مجید یوسفی
* آنچه امروز برای نسل کنونی ما حائز اهمیت است، جریانشناسی مجلس شورای اسلامی در سالهای پس از انقلاب است. به عبارت روشن، آنچه در 28 سال اخیر در مجالس شورای اسلامی رخ داده است. در سالهای نخست انقلاب جریاناتی مانند حزب توده، سازمان مجاهدین خلق، گروههای نزدیک به ابوالحسن بنیصدر، نهضت آزادی ایران و گروههای مستقل در انتخابات و در درون مجلس چه تعاملی با هم داشتند. چگونه این گروهها از صحنه سیاسی ایران حذف شدند و به تدریج بنیادگذاران جمهوری اسلامی به ادامه راه پرداختند. چگونه این جریان واحد و متحد به دو جریان راست و چپ منشعب شد و مهمتر از این، منشا اختلافات سالهای نخست تا چه اندازه در سالهای اخیر نیز تسری یافته است؟ آیا جبهه اصولگرایان همان محافظهکاران و جریان راست سنتی در سالهای پایانی دهه 60 و 70 است یا از دل انقلابیون جمهوری اسلامی یک جریان دیگر در حال شکلگیری است؟
** از اول تشکیل مجلس شورای اسلامی یک سیستم انتخاباتی پیشبینی شده بود که نمایندگان باید از کانال شورای عالی نگهبان عبور میکردند. این کانال بعدها به فیلتر معروف شد. این فیلتر از همان اول باعث شد که گروهها یا افراد مشخص انتخاب شوند. گروههایی مانند حزب توده، سازمان مجاهدین خلق و... هیچگاه به مجلس راه نیافتند. مجالس اول یا شاید دوم در آن زمان ترکیبی از نیروهای ملی ـ مذهبی، گروههای پیش از انقلاب و نیروهای جدید انقلاب بودند، پس از مجلس اول با این ترکیب تشکیل شد. این ترکیب ادامه یافت تا حضرت امام(ره) به خاطر پارهای از عملکردهای نهضت آزادی ایران، این گروه را به عنوان تشکل نامطلوب مردود شناختند. زمانی که امام اوضاع را در این موضع یافتند آنها هنوز کاندیداهایشان را تعیین نکرده بودند. جناحهای ملی در مجلس دوم و سوم بعد از واقعه انفجار هفتم تیر و هشتم شهریور ماهیتشان آشکار شد. این انفجارها که از سوی سازمان مجاهدین خلق هدایت میشد خیلی از گروهها را از هم جدا کرد. موضعگیری گروهها نسبت به انفجارها خیلیها را از انقلاب و امام جدا کرد.
* نهضت آزادی چه نوع موضعگیریای در اینباره داشتند؟
** موضعگیریهای مختلف علل جدایی این گروهها بوده است. اگر سوالی پیش بیاید که چرا نهضت آزادی در مجلس اول خبرگان حضور داشتند، اما بعدا از حضورشان جلوگیری شد باید بگویم این روند باعث شد که آنها مطرود شوند چون تا زمانی که مرحوم امام زنده بودند موضع امام(ره) در مسائل سیاسی کشور الگو بود و کسی نمیتوانست سخن دیگری بگوید. اینها باعث شد که فیلتر تشخیص صلاحیتها روز به روز این افراد را از دایره انقلاب دور سازد و بدین ترتیب مجلس عاری از این احزاب شد و این مساله از مجلس دوم به خوبی مشهود و آشکار است. حتی یک عضو از حزب توده و احزاب کمونیست یا اعضای نهضت آزادی در آن حضور نیافتند.
* آیا احزاب دیگر که از گروههای منشعب و نزدیک به جمهوری اسلامی بودند تا این زمان متحد و یکپارچه بودند؟
** از آنجایی که در کشور ما در قالب تشکلهای حزبی همه اعضا با هم متفق نیستند و در مورد آن انطباقی وجود ندارد، چندان نمیتوان از جایگاه حزبی سخن راند. برای مثال در یک شرایط زمانی که روی دیدگاههای اقتصادی بحث میشود بارها دیده شده که در موضعگیریهای اقتصادی یک حزب، هم چپ و هم راست، هم بازار آزاد و هم اقتصاد متمرکز وجود دارد.
در واقع هر کسی با افکار خود حضور یافته است. این مساله همیشه اینگونه بوده است. امروز هم به همین منوال است.
