تاریخ انتشار : ۱۶ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۱:۰۷  ، 
شناسه خبر : ۳۸۳۸۴


محمدجواد حق‌شناس

مدیر مسئول محترم کیهان دیروز نیز در ادامه هتک حرمت به حریم مراجع شیعه، بار دیگر با بهانه قرار دادن دفاع روزنامه اعتماد ملی از آیت‌الله العظمی صانعی، یادداشتی منتشر کرده و همچون سرمقاله روز 29 مهرماه این روزنامه، آیت‌الله العظمی صانعی را به تحریف کلام امام، متهم کرده است، نویسنده نام آشنای کیهان در این یادداشت، بر سبیل عادت اتهاماتی را نیز به حزب و روزنامه اعتماد ملی وارد کرده است که پاسخگویی در این باب را به فرصتی دیگر موکول می‌کنیم و در این مقال، دفاع از حریم مرجعیت شیعه را بر دفاع از خویش مقدم می‌دانیم.

اول: بر کسی پوشیده نیست که مهم‌ترین وظیفه «موسسه حفظ و نشر آثار امام خمینی(ره)»، جلوگیری از تحریف سخن امام است و موسسه نیز وظیفه دارد تا در قبال تحریف سخنان و آثار امام هیچگونه تسامحی به خرج نداده تا به این وسیله، نسل‌های آینده اصل کلام امام خمینی(ره) را مبنای عمل قرار دهند. به این ترتیب تنها مرجع ذیصلاح و قانونی برای تشخیص تحریف سخن و کلام امام(ره)، موسسه حفظ و نشر آثار آن بزرگوار است و حال با توجه به اینکه بیش از یک هفته از سخنرانی‌ آیت‌الله صانعی در جمع اعضای سازمان مجاهدین می‌گذرد، موسسه هیچگونه واکنشی در مقابل سخنان این مرجع شیعه نداشته است و آنگونه که پیداست، قصد تحریفی در آن نقل‌قول ندیده است. با تمام اینها روزنامه کیهان با چه قصد و نیتی بنا دارد تا بر این طبل بکوبد؟ ‌و برای این منظور، جامعه تقوا در عرصه پرحرمت قلم که حضرت حق در قرآن کریم به آن سوگند خورده‌اند به در آورده، ضمیرخوانی می‌کند تا چنین نتیجه گیرد که آیت‌الله العظمی صانعی به عمد و برای نیتی خاص به تحریف کلام امام مبادرت کرده‌اند.

 دوم: تاکید بر این واقعیت شاید برای ایشان تلخ باشد اما باز هم تاکید می‌کنیم که شخصی همچون آیت‌الله صانعی که از سال 1342 مروج اندیشه‌های تابناک حضرت امام خمینی(ره) بوده و در زمان تبعید امام دست از مبارزه بر نداشته و تمامی خطرات حمایت از امام خمینی را به جان خریده است مسلما به امام نزدیک‌تر و لذا در بیان سخن امام و استناد به آن محق‌تر از کسانی است که کمترین نزدیکی و آشنایی با آن بزرگوار نداشته‌اند. همراهی این مرجع انقلابی با امام خمینی نیز تنها مربوط به سال‌های پیش از انقلاب نیست که بعد از پیروزی شکوهمند انقلاب، امام خمینی، ایشان را برای عضویت در نهادی که به واقع برای پاسداری از دستاوردهای انقلاب و اسلام و اعلام‌نظر پیرامون مصوبات نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی که آیا با اسلام و قانون اساسی مباینتی ندارد تاسیس شده بود، منصوب کردند و اینگونه تشخیص دادند که این شاگرد فاضل در میان خیل عظیم روحانیون و مجتهدین همرزم از جمله شش معتمد فقیه جامع‌الشرایط برای عضویت فقهای شورای نگهبان می‌تواند باشد. بعد از فاجعه 7 تیر نیز امام ایشان را به مقام دادستانی کل منصوب کردند تا بدینوسیله تایید تام خویش از شاگرد مورد اعتماد خود را در عرصه قضاوت و دادستانی کل که شاخص‌ترین مقام برای احقاق حقوق مردم در نظام جمهوری اسلامی است در معرض دید بگذارند. پرسش این است که چگونه نویسندگان کیهان قصد می‌کنند تا این سوابق را نبینند و مدام بر طبل خالی خویش بکوبند.

سوم: مدیر مسئول محترم خیلی خوب واقف هستند که حفظ حریم مرجعیت و مراجع عظام حوزه‌ای است که در قانون مطبوعات به صراحت بر آن تاکید شده است. حفظ حریم مرجعیت آنچنان جایگاهی رفیع در جامعه ایران دارد که حتی در قانون مطبوعات پیش از انقلاب و در زمان طاغوت نیز به صراحت بر آن تاکید شده و مطبوعات اجازه هتک حرمت مراجع را نداشته‌اند؛ حال چگونه اجازه داریم به چنین سمتی حرکت کنیم و بی‌محابا حریم مرجعیت را بشکنیم؟‌ چه کسی این اجازه را به ما می‌دهد تا از پشت دریچه «نیمه پنهان» به مراجع عظام تقلید بنگریم و آن بزرگواران را سوژه سیاست‌بازی کودکانه خویش گردانیم؟

چهارم:  امام خمینی(ره) همواره بر بیت‌المال و حفاظت از آن تاکید داشته‌اند و اکنون جای بسی تاسف است که بودجه بیت‌المال توسط روزنامه کیهان صرف هتک حرمت شاگرد امام خمینی و کسی که مروج عقاید و افکار ایشان بوده است، می‌شود. روزنامه کیهان باید پاسخ بگوید که از حمله به مراجع عظام تقلید چه کسی سود می‌برد و آب به آسیاب چه تفکر و گروهی ریخته می‌شود؟ اگر نویسندگان کیهان بخواهند مرجع تقلیدی همچون این فقیه ساده‌زیست را نیز در خیل مخالفان نظام و انقلاب معرفی کنند، پس دیگر چه سرمایه‌ای برای نظام باقی خواهد ماند؟ نشستن بر سر «شاخ» و «بن» را بریدن چه حاصلی دارد جز اینکه نه از تاک نشانی ماند و نه از تاک‌نشان.

پنجم: این احتمال وجود دارد که نویسنده محترم کیهان در دو یادداشت خویش متوجه آثار مطالب خود نشده و از سر ناآگاهی چند خطی را قلمی کرده است. اما درخواست ما از حوزه علمیه، جامعه مدرسین و تشکل‌های روحانی همچون جامعه روحانیت مبارز و مجمع روحانیون و دیگر دلسوزان انقلاب و بزرگان نظام این است که با انذار و مراقبت بیشتر از حریم مرجعیت شیعه، جلوی چنین رفتارها و هتک حرمت‌هایی را بگیرند تا سرمایه‌های جامعه انقلابی ایران به سادگی بازیچه نشود و بدخواهان، فرصت آسوده برای جولان خویش نیابند.

ششم: در پایان ذکر این نکته ضروری به نظر می‌رسد که قصد ما تفسیر سخن آیت‌الله صانعی نیست چه آنکه شأن حضرت امام و آیت‌الله صانعی بالاتر از این است که ما و دیگران درباره سخن آن بزرگواران به نقد بنشینیم و مادامی که موسسه حفظ و نشر آثار امام حضوری فعال در این عرصه دارد، قضاوت با آن موسسه محترم خواهد بود و یا تفسیر نظرات ایشان بر عهده شاگردان خاص و نمایندگان ویژه ایشان است که در طول سالیان طولانی مبارزه و مباحثه و ایام درس‌آموزی و شاگردپروری در موقعیت و شأن علمی ـ اجتهادی قرار دارند.

و اما در خصوص پرسش همراه با تعجب نویسنده پیرامون سابقه عضویت هیات علمی نگارنده، گرچه ایشان مدعی داشتن پرونده پیدا و پنهان افراد هستند و نیازی به ارائه سوابق ندارند اما به آگاهی ایشان می‌رساند که نگارنده عضو گروه علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز است.