پیروز مجتهدزاده، کارشناس روابط بینالملل
این که سفر رییسجمهوری روسیه به ایران، در مسایل موجود در پروندۀ هستهای ایران و یا در زمینۀ روابط خصومتآمیز تشدید شوندۀ ایران- ایالات متحدۀ آمریکا تاثیری قطعی و مستقیم داشته باشد بعید به نظر میرسد. در عین حال که بر اساس اظهارات پوتین و سایر مقامات عالی رتبۀ روسی شاهد هستیم که این کشور از چند ماه پیش رویکرد خود را در قبال آخرین تحولات روابط میان ایران- آمریکا به طور اعم و مسایل هستهای به طور اخص، صریحا اعلام کرده است به طوری که پوتین در اظهارات اخیر خود در این باره عدم توافق آشکار خود را با تصمیم احتمالی آمریکا مبنی بر اقدامات نظامی علیه ایران اعلام کرده است. با این حال جهتگیریهای مقامات روسی نیازمند دقتنظر و تعمق بیشتری است؛ چرا که بنا به تجربۀ تاریخی سیاست خارجی این کشور حاکی از آن است که مواضع اتخاذ شده از سوی مقامات این کشور، مواضعی مطلق و قطعی نیست. بنابراین احتمالا باید منتظر همان بازیهای معمول این کشور در معادلات بینالمللی باشیم. کما این که در گذشته نیز شاهد پافشاری مقامات این کشور در دفاع از مواضع هستهای ایران و یا اظهار مخالفتهای قاطعانۀ آنها با اعمال تحریمهای اقتصادی آمریکا و کشورهای اروپایی در قبال ایران بودهایم اما در لحظات تعیینکننده و سر بزنگاههای حساس شاهد همراستایی آنها با سیاستهای طرفهای مقابل ایران در پروندۀ هستهای بودهایم.
مصداق بارز این مساله دو قطعنامۀ پیشین شورای امنیت سازمان ملل متحد علیه ایران است که مقامات روسی با وجود اظهارات طرفدارانه از ایران در پایان در دادوستدهای بینالمللی اقدام به صدور رای علیه ایران کردند. البته این وضعیت در خصوص مقامات چینی نیز صادق است و به نظر میرسد آنها در این زمینه همراستا با مقامات روسی عمل کرده و ابتکار عمل را به روسها واگذار کردهاند و در آینده نیز در وضعیتهای سیاسی مشابه همان تصمیمی را در قبال ایران در شورای امنیت خواهند گرفت که قبلا روسها اتخاذ کردهاند.
در هر حال آن چه آشکار است این است که یکی از انگیزههای اصلی در سفر پوتین به تهران، تلاش وی برای اعمال نفوذ در تعیین وضعیت حقوقی دریای خزر در راستای تامین منافع ملی روسیه در اجلاس تهران است؛ گرچه حضور وی در این اجلاس به عنوان یکی از سران کشورهای همسایۀ حاشیۀ دریای خزر در درجۀ اول ناشی از یک الزام وظیفه است. با این حال شواهد و قراین حاکی از آن است که شاید یکی از اهداف پوتین تلاش برای قبولاندن این ایدۀ ژئواستراتژیک به سران سایر کشورهای حاضر در این اجلاس است که یک نیروی واکنش سریع در این منطقه تشکیل شود. به نظر میرسد مقامات روسی امیدوار هستند که فرماندهی این نیروی واکنش سریع از سوی سایر کشورهای حاشیۀ دریای خزر به آنها سپرده شود و روسیه مقام پاسدار استراتژیک منطقۀ دریای خزر را در معادلات بینالملل احراز کند و بنابراین توان خود برای نمایش قدرت در برابر ایالات متحدۀ آمریکا را افزایش دهد. در این خصوص یک استنباط کلی وجود دارد که روسیه تمایلی به شرکت در «نظام تکقطبی» که از سوی ایالات متحدۀ آمریکا در حال شکلگیری است ندارد و نمیخواهد تسلیم خواستههای آمریکا شود. گرچه این مساله نباید ما را به ورطۀ این اشتباه و اغراق بیندازد که روسیه بدون هیچ گفتوگو و برو برگردی مدافع منافع ملی ایران است چرا که همان گونه که گفتیم تجربۀ تاریخی در خصوص سیاست خارجی این کشور حاکی از عکس این امر است.