* دلیل این تشتت افکار چیست؟
** اصولا مملکت ما هیچ وقت حزبی اداره نشده است. در واقع، به معنای واقعی کلمه ما هیچ وقت حزب نداشتیم، حالا هم نداریم. در حالی که کشورهای دیگر اینگونه نیست. در غرب به عنوان مثال دو حزب دموکرات و سوسیالیست در همه حوزهها با هم متفاوتند. این تفاوت در اقتصاد، سیاست و اجتماع امتداد دارد بنابراین هر عضوی از حزب اگر در مورد هر کدام از حوزهها مخالفت داشته باشد از فعالیت در آن حزب کنارهگیری میکند. مثلا فرض کنید اگر در حزب کارگر کسی مخالف مواضع اقتصادی آن باشد در موضع مخالفت در آن حزب نمیماند و فعالیت نمیکند.
* این پرنسیپ و اصول سیاسی عمدتا به واسطه استقلال اقتصادی اعضای یک حزب به وجود میآید.
** نه، خیلی به استقلال اقتصادی مرتبط نیست، بلکه تشکل آنگونه که در دنیا هست، در ایران نیست. اگر شما به زمینه و فعالیتهای احزاب در خارج از ایران و به هیات موسس اولیه آن حزب توجه داشته باشید خواهید دید که آن اعضا در همه حوزهها یک جهتگیری واحد دارند، اما در ایران این جهتگیری واحد و یکپارچه نیست. اعضای جبهه مشارکت به لحاظ جهتگیریهای مختلف یکی نیستند. اساسا همه اصلاحطلبها یکی نیستند. در اصولگراها هم به همین صورت است. هیچکدام روی یک مبنا و پایه استوار نیستند. در بین اصولگراها به لحاظ اقتصادی راست اقتصاد باز داریم و چپ سوسیالیست هم داریم. در مجلس ما هم به همینگونه است. شما گروه اصولگرا را بررسی کنید همه نوع تفکر در آن میبینید. اقتصاد باز، اقتصاد متمرکز، مخلوط این دو هم وجود دارد. من نمیخواهم نامی از کسی ببریم چون در مقام نام بردن نیستیم، اما اگر اینها را در کنار هم بگذاریم شما یک خط همگن پیدا نمیکنید.
در میان احزاب موجود، تا اندازهای حزب کارگزاران سازندگی و پیش از انقلاب حزب توده نسبت به گروهها و احزاب دیگر همگنتر بودند، اگرچه در آنها هم اختلافاتی وجود دارد.
حزب کارگزاران سازندگی به جهت آنکه مدتی با هم کار کردند، تقریبا ذهن پیدا کردند چون در کار اجرایی با هم بودند. آنها در مسیر فعالیتهای حزبی و اداره کشور به تدریج با هم نزدیک شدند، والا اگر خوب دقت کنید حالا هم با هم اختلافاتی دارند. از چپچپ تا راستراست در آنها هم هست بنابراین در مجلس هم تشتت و اختلافات وجود دارد، ضمن اینکه همه از فیلتر گذشتهاند و به جهت سیاسی همه پایبند جمهوری اسلامی و ولایت فقیه هستند. بنابراین همه از حفره فیلتر عبور کردهاند، اما در باقی مسائل یکی نیستند.
* پس این جناحبندیها عمدتا براساس چه مواضعی شکل گرفت؟
** عمدتا روی مباحث اقتصادی ـ سیاسی بود البته در دورهها و مجالس مختلف سمت و سو متفاوت بود. اما آنچه باز هم جالب است این است که جنس این تفاوتها اگر در سیاست با هم متفاوت است اما در اقتصاد گاهی نقطه نظرات مشترکی دارند. میخواهم بگویم که هرگز نقطه نظرات جامع و کاملی در بین گروهها در کار نبود. کسانی که نجات اقتصاد را در تمرکز اقتصاد میدانستند، در سیاست خواهان گشایش فضای سیاسی و اجتماعی بودند و برعکس کسانی بودند که در سیاست به دنبال بستن فضا بوده، به تمرکز در حوزههای سیاسی اعتقاد داشتند اما در مقوله اقتصاد به بازار آزاد و اقتصاد باز گرایش داشتند بنابراین وقتی که من در برابر پرسشهای خبرنگاران خارجی قرار میگیرم که کارکرد احزاب در مجالس و دولتها چگونه است، میگویم که احزاب در ایران مثل Wingهای شما نیست که اگر گروه اصلاحطلب بر سر کار آمد پس همه کارها روی روال است و اگر اصولگراها بر مسند قدرت نشستهاند همه چیز به یک روال دیگر است. فرض کنید که اکثریت مجلس در دست رفرمیستها باشد، این بدین تعبیر نیست که اقتصاد ما صددرصد روی یک اصول و اعتقاد است و روابط ما با بینالملل روی یک خطمشی و پایه است.
* حالا این شکلگیری احزاب و فراکسیونها در مجلس بیشتر چه صبغهای داشت؟
** در مجلس بیشتر سیاسی بود. شاید صددرصد سیاسی باشد.
* اما در طول این سالها جریان راست برای من همیشه صبغه اقتصادی داشت؟ اگرچه این دو گاهی انفکاکناپذیر است، اما اقتصاد همیشه محل تلاقی این جریان با جناح چپ بود؟
** حالا شاید چنین ذهنیتی وجود داشته باشد، اما مثلا در مجلس چهارم ما به اصطلاح امروزی در جناح اصولگراها بودیم اما موضعگیرهای اقتصادی ما یکی نبود. حتی در کلیت آن جریان کسی مثل مهندس مرتضی نبوی طرفدار اقتصاد متمرکز بود و کاملا عکس ایدهها و مواضع ما قرار داشت. شاید جالب باشد که در مجلس چهارم جریان اقلیت مجلس در مباحث اقتصادی بیشتر از من حمایت میکرد بنابراین میخواهم بگویم که جناحبندیهای سیاسی در مجالس ایران و حتی در خارج از مجلس سیاق مشخصی ندارد.
* البته به گمان من اختلافات این دو گروه قبل از این جریان بود.
** بله، همینطور است. میخواهم نقاط عطف و چگونگی شکلگیری این جریانات را تشریح کنم. منظورم این است که اگر در ذهنتان این است که اینها که از فیلتر عبور کردند پس علیالاصول باید تابع یک جریان فکری ـ سیاسی باشند، اینطور نیست. به عبارت دیگر، پس از عبور از فیلترهای شورای نگهبان رویدادهایی رخ داد که افراد از همدیگر جدا شدند لذا من هیچ تعبیری از این مفهوم ندارم که اگر کسی از جریان ما یک موضعگیری مخالف داشت پس از ما نیست. از این گذشته، نیروهای مجلس ما عموما نیروهایی هستند که پس از انقلاب به صحنههای سیاسی آمدند و پیش از انقلاب هیچگونه سابقه سیاسی اجرایی نداشتند بنابراین دیدگاههای آنها غالبا رو به پیشرفت و تکامل است.
* یعنی در حال تغییر است؟
** بله، در همه حوزهها این مساله صادق است. اول انقلاب همه حاد و مدعی این بودند که ما با هیچکس نمیخواهیم رابطه داشته باشیم و میخواهیم روی پای خودمان بایستیم. اما الان کمتر رجل سیاسی این ادعاها را مطرح میکند. یادم هست که بسیاری معتقد بودند این اعراب را باید کنار بگذاریم، اما الان به عقل رسیدیم. اساسا لطف هر مملکتی در رابطه حسنه با همسایگان آن است. در آن زمان عقیدهها اینگونه بود و نمیدانستند که این سیاستها چه تبعاتی به دنبال دارد. در اوایل انقلاب عمدتا میگفتند که قرارداد اسلحه با آمریکا را یک طرفه فسخ کنیم. کسی به آنها نگفت که شما حکومت را گرفتید و زمانی که حکومت را گرفتید تأمین اسلحه از طرف آمریکا بود. او میتوانست صدور اسلحه به ایران را تحریم کند. ما هواپیماها را باید تحویل میگرفتیم چون خودمان میخواستیم مصرف کنیم و بعد متوجه شدیم که چه کار خطایی انجام دادیم نه به اسلحه رسیدیم و نه پول ایران را از آمریکاییها دریافت کردیم. از سوی دیگر، در اوایل انقلاب تصمیم گرفتند که چند پالایشگاه خارجیای که ما با آنها شراکت داشتیم را بفروشند، نتیجه آن چه شد؟ ایران متضرر شد. این تصمیمها برای ما بسیار پر هزینه بود.
* مجلس نظارتی روی این مساله نداشت؟
** نه تنها مجلس، بلکه ارگانهای دیگر هم نظارت داشتند. من به صورت جمع میگویم. منظورم این است که همه اینطور فکر میکردند. همه مثل همدیگریم. این خصیصه انقلاب است. بعد آرامآرام منشور و پراکنده شدیم. آرامآرام به حد تکلیف و عقل رسیدیم. در این داستان عدهای روشنبین بودند، به خصوص رهبریت هم در زمان امام(ره) و هم در زمان مقام معظم رهبری بسیار هشیار بودند. برای مثال فراموش نکنیم چه فشار و آوازهای سر انحلال ارتش در اوایل انقلاب مطرح بود. اگر این انحلال صورت میگرفت کشور ما الان همانند عراق فعلی بود. همان زمان که امام(ره) کمیتههای انقلاب را تشکیل داد خیلیها مخالف بودند چون دید آنها کوتاه و سطحی بود، چون اگر کمیته تاسیس نمیگردید و اسلحهها از دست مردم جمع نمیشد، الان چه میشد؟ چه مصیبتهایی داشتیم؟ بنابراین، این زایش فکری و رسیدن فکر به تدریج صورت گرفت.
* به هر دلیل در مجلس شورای اسلامی در دورههای گذشته، حال و دورههای بعد جناحهای مختلف که از فیلتر هم عبور کرده و با هم مبارزه میکردند و به روایتی در مقابل هم قرار میگرفتند، این نمایندهها دارای صلاحیتهای عمومی رایج بودند و داخل گروهبندیهای مجلس میشدند. در زمانه انتخابات مردم تمامی شهرستانها هر کسی از طرفداران گروه خود حمایت میکند تا سرانجام ترکیبی از جناحها تشکیل شود. این ترکیب قاعدتا یک اقلیت و یک اکثریتی دارد و یک حد متوسط است که بیطرف هستند. به نظر شما آیا روح جمعی اعم از ملیت واحد و وجدان انسانی باعث میشد که در سیاستهای کلان اقتصادی ـ ملی در برابر فرصتها و تهدیدها همه به منافع ملی نگاه واحدی داشته باشند؟
** خیر، حتی امروز هم اینگونه نیست. در جناحبندیهای سیاسی این موضوع صادق است. برای مثال در ترکیب هیات رئیسه مجلس اینکه چه کسانی باشند، اکثریت یک جناح نقشی واحد را ایفا میکنند یا هنگام معرفی کابینه به یک فرد مشخصی رای میدهند. در این مسائل اکثریت مهم است اما در لوایح و یا در ایدههای عملیاتی اینگونه نیست.
* این سیستم چه آسیبهایی را وارد میکند؟
** تعویضهای مکرر مهمترین آفت و آسیب است. گروههایی میآیند که با مصوبههای قبلی مخالف هستند و پیشنهادها را تغییر میدهند و دارای اکثریت هم هستند.
* راهکار رفع این آفت در مجلس چیست؟
** من راهکاری در خصوص این ساختار مجلس ندارم. مجلسی که نمایندههای آن با آرای محلی و نیازهای منطقهای روی کار میآیند، اینها در هیچ جای دنیا قانونگذار موثری نیستند. فقط میآیند و میروند. مجالس قانونگذار در همه نقاط دنیا از سیاستمداران مجرب و پخته تشکیل میشود. برای کشور ما مجمع تشخیص مصلحت نظام الگوی مناسب و کارآمدی است. باید در مجلس خبرگانی باشند با بصیرت و دانش کافی که احتیاج به رای مردم نداشته باشند و مسائل را جامع و ملی ببینند.
* معمولا چه نوع افرادی در این مجلس باید حضور داشته باشند؟
** تمامی روسای جمهور سابق باید در آن حضور داشته باشند. همه وزرا، روسای مجلس و روسای کمیسیونهای مجالس قبلی و کسانی که در حوزههای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی که حداقل یک دهه فعالیت جدی داشته باشند حتی قوانین در آنجا تصویب شود و بعد به شورا برود.
* آیا چنین دستور کاری تاکنون در جمهوری اسلامی مطرح شد؟
** مذاکراتش چندین مرتبه صورت گرفت، اما به جایی نرسید.
* تصور نمیکنید پیامد این نوع مجالس انحصار و دیکتاتوری باشد؟
** نه، انحصار نیست.