ترجمه: نیلوفر قدیری

زیرذره‌بین:

 پلوسی پس از دیدار با بشار اسد از انتقال پیام اولمرت به رئیس‌جمهور سوریه خبر داد. اما چرا نخست‌وزیر اسرائیل پیام صلح خود را به پلوسی داده بود تا آن را به بشار اسد برساند. شاید بهترین پاسخ به این پرسش این باشد که پلوسی به درخواست شخص بوش به دمشق رفته. مخالفت بوش با حضور پلوسی در سوریه نیز در واقع تنها یک خوراک داشت، چرا که چنین کاری باعث می‌شد که تناقض در رفتار و سیاست‌های دولت به وجود نیاید. بنابراین رئیس‌ مجلس نمایندگان آمریکا حامل پیامی از سوی اسرائیلی‌ها برای سوریه بود اما پیام واقعی که از بطن و ماهیت دیدار را او بر می‌آمد، پیامی از سوی خود واشنگتن بود که ما به سوریه نیاز داریم.

">

ترجمه: نیلوفر قدیری

زیرذره‌بین:

 پلوسی پس از دیدار با بشار اسد از انتقال پیام اولمرت به رئیس‌جمهور سوریه خبر داد. اما چرا نخست‌وزیر اسرائیل پیام صلح خود را به پلوسی داده بود تا آن را به بشار اسد برساند. شاید بهترین پاسخ به این پرسش این باشد که پلوسی به درخواست شخص بوش به دمشق رفته. مخالفت بوش با حضور پلوسی در سوریه نیز در واقع تنها یک خوراک داشت، چرا که چنین کاری باعث می‌شد که تناقض در رفتار و سیاست‌های دولت به وجود نیاید. بنابراین رئیس‌ مجلس نمایندگان آمریکا حامل پیامی از سوی اسرائیلی‌ها برای سوریه بود اما پیام واقعی که از بطن و ماهیت دیدار را او بر می‌آمد، پیامی از سوی خود واشنگتن بود که ما به سوریه نیاز داریم.

">

ترجمه: نیلوفر قدیری

زیرذره‌بین:

 پلوسی پس از دیدار با بشار اسد از انتقال پیام اولمرت به رئیس‌جمهور سوریه خبر داد. اما چرا نخست‌وزیر اسرائیل پیام صلح خود را به پلوسی داده بود تا آن را به بشار اسد برساند. شاید بهترین پاسخ به این پرسش این باشد که پلوسی به درخواست شخص بوش به دمشق رفته. مخالفت بوش با حضور پلوسی در سوریه نیز در واقع تنها یک خوراک داشت، چرا که چنین کاری باعث می‌شد که تناقض در رفتار و سیاست‌های دولت به وجود نیاید. بنابراین رئیس‌ مجلس نمایندگان آمریکا حامل پیامی از سوی اسرائیلی‌ها برای سوریه بود اما پیام واقعی که از بطن و ماهیت دیدار را او بر می‌آمد، پیامی از سوی خود واشنگتن بود که ما به سوریه نیاز داریم.

">

ترجمه: نیلوفر قدیری

زیرذره‌بین:

 پلوسی پس از دیدار با بشار اسد از انتقال پیام اولمرت به رئیس‌جمهور سوریه خبر داد. اما چرا نخست‌وزیر اسرائیل پیام صلح خود را به پلوسی داده بود تا آن را به بشار اسد برساند. شاید بهترین پاسخ به این پرسش این باشد که پلوسی به درخواست شخص بوش به دمشق رفته. مخالفت بوش با حضور پلوسی در سوریه نیز در واقع تنها یک خوراک داشت، چرا که چنین کاری باعث می‌شد که تناقض در رفتار و سیاست‌های دولت به وجود نیاید. بنابراین رئیس‌ مجلس نمایندگان آمریکا حامل پیامی از سوی اسرائیلی‌ها برای سوریه بود اما پیام واقعی که از بطن و ماهیت دیدار را او بر می‌آمد، پیامی از سوی خود واشنگتن بود که ما به سوریه نیاز داریم.

