مقدمه:
در 31 شهریور ماه سال 1359 مطابق با 22 سپتامبر 1980 میلادی رژیم بعث عراق با لغو یکجانبه معاهده 1975 الجزایر و با چراغ سبز استکبار جهانی و کسب اطلاعات وسیع از اوضاع اقتصادی، سیاسی و نظامی ایران دست به تهاجمی همجانبه علیه جمهوری اسلامی زد که 8 سال به طول انجامید. این در حالی بود که دیکتاتور عراق که رویای رهبری جهان عرب را در سر میپروراند، ادعا کرده بود طی 7 روز، پایتخت ایران را فتح کرده و نظام نوپای جمهوری اسلامی را ساقط خواهد کرد. در طول این جنگ نابرابر جمعا 8 قطعنامه و بیش از 15 بیانیه از سوی شورای امنیت سازمان ملل صادر شد که عمده این قطعنامهها و بیانیهها، صرفا جنبه توصیه یا درخواست داشتند و از قاطعیت و شفافیت لازم برای خاتمه تجاوزات عراق به ایران، برخوردار نبودند.
">مقدمه:
در 31 شهریور ماه سال 1359 مطابق با 22 سپتامبر 1980 میلادی رژیم بعث عراق با لغو یکجانبه معاهده 1975 الجزایر و با چراغ سبز استکبار جهانی و کسب اطلاعات وسیع از اوضاع اقتصادی، سیاسی و نظامی ایران دست به تهاجمی همجانبه علیه جمهوری اسلامی زد که 8 سال به طول انجامید. این در حالی بود که دیکتاتور عراق که رویای رهبری جهان عرب را در سر میپروراند، ادعا کرده بود طی 7 روز، پایتخت ایران را فتح کرده و نظام نوپای جمهوری اسلامی را ساقط خواهد کرد. در طول این جنگ نابرابر جمعا 8 قطعنامه و بیش از 15 بیانیه از سوی شورای امنیت سازمان ملل صادر شد که عمده این قطعنامهها و بیانیهها، صرفا جنبه توصیه یا درخواست داشتند و از قاطعیت و شفافیت لازم برای خاتمه تجاوزات عراق به ایران، برخوردار نبودند.
">مقدمه:
در 31 شهریور ماه سال 1359 مطابق با 22 سپتامبر 1980 میلادی رژیم بعث عراق با لغو یکجانبه معاهده 1975 الجزایر و با چراغ سبز استکبار جهانی و کسب اطلاعات وسیع از اوضاع اقتصادی، سیاسی و نظامی ایران دست به تهاجمی همجانبه علیه جمهوری اسلامی زد که 8 سال به طول انجامید. این در حالی بود که دیکتاتور عراق که رویای رهبری جهان عرب را در سر میپروراند، ادعا کرده بود طی 7 روز، پایتخت ایران را فتح کرده و نظام نوپای جمهوری اسلامی را ساقط خواهد کرد. در طول این جنگ نابرابر جمعا 8 قطعنامه و بیش از 15 بیانیه از سوی شورای امنیت سازمان ملل صادر شد که عمده این قطعنامهها و بیانیهها، صرفا جنبه توصیه یا درخواست داشتند و از قاطعیت و شفافیت لازم برای خاتمه تجاوزات عراق به ایران، برخوردار نبودند.
">مقدمه:
در 31 شهریور ماه سال 1359 مطابق با 22 سپتامبر 1980 میلادی رژیم بعث عراق با لغو یکجانبه معاهده 1975 الجزایر و با چراغ سبز استکبار جهانی و کسب اطلاعات وسیع از اوضاع اقتصادی، سیاسی و نظامی ایران دست به تهاجمی همجانبه علیه جمهوری اسلامی زد که 8 سال به طول انجامید. این در حالی بود که دیکتاتور عراق که رویای رهبری جهان عرب را در سر میپروراند، ادعا کرده بود طی 7 روز، پایتخت ایران را فتح کرده و نظام نوپای جمهوری اسلامی را ساقط خواهد کرد. در طول این جنگ نابرابر جمعا 8 قطعنامه و بیش از 15 بیانیه از سوی شورای امنیت سازمان ملل صادر شد که عمده این قطعنامهها و بیانیهها، صرفا جنبه توصیه یا درخواست داشتند و از قاطعیت و شفافیت لازم برای خاتمه تجاوزات عراق به ایران، برخوردار نبودند.
