تاریخ انتشار : ۰۵ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۲:۱۴  ، 
شناسه خبر : ۳۸۵۲۷
مذاکرات مرکل با بوش چه نتیجه‌یی داشت

علی رحمانی/ کارشناس امور آلمان و مسائل اروپا

بیسمارک موسس امپراتوری آلمان گفته است که سرنوشت آن کشور در سیاست خارجی تعیین می‌شود. آنگلا مرکل صدراعظم آلمان به پیروی از عقیده پیشکسوت خود، بیش از توجه به مسائل داخلی به امور مربوط به سیاست خارجی آلمان پرداخته است. بحران عراق، اعزام نیروهای نظامی به افغانستان، استقلال کوزوو، روند صلح خاورمیانه، مشارکت در پاسداری صلح در لبنان، موضوع زندانیان خلیج گوانتانامو، روسیه و سپر دفاعی ناتو، محیط‌زیست و گرم شدن کره زمین و سرانجام پرونده هسته‌یی ایران از جمله مهم‌ترین دغدغه‌های سیاست خارجی آلمان‌ است.

گرچه شخص صدراعظم مسئول و اختیاردار همه امور کشور است ولی به خاطر حکومت ائتلافی که دارد مجبور است نظر حزب سوسیال دموکرات را رعایت کند. با حضور «فرانک والتر اشتاین مایر» در راس دستگاه دیپلماسی آلمان که مقام بالای اطلاعاتی و امنیتی را در کابینه گردهارد شرودر صدراعظم سابق داشت، دست خانم مرکل کاملاً باز نیست. وی یک روز پس از ادای سوگند در پارلمان آلمان (بوندستاگ) در 22 نوامبر 2005 به فرانسه رفت تا همچنان بر محور برلین ـ پاریس برای پیشبرد کارهای اتحادیه اروپا تاکید ورزد. پس از آن مرکل راهی لندن شد تا همکاری تونی بلر نخست‌وزیر انگلستان را در حل و فصل چالش‌های موجود جلب کند. صدراعظم آلمان گرچه در فرانسه آشتی دو کشور را بعد از جنگ جهانی دوم یک معجزه تاریخی نامیده بود، ولی به همتای انگلیسی خود تفهیم کرد که وابستگی بین آلمانی‌ها و انگلیسی‌ها بدون شک عمیق‌تر و مستحکم‌تر از نزدیکی بین آلمانی‌ها و فرانسویان است. با توجه به اینکه انگلوساکسون‌ها نیز ژرمن هستند و زبان انگلیسی ریشه آلمانی دارد، همبستگی آلمان با انگلستان از واقعیت بزرگی برخوردار است. کافی است توجه کنیم که جرج اول جانشین ملکه ویکتوریا حاصل ازدواج وی با آلبرت شاهزاده ساکسونی در هانور بود. خانواده سلطنتی انگلستان و ملکه الیزابت دوم از همان نسل هستند. خانم مرکل در شرایطی از بروکسل مقر اتحادیه اروپا دیدار کرد که انگلستان ریاست دوره‌یی اتحادیه را برعهده داشت. وی در ملاقات با «خوزه مانوئل باروسو» رئیس کمیسیون اروپا خواهان روابط دوستانه اروپا با آمریکا شد؛ مناسباتی که به خاطر حمله نظامی نیروهای ائتلاف به عراق تیره شده بود. صدراعظم آلمان «فرانک والتر اشتاین مایر» وزیر امور خارجه را به واشنگتن فرستاد تا همکاری دو سوی اقیانوس اطلس را برقرار سازد. بعد از اینکه آلمان عراق را از دست داد، جمهوری اسلامی ایران برای آن دولت اهمیت بیشتری یافت. نسبت به این موضوع وزیر امور خارجه آلمان تفاهم‌آمیزتر از صدراعظم برخورد می‌کرد. آنگلا مرکل در سفر به لهستان به‌عنوان عضو جدید پیمان ناتو حمایت آلمان را از آن کشور تایید و سعی در زدودن کدورت‌های گذشته کرد.

