تاریخ انتشار : ۲۶ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۷:۲۶  ، 
شناسه خبر : ۳۸۴۴۹
مخدوش ساختن نام خلیج پارس ادامه می‌یابد

پژمان اکبرزاده /سخنگوی سازمان خلیج پارس در ایران
Pejman.akbarzadeh@gmail.com

تا حدود یک سال پیش چنانچه در بخش اخبار گوگل به زبان انگلیسی عبارت «خلیج عربی» را جست‌وجو می‌کردیم به حدود ۹۰۰ نتیجه دست می‌یافتیم در صورتی که این رقم در حال حاضر با توجه به کوشش‌های گروهی کوچک از ایرانیان مستقل به حدود کمتر از ۴۰۰ نتیجه کاهش یافته است. تارنما (وب سایت)‌هایی نیز که این نام ساختگی را به کار می‌برند بیشتر به دو گروه اصلی محدود شده‌اند؛ آنهایی که مستقیماً از سوی کشورهای عربی به ویژه امارات، اردن، قطر و بحرین اداره می‌شوند و دوم، بنیادها و کمپانی‌هایی که دارای منافع مالی در کشورهای جنوب خلیج پارس هستند.
با توجه به گسترش روزافزون پیوندهای بازرگانی میان شرکت‌های اماراتی و دیگر کمپانی‌ها و رسانه‌هایی که در سراسر جهان آگهی‌های آنها را به چاپ می‌رسانند همچون AME info (در امارات)، WebIndia123 (هندوستان)، سئول تایمز (کره جنوبی)، ANBA (برزیل) و... بسیاری از این شرکت‌ها در پی به دست آوردن منافع مالی بیشتر در بیانیه‌های مطبوعاتی خود به زبان‌های غربی از نام «خلیج عربی» بهره می‌جویند و به اعتراض‌های ایرانیان نیز بی‌اعتنا هستند. سیاستی که در بیشتر رسانه‌های بریتانیا همچون گاردین و بی‌بی‌سی مشاهده می‌شود از این هم جالب‌تر است؛ از سرآغاز دهه ۱۹۷۰ که بی‌بی‌سی کاربرد عنوان نامفهوم The Gulf (خلیج) را به جای Persian Gulf به عنوان یکی از سیاست‌های بنیادین خود مورد پیروی قرار داد، دیگر رسانه‌های این کشور نیز اندک اندک به همین روش متوسل شدند.
با این همه گهگاه عبارت Arabian Gulf هم در نوشته‌هایشان دیده می‌شود و زمانی که مورد اعتراض قرار می‌گیرند تا چندین روز که خبر در صفحه اصلی تارنما قرار دارد تغییری در آن نمی‌دهند ولی زمانی که خبر راهی بایگانی می‌شود و دیگر خواننده‌ای ندارد به معترضان می‌نویسند: «سیاست ما کاربرد The Gulf است و تعجب می‌کنیم که چنین اشتباهی روی داده است(!) آن را تصحیح خواهیم کرد...» که البته «تصحیح» از نظر آنها یعنی کاربرد یک نام نامفهوم دیگر و گاهی هم اساساً تغییری در نوشتار مورد نظر داده نمی‌شود. این موضوع تنها به رسانه‌های بریتانیایی محدود نمی‌شود. وزارت دفاع این کشور نیز در بخش‌هایی از تارنمای خود از نام ساختگی «خلیج عربی» بهره می‌جوید. باری شاو (سردبیر بخش اخبار این تارنما) در پاسخ به اعتراضات تنها می‌گوید: «نام‌های خلیج پارس و خلیج عربی هر دو رایج هستند...»
روشن نیست از چه رو مقام‌های ایرانی برای چنین مسئله‌ای که سال‌ها است در دنیای خارج رخ داده و می‌دهد تنها در قضیه نشنال جئوگرافیک ـ آن هم با فشار افکار عمومی ـ واکنش کوچکی نشان دادند؟
تکلیف دیگر نهادها و رسانه‌هایی که از نشنال جئوگرافیک بسیار مقصرتر هستند و همچنان در لطمه زدن به هویت تاریخی خلیج پارس پافشاری می‌کنند چیست؟ مسئولان آنها را نمی‌بینند؟ نمی‌خواهند ببینند؟ و یا اینکه ترجیح می‌دهند با برگزاری چند نمایشگاه و سخنرانی نه چندان پر مخاطب و بی‌اثر در داخل کشور وانمود کنند به موضوع حساسند؟
تماس با اطلس‌های معروف جهان و بنیادهای خبری بین‌المللی یکی از ساده‌ترین و موثرترین راه‌هایی است که در این زمینه به ذهن هر کسی می‌رسد ولی هیچ اقدامی‌در این راستا مشاهده نمی‌شود. مایه تاسف است که حتی همین همایش‌های داخلی هم چندان مورد استقبال قرار نمی‌گیرد. در دی ماه سال گذشته انجمن محیط زیست خلیج فارس و دریای عمان همایش شش روزه با عنوان «سخن و دیدار از کتاب و اسناد فرهنگی: همراه با نویسندگان و پژوهشگران خلیج فارس» در خانه هنرمندان در تهران برگزار کرد. به رغم تبلیغات نسبتاً گسترده در روزنامه‌های پرخواننده کشور در پرازدحام‌ترین شب از این همایش حدود چهل نفر از ساکنان پایتخت ده میلیون نفری ما در آن شرکت جسته بودند.
نحوه انعکاس آنچه سخنرانان به زبان آوردند در تارنمای انجمن از این هم تاسف‌بارتر بود. پروفسور محمد علاء (استاد دانشگاه ایالتی کالیفرنیا و مدیر سازمان اینترنتی خلیج پارس Persian Gulf Online) در همان همایش متذکر شد: «این سازمان در نامه‌ای سرگشاده به دولت ایران [که در روزنامه شرق نیز به چاپ رسید] برای روز ملی خلیج فارس سالروز بازپس‌گیری جزایر سه‌گانه را پیشنهاد کرد اما ظاهراً آنها از این پیشنهاد خوششان نیامد و روز دیگری را بدین منظور برگزیده‌اند.» حال آنکه در تارنمای همایش از قول او نوشته شد: «ما در یک زمان معین بین ساعت ۱ تا ۲ حدود دو هزار ای میل فرستادیم برای بی‌بی‌سی تا یک روزی را به عنوان خلیج فارس که ۹ آذر بود انتخاب کردیم. آنها این روز را دوست نداشتند و روز دیگری را انتخاب کردند.»
روشن نیست که تغییرات فاحش در انعکاس سخنان وی از بی توجهی گزارشگران برنامه ناشی شده و یا سیاست‌های محافظه‌کارانه گردانندگان همایش که در هر حال جداً مایه تاسف است. یکی از شگفت انگیز‌ترین اشتباهاتی نیز که در عنوان انگلیسی یکی از خبرنامه‌های این همایش به چشم می‌خورد کاربرد عبارت Fars Gulf به جای Persian Gulf بود. هنوز حتی قادر به ترجمه درست نام خلیج پارس به انگلیسی نیستیم. به هر روی مباحث جالبی در برخی از سخنرانی‌های همایش مطرح شد که نظر به عدم استقبال و پوشش اندک آنچنان که باید موثر واقع نشد.
گذشته از کشورهای غربی مخدوش سازی نام خلیج پارس در کشورهای اروپایی نیز همچنان ادامه دارد. مانی پارسا که در یکی از بنیادهای وابسته به دانشگاه لایدن در هلند به تدریس زبان پارسی اشتغال دارد درباره وضعیت موجود در این کشور چنین می‌گوید: «می‌توان گفت شبکه‌های تلویزیونی هلند به ندرت سیاست ویژه ای را برای نامیدن این پهنه آبی به کار بسته اند. آنها بیشتر از همان نام تاریخی و درست Perzische Gulf در زبان هلندی استفاده کرده‌اند و گاهی هم به پیروی از منبع خبر از نام‌های ساختگی مانند «خلیج» یا «خلیج عربی» ولی از چند ماه پیش تاکنون کاربرد نام‌های ساختگی رو به گسترش است.
تا چند ماه پیش حدود هزار و پانصد هلندی در امارات متحده عربی و به ویژه در شهر دبی مشغول کار بوده اند ولی این رقم اکنون به بیش از چهار هزار نفر رسیده است. گسترش پیوندهای بازرگانی میان کمپانی‌های هلندی و اماراتی و همچنین برخی سیاست‌های تازه در هلند برای خوشایند آنها با کاربرد نام‌های نادرست برای خلیج پارس در رسانه‌های این کشور بی ارتباط به نظر نمی‌رسد. از آن گذشته با بی توجهی بسیاری از ایرانیان مقیم هلند دائماً عبارت نامفهوم Farsi جایگزین Perzisch (نام تاریخی زبان پارسی در هلند) می‌شود.
بارها درصدد برآمدم تا از سفارت ایران در هلند برای اینگونه موارد کمک بگیرم ولی تلفن سفارت همواره روی پیامگیر است و به صورت حضوری نیز باید مدت‌ها در یک صف طولانی ایستاد تا از پشت شیشه با آنها صحبت کرد! نمی‌دانم در چنین شرایطی که نه جامعه مهاجر ایرانی در هلند برای واکنش ابراز علاقه می‌کند و نه سفارت ایران، چه باید کرد...»
شماری از کشورهای عربی نیز با نامگذاری کردن تعدادی از دانشگاه‌ها، تیم‌های ورزشی و... که با دلار‌های نفتی به شدت در پی مطرح کردن آنها در مجامع جهانی هستند به دنبال رایج ساختن نام «خلیج عربی» در کشورهای گوناگون اند، از آن جمله: «دانشگاه خلیج عربی» در منامه و «تیم راگبی خلیج عربی» در دبی که در واقع یک تیم وارداتی است و در میان بازیکنان آن کمتر کسی پیدا می‌شود که عرب باشد! نفرت از ایرانیان در برخی از محافل و تارنماهای کشورهای عربی چنان خودنمایی می‌کند که حتی در ارائه اطلاعات جغرافیایی از کاربرد نام «ایران» هم خودداری می‌شود. نوشته‌های تارنمای sheikhmohammed.co.ae در امارات تنها یک نمونه از این‌گونه برخوردها است: «خلیج عربی میان شبه جزیره عربستان و آسیای جنوب غربی واقع شده است!»
به نظر می‌رسد رسانه‌ها و مراکز دانشگاهی آمریکایی اکنون تنها مراکز و رسانه‌های جهان هستند که تقریباً در همه موارد از عبارت Persian Gulf بهره می‌جویند ولی در شعبه همان دانشگاه‌های آمریکایی در امارات Persian Gulf برای جلوگیری از ناخشنودی دولتمردان این کشور از کتاب‌های درسی معمولاً حذف می‌شود. از دیدگاه دولتمردان امارات همه چیز در منطقه از خلیج و جزیره گرفته تا معماری و غذا باید «عربی» نامیده شود! به نظر نمی‌رسد با چنین سیاست‌ها و رفتارهای افراطی و غیرمنطقی، اقتصاد چنین کشوری که حتی خاک باغچه‌ها و ماسه سواحلش از ایران وارد می‌شود؛
میراث معماری ایران را در طراحی ساختمان‌هایش به تاراج می‌برد و کارکنان بخش‌های مهم تخصصی اش را اغلب بیگانگان تشکیل داده اند به همین شکل به ظاهر پویا و موفق باقی بماند. بسیاری از استادان اقتصاد در همان دانشگاه‌های آمریکایی بر این باورند که این رونق پوشالی و ظاهری همچو حبابی خواهد ترکید.
از همسایه‌های جنوبی گذشته و سری به همسایه شمالی باختری می‌زنیم. کشوری که نام ترکی خلیج پارس (فارس کورفوزی) تقریباً از آن رخت بربسته و سال‌ها است که نام «خلیج بصره» در آن به کار می‌رود! موضوعی که کمتر کسی در ایران از آن باخبر است. ظاهراً این کاربرد به زمان صفویان و جنگ‌های امپراتوری ایران و عثمانی بازمی‌گردد. دوره ای که زمامداران عثمانی بر پایه خصومت پیش آمده با همسایه خاوری خود و همچنین ناآگاهی جغرافیایی به کاربرد چنین نامی ‌دامن زدند.
سیروس علایی در کتاب «نقشه‌های عمومی ‌ایران» (General Maps of Persia) که به تازگی در هلند به چاپ رسیده می‌نویسد: «نقشه نگاران عثمانی علاقه ناچیزی به ترسیم نقشه‌های ایران نشان دادند و خود را به کپی کردن تعداد اندکی از نقشه‌های ایران که در اروپا تهیه شده بود ـ با تغییر نوشته‌ها به ترکی و دستکاری‌های نامحسوس ـ محدود ساختند.» یکی از معروف‌ترین نقشه‌های ترکی از ایران توسط ابراهیم متفرقه در سال ۱۷۲۹ میلادی در قسطنطنیه ترسیم شده که در آن نام «بصره کورفوزی» (خلیج بصره) برای بخش شمال باختری خلیج پارس و نام «بحر فارس» در مرکز این آبراه نوشته شده است. ولی «بصره کورفوزی» اکنون در رسانه‌های ترکیه به گستردگی به کار برده می‌شود.
بیش از سه ماه پیش در نامه‌ای به سفارت ترکیه در تهران این پرسش را مطرح ساختم که «در متون و نقشه‌های ترکی، سه نام گوناگون برای خلیج پارس دیده می‌شود: بصره کورفوزی، فارس کورفوزی و ایران کورفوزی. سیاست رسمی‌دولت ترکیه برای نامیدن این آبراه در زبان ترکی چیست؟» نامه سه بار به صورت نمابر و از طریق پست به سفارت ترکیه ارسال شد ولی سفارت از ارائه هرگونه پاسخی خودداری کرد. در سفارتخانه جمهوری اسلامی ‌در آنکارا نیز وضع چندان بهتر نبود.
سازمان‌های دولتی هر کشور نشانی‌ای میل خود را بر روی تارنمای همان سازمان یا دست کم یک تارنمای دولتی ایجاد می‌کنند ولی نشانی‌ای میل سفارت ایران در ترکیه بر روی سایت Hotmail درست شده بود! درصدد برآمدم تا از طریق همان آدرس، نظر آنها را نیز درباره موضوع مورد بحث جویا شوم ولی نامه پس از چند ثانیه برگشت خورد. ظاهراً ای‌میل سفارت مدتی مدید به کار برده نشده بود و طبعاً از میان رفته بود!
در جست وجوی عبارت «بصره کورفوزی» در Google حدود سی و پنج هزار نتیجه به دست می‌آید حال آنکه جست وجوی «فارس کورفوزی» تنها به حدود پانصد نتیجه منتهی می‌شود، آن هم بیشتر در تارنماهای ایرانی به زبان ترکی همچون بخش ترکی ایرنا و صداوسیما. بسیاری از سایت‌های خبری و دولتی همچون انجمن تاریخ ترکیه (ttk)، تارنمای دفتر نخست‌وزیری، بخش ترکی صدای آمریکا، نشریه زمان، وزارت فرهنگ و گردشگری ترکیه، روزنامه حریت، بخش ترکی تارنمای نشنال جئوگرافیک، بخش ترکی شبکه سی‌ان‌ان، بی‌بی‌سی و... نیز به گستردگی از عبارت «بصره کورفوزی» استفاده می‌کنند.
پیروز مجتهدزاده متخصص علوم سیاسی، از دیدگاهی دیگر این مسئله را می‌بیند: «در زمان رقابت امپراتوری‌های عثمانی و صفوی، از نظر جغرافیای سیاسی، خلیج فارس همواره در داخل قلمرو ایران بوده است، پس از درگذشت کریمخان، عثمانیان موفق شدند به میان رود (بین‌النهرین) دست پیدا کنند و برای نخستین بار از راه بصره به خلیج فارس راه پیدا کردند ولی از آنجا که رقابت‌های سیاسی و استراتژیک میان عثمانی و ایران ادامه یافت این رقابت در این آبراه به شکلی کاملاً ژئوپولتیک درآمد و عثمانیان برای مدتی توانستند کویت، قطر و بحرین را به زیر نفوذ خود درآورند. براساس همین گسترش نفوذ، نام «خلیج بصره» را برای نشان دادن رقابت با ایرانیان اختراع کردند.
بدیهی است پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی این رقابت پایان گرفت و خود به خود بهانه‌هایی که سبب تغییر دادن نام‌های جغرافیایی بود هم از میان رفتند. در نتیجه مطرح ساختن آن نام‌های ساختگی از سوی ترکیه در حال حاضر ناشی از یک برخورد غیرعلمی ‌و غیراخلاقی است. افزون بر این، موجودیت ترکیه کنونی بر این اساس پایه‌ریزی شده که قرار است کشوری با یک هویت تازه و متفاوت با عثمانی در صحنه جهانی حضور داشته باشد ولی ظاهراً دولتمردان این کشور گهگاه این اصل را فراموش می‌کنند.»
در پایان باید به سه مورد تاسف بار در داخل ایران نیز اشاره کرد: ۱ ـ خبرگزاری میراث فرهنگی در تارنمای خود بخش ویژه و جالبی درباره خلیج پارس تشکیل داده بود. این بخش چندین ماه است که از تارنمای این خبرگزاری حذف شده است. ۲ ـ در شیراز به جای یک بلوار، دو بلوار در دو منطقه مختلف از شهر به نام خلیج فارس نامگذاری شده است! و روی تابلوی ورودی یکی از این بلوارها Persion Gulf به جای Persian Gulf خودنمایی می‌کند. ۳ ـ در گزارشی درباره نیروی دریایی پاکستان که خبرگزاری جمهوری اسلامی ‌ایران (ایرنا) در روز دوشنبه ۲۴ آوریل ۲۰۰۶ به زبان انگلیسی در تارنمای خود قرار داد، عبارت Arabian Gulf به کار برده شده بود. در همان روز تمام تلاش‌هایم برای تماس با خبرگزاری بی‌ثمر ماند و این خبر نیز چند روز بعد ناپدید شد.