهوری‌خواهان بود – ملی کرده و دموکرات‌ها را نیز به این عرصه وارد کند. از این پس کنگره دیگر نمی‌تواند از ناکامی‌های کاخ سفید در عراق خود را جدا بداند و باید پاسخگو باشد، ضمن اینکه هر میزان بودجه‌ای که مورد نیاز باشد نیز مجبور است تصویب کند. گزارش کراکر- پترائوس تاثیر خود را گذاشته است و اخیرا سنای آمریکا طرح جدول زمان‌بندی 9 ماهه برای خروج اکثر نظامیان آمریکایی از عراق را رد کرد. این پیشنهاد – که از سوی دموکرات‌ها ارائه شده بود - با 47 رأی مخالف در برابر 47 رأی موافق شکست خورد و این در حالی بود که برای تصویب آن 60 رأی لازم بود. لوین گفته است: «راه‌هایی برای تغییر و اصلاح طرح پیدا خواهیم کرد تا حمایت بیشتری برای آن در رأی‌گیری‌های بعدی جلب کنیم».

سناتور «کریستوفر داد» از نامزدهای دموکرات برای ریاست جمهوری آمریکا – که به این پیشنهاد رأی منفی داده است – می‌گوید: «از نظر من تعیین تاریخ عقب‌نشینی کافی نیست. کنگره باید حرکت بیشتری داشته باشد و بودجه جنگ را کاهش دهد». لازم به ذکر است مجلس سنای آمریکا پیش از این، لایحه پیشنهادی دموکرات‌ها را درباره کاهش بودجه رزمی جنگ عراق تا ژوئن سال آینده میلادی تصویب نکرد. سنا همچنین لایحه مربوط به تنظیم ماموریت‌های رزمی نیروها در عراق را ناکام گذارد. طبق این لایحه مدت استراحت نیروهای رزمی در عراق پس از هر دوره 15 ماهه ماموریت در عراق در از 12ماه کنونی افزایش می‌یافت. این لایحه نیز با 44 رأی مثبت و 56 رأی منفی نتوانست به حد نصاب 60 رأی مثبت دست یابد.

تسکین موقت

تجربه نشان داده که آمریکایی‌ها هر خطایی را با خطاهای دیگر جبران می‌کنند. بوش قویاً به دنبال کاهش فشارهای کنگره و تسکین موقت بحران داخل است بنابراین طی ماه‌های گذشته که کراکر - پترائوس مشغول تهیه گزارش خود در عراق بودند، کاخ سفید اقدام به اجرای تاکتیک‌های غلطی در عراق کرد تا این گزارش مثبت از آب درآید. این تاکتیک‌ها ممکن است بوش را از فشارها برهاند لیکن ملت و دولت عراق را در آینده گرفتار خواهد ساخت. برای آمریکا‌یی‌ها مهم نیست که ملت عراق کشته شده و دولت مالکی سقوط کند، برای آنها حل مسائل داخلی آمریکا و رقابت‌های انتخاباتی و وجهه احزاب در میان مردم آمریکا مهم است.

اول: طرح تسلیح عشایر در آینده کشتارهای عراق را مضاف خواهد کرد. نماینده استان دیاله در مجلس عراق گفته است: «برخی عشایر تسلیح شده خود به عوامل ناامنی و قتل در دیاله تبدیل شده‌اند. اگرچه این گروه‌ها علیه القاعده خوب جنگیده‌اند ولی به دلیل مسلح کردن بی‌برنامه و نامنظم آنان از سوی آمریکا، به باندهای تبهکار و قاتل تبدیل شده‌اند. این باندها به شدت با بازگشت خانواده‌های آواره به مناطق اصلی سکونت‌شان مخالفت کرده و براساس گرایش‌های فرقه‌ای اقدام به قتل شهروندان می‌کنند». هادی العامری – عضو کمیته دفاع و امنیت مجلس – نیز گفته است: «ارتش آمریکا بدون اطلاع و موافقت دولت عراق اقدام به تسلیح این گروه‌ها ضدالقاعده کرده است. احتمال دارد این گروه‌های مسلح به عوامل تازه ناامنی تبدیل شوند و با عملیات تسلیح، در چهارچوب قانون و با موافقت دولت عراق باشد تا این گروه‌ها در آینده به گروه‌های شبه‌نظامی جدید تبدیل نشوند. بهتر این است که گروه‌هایی که اکنون امنیت را در دیاله برقرار کرده و علیه القاعده جنگیده‌اند، به صفوف‌ نیروهای دولتی پیوسته و در چهارچوب دولت فعالیت کنند».