صدراعظم آلمان برای ملاقات با ولادیمیر پوتین رئیس‌جمهور روسیه به مسکو رفت و بر ادامه و گسترش همکاری‌های دو کشور تاکید ورزید. مرکل در 6 دسامبر 2005 با «کاندولیزا رایس» وزیر امور خارجه آمریکا که به برلین آمده بود، گفت‌وگو کرد. رایس اظهار داشت که واشنگتن اشتباهات احتمالی خود را جبران می‌کند و از آلمان می‌خواهد دوست و شریک صمیمی آمریکا باشد. این ملاقات در حالی صورت گرفت که اخبار حاکی از وجود شکنجه‌گاه‌های آمریکا در خاک اروپا، سفر «رایس» را تحت تاثیر قرار داده بود. دولت آلمان فهرست بیش از 400 پرواز هواپیماهای آمریکایی به آلمان و فرود در آن کشور را که مشکوک به نظر می‌رسید، تهیه کرد و در مورد علت رفت و آمد این هواپیماها از دولت آمریکا توضیح خواست. گزارش وجود شکنجه‌گاه‌های سازمان اطلاعات آمریکا (سیا) در اروپا و احتمال استفاده غیرمجاز از فرودگاه‌های آلمان برای انتقال مظنونان به تروریسم به این بازداشتگاه‌ها حکومت برلین را در موقعیت دشواری قرار داد.

آلمان پنجره اروپایی ایران

 یکی از جنبه‌های مشترک در روابط خارجی جمهوری اسلامی ایران و روسیه، مناسبات آنها با اتحادیه اروپا از طریق گسترش همکاری‌های اقتصادی با آلمان است. طی سال‌های متمادی آلمان طرف اول تجاری هر دو کشور در اروپا و حتی در جهان بوده است. ایران در 1936 اولین کشور جهان سوم بود که توانست با حمایت آلمان موافقتنامه بازرگانی با جامعه اقتصادی اروپا (بازار مشترک) امضا کند. فدراسیون روسیه نیز در 1996 با پشتیبانی جمهوری فدرال آلمان موفق شد معاهده همکاری استراتژیک با اتحادیه اروپا منعقد کند. آلمان به خاطر وابستگی شدید به نفت ایران با انقلاب اسلامی موافق نبود و در 1978 «والتر شیل» رئیس‌جمهور و «اوتوگراف لامبنردورف» وزیر اقتصاد آن کشور طی سفر به تهران از رژیم شاه حمایت کردند. در آن سال روابط دو دولت در اوج شکوفایی خود بود. ایران تامین کننده 20 درصد نفت مورد نیاز آلمان بود و به موجب قرارداد احداث خط دوم لوله گاز طبیعی که از خاک شوروی می‌گذشت، آلمان در نظر داشت بخش مهمی از گاز مصرفی خود را از ایران تامین کند. براساس موافقتنامه‌های اقتصادی، نظامی و فرهنگی همکاری‌های گسترده‌یی میان دو کشور برقرار بود. از جمله توافقنامه سرمایه‌گذاری و کمک‌های فنی، قرارداد احداث نیروگاه اتمی بوشهر، موافقتنامه فروش شش فروند زیردریایی، توافقنامه ایجاد دانشگاه گیلان در رشت و آموزش زیان آلمانی توسط انستیتوگوته. ایران در واردات آلمان دهمین رتبه را داشت (در حال حاضر رتبه 45 را دارد) و بالغ بر 5/1 میلیارد مارک در آلمان سرمایه‌گذاری کرده بود. (از جمله 25 درصد سهام کروپ) در بسیاری از دانشگاه‌های آلمان کرسی زبان و ادبیات فارسی و ایران‌شناسی وجود داشت و مبادلات استاد و دانشجو بین دو کشور در جریان بود.

با پیروزی انقلاب اسلامی ایران در 1979 تقریباً همه همکاری‌ها و اجرای قراردادها دچار وقفه و به تدریج بسیاری از توافقنامه‌ها لغو شد.

دولت موقت جمهوری اسلامی ایران از فروش نفت به اسرائیل و رژیم نژادپرست آفریقای جنوبی خودداری ورزید، هر دو کشوری که سخت طرف توجه آلمان بودند.