">مقدمه:
در 31 شهریور ماه سال 1359 مطابق با 22 سپتامبر 1980 میلادی رژیم بعث عراق با لغو یکجانبه معاهده 1975 الجزایر و با چراغ سبز استکبار جهانی و کسب اطلاعات وسیع از اوضاع اقتصادی، سیاسی و نظامی ایران دست به تهاجمی همجانبه علیه جمهوری اسلامی زد که 8 سال به طول انجامید. این در حالی بود که دیکتاتور عراق که رویای رهبری جهان عرب را در سر میپروراند، ادعا کرده بود طی 7 روز، پایتخت ایران را فتح کرده و نظام نوپای جمهوری اسلامی را ساقط خواهد کرد. در طول این جنگ نابرابر جمعا 8 قطعنامه و بیش از 15 بیانیه از سوی شورای امنیت سازمان ملل صادر شد که عمده این قطعنامهها و بیانیهها، صرفا جنبه توصیه یا درخواست داشتند و از قاطعیت و شفافیت لازم برای خاتمه تجاوزات عراق به ایران، برخوردار نبودند.
">مقدمه:
در 31 شهریور ماه سال 1359 مطابق با 22 سپتامبر 1980 میلادی رژیم بعث عراق با لغو یکجانبه معاهده 1975 الجزایر و با چراغ سبز استکبار جهانی و کسب اطلاعات وسیع از اوضاع اقتصادی، سیاسی و نظامی ایران دست به تهاجمی همجانبه علیه جمهوری اسلامی زد که 8 سال به طول انجامید. این در حالی بود که دیکتاتور عراق که رویای رهبری جهان عرب را در سر میپروراند، ادعا کرده بود طی 7 روز، پایتخت ایران را فتح کرده و نظام نوپای جمهوری اسلامی را ساقط خواهد کرد. در طول این جنگ نابرابر جمعا 8 قطعنامه و بیش از 15 بیانیه از سوی شورای امنیت سازمان ملل صادر شد که عمده این قطعنامهها و بیانیهها، صرفا جنبه توصیه یا درخواست داشتند و از قاطعیت و شفافیت لازم برای خاتمه تجاوزات عراق به ایران، برخوردار نبودند.
">مقدمه:
در 31 شهریور ماه سال 1359 مطابق با 22 سپتامبر 1980 میلادی رژیم بعث عراق با لغو یکجانبه معاهده 1975 الجزایر و با چراغ سبز استکبار جهانی و کسب اطلاعات وسیع از اوضاع اقتصادی، سیاسی و نظامی ایران دست به تهاجمی همجانبه علیه جمهوری اسلامی زد که 8 سال به طول انجامید. این در حالی بود که دیکتاتور عراق که رویای رهبری جهان عرب را در سر میپروراند، ادعا کرده بود طی 7 روز، پایتخت ایران را فتح کرده و نظام نوپای جمهوری اسلامی را ساقط خواهد کرد. در طول این جنگ نابرابر جمعا 8 قطعنامه و بیش از 15 بیانیه از سوی شورای امنیت سازمان ملل صادر شد که عمده این قطعنامهها و بیانیهها، صرفا جنبه توصیه یا درخواست داشتند و از قاطعیت و شفافیت لازم برای خاتمه تجاوزات عراق به ایران، برخوردار نبودند.
قطعنامه اول: در 28 سپتامبر 1980 (ششم مهر 1359) نخستین قطعنامه با نام قطعنامه 479 به تصویب رسید که موضوع جنگ را با عنوان «وضعیت میان ایران و عراق» مورد بررسی قرارداد و ضمن ابراز تاسف از این وضعیت، بدون هیچ گونه اشارهای به تجاوز عراق به جمهوری اسلامی ایران، طرفین را به خودداری از خشونت و زور علیه یکدیگر توصیه کرد.
قطعنامه دوم: در 12 ژوئن 1982 (21 تیر 1361) یعنی بیش از 21 ماه سکوت، پس از صدور اولین قطعنامه، قطعنامه 514 توسط شورای امنیت صادر شد که طی آن فقط از ادامه «وضعیت میان ایران و عراق» ابراز نگرانی شد و خواستار آتشبس و خاتمه فوری کلیه عملیات نظامی و عقبنشینی نیروها به مرزهای شناخته شده بینالمللی و همچنین پرهیز کلیه کشورها از اقدامات تشدید کننده منازعه گردید.