دوم: طرح افزایش نیرو، کشتارهای گسترده‌ای را در شهرک صدر و مناطق سنی به دنبال داشت. خسارات فراوانی بر عراقی‌ها وارد آمد. آیا این کینه و نفرت ضدآمریکایی بدون واکنش خواهد ماند؟ آمریکایی‌ها فشار گسترده‌ای بر دولت مالکی وارد آورده‌اند. از یک سو با سازمان‌دهی احزاب مخالف برای اقدام به کودتا علیه مالکی، وی را تهدید به تغییر کردند و از سوی دیگر خواسته‌های ناحق خود را بر دولت تحمیل کردند. مردم عراق اگرچه آمریکا را عامل این کشتارها می‌دانند لیکن دولت مالکی نیز به نوعی مقصر شناخته می‌شود و این برای تیم مالکی مناسب نیست. کشتارهای شهرک صدر چنان گسترده بود که جریان صدر مجبور شد علیه دولت مالکی – که با رأی شهرک صدری‌ها روی کار آمده است – واکنش نشان دهد و از ائتلاف عراق یکپارچه نیز کنارگیری کند (این فراکسیون 32 کرسی از 275 کرسی پارلمان عراق را در اختیار دارد). این شرایط برای آمریکا بسیار مطلوب است.

متاسفانه آمریکایی‌ها سرزمین عراق را محل جولان خود قرار داده‌اند. اگر قرار است از این جولان خسارتی به بار آید، ملت عراق متحمل خواهند شد و این برای آمریکا مهم نیست. تعداد نیروهای آمریکایی در عراق به حدی است که حتی در برخی موارد ارتش آمریکا از کمبود مترجم برای نیروهای خود خبر داده و به خاطر ناآشنان بودن اغلب سربازان آمریکایی به زبان عربی، آنان با مشکلات بسیاری در این کشور مواجه شده‌اند. در این میان، شرکت‌های آمریکایی نیز به شدت جولان می‌دهند. بنابر گزارشات پنتاگون، حدود 180 هزار نفر در استخدام شرکت‌های آمریکایی در عراق هستند که این میزان حدود 20 هزار نفر بیشتر از شمار سربازان آمریکایی در عراق به شمار می‌رود. مؤسسه برو کینگز طی تحلیلی بر اهمیت این آمار و ارقام تاکید دارد. به هرحال اوضاع وخیم امنیتی عراق ناشی از همین پیچیدگی‌هاست. ارقام پنتاگون و وزارت خارجه آمریکا نشان می‌دهد که دست کم 118 هزار عراقی، 21 هزار آمریکایی و 43 هزار پیمانکار خارجی در فهرست کارمندان آمریکایی در عراق هستند.

شرکت‌های امنیتی و تسلیحاتی آمریکا همچنین در بازار سیاه عراق از فروش سلاح بسیار سود می‌برند. شرکت بلاک واتر بالغ بر هزار پیمانکار را برای حفاظت از مسئولان و مقام‌های دیپلماتیک آمریکا در عراق استخدام کرده است، مبلغ 800 میلیون دلار با دولت آمریکا قرارداد بسته است و میزان زیادی سلاح، دوربین‌های دید در شب، خودروهای زره‌پوش و سایر تجهیزات نظامی – بدون کسب مجوزهای لازم – وارد عراق کرده است. بعضا دیده می‌شود که تروریست‌ها تجهیزات بسیار پیشرفته‌تری نسبت به تجهیزات ارتش و پلیس عراق دارند که نشان می‌دهد شرکت بلاک واتر به تروریست‌ها هم سلاح می‌فروشد. این شرکت، اخیرا به دنبال بمب‌گذاری‌ در مسیر حرکت یک کاروان دیپلماتیک آمریکا در غرب بغداد، مردم را به گلوله بست که در نتیجه آن دست کم 8 غیرنظامی کشته و 13 نفر مجروح شدند. به دنبال این حادثه دولت عراق مجوز فعالیت این شرکت را در کل کشور لغو کرد که البته با فشار کاخ سفید مجددا این شرکت در عراق فعال شده است.

گرفتاری‌های مزمن

نوری مالکی به رغم فشارهای گسترده سیاسی و امنیتی در عراق (ناشی از تحرکات اهل تسنن در همه سطوح) و دخالت‌های آمریکا، طرح‌های خود را گام به گام اجرا می‌کند. وی 2 محور اساسی را در دستور کار دارد: حوزه داخلی شامل فعالیت‌ دولت و تحقق اصلاحات سیاسی (قانون اساسی، قانون نفت، بعثی‌زدایی، وفاق ملی و ...) است که البته زمان‌بر است و حوزه خارجی هم انجام سفرهای منطقه‌ای و بین‌المللی است. مهم‌ترین موضوعی که فعال می‌شود اصل 3+1 و 4+1 است. شورای ریاست جمهوری (طالبانی کرد، عادل‌المهدی شیعه و طارق‌الهاشمی سنی) و نخست‌وزیر، کمیته‌ای مشترک برای رهبری کشور با عنوان اصل 3+1 تشکیل داده‌اند و در عین حال همین کمیته، مسعود بارزانی – رئیس منطقه کردستان – را به خود اضافه کرده و گروه رهبری کشور تحت عنوان اصل 4+1 را تشکیل داده‌اند (تنوع قومیت‌ها و خواسته‌های احزاب این پیچیدگی‌ها را نیز می‌طلبد).

هدف، تقویت دولت و خنثی‌سازی تلاش گروه‌های مخالف است که به دنبال ساقط کردن دولت هستند. مالکی نباید انتظار داشته باشد که مخالفان از تحریکات خود دست بردارند. آقای عبدالعزیز حکیم اعلام کرده بود: «دستگاه‌های اطلاعاتی برخی کشورهای منطقه گردهم جمع شدند و برای سرنگونی دولت مالکی برنامه‌ریزی کردند. بعضی گروه‌های سیاسی در داخل عراق نیز برای به شکست کشاندن دولت تلاش می‌کنند. دولت وحدت ملی عراق بر پایگاه میلیونی از ملت عراق استوار است و در نتیجه همه برنامه‌ها و دسیسه‌ها به شکست می‌انجامد. همچنین دولت وحدت ملی عراق بر فراکسیون‌های مهم پارلمانی تکیه دارد – که این دولت را انتخاب کردند – که در رأس آن ائتلاف عراق یکپارچه و ائتلاف کردهاست.»

شبکه C.B.S آمریکا نیز قبلا گزارش داده بود: «جمعی از سیاستمداران ارشد عراقی با تاکتیکی که از سوی چنی - معاون رئیس‌جمهوری آمریکا – حمایت می‌شود، در نظر دارند تا به زودی خواستار رأی عدم اعتماد پارلمان علیه نخست‌وزیر عراق شوند. این طرح در جریان سفر دیک چنی به عراق و ملاقات وی با برخی سران عراقی به طور جزئی و دقیق مورد بحث و بررسی قرار گرفت.»

علاوی – نخست‌وزیر اسبق عراق – نیز از تشکیل جبهه‌ای جدید موسوم به «طرح‌ ملی عراق» خبر داده بود. این شرایط را اگر با نشست‌های برخی کشورهای عربی و عوامل آمریکا علیه دولت مالکی ترکیب کنیم، اظهارات حکیم را تایید می‌کند.

جمع‌بندی

به رغم موفقیت دموکرات‌ها در انتخابات کنگره، انتظار می‌رفت آنها بتوانند در برخی سطوح کار در عراق، نومحافظه‌کاران و تیم چنی – بوش را به چالش بکشانند. البته اقداماتی به عمل آمد و گام‌هایی برداشته شد لیکن به دلیل اشتباهات گسترده کاخ سفید در عراق و عمق زیاد گرفتاری‌های آمریکا در این کشور،‌ دموکرات‌ها نتوانسته و نخواهند توانست بوش را وارد مسیر دیگری سازند. به نظر می‌رسد 2 حزب به این نتیجه رسیده‌اند که عراق خواسته یا ناخواسته در زمره و منافع حیاتی ایالات متحده آمریکا قرار گرفته و رها ساختن این کشور بدین وضعیت بحرانی، به صلاح نخواهد بود. این مسیر، مسیر روشنی برای آمریکا نیست.

درگیری و مشغولیت همیشگی و گسترده آمریکا در عراق پیچیده و برای آمریکا و در کل، برای جهان غرب خوش‌یمن نخواهد بود ضمن این که اگر نگاهی به تاریخ عراق داشته باشیم، این سرزمین هیچ‌گاه برای حاکمان جور و مشایعت کنندگان و متابعت کنندگان آنان خوش‌یمن نبوده است.