تاریخ انتشار : ۰۵ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۶:۰۷  ، 
شناسه خبر : ۳۸۲۲۲
چشم‌انداز کنفرانس پاییزی صلح خاورمیانه

نادعلی بای

کاندولیزا رایس وزیر خارجه ایالات متحده پس از شرکت در کنفرانس استانبول برای ایجاد ثبات در عراق (دوم و سوم نوامبر)، در چهارم نوامبر 2007 به خاورمیانه سفر کرد و با مقامات اسرائیلی و فلسطینی در مورد کنفرانس بین‌المللی صلح خاورمیانه گفت‌وگو کرد. این کنفرانس قرار است در آناپولیس ایالت مریلند، در اواسط ماه نوامبر برگزار شود. برگزاری موفقیت‌آمیز چنین کنفرانسی منوط به اقدامات تعیین کننده آمریکا و اسرائیل است. رایس، وزیر امور خارجه آمریکا از دیدار خود با ایهود اولمرت نخست‌وزیر اسرائیل و گفت‌وگو درباره روند آمادگی برای کنفرانس صلح به نتیجه امیدوار کننده‌ای دست نیافت. "ایهود اولمرت" در دیدار خود با "کاندولیزا رایس" اظهار داشت: در گفت‌وگوهای خود با طرف فلسطینی تا قبل از تضمین امنیت اسرائیل از تشکیل دولت مستقل فلسطین سخنی به میان نخواهد آمد.

کاندولیزا رایس، در این سفر کوشید تا هم اسرائیلی‌ها و هم فلسطینی‌ها را بر پایه اصول معینی به اشتراک نظر برساند. در کنفرانس بزرگ صلح خاورمیانه در آمریکا همین اصول مشترک مبنای مذاکرات خواهد بود. ولی نتایجی که تاکنون حاصل شده، بسیار ضعیف است.

رایس در سفر اخیر خاورمیانه‌ای خود گفته است اگر قرار باشد که در اواسط تا اواخر ماه نوامبر یک کنفرانس خاورمیانه در "آناپولیس" در نزدیکی واشنگتن برگزار شود، آنگونه که رئیس‌جمهور بوش اعلام کرده است، آنگاه باید پیشرفتهای قابل ملاحظه‌ای در مورد حل مناقشه خاورمیانه به دست آید ولی به نظر می‌آید که در مورد چگونگی آن هنوز توافقی حاصل نشده است و اینکه طبق معمول، اصل قضیه در جزئیات مساله نهفته است. محمود عباس در نشست خبری مشترک با رایس تاکید کرد همه مسایل از ضرورت توقف ترورها، توقف شهرک‌‌سازی، برداشتن پستهای بازرسی، بازگشایی موسسات حکومت خودگردان در بیت‌المقدس بر اساس طرح صلح نشست سران عرب در بیروت و قطعنامه‌های شورای امنیت مطرح خواهد شد و بر اساس آن در مورد تشکیل کشور مستقل فلسطین در کنار اسرائیل بحث و بررسی خواهد شد.

محمود عباس به رایس در مورد ضرورت تعهد اسراییل به توقف انواع تجاوزها و تامین نیازهای انسانی مردم غزه مانند آب، برق و دارو و گشایش گذرگاههای غزه تاکید کرد. اینکه محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین انتظار دارد که در مسائل لاینحل متعدد شفافیت ایجاد شود؛ از جمله در مورد موقعیت بیت‌المقدس، مساله آوارگان فلسطینی، تعیین مرزهای میان دو دولت و نیز مساله شهرکهای یهودی‌نشین در مناطق اشغالی. در برابر آن اسرائیل بیشتر مایل است که فعلا تعهدی ندهد و تنها خود را محدود سازد به اینکه یک سند کار پایه تدوین شود که برای چندمین مرتبه برخی اصول اولیه برقراری یک صلح در آن بر شمرده شود، ولی الزام‌آور نباشد. چنین اسنادی در گذشته بارها تدوین شده‌اند و ارزش آن تنها کاغذی بوده است که بر آن نوشته بودند. مهمترین این اسناد، بی‌شک قرارداد اسلو است که بعدها از سوی سیاستمداران اسرائیلی از هم گسیخت، و طرح صلح خاورمیانه چهار جانبه موسوم به "نقشه راه"، که از سوی آمریکا، سازمان ملل متحد، روسیه و اتحادیه اروپایی تدوین شده بود، نیز دچار سرنوشتی مشابه شد.

هم اسرائیلی‌ها و هم فلسطینی‌ها هر دو به این "نقشه راه" استناد می‌کنند، ولی از برداشتن گامهای عملی در آن جهت پرهیز می‌کنند. حال قرار است در آناپولیس همه چیز تغییر کند. بوش می‌خواهد از این آخرین فرصت استفاده کند و مناقشه خاورمیانه را جدی بگیرد و در پی این همه ناکامی در منطقه، شاید در اینجا بتواند چند امتیاز مثبت برای خود به ثبت برساند. جورج‌بوش به این امر نیازمند است تا چهره خدشه‌دار شده خود در جهان عرب را ترمیم کند. وی از زبان وزیر خارجه‌اش، که تاکنون برای بوش بی‌سابقه بوده است، می‌گوید: واشنگتن باید تمام تلاش خود را بکار گیرد تا تأسیس یک دولت فلسطینی را امکانپذیر سازد. اینکه چگونه می‌خواهد این کار را انجام دهد بدون آنکه به رویارویی با سیاست اسرائیل بیفتد، هنوز یک معماست، بوش و بسیاری پیشینیان بیش از اینها دست اورشلیم را باز گذاشته بودند، تا امروز به مرحله‌ای برسند که به ناگهان "فرمان عقب‌نشینی" صادر کنند.

ولی با این حال ایهود اولمرت، رئیس ضعیف دولت اسرائیل به این نتیجه رسیده است که باید به استقبال طرح بوش رفت. از این رو وی، هم باید با منتقدان در مورد سیاست داخلی‌اش دست‌و‌پنجه نرم کند و هم با دوستان حزبی‌اش.

اولمرت امروز به ناگهان می‌گوید اسرائیل می‌تواند بخشی از اورشلیم شرقی ـ بیت‌المقدس را رها کند و اینکه ملحق کردن این بخش به خاک اسرائیل یک اشتباه بوده است. این گام نخستی است که گام‌های دیگر را در پی خواهد داشت. اینکه اولمرت توان پایداری در پیمودن این راه را خواهد داشت یا نه، جای سوال است. همه اینها بستگی به موفقیت یا ناکامی کنفرانس آناپولیس خواهد داشت. این کنفرانس باید پیشرفت‌های مشخص را نشان دهد.

با آنکه محل کنفرانس خاورمیانه که بوش در ماه جولای خبر آنرا داده بود معلوم شده ـ آناپولیس در ایالت مریلند ـ اما تاکنون از دستور کار، لیست شرکت کنندگان یا تاریخ دقیق برگزاری آن خبری نیست.

رایس بر تلاش برای یافتن صلح ما بین اسرائیل و فلسطینیان بعنوان اولویت حکومت در دوران باقی مانده از دولت بوش تأکید کرده است. ولی در مورد اینکه تا چه اندازه این دیدگاه خارج از وزارت امور خارجه مورد قبول است شبهه و گمان وجود دارد.

در یک سخنرانی اساسی در مورد خاورمیانه در 21 اکتبر معاون رئیس‌جمهور دیک چنی اشاره‌ای به این پروژه صلح نکرد. به همین صورت، در سخنرانی 23 اکتبر بوش در مورد استراتژی به اصطلاح جنگ با تروریسم اشاره‌ای به این موضوع نشد. نتیجه آنکه، مقامات ایالات متحده با درخواست متحدان کلیدی برای دادن اطلاعات فوری روبرو شده‌اند. به عنوان مثال، گزارشهایی وجود دارد مبنی بر اینکه با وجودی که وزارت امور خارجه در مورد مشارکت در این کنفرانس ارزش زیادی قائل است، عربستان سعودی هنوز اطمینان خاطر در مورد دستور کاری کنفرانس که شامل مطالب مورد علاقه آنها ـ موقعیت آتی بیت‌المقدس، شهرکهای یهودی‌نشین و بازگشت آوارگان فلسطینی باشد ـ دریافت نکرده است. تاکنون برنامه‌ریزی برای شرکت عربستان سعودی در کنفرانس نشده است و به نظر نمی‌رسد که عربستان سعودی در سطح بالا در این کنفرانس شرکت کند. یک سری برنامه‌های تسهیل کننده در واشنگتن در حال انجام است، ولی در پشت پرده مقامات ایالات متحده مشغول پایین آوردن توقعات از کنفرانس هستند.

رهبران دولت ایالات متحده از جمله بوش و رایس طی چند هفته اخیر از سوی کشورهای عرب "میانه‌رو" تحت فشار مداوم بوده تا دوباره درگیر روند صلح خاورمیانه شوند. درخواستی را که گروه بحران بین‌المللی در خارج از آمریکا برای برپایی کنفرانس خاورمیانه تهیه کرده توسط شخصیتهای سرشناس سیاسی امضا شده است. مسئولین وزارت امور خارجه آمریکا می‌گویند که "اینگونه اعمال کوچکترین تأثیری نداشته است".

گفته می‌شود که محرک اصلی شورای امنیت ملی است که الیوت ابرامز مدیر بخش خاورمیانه آن نقش اساسی را ایفا می‌کند از اسرائیلی‌ها شنیده که آنها اطمینان چندانی به محمود عباس رئیس تشکیلات حاکمه فلسطینیان ندارند که بتواند در برابر مقاومت حماس ایستادگی کند. اسرائیلی‌ها به شورای امنیت ملی گفته‌اند که نگران آنند که بزودی هرج‌ومرج بر سرزمینهای فلسطینی حاکم شده و در چند هفته آینده آنها را وا دارد تا با نیروهای زیادی در غزه حضور پیدا کنند. در کنار این اعلام خطر، مسئولین اسرائیلی به شورای امنیت ملی گفته‌اند که آنها نشانه‌هایی از عدم پذیرش گفت‌وگو در حماس، حزب‌الله و دیگر حرکتهای مخالف با اسرائیل را مشاهده می‌کنند.

مسئولین اسرائیلی گزارش می‌دهند که "همانگونه که ما صبر کردیم تا کمونیسم فرو پاشد، آنها هم می‌خواهند صبر کنند تا ما هم فرو پاشیم، حماس و طرفدارانش بر این باورند که زمان به سود آنهاست. بنابراین ما بار دیگر برای حفظ بقای خود داریم می‌جنگیم". تا زمانیکه اسرائیل این پیام را به گوش واشنگتن می‌رساند احتمال راه‌اندازی دوباره روند صلح خاورمیانه بعید به نظر می‌رسد.

رایس به یکباره با سقوط میزان احترام از سوی کارمندان خود در وزارتخانه را تجربه می‌کند. از لابلای انبوه فعالیتهای گه گاه گمراه کننده آماده شدن برای کنفرانس آخر ماه نوامبر صلح خاورمیانه بعضی روند‌ها در حال شفاف شدن هستند. اول، با اینکه رایس متعهد به پیشرفت در این امر شده است ولی در قانع کردن هر دو طرف اسرائیلی و فلسطینی برای در نظر گرفتن مصالحه‌های جزئی با مشکل روبرو شده است. مقامات وزارت امور خارجه آمریکا می‌گویند که دلیل اصلی این امر تحت تأثیر عمیق قرار گرفتن رایس از اطلاع‌رسانی اسرائیلی‌ها در مورد موقعیت شکننده امنیت در منطقه است.

در یک دیدار در 30 اکتبر اورهم دیچتر وزیر امنیت عمومی اسرائیل اطلاعات به روز شده در این مورد که بر تداوم فشار بر نوار غزه تأکید داشت را به رایس ارائه کرد. بنابراین غریزه رایس به او حکم می‌کند به جای فشار بر اسرائیل برای کاهش کنترل‌های امنیتی، به دنبال دریافت ضمانت فلسطینیان در مورد عدم خشونت باشد. در سخنرانی 4 نوامبر در مرکز سابان، یک اجتماع مهم سیاستگذاران ارشد ایالات متحده و اسرائیل، در بیت‌المقدس رایس بر این نکته تأکید ورزید. بنابراین توقعات از این دیدار در آناپولیس ـ چنانچه صورت پذیرد ـ همچنان در حال پایین آمدن است. بجای پرداختن به ماهیت موضوع ـ اورشلیم، آوارگان و مرزهای مشترک ـ این کنفرانس صرف ترتیب دادن توافق بر سر "جدول زمانبندی شده کاری" برای دیدار بعدی در سال 2008 خواهد شد. پس در نتیجه، تلاشها برای فرایند و کنفرانس به اصطلاح صلح خاورمیانه، به نوعی در جا زدن آمریکا و اسرائیل می‌باشد.