تاریخ انتشار : ۰۶ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۶:۵۸  ، 
شناسه خبر : ۳۸۴۹۲

رضا انصاری

در خبرها آمده بود: «وزیر اطلاعات از مراودات برخی دانشجویان با خارج از کشور خبر داده و نسبت به برخورد با این افراد هشدار داد. وی افزود ما باید حریم دانشجویی را رعایت کنیم ولی با افرادی که با اسم دانشجو در حال حاضر با خارج از کشور مراوداتی دارند، برخورد می‌کنیم، زیرا این افراد دانشجو نیستند بلکه به دنبال تخریب نظام جمهوری اسلامی هستند.»

این اظهارنظر، عمدتا متوجه برخی انجمن‌های اسلامی دانشجویان و دفتر تحکیم وحدت (طیف علامه) می‌باشد که سال‌هاست در مظان اتهام ارتباط با بیگانگان به منظور تضعیف نظام جمهوری اسلامی (براندازی نرم) می‌باشند. نگارنده این یادداشت نه در جایگاه داوری نسبت به این موضوع قرار دارد، چرا که این وظیفه دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی است که با اطلاع‌رسانی و اقدامات بازدارنده و سازنده مانع از این اتفاق نامیمون شوند و نه به دنبال تحلیل این سخن است، بلکه هدف بیان چند نکته است که می‌بایست دانشجویان فعال در تشکل‌های سیاسی به ویژه انجمن‌های اسلامی دانشجویان بدان انذار داده شوند.

نکته اول: گرچه سابقه انجمن‌های اسلامی دانشجویان به سال‌های پیش از انقلاب اسلامی برمی‌گردد ولی ظهور و بروز آن به عنوان یک «نهاد» را باید در سال‌های اولیه پس از پیروزی انقلاب اسلامی جست‌وجو کرد که پس از طی فراز و نشیب‌ تند روزهای انقلاب به عنوان یک نهاد رسمی درون دانشگاه‌ اما مستقل به اصلی‌ترین مدافع آرمان‌های انقلاب تبدیل شد و پرچمدار دفاع از «خط امام» در دانشگاه و در بازه‌ای وسیع‌تر در سطح جامعه شد و حتی بیراهه نرفته‌ایم اگر بگوییم برای خود رسالتی جهانی قائل بودند و به قول یکی از بزرگان اصلاح‌طلب پیشرو به دنبال برافراشته کردن پرچم اسلامی در کاخ سفید بودند. بنابراین آنانی که امروز بر جایگاه این نهاد تکیه زده‌اند باید بدانند که اعتبار و منزلت اجتماعی این نهاد در طول این سال‌ها از امام(ره) و انقلاب گرفته شده است و هیچ عقل سلیمی این گزاره را انکار نمی‌کند، چرا که سرنوشت بسیاری از گروه‌های مخالف امام و انقلاب در همان روزهای اول توسط مردم مشخص شد.

نکته دوم: اگر به نمودار حرکتی این نهاد پس از پیروزی انقلاب اسلامی نگاه کنیم متوجه چند روند در این نمودار می‌شویم. در سال‌های اول حیات امام(ره) این نهاد همواره مدافع امام(ره)، انقلاب و دولت وقت (میرحسین موسوی) بوده و به تمام مخالفان و متعارضان به امام و ولایت فقیه می‌تاخته و حتی تحمل سخنرانی افرادی همچون ناطق‌نوری در دانشگاه تهران را هم نداشته است. پس از رحلت امام، گرچه ابتدا خلاء اساسی برای خود احساس می‌کردند ولی حرکت خود را در چارچوب دیدگاه‌های امام(ره) تنظیم کرده و به صورت یکی از کلیدی‌ترین منتقدین دولت وقت (هاشمی‌رفسنجانی) درآمده و البته همواره بر اصل تعامل و گفت‌وگو با رهبری نظام تأکید می‌ورزیدند و دیدارهای عمومی و خصوصی این تشکیلات با رهبری، گواه این مدعاست.