">

ترجمه: نیلوفر قدیری

زیرذره‌بین:

 پلوسی پس از دیدار با بشار اسد از انتقال پیام اولمرت به رئیس‌جمهور سوریه خبر داد. اما چرا نخست‌وزیر اسرائیل پیام صلح خود را به پلوسی داده بود تا آن را به بشار اسد برساند. شاید بهترین پاسخ به این پرسش این باشد که پلوسی به درخواست شخص بوش به دمشق رفته. مخالفت بوش با حضور پلوسی در سوریه نیز در واقع تنها یک خوراک داشت، چرا که چنین کاری باعث می‌شد که تناقض در رفتار و سیاست‌های دولت به وجود نیاید. بنابراین رئیس‌ مجلس نمایندگان آمریکا حامل پیامی از سوی اسرائیلی‌ها برای سوریه بود اما پیام واقعی که از بطن و ماهیت دیدار را او بر می‌آمد، پیامی از سوی خود واشنگتن بود که ما به سوریه نیاز داریم.

">

ترجمه: نیلوفر قدیری

زیرذره‌بین:

 پلوسی پس از دیدار با بشار اسد از انتقال پیام اولمرت به رئیس‌جمهور سوریه خبر داد. اما چرا نخست‌وزیر اسرائیل پیام صلح خود را به پلوسی داده بود تا آن را به بشار اسد برساند. شاید بهترین پاسخ به این پرسش این باشد که پلوسی به درخواست شخص بوش به دمشق رفته. مخالفت بوش با حضور پلوسی در سوریه نیز در واقع تنها یک خوراک داشت، چرا که چنین کاری باعث می‌شد که تناقض در رفتار و سیاست‌های دولت به وجود نیاید. بنابراین رئیس‌ مجلس نمایندگان آمریکا حامل پیامی از سوی اسرائیلی‌ها برای سوریه بود اما پیام واقعی که از بطن و ماهیت دیدار را او بر می‌آمد، پیامی از سوی خود واشنگتن بود که ما به سوریه نیاز داریم.

"> پیا‌م‌رسان بوش
تاریخ انتشار : ۱۶ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۲:۳۹  ، 
شناسه خبر : ۳۸۳۵۱
چرا نانسی پلوسی به سوریه رفت؟

ترجمه: نیلوفر قدیری

زیرذره‌بین:

 پلوسی پس از دیدار با بشار اسد از انتقال پیام اولمرت به رئیس‌جمهور سوریه خبر داد. اما چرا نخست‌وزیر اسرائیل پیام صلح خود را به پلوسی داده بود تا آن را به بشار اسد برساند. شاید بهترین پاسخ به این پرسش این باشد که پلوسی به درخواست شخص بوش به دمشق رفته. مخالفت بوش با حضور پلوسی در سوریه نیز در واقع تنها یک خوراک داشت، چرا که چنین کاری باعث می‌شد که تناقض در رفتار و سیاست‌های دولت به وجود نیاید. بنابراین رئیس‌ مجلس نمایندگان آمریکا حامل پیامی از سوی اسرائیلی‌ها برای سوریه بود اما پیام واقعی که از بطن و ماهیت دیدار را او بر می‌آمد، پیامی از سوی خود واشنگتن بود که ما به سوریه نیاز داریم.


«دیدار ما با پرزیدنت بشار اسد موجب شد تا پیغام ایهود اولمرت نخست‌وزیر اسرائیل را مبنی بر آماده بودن برای انجام مذاکرات صلح، منتقل کنیم».

این کلماتی بود که نانسی پلوسی ـ رئیس مجلس نمایندگان آمریکا ـ در جریان دیدار 2 روزه جنجالی‌اش از دمشق بر زبان راند.

 عجیب است؛ اگر اولمرت می‌خواست که پیامی برای سوری‌ها بفرستد چرا پلوسی را برای این کار انتخاب کرد؟ او برای فرستادن پیغام، گزینه‌های دیگری درو ن کاخ سفید و وزارت خارجه داشت.

 مگر اولمرت هم‌پیمان قدرتمند جور‌ج‌بوش نیست؟ و مگر بوش به شدت با دیدار پلوسی از سوریه مخالف نبود؟ اینها مطالبی بود که در روزهای گذشته رسانه‌های آمریکایی ‌به آن پرداختند و آن را مطرح کردند. بوش و اولمرت بر سر موضوعات زیادی با پلوسی اختلاف‌نظر دارند و این اختلاف‌نظر به ویژه بر سر سوریه، عراق و فلسطین از دیگر مسائل بیشتر است. پلوسی خواستار گفت‌وگو با سوریه است اما بوش و اولمرت این را نمی‌خواهند. پلوسی می‌خواهد که ارتش آمریکا از عراق خارج شود اما بوش و اولمرت در برابر این درخواست به شدت مخالفت می‌کنند. برای این پرسش، دو پاسخ ممکن است وجود داشته باشد؛ اول اینکه اولمرت تصمیم گرفته از بوش و دولت او فاصله بگیرد و بعد از پیروزی دموکرات‌ها در کنگره و به اکثریت رسیدن آنها به حزب دموکرات تکیه کند. این امری بسیار بعید است. شاید هم پلوسی به درخواست شخص بوش به دمشق رفته و با اسد و دیگر مقامات بلند پایه سوری دیدار کرده است.

 اگر چنین باشد همه حرف‌هایی که بوش در مخالفت با این سفر زده را باید جنجال و تبلیغات ساختگی رسانه‌ای خواند که با هدف مصرف داخلی در آمریکا ساخته و پرداخته شده‌اند. اگر این فرض را بپذیریم پس باید بگویم که پلوسی به درخواست بوش در دمشق بوده. مخالفت بوش با حضور پلوسی در سوریه باعث می‌شود کسی در پی یافتن تناقض در رفتار و سیاست‌های دولت نباشد. شخص بوش و دیگر مقامات دولت او در سال‌های اخیر  تندترین الفاظ را علیه کشور سوریه به کار برده‌اند و حالا شخص سوم قدرت در واشنگتن برای دیدار با مقامات همین کشور به پایتخت سوریه رفته است. بوش سخنان ضد سوری خود را تا به آنجا رسانده بود که اکنون عقب‌نشینی از این حرف‌ها اصلا کار آسانی نیست. بوش اکنون دریافته که در این سخنان زیاده‌روی کرده و در پی تغییری در سیاست خود است. این تغییر به بهترین شکل از سوی شخصی مخالف دولت مانند پلوسی قابل اجر است. اکثر کارشناسان آمریکایی‌ به بوش توصیه کرده‌اند که برای باز گرداندن ثبات به لبنان و فلسطین و حتی عراق به سوریه نیاز دارد.

 پلوسی حامل پیامی از سوی اسرائیلی‌ها برای سوریه بود اما پیام واقعی که از بطن و ماهیت دیدار او بر می‌آمد، پیامی از سوی خود واشنگتن بود که ما به سوریه نیاز داریم.

مهم نیست که چه کسی طراح این سفر بوده است؛ آنچه مهم است حضور پلوسی در دمشق است. مهم نیست که او حامل پیام صلحی از سوی اسرائیل بوده باشد یا پیمان آتش‌بسی از سوی واشنگتن ـ پلوسی در دمشق با فرش قرمز و با بالاترین درجه تشریفات مورد استقبال قرار گرفت چون سوریه هم این پیام را دریافته بود.

پلوسی در این سفر گفت: «ما از تضمین‌هایی که از سوی پرزیدنت اسد دریافت کردیم بسیار خشنود هستیم. او آماده از سرگیری روند صلح و انجام مذاکرت با اسرائیل است.»

پرسش دیگری که درباره این سفر وجود دارد پرسشی درباره پیشنهاد صلح اسرائیل است. با توجه به تأیید طرح صلح سعودی‌ها از سوی کشورهای عربی در نشست اخیر سران عرب در ریاض که در آن صلح میان اسرائیل و 2 2 کشور عربی مطرح شده است، چرا اولمرت این پیام را تنها برای دمشق فرستاد شده است؟ آیا بوش در دسامبر سال 2004 نگفته بود که سوریه کشوری بسیار ضعیف است که فقط باید صبر کند تا بقیه مسائل در خاورمیانه حل شود و بعد مذاکرت با اسرائیل را شروع کند؟ آیا اولمرت بعد از خطای فاحشی که در جنگ اخیر لبنان مرتکب شد و هنوز هیچ یک از یک از اهداف اعلام شده‌اش را محقق نکرده است، در جایگاه گفت‌وگو برای صلح قرار دارد؟ 2 سرباز اسرائیلی که توسط حزب‌الله لبنان دستگیر شده‌اند هنوز زندانی هستند و حزب‌الله همچنان مسلح و نیرومند است؟ آیا کسی که در جنگ بازنده شده اعتباری برای انجام مذاکرات صلح دارد؟ آریل شارون - نخست‌وزیر سابق اسرائیل ‌- می‌توانست درباره صلح مذاکره کند چون قبلا در چندین جنگ حضور داشت. یاسر عرفات هم می‌توانست اما اولمرت در چنین جایگاهی نیست.