قطعنامه سوم: در چهارم اکتبر 1982 (12 مهر 1361) قطعنامه 522 شورای امنیت به اتفاق آراء به تصویب رسید. در این قطعنامه همانند قطعنامههای قبلی، ضمن ابراز تاسف نسبت به ادامه مناقشه بین دو طرف، بدون هیچ اشارهای به تجاوز عراق به ایران، خواستار آتشبس فوری شده و به صورت تلویحی از اقدام عراق در پذیرش قطعنامه مذکور استقبال شد.
قطعنامه چهارم: در 23 اکتبر 1983 (نهم آبان 1362) شورای امنیت متاثر از عملیاتهای موفقیتآمیز نیروهای مسلح ایران، قطعنامه 540 را با 12 رای موافق و 3 رای ممتنع (پاکستان، نیکاراگوئه و مالت) به تصویب رساند.
قطعنامه مذکور ضمن تاکید بر قطعنامههای گذشته شورا، حاوی نکات جدیدی چون محکوم ساختن نقض حقوق انسانی و بشردوستانه مغایر با کنوانسیونهای 1949 ژنو، درخواست از ایران و عراق به رعایت حق آزادی کشتیرانی و بازرگانی در آبهای بینالمللی و پرهیز از حملات به تاسیسات و بنادر دریایی بود.
قطعنامه پنجم: این قطعنامه تحت عنوان قطعنامه 552 در اول جولای 1984 (یازدهم خرداد 1363) با 13 رای موافق و 2 رای ممتنع به تصویب رسید و همانند تمام قطعنامههای قبلی، صرفا ضمن توصیه طرفهای درگیر به ترک مخاصمه و درگیری، خواهان توقف فوری حمله به کشتیها شد.
قطعنامه ششم: در حالی که از زمان صدور قطعنامه 552، بیش از یک سال میگذشت و طی این مدت، رژیم بعث عراق، به صورت گستردهای از سلاحهای شیمیایی علیه رزمندگان ایرانی استفاده میکرد، شورای امنیت تنها به صدور بیانیهای در خصوص منع کاربرد سلاحهای شیمیایی (بدون محکوم کردن دولت عراق به عنوان استفاده کننده این گونه سلاحها) اکتفا کرد و طی بیانیهای دیگر در این سال (1985) از طرفین درگیری خواست تا از حمله به مناطق مسکونی و غیرنظامی بپرهیزند. پس از این انفعال یک و نیم ساله شورای امنیت در مقابل ادامه تجاوزگریهای رژیم عراق، در 24 فوریه 1986 (5 اسفند 1364)، شورا قطعنامه 582 را به اتفاق آراء تصویب کرد. شورا در این قطعنامه بر ممنوعیت کاربرد سلاحهای شیمیایی و میکروبی تاکید مجدد و در ضمن به اصل «غیرقابل تصرف بودن اراضی از راه زور» تاکید فراوان کرده بود. پرواضح است که گنجاندن این موضوع در قطعنامه 582 هیچ دلیلی جز پیروزیهای چشمگیر رزمندگان ایرانی در عملیات و الفجر 8 و ورود آنها به فاو و در نتیجه قطع ارتباط دریایی عراق نداشت و قدرتهای غربی با نگرانی شدید از پیشروی نیروهای ایرانی به سمت مرزهای کویت و شهر بصره عراق، با هدف توقف این توفیقات جمهوری اسلامی که موجب برتری قاطعش بر عراق میشد، این قعطنامه را صادر کردند.
قطعنامه هفتم: در هشتم اکتبر 1986 (شانزدهم مهر 1365) قطعنامه 588 با لحن و محتوایی شبیه قطعنامههای قبلی و بدون هیچ مطلب جدیدی یا محکومیت تجاوز، به تصویب رسید. ایران در پاسخ به این قطعنامه اعلام کرد که ضمن استقبال از ترک مخاصمه و ایجاد صلح و امنیت در منطقه، بخشهایی از قطعنامه را که ناظر بر ترک مخاصمه بدون تعیین متجاوز هستند، نمیپذیرد.