به مدت چهار سال هیچ هیات اقتصادی بین ایران و آلمان مبادله نشد و سفر مقامات رسمی و مذاکره‌یی صورت نگرفت، تا اینکه پس از روی کار آمدن حکومت ائتلافی دموکرات مسیحی/ دموکرات آزاد به صدراعظمی هلموت کهل هیاتی به ریاست معاون وزارت اقتصاد آلمان در 1983 به تهران آمد و یادداشت تفاهمی برای ادامه همکاری‌ها به امضا رسید. در 1984 «هانس دیتریش‌گنشر» وزیر امور خارجه آلمان که مدعی بود هیچ‌گاه حاضر نشده به خاطر نقض حقوق‌بشر توسط رژیم دیکتاتوری شاه به ایران بیاید، به‌عنوان نخستین وزیر امور خارجه یک دولت روپایی و غربی به طور رسمی به ایران سفر کرد. از آن پس مناسبات دو طرف گسترش یافت و سطح مبادلات بازرگانی آنها به 11 میلیارد مارک رسید که در حد سال 1978بود. آلمان در حل و فصل مساله گروگانگیری سفارت آمریکا در تهران و تصویب قطعنامه 598 شورای امنیت برای پایان بخشیدن به جنگ تحمیلی ایفای نقش کرد و انتظار داشت سهم قابل توجهی از پروژه‌های صنعتی ایران به آن کشور داده شود. اما قضیه سلمان‌رشدی و افشای کمک برخی از شرکت‌های آلمانی به رژیم صدام برای ساخت تسلیحات شیمیایی و کاربرد آن علیه ایران، موجب سردی روابط دو دولت شد. با استقبال جمهوری اسلامی ایران از وحدت دو آلمان و سومین سفر گنشر به تهران در 1991 (دومین بازدید گنشر در 1988 بود) و اجازه استفاده آلمان از خاک ایران برای کمک به آوارگان و پناهندگان کرد عراقی، مناسبات دو طرف به حد نسبتاً مطلوبی رسید. ولی ماجرای میکونوس و صدور حکم دادگاه برلین علیه برخی مقامات جمهوری اسلامی ایران باز موجب تیرگی روابط دو دولت شد. از 1997 با آغاز حکومت اصلاحگران به ریاست‌ جمهوری محمد خاتمی مناسبات تهران ـ برلین عادی شد اما زیر سوال بردن هولوکاست توسط رئیس‌جمهور جدید ایران، خانم مرکل را به شدت ناراحت کرد و دولت آلمان ضمن اعتراض به این اظهارات بار دیگر حمایت کامل خود را از موجودیت اسرائیل که تهران آن را به رسمیت نمی‌شناسد، ابراز داشت. آلمان در پرونده هسته‌یی ایران همراه با فرانسه و انگلستان به‌عنوان سه دولت اروپایی چند بار مذاکراتی با مقامات مسئول ایران به انجام رسانده است و در گفت‌وگوهای 1+ 5 (پنج کشور دارنده حق وتو در شورای امنیت به علاوه آلمان) و بررسی گزارش دبیرکل آژانس بین‌الملل انرژی اتمی و صدور بیانیه مبنی بر لزوم متوقف ساختن روند غنی‌سازی اورانیوم توسط ایران مشارکت داشته است.

