تاریخ انتشار : ۱۲ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۴:۱۴  ، 
شناسه خبر : ۳۸۳۷۵

محمدمهدی اسلامی

اشغال لانه جاسوسی آمریکا در تهران، تنها یک حادثه سیاسی در حد کشور دیگر نبوده و بلکه آغاز تحول عمیقی بود که در خاورمیانه و در سطح جهان در جهت عریان ساختن ماهیت پنهان شده زمامداران واشنگتن و گردانندگان سیاست خارجی آمریکا به وقوع پیوسته بود. آنچنان که برای اولین بار کشوری دیگر بر انتخابات آمریکا اثر گذاشت و رئیس‌جمهور آن را ساقط کرد. پس از این حادثه اما در میان عاملان آن انقلاب نیز همچون هر انقلاب دیگری ریزش‌ها و رویشهایی بروز کرد؛ افرادی همچون علم‌الهدی، وزوایی، باطنی، رجب‌بیگی و... یا در جبهه سوسنگرد و هویزه و... به شهادت رسیدند و یا به دست منافقین شربت شهادت نوشیدند. بخشی دیگر نیز همچنان بر راه خود استوارند و گروه سوم در برابر آمریکا خود را باخته‌اند، افرادی که بیشتر با محوریت عباس عبدی شناخته می‌شوند. هم او که در سال 1377 با باری روزن از گروگانهای آمریکایی در پاریس دست داد تا آغاز نگرشی جدید در ایران را اعلام نماید! و زمانی که کتابهای «اسناد لانه جاسوسی» در آمریکا، انگلیس یا اسرائیل مصادره می‌گردید و داشتن آن جرم محسوب می‌شد، اگرچه از مولف‌های این کتب به حساب آمده بودند اما از انگلستان و... بورس تحصیلی دریافت کردند.

امسال اما کسانی که خود را شریک آن حماسه ساخته بودند، سخنان تازه‌ای بر زبان آوردند که در این میان سخنان موسوی خوئینی‌ها بیش از دیگران مورد توجه قرار گرفت، او در مصاحبه‌ای با هفته‌نامه عطریانفر گفت: «از من خواستند که بروم قم و طرح برادران را با حضرت امام در میان بگذارم و به اطلاع ایشان برسانم و نظر ایشان را بخواهم. ... بنده با طرح قضیه خدمت امام مخالفت کردم. ... قرار بر این شد که پس از تصرف لانه بلافاصله به اطلاع ‌ایشان برسانیم و چنانچه مخالفت کردند سریع محل را ترک کنیم. ...» او در ادامه توضیح داده است که از اندکی بعد از تصرف در لانه حضور داشته و در جریان ریز مسائل بوده است.

حال که او حضور در لانه و در جریان روند امور بودنش را تایید کرده است، ضرورت دارد به پرسش مرحوم زواره‌ای اشاره نماییم که «چرا برخی از اسناد لانه جاسوسی منتشر نشد؟ این سؤال جدی است که چرا در مورد عوامل نفوذی سفارت در جاهایی نظیر دادستانی پس از انقلاب سند منتشر نشد؟ چرا اسناد سیا در مورد برخی کشورهای دیگر منطقه چاپ شد ولی شبکه جاسوسی غرب در ایران به استثنای برخی عوامل واضح و روشن انتشار پیدا نکرد؟ و سرنوشت بقیه اسناد چه شد؟»

نمونه‌ای از برخورد گزینشی با این اسناد بسیار قابل توجه است؛ معصومه ابتکار که هم اینک به نمایندگی از اصلاح‌طلبان در شورای شهر تهران است، در کتاب «تسخیر» که اتفاقا با مقدمه موسوی خوئینی‌ها و تایید او منتشر گردیده است، به هفت سند اشاره می‌کند که در دی ماه 1358، در گاوصندوق اتاق رئیس پایگاه سیا در تهران، پیدا کرده‌اند و نخستین سند به تاریخ 27 جولای 1979 (5 مرداد 1358) باز می‌گشته که مقامات سیا را به تماس با شخص دیگری با عنوان SD LURE ترغیب می‌کرده است. «در این سند شماره تلفن او ذکر شده بود. با کنترل این شماره تلفن متوجه شدیم متعلق به منزل جناب بنی‌صدر است! سند دیگر از او به عنون یک منبع اطلاعاتی و بالقوه نام می‌برد. یکی از مأموران سیا با اسم رمز گای رادرفورد در پاریس تحت پوشش یک تاجز به او نزدیک شده بود. SD LURE موافقت کرد که دوباره در تهران با او ملاقات کند.»

بدین ترتیب آنها می‌دانسته‌اند که بنی‌صدر عامل نفوذی آمریکاست و همانطور که در خاطرات‌شان آمده است گزارش روزانه خود را به خوئینی‌ها می‌داده‌اند. این در حالی است که در سال 1358 که هنوز شورای نگهبان تشکیل نشده بود، خوئینی‌ها مدعی گردید امام احراز صلاحیت کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری را به او سپرده است و او از میان 106 نامزد انتخابات 100 تن را رد نمود و تنها 6 نفر را تایید کرد، (هر چند از مصاحبه اخیر وی اینگونه استنباط می‌شود که او اختیاری در این خصوص از سوی امام نداشته و از جایگاه خود به‌ عنوان نماینده اما در صدا و سیما سوءاستفاده نموده و با ارعاب از تعداد نامزدها کاسته است) اما بنی‌صدر را تایید صلاحیت نمود بدون آنکه به اسناد مربوط به او اشاره نماید! این در حالی است که اولین انتخابات ریاست جمهوری در بهمن ماه رخ داد و طبیعتا فرصت کافی برای این امر بوده است؛ اگر گفته شود هنوز یقین حاصل نگردیده بود می‌توان به ماجرای جلال‌الدین فارسی اشاره کرد که به خاطر ایراد ابهام در ایرانی‌الاصل بودنش از سوی مخالفین برای آنکه هیچ خدشه‌ای در اولین انتخابات وارد نباشد، به رغم عدم اثبات آن در اول بهمن ماه کناره‌گیریش اعلام گردید.

حتی بر فرض پذیرش تردید آنها در این امر و بدون در نظر گرفتن اصرارهای مداوم بنی‌صدر برای تحویل کل اسناد لانه به دولت در دی ماه 1358، به گفته ابتکار اسناد تکمیلی دیگری نیز در فروردین 1359 به دست آنها رسید که جاسوس بودن بنی‌صدر را مسجل می‌ساخت و اگر آنها به این گفته امام که «حتی اگر چیزی درباره من هم پیدا کردید افشا کنید» عمل می‌نمودند، شاید بسیاری از حوادث انقلاب شکل دیگری می‌گرفت و با تداوم حضور بهشتی‌ها و ده‌ها تن از چهره‌هایی که به خاطر این سهل‌انگاری به شهادت رسیدند، در روزهای بحران انقلاب شرایط بهتری را شاهد می‌بودیم.

آنچنان که از اسناد موجود بر می‌آید بنی‌صدر عامل انتقال دیدگاه سیا به منافقین بوده است و در جواب عباس داوری که از وظیفه آنها در شرایط روزهای پایانی خرداد 1360 می‌پرسد، می‌گوید: «سران آنها را بزنید» و اینگونه در ششم تیر رهبر معظم انقلاب ترور می‌کردند و در هفتم تیر شهید بهشتی و 72 تن از مدیران ارشد نظام و در 8 تیر آزادسازی زندانیان منافقین و ترور شهید لاجوردی در دستور قرار می‌گیرد که ناکام می‌ماند اما کچویی به جای او به شهادت می‌رسد و... هر چند دست حمایت الهی بسیاری از نقشه‌های شوم دیگر آنها را نیز خنثی کرد، نقشه‌ای همچون حمله نظامی آمریکا که در طبس دچار خشم الهی گردید و اسناد از نقش انکارناپذیر بنی‌صدر در از کار انداختن رادارهای مرزی کشور و بمباران اسناد بر جای مانده پس از ناکام ماندن کودتا حکایت می‌کنند.

اگرچه این سند دیر هنگام آشکار گردید اما به خوبی بیانگر برخورد گزینشی با اسناد در آن تاریخ است.

نکته جالب توجه دیگر در انعکاس 13 آبان در رسانه‌ای امسال سخنان متفاوت از سه دهه پیش اصغرزاده، عبدی، ابتکار، بهزاد نبوی و... نبود که چند سالی است به آن خو گرفته‌ایم، شگفت‌آور اقدام روزنامه اعتماد ملی بود که مدعی پیروی از خط امام است و به انعکاس نظرات ابراهیم یزدی از اعضای گروهک نهضت آزادی پرداخته بود. عضو برجسته گروهی که امام آنها را نفی فرمود. جالبتر آنکه ابراهیم یزدی همان فردی است که علیه گروه او در این حادثه اسناد قابل توجهی به دست آمده بود و در همان زمان از سیمای جمهوری اسلامی پخش گردیده و خشم آنها را برانگیخت. ابراهیم یزدی همان فردی است که در 4 آبان ماه 1358 (9 روز پیش از تصرف لانه جاسوسی) به همراه مهدی بازرگان در الجزیره با برژینسکی مشاور امنیت ملی وقت آمریکا دیدار کرد که پس از پخش خبر ملاقات آنها میلیونها تظاهرکننده  خشمگین در تهران به خیابان‌ها ریختند. اینک روزنامه آقای کروبی از او یادداشتی چاپ می‌کند تا او با مقایسه انقلاب دوم با کودتای 28 مرداد 32! کودتای آمریکایی را حرکتی موفق و 13 آبان 58 را حرکتی ناموفق ارزیابی نماید، جای سئوال دارد.

اینک با گذشت 27 سال هنوز حقیقت آنچه در لانه جاسوسی پس از حمایت قاطع امام و امت گذشت، در پرده‌های ابهام است؛ همانقدر که ابهامات بسیار درباره قرارداد الجزایر باقی است و نمی‌توان پیش‌بینی کرد که آیا روزی راز این معمای هزار تو از پرده بیرون خواهد افتاد؟‌