اما پس از دوم خرداد 76 و روی کار آمدن دولت خاتمی، روند حرکت این نهاد در پاره‌ای موارد دچار اختلالاتی می‌گردد. نکته حائز اهمیت این است که انجمن‌های اسلامی دانشجویان در قالب دفتر تحکیم وحدت یکی از جدی‌ترین حامیان آقای خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری بودند و به همین واسطه ارتباط اعضای این نهاد با دولتمردان خاتمی (به ویژه در حوزه سیاست) بسیار وثیق بود و مواردی را می‌توان نشان داد که دولتمردان خاتمی تاثیر زیادی بر حرکت این نهاد داشته‌اند که البته در موارد متعددی این تاثیرگذاری اثرات مبارکی به بار آورد. در این دوران اتفاق مهمی افتاد و آن «تخریب هویت» این نهاد مولود انقلاب بود و این عامل موجبات فروپاشی تشکیلاتی آن را فراهم آورد. بنابراین نکته اصلی در این است که علت بیماری مزمن تشکیلاتی این مجموعه، دوری جستن از اصل خویشتن بود که عمدتا منشاء بیرونی داشت. بنابراین چنانچه نسل امروز انجمن‌های اسلامی دانشجویان بخواهند همچنان اعتبار و منزلت اجتماعی خویش را بازیابند و یا در موارد نادری حفظ نمایند، می‌بایست به قول مرحوم اقبال لاهوری «بازگشت به خویشتن» نمایند و در شرایط فعلی چنانچه انجمن‌های اسلامی دانشجویان بخواهند فعالیت تشکیلاتی سالم و متمایز با سایر تشکل‌ها داشته باشند می‌بایست بتوانند تمام برنامه‌های خود را در چارچوب نظام جمهوری اسلامی و آرمان‌های انقلاب اسلامی تنظیم نمایند و این صرفا یک شعار نباشد بلکه در عمل هم چنین باشد به گونه‌ای که اگر حرکت‌های آن را در قالب یک نمودار ترسیم کنیم خروج از چارچوب‌ها در آن مشاهده نشود و در این صورت است که «اعتماد‌آفرین» می‌شوند و این شاه‌کلید فعالیت‌های سیاسی در دانشگاه‌ها است.

نکته سوم: چرا باید هشدار وزیر اطلاعات را جدی بگیریم؟ با ذکر خاطره‌ای از دوران حضور خود در این نهاد، به پاسخ این سوال می‌پردازم.

در سال‌های پایانی دهه 70 یکی از اعضای انجمن‌ اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران را به دلیل تخلفات تشکیلاتی مکرر اخراج کردیم. این‌گونه موارد منحصر به فرد نبود چرا که در فعالیت‌های تشکیلاتی لازم بود یا متخلف برخورد شود و اما در این مورد خاص، سال‌ها بعد یکی از اعضای فعلی شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت به بنده گفت آقای... اخراجش را از شما می‌بیند و به طرز وحشتناکی کینه در دل دارد. پرسیدم چرا؟ پاسخ داد آقای... تصمیم داشته با حضور در شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه و حضور فعالانه در دفتر تحکیم وحدت به انتقادات تند علیه نظام و رهبری بپردازد و از این‌گونه اقدامات برای خود دالانی به خارج از کشور بگشاید و از مواهب آن بهره‌مند گردد؛ شما تمام برنامه‌ریزی‌هایش را به هم زده‌اید. اگر در این مساله تأمل کنیم متوجه می‌شویم که عده‌ای در این تشکیلات طی سال‌های گذشته و شاید حال حاضر آگاهانه و حتی برنامه‌ریزی شده به دنبال چه اهدافی می‌باشند. حال فرض کنید در آن سال‌ها تسامحی صورت می‌گرفت و این فرد در رأس تشکیلاتی دانشجویی قرار می‌گرفت، چه اتفاقی می‌افتاد؟ بدیهی‌ترین اتفاقی که می‌افتاد این بود که فرد مزبور امروز در آمریکا بهره‌مند از تمام امکانات مادی و رسانه‌ای بود و دانشجویانی ناآگاهانه و خوش‌خیالانه در پی او روزگاری سخت می‌گذراندند و این داستانی است که امروز نمودهای واقعی آن را همه دانشجویان می‌توانند ببینند که شایسته است وزارت اطلاعات و سایر دستگاه‌های مرتبط این تفکیک را انجام دهند. پس باید امروز هشدار وزیر اطلاعات را جدی بگیریم.