پلوسی در پایان این سفر به خبرنگاران گفت که دیدار و گفت‌وگوهایش با اسد بسیار مفید بوده است. او گفت که در این دیدار توجه رئیس‌جمهوری سوریه را به نگرانی‌های واشنگتن از عبور جنگجویان از مرز عراق و سوریه و صدمه رساندن آنها به مردم عراق و سربازان آمریکایی‌ جلب کرده است.

 درباره سفر پلوسی به بیروت هم پرسش‌هایی‌ وجود دارد. او پیش از ورود به دمشق به لبنان رفت و در آنجا با اقتدار خطاب به لبنانی‌ها گفت که آمریکا بر سر لبنان با هیچ کس معامله نمی‌کند و سفر او به سوریه نباید به عنوان تغییر سیاست آمریکا در قبال لبنان تلقی شود. اگر پلوسی نماینده کاخ سفید در این سفر نبوده پس چگونه درباره سیاست رسمی آمریکا در خارومیانه سخن می‌گفت؟ دولت بوش اعلام کرد که پلوسی در این سفر نماینده دولت نیست. شاید هم منظور بوده که پلوسی در سفر به لبنان نماینده و سخنگوی سیاست‌های دولت است اما در سفر به سوریه این طور نیست. پلوسی در بیروت و بعد از دیدار با سعد حریری - رهبر اکثریت پارلمان - گفت که مسیر حل مشکلات لبنان از دمشق می‌گذرد. او تأکید کرد که نتیجه این سفر یک سری توهمات نخواهد بود بلکه این سفر امید واقعی به دنبال خواهد داشت.

نکته جالب اینجاست که تلویزیون ضد سوری‌ لبنان درباره این سفر گفت: «سفر پلوسی با هدف فشار گذاشتن سوریه و ارسال پیام محکمی از سوی واشنگتن به این کشور صورت گرفته است.» اما درهیچ کجای سفر به نظر نمی‌رسید که پلوسی سوریه را تحت فشار گذاشته بود. پلوسی در دیدار از منطقه قدیمی شهر دمشق بسیار دوستانه و صمیمی به نظر می‌رسید و به خبرنگاران گفت که از این بازدید بسیار شگفت‌زده است. آمریکایی‌ها در هفته‌های اخیر در پی یافتن راهی برای گفت‌وگو با سوریه بودند. سفر پلوسی بهترین راه بود. همان‌طور که در گزارش کمیته مطالعات عراق آمده است. آمریکایی‌ها می‌دانند که ثبات عراق بدون سوریه و ایران ممکن نیست. گفت‌وگو با سوریه و ایران به طور همزمان برای واشنگتن بسیار دشوار است اما ادامه نادیده گرفتن هر دوی این کشورها هم برای واشنگتن پیامدهای منفی زیادی دارد. فعلا آمریکا برای تعامل، سوریه را انتخاب کرده است. آمریکا و دنیا به طور کلی اکنون دیگر مانند گذشته در پی فرو پاشاندن هم‌پیمانی ایران و سوریه نیستند بلکه قصد دارند از این هم‌پیمانی استفاده کنند.

اولین درخواست آمریکا ازسوریه این است که با استفاده از نفوذ خود بر حزب‌الله، میانجی آرام کردن اوضاع در لبنان شود. چندی پیش وارن کریستوفر - وزیر خارجه سابقه آمریکا - در یادداشتی در روزنامه واشنگتن‌پست نوشت که در دوران مسئولیتش 2 بار (یکی در سال 1993 و دیگری در سال 1996) از حافظ اسد خواسته است تا اوضاع منطقه را آرام کند. او در این یادداشت نوشت: «ما هیچ وقت ندانستیم سوریه چه کرد اما حزب‌الله به سرعت به درخواست دمشق واکنش نشان داد. «حالا هم واشنگتن امیدوار است که دمشق همین کار را انجام دهد.»

سوریه اکنون منتظر است ببیند در مقابل اقدامات با حسن‌نیت گذشته خود چه امتیازی از آمریکا دریافت می‌کند و بعد گام بعدی را بر دارد.