مذاکرات مرکل با بوش و ایران

صدراعظم آلمان همراه با همسر یهودی خود «یوآخم سائر» پایان هفته گذشته (10 و 11 نوامبر 2007) را در مزرعه شخصی رئیس‌جمهوری آمریکا گذراند. این ملاقات غیررسمی بود وگرنه باید در کاخ سفید واشنگتن صورت می‌گرفت. دعوت خانم مرکل به مزرعه «کرافورد» معنای خاصی داشت زیرا خانواده بوش از مهاجران آلمانی بودند که در سال 1683 از شهر «کرفلد» واقع در کنار رود راین شمالی در آلمان به آمریکا رفتند. «کرافورد» انگلیسی/ آمریکایی همان «کرفلد» است که به یاد موطن اصلی خانواده بوش بر مزرعه شخصی گذاشته شده است. جرج بوش پدر در سال 1983 به مناسبت سیصدمین سالگرد این مهاجرت طی مراسمی از «کرفلد» آلمان بازدید کرد. (جرج همان نام گئورگ آلمانی است.) به هر حال ملاقات مرکل با بوش پسر یک تجدید خاطره هم بود. یک روز قبل از آن نیکلا سارکوزی رئیس‌جمهوری فرانسه با جرج‌بوش دیدار کرده بود. قبل از آن هم «دلادیمیر پوتین» رئیس‌جمهور روسیه در «ویسبادن» آلمان با خانم مرکل ملاقات و از جمله درباره مساله کوزوو و پرونده هسته‌یی ایران مذاکره کرده بود. پس از این دیدار بود که پوتین به تهران آمد. یک هفته بعد «لاوروف» وزیر امور خارجه روسیه بار دیگر عازم تهران شد. در ژوئیه 2007 نیز صدراعظم آلمان به چین رفت و از جمله راجع ‌به پرونده هسته‌یی ایران با مقامات آن دولت مذاکره کرد. مجموعه این ملاقات‌ها نشان می‌دهد که یک اجماع بین‌المللی در برابر جمهوری اسلامی ایران در حال شکل‌گیری است. بوش و مرکل برای حل دیپلماتیک مساله هسته‌یی ایران تفاهم کردند. در واقع آمریکایی‌ها به درخواست آلمان که گرداننده قاره اروپا به شمار می‌رود گزینه نظامی را کنار گذاشتند و به گرم شدن روابط سیاسی با اتحادیه اروپا که بعد از حمله به عراق در 2003 لطمه دیده بود، روی آوردند. فشارهای بخش‌های صنعتی و اقتصادی آلمان به صدراعظم این کشور بی‌تاثیر نبود تا ایران را به‌عنوان منطقه منافع ملی آلمان در خاورمیانه مصون از جنگ نگه دارد. آنگلا مرکل پذیرفت که روابط اقتصادی با ایران را کاهش دهد و منتظر گزارش هفته آینده البرادعی دبیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بماند. به نظر صدراعظم آلمان ابزارهای دیپلماتیک و اقتصادی بسیاری وجود دارند تا جمهوری اسلامی ایران را مجبور به تغییر سیاست خود کنند. رهبران آلمان و آمریکا دسترسی ایران به سلاح اتمی را خطری بزرگ برای صلح خاورمیانه و جهان و تهدیدی برای امنیت اسرائیل به شمار آوردند. صدراعظم آلمان که طی سه ماه گذشته لحن ملایمی نسبت به پرونده هسته‌یی ایران اتخاذ کرده بود، اظهار داشت که در صورت اعلام نارضایتی آژانس از مساله هسته‌یی ایران موضوع در شورای امنیت ملل متحد بررسی و تصمیم لازم علیه جمهوری اسلامی ایران گرفته خواهد شد. در همان زمان «گوردون براون» نخست‌وزیر انگلیس با توجه به روابط دوستانه با آلمان و فرانسه، اتحادیه اروپا را متحد آمریکا دانست و همسویی سیاست‌های این دو قطب قدرت جهانی را در مقابله با جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد.

آنگلا مرکل در 28 آگوست 2007 با رهبران چین در پکن مذاکره کرده بود. پس از بازگشت از آمریکا در 12 نوامبر نیز بانیکلا سارکوزی رئیس‌جمهور فرانسه گفت‌وگو کرد. به این ترتیب هماهنگی‌های لازم بین تمام قدرت‌های بزرگ جهانی صورت گرفته است. با منتفی شدن حمله نظامی آمریکا که توسط یوشکا فیشر وزیر امور خارجه سابق آلمان که در 23 اکتبر 2007 در موسسه اتریشی علوم انسانی وین ابراز شده بود هرگونه حمله آمریکا به ایران پیروزی به دنبال نخواهد داشت و یک کابوس خواهد بود، اکنون آلمان را باید جدی بگیریم. متوجه باشیم که با توجه به روابط اقتصادی که با آن کشور داریم و نفوذ بین‌المللی و قدرت آن دولت در اروپا، خطر آلمان در صورت دشمنی با جمهوری اسلامی ایران از حمله نظامی آمریکا است که امکان‌پذیر نیست. از 1979 تاکنون جمهوری اسلامی ایران ضربات سختی را از سوی المان متحمل شده است که برجسته‌ترین آن در جنگ تحمیلی و حوادث بعدی بود که بر ما تحمیل کرد. همیشه از دوستانی که به آنها اعتماد داریم بیشتر ضربه می‌خوریم تا از دشمنان.