مسعