تاریخ انتشار : ۰۶ مرداد ۱۳۸۷ - ۰۸:۰۲  ، 
شناسه خبر : ۳۸۴۸۳

صادق زیباکلام

قریب به 30 سال از انقلاب می‌گذرد و این مذاکره مهم‌ترین حادثه‌یی است که برای اولین‌بار در سطح سفیر و به صورت علنی انجام پذیرفت، بدون اینکه نفر سومی در این مذاکره دخیل بوده باشد یا به صورت مخفیانه مثل جریان مک‌فارلین که بعداً فاش شد و یا احیاناً به دور از تماس‌هایی از این دست. به هر حال این اولین تماس‌ رسمی و علنی میان ایران و آمریکا بوده که در عراق صورت گرفته است. نفس این مذاکره خود نقطه عطفی است و بدون تردید تاریخ‌نگاران از این روز یعنی دوشنبه 7 خرداد و مکالماتی که بین ایران و آمریکا صورت گرفته به عنوان نقطه عطف یاد می‌کنند.

اگر شرایط دیگری به لحاظ سیاسی در ایران می‌بود احتمال اینکه این مذاکره به این گونه انجام شود کم می‌شد یعنی اگر این مذاکره در زمان دولت هاشمی‌رفسنجانی و یا محمد خاتمی می‌بود بعید به نظر می‌رسید که چنین مذاکراتی صورت بگیرد و یقینا اصولگرایان نمی‌گذاشتند گفت‌وگویی صورت گیرد یعنی یا از همان ابتدا شروع به تخطئه در این کار می‌کردند یا به عبارتی اساساً این اتفاق صورت نمی‌گرفت یا اگر انجام می‌شد آنقدر فشار از سوی اصولگرایان زیاد می‌شد و مخالفت‌ها بالا می‌گرفت که این مذاکره به جایی نمی‌رسید.

اما اکنون با توجه به همراهی اصولگرایان با دولت و ارتباط تنگاتنگی که میان محافظه‌کاران با مراکز قدرت وجود دارد این مذاکره توانسته سرانجام تحقق پیدا کند. البته برخی شخصیت‌های اصولگرا طی چند هفته گذشته در مقابل این پرسش که چگونه این مذاکره تحقق یافته مذاکره را به گفت‌وگو و یا گفت‌وگو را به مذاکره تغییر داده‌اند و به نوعی خواسته‌اند بگویند که از اصول عدول نکرده‌اند. به هر حال این اتفاق رخ داد. اتفاقی که سال گذشته نتوانست تحقق یابد. به گمان من اشتباهی که برخی چهره‌های اصولگرا مرتکب شده‌اند این است که از مذاکره با آمریکا تابو ساخته‌اند تا کسی جرات بیان آن را نداشته باشد.

حتی اگر ما بپذیریم با آمریکا دشمن هستیم و بین ما و آمریکا تضاد وجود دارد (که البته من معتقدم بین ما و آمریکا این تضاد وجود ندارد) ما می‌توانیم و می‌بایستی با آمریکایی‌ها در خصوص منافع مشترک صحبت کنیم. حوزه‌های مختلفی وجود دارد که اتفاقاً نه تنها تضادی نیست بلکه یک جور اتفاق‌نظر هم وجود دارد. در بحران بوسنی هرزگوین یا افغانستان یا جریان افراطی سنی‌گرایان یا شیعه‌گرایان ما با آمریکا سیاست‌های هم‌سو داشته‌ایم مخصوصاً در جریانات افراطی مذهبی با آمریکا وحدت‌نظر داریم. اما در خصوص عراق اینکه مصالح و منافع ما با آمریکا مشترک است اظهرمن‌الشمس است. ما در عراق خواهان یک حکومت مقتدر و متمرکز و کارآمد هستیم. حکومتی که از ناحیه مردم عراق باشد. البته در عراق شیعیان دارای نفوذ خواهند بود چرا که 60 درصد مردم عراق را تشکیل می‌دهند و یک وحدت تاریخی بین ایران و شیعیان عراق وجود دارد.

در عین حال ما خواهان حکومتی با ثبات و نیرومند و متمرکز در عراق هستیم، آمریکا هم خواهان چنین حکومتی در عراق است حالا مهم نیست این حکومت شیعه یا سنی یا کرد و... باشد مهم این است که یک حاکمیت برآمده از اکثریت مردم در عراق باشند تا حکومت دموکراتیک پیاده شود. بنابراین هم ما و هم آمریکا خواهان یک‌پارچگی عراق هستیم برای اینکه ایران نمی‌خواهد عراق به بخش سنی‌نشینی، یا شیعه‌نشینی یا کردنشینی تقسیم شود.

از طرفی یک جمهوری مستقل در شمال عراق به هیچ‌وجه با استقبال و موافقت ایران روبه‌رو نخواهد شد برای اینکه آن نمی‌تواند بستری برای ناآرامی‌ها و تنش‌های ناسیونالیستی در ایران باشد. از این بابت ما این دغدغه را داریم. بنابراین هم ما و هم آمریکا با جریانات افراطی ناسیونالیستی سنی در عراق مخالف هستیم.

از لحاظ اقتصادی نیز وقتی ثبات در عراق برقرار شود به دلیل اینکه در این کشور منابع اقتصادی فراوانی وجود دارد و بالطبع سرمایه‌داران ایران و تجار و... می‌توانند از عراق به عنوان بازار بزرگی با جمعیت 20 میلیون برای صدور انواع و اقسام کالا بهره ببرند. بنابراین ایران و آمریکا منافع بلندمدت اقتصادی و قابل توجهی در عراق دارند و لذا نه ما و نه آمریکایی‌ها به هیچ‌وجه نمی‌خواهیم که عراق بی‌ثبات و دارای هرج و مرج باشد و یقیناً این منافع مشترک بر دشمنی‌های بین ایران و آمریکا غلبه خواهد کرد.

اگر ما با آمریکا در عراق بتوانیم به اشتراک و توافق برسیم این در حقیقت یک سرآغاز برای حل و فصل سایر اختلافات خواهد شد و توافق ما با آمریکا به این معناست که ما دشمن هم نیستیم و می‌توانیم با هم کنار بیاییم. اما این سوال پیش می‌آید که در صورت اتفاق‌نظر ما با آمریکا و اعتماد به یکدیگر بر سر مسائل عراق چرا این رویه را برای مسائل دیگر به کار نبریم. این توافقات می‌توانست در مورد مسائل افغانستان و حوزه‌های دیگر باشد.

من در این مذاکرات یقین به پیشرفت آن دارم تا بروز اختلاف و شکست مگر اینکه ما در نیت دو طرف شک کنیم. یعنی آنها خواهان ثبات در عراق نباشند اما چون هر دو طرف خواهان ثبات در عراق هستند من معتقدم مذاکرات پیشرفت خواهد کرد. نفس اینکه آنها به این توافق رسیده‌اند که مذاکرات ادامه داشته باشد کار تاریخی است به شرط اینکه مقامات عراقی هم حضور داشته باشند.

البته ما نباید فراموش کنیم که ظرف 30 سال گذشته به دلیل ادبیات سیاسی که منظماً در کشور وجود داشته ما به آمریکا به چشم دشمنی نگاه کرده‌ایم، آمریکا نیز ایران را دشمن خود و غرب قلمداد کرده است، نمی‌شود انتظار داشت و این را نادیده گرفت که یک شبه اختلافات ایران و آمریکا پایان یابد اما آینده به این سمت‌وسو خواهد بود و بحران‌هایی که میان ایران و آمریکا وجود دارد حل خواهد شد.

من معتقدم بخش عمده مشکلات در منطقه به دلیل نقش دشمنی میان ایران و آمریکا است که باید حل شود.

*پاسخ به سوال زهره‌‌ آقایانی خبرنگار اعتماد درباره گفت‌وگوهای ایران و آمریکا