اشاره:
چارلز کاپچن، متخصص برجسته امور اروپا در شورای روابط خارجی آمریکا طی گفتوگویی با وبسایت این شورا تاکید میکند با وجود گرمی روابط میان بوش، مرکل و سارکوزی، اتفاق نظر آمریکا با آلمان و فراسنه در مورد ایران یا افغانستان سطحی است و طرفین با جدیتر شدن مساله دچار اختلاف نظر میشوند.
کاپچن هم اکنون استاد درس مسائل بینالملل در دانشگاه جورجتاون است.
">اشاره:
چارلز کاپچن، متخصص برجسته امور اروپا در شورای روابط خارجی آمریکا طی گفتوگویی با وبسایت این شورا تاکید میکند با وجود گرمی روابط میان بوش، مرکل و سارکوزی، اتفاق نظر آمریکا با آلمان و فراسنه در مورد ایران یا افغانستان سطحی است و طرفین با جدیتر شدن مساله دچار اختلاف نظر میشوند.
کاپچن هم اکنون استاد درس مسائل بینالملل در دانشگاه جورجتاون است.
">اشاره:
چارلز کاپچن، متخصص برجسته امور اروپا در شورای روابط خارجی آمریکا طی گفتوگویی با وبسایت این شورا تاکید میکند با وجود گرمی روابط میان بوش، مرکل و سارکوزی، اتفاق نظر آمریکا با آلمان و فراسنه در مورد ایران یا افغانستان سطحی است و طرفین با جدیتر شدن مساله دچار اختلاف نظر میشوند.
کاپچن هم اکنون استاد درس مسائل بینالملل در دانشگاه جورجتاون است.
">اشاره:
چارلز کاپچن، متخصص برجسته امور اروپا در شورای روابط خارجی آمریکا طی گفتوگویی با وبسایت این شورا تاکید میکند با وجود گرمی روابط میان بوش، مرکل و سارکوزی، اتفاق نظر آمریکا با آلمان و فراسنه در مورد ایران یا افغانستان سطحی است و طرفین با جدیتر شدن مساله دچار اختلاف نظر میشوند.
کاپچن هم اکنون استاد درس مسائل بینالملل در دانشگاه جورجتاون است.
">اشاره:
چارلز کاپچن، متخصص برجسته امور اروپا در شورای روابط خارجی آمریکا طی گفتوگویی با وبسایت این شورا تاکید میکند با وجود گرمی روابط میان بوش، مرکل و سارکوزی، اتفاق نظر آمریکا با آلمان و فراسنه در مورد ایران یا افغانستان سطحی است و طرفین با جدیتر شدن مساله دچار اختلاف نظر میشوند.
کاپچن هم اکنون استاد درس مسائل بینالملل در دانشگاه جورجتاون است.
">اشاره:
چارلز کاپچن، متخصص برجسته امور اروپا در شورای روابط خارجی آمریکا طی گفتوگویی با وبسایت این شورا تاکید میکند با وجود گرمی روابط میان بوش، مرکل و سارکوزی، اتفاق نظر آمریکا با آلمان و فراسنه در مورد ایران یا افغانستان سطحی است و طرفین با جدیتر شدن مساله دچار اختلاف نظر میشوند.
کاپچن هم اکنون استاد درس مسائل بینالملل در دانشگاه جورجتاون است.
">اشاره:
چارلز کاپچن، متخصص برجسته امور اروپا در شورای روابط خارجی آمریکا طی گفتوگویی با وبسایت این شورا تاکید میکند با وجود گرمی روابط میان بوش، مرکل و سارکوزی، اتفاق نظر آمریکا با آلمان و فراسنه در مورد ایران یا افغانستان سطحی است و طرفین با جدیتر شدن مساله دچار اختلاف نظر میشوند.
کاپچن هم اکنون استاد درس مسائل بینالملل در دانشگاه جورجتاون است.
ترجمه: کاوه شجاعی
* جورجبوش رئیسجمهوری آمریکا همین چند روز پیش با نیکلا سارکوزی رئیسجمهوری فرانسه و آنگلا مرکل صدراعظم آلمان دیدار کرد. سارکوزی و بوش در کاخ سفید با هم شام خوردند و مرکل هم به مزرعه رئیسجمهوری ایالات متحده در تگزاس رفت و با او ملاقات کرد که نشانه احترام بسیار او به همتای آمریکاییاش بود. آیا این دیدارها نشان دهنده، بهبودی عمده در روابط اروپا و آمریکاست؟
** بله. البته من فکر میکنم اهمیت نمادین سفر سارکوزی و مرکل به آمریکا بیش از اهمیت واقعی این دیدارها باشد. کافی است که این روند را با روابط ایالات متحده با فرانسه و آلمان در سالهای 2003 و 2004 مقایسه کنید تا میزان این تغییر درک شود.
در آن زمان میان ژاک شیراک رئیسجمهوری قبلی فرانسه با همتای آمریکاییاش، یا میان گرهارد شرو در صدراعظم آلمان با بوش گفتوگویی واقعی صورت نمیگرفت، اما حالا رهبران پاریس و برلین دوست واشنگتن هستند. فضا واقعا تغییر کرده است.
* اولویت سیاست خارجی آمریکا در حال حاضر تصویب قطعنامه سوم شورای امنیت سازمان ملل در مورد ایران و جلب همراهی دیگر کشورها برای اعمال تحریمهای یکجانبه علیه تهران است. با وجود دیدارهای اخیر مرکل و سارکوزی از آمریکا، به نظر شما آنها کاملا از سیاست آمریکا حمایت خواهند کرد؟
** من فکر میکنم این دیدارها با وجود اینکه نزدیکی طرفین را اثبات کرده، نقش مهمی در تغییر رویه آنها در مواجه با مسائل واقعی ایفا نمیکند، بله، آنها از مواضع خود عقبنشینی نکردهاند اما دستاوردهای این دیدارها واقعا «ناچیز» بوده است. مثلا سارکوزی از اعمال تحریمهای شدیدتر علیه تهران حمایت کرد اما بر حق ایران برای دستیابی به انرژی اتمی صلحآمیز هم پای فشرد.