قطعنامه هشتم؛ قطعنامه نهایی: شورای امنیت، پس از مشورتهای فراوانی، سرانجام در بیستم جولای 1987 (29 تیر 1366) با تاکید بر مواد 39 و 40 منشور ملل متحد، مفصلترین، اجراییترین و آمرانهترین قطعنامه را تحت عنوان قطعنامه 598 به تصویب رساند.
لازم به ذکر است همه قطعنامههای قبلی شورای امنیت به علت جهتگیری ناعادلانه آنها، از سوی ایران رد شده بود؛ اما در ابتدای صدور قطعنامه 598، به علت نکات مثبتی که در این قطعنامه گنجانده شده بود، جمهوری اسلامی ایران نسبت به آن، موضع «نه رد و نه قبول» را اتخاذ کرد و در نهایت در 27 تیر 1367 یعنی تقریبا یک سال پس از صدور قطعنامه آن را مورد پذیرش قرار داد.
از جمله بندهای مهمی که در قطعنامه مذکور گنجانده شده بود و آن را متفاوت از دیگر قطعنامهها میکرد عبارت بود از:
1- درخواست از دبیر کل سازمان ملل برای تعیین یک هیات بیطرف جهت تحقیق راجع به مسئولیت منازعه و در واقع تعیین متجاوز و آغازگر جنگ و در نهایت ارائه گزارش به شورای امنیت در این رابطه.
2- درخواست از دبیر کل برای تعیین یک هیات کارشناسی به منظور برآورد ابعاد خسارت وارده در خلال منازعه به دو طرف و تلاش برای بازسازی مناطق آسیب دیده از جنگ توسط کمکهای بینالمللی.
3- تعیین تیم کارشناسی برای اجرای دقیق و تایید آتشبس و عقبنشینی.
از دیگر ویژگیهای حائز اهمیت این قطعنامه میتوان به تایید «منازعه بین ایران و عراق» اشاره کرد، در حالی که در تمام 7 قطعنامه قبلی فقط به وجود یک «وضعیت» ما بین ایران و عراق اشاره شده بود. ضمن این که لحن قطعنامه مزبور، بر خلاف قطعنامههای قبلی، آمرانه و جدیتر بود.
موضع رهبر معظم انقلاب نسبت به قطعنامه 598
حضرت آیتالله خامنهای، رئیسجمهور وقت، بیان داشتند: «قبول قطعنامه، توطئه وسیع دشمن را بار دیگر با هدایت الهی بر خود او برگرداند و دشمن را که تحت شعار صلحطلبی، به هر جنایتی دست میزد، خلع شعار کرد.
با این ابتکار جمهوری اسلامی، دشمن در دو راهی شکست قرار گرفت: اگر قطعنامه اجرا شود، ایران اسلامی به خواستههای خود رسیده است و اگر اجرا نشود، داعیه همیشگی جمهوری اسلامی مبنی بر لزوم قطع ریشه تجاوز و رابطه میان تجاوز عراق و حاکمیت سلطه در جهان و این که رژیم عراق در ادعای صلحطلبی صداقت نداشته است به اثبات میرسد.
پیامدهای قطعنامه 598 شورای امنیت برای جمهوری اسلامی
1- خنثیسازی تبلیغات عراق و حامیانش مبنی بر صلحطلبی عراق و در مقابل، خشونتطلبی جمهوری اسلامی (عراق، بارها پس از قبول قطعنامه، به ایران اسلامی تجاوز نظامی کرد.)
2- پذیرش قرارداد 1975 الجزایر از سوی رژیم عراق.
3- بررسی برای تعیین متجاوز و آغازگر جنگ و در نهایت معرفی عراق به عنوان آغازگر جنگ تحمیلی علیه ایران.
4- قرار گرفتن آمریکا و دیگر حامیان غربی صدام در موضع انفعال.
5- خروج کشور از بحران اقتصادی و مهیا شدن شرایط برای بازسازی و احیای اقتصادی.
6- وارد کردن ضربه کاری و مهلک به گروهک منافقین که در اثر سادهلوحی و به خیال سرنگونی جمهوری اسلامی ایران، بعد از پذیرش قطعنامه از سوی ایران، تحت عنوان عملیات فروغ جاویدان، به کشور حمله کردند.
سعید شاهسوندی، از اعضای بلندپایه منافقین در این رابطه، از قبول قطعنامه و مسائل پیش آمده پس از آن با عنوان «طنابدار برای مجاهدین خلق» یاد کرد. (جمهوری اسلامی- 3 مرداد 1368)