* خب، ایالات متحده هم که همین را میگوید.
** اما به طور کلی و تحت شرایط کاملا متفاوت سیاسی. در مورد دیدگاههای مرکل هم همین مساله وجود دارد؛ او از تحریمهای سفت و سختتر علیه ایران حرف میزند ولی میگوید که این باید در سایه تلاشهای دیپلماتیک گسترده صورت پذیرد.
آلمان منتظر آخرین گزارش آژانس بینالمللی انرژی اتمی است و میخواهد مطمئن شود که روسیه و چین هم در شورای امنیت از دور تازه تحریمها حمایت میکنند. تعهدی کلی نسبت به تحریمهای شدیدتر وجود دارد، ولی این سطحی است. واشنگتن، برلین و پاریس در این مورد اختلاف نظرهایی جدی دارند.
* چند هفته پیش به نظر میرسید که برلین با ایده تحریمهای سختگیرانهتر مخالف است، چرا که تحریم ایران به اقتصاد آلمان صدمه میزند اما حالا اوضاع فرق کرده است. آنها عقیده چند هفته پیش خود را فراموش کردهاند.
** مرکل به خاطر تاریخ کشورش (جنگهای جهانی اول و دوم) تحت فشار شدیدی قرار دارد و تلاش میکند تنها در صورتی دست به اقدامی خاص بزند که بداند دیگر بازیگران بینالمللی با او همکاری میکنند. مرکل در مقایسه با سارکوزی خیلی بیشتر علاقه دارد که تحریمها حتما در شورای امنیت اعمال شود و یک جانبه نباشد.
آلمانها همیشه از «تحریمهای موثر» صحبت میکنند و کلمه «موثر» یعنی «موافقت بازیگران بزرگ بینالمللی.» آنها نمیخواهند ماجرا از شورای امنیت خارج شود. آمریکا اگر نتواند قطعنامه دیگری را در شورای امنیت تصویب کند، به سختی میتواند آلمان را با خود همراه نگه دارد؛ البته مرکل به صورت غیررسمی تلاش کرده بر شرکتهای آلمانی فشار بیاورد تا از میزان حضور در ایران بکاهند. او تا حدی هم موفق شده و برای مثال بانکهای آلمانی معاملات خود را با ایران واقعا کاهش دادهاند.
* موضوع مهم دیگر مساله افغانستان است. هم فرانسه و هم آلمان به این کشور سرباز فرستادهاند اما به استفاده از آنها در میدانهای جنگ متعهد نشدهاند. آیا واشنگتن به دنبال همکاری بیشتر پاریس و برلین در مورد افغانستان است؟
** آمریکا با نگرانی این مساله را دنبال میکند و البته این روزها دولت بوش از اینکه صحبت از خروج سربازان آلمانی و فرانسوی از افغانستان متوقف شده، بسیار خوشحال است.
سارکوزی در دوران مبارزات انتخاباتیاش به احتمال خروج فرانسه از افغانستان اشاره کرده بود و مرکل هم در حال حاضر در این مورد از سوی چپهای آلمان زیر فشار شدیدی قرار گرفته است. احتمال عقبنشینی فعلا از بین رفته است اما بوش تاکنون نتوانسته سارکوزی و مرکل را راضی کند که اجازه دهند سربازانشان در درگیریهای نظامی هم شرکت کنند.
* این آخرین ماههایی است که بوش در کاخ سفید سپری میکند و آمریکاییها سال آینده یک رئیسجمهوری جدید را بر میگزینند. فکر میکنید اروپاییها دوست دارند شخص خاصی جانشین او شود؟
** اروپاییها صبورانه منتظر رئیسجمهوری بعدی ایالات متحده هستند که با وجود اینکه مرکل و سارکوزی روابط خوبی با بوش دارند، آنها هم روزی را انتظار میکشند که کسی ساکن کاخ سفید شود که در اروپا محبوبتر باشد و سیاست خارجی یکجانبه گرایی را در پیش نگیرد. روابط اروپا و آمریکا نسبت به سال 2003 خیلی گرمتر شده اما باز هم در دوران تعلیق به سر میبرد.
من نگران انتظارات بیش از اندازه دو طرف هستم. اروپاییها ایمان دارند که اگر رئیسجمهوری بعدی از دموکراتها باشد میتوان ساعت را به «روزهای خوب گذشته» عقب کشید و تغییری عمده در سیاست خارجی آمریکا مشاهده خواهد شد.
به نظر من با آمدن رئیسجمهوری جدید، تغییراتی رخ خواهد داد اما در اکثر موارد سیاستهای پیشین ادامه خواهند داشت. از طرف دیگر آمریکاییها هم فکر میکنند با رفتن بوش، اروپاییها مهربانتر خواهند شد و در مسائل گوناگونی از جمله عراق، ایران، افغانستان و صلح خاورمیانه با ایالات متحده همکاری بیشتری خواهند داشت اما اینگونه نیست، اتحادیه اروپا این روزها واقعا ضعیف شده است و انتظار نمیرود که آن تغییر بزرگ مورد نظر دموکراتها در سیاستهایش نسبت به آمریکا رخ دهد. انتظارات همه از آینده باید پایین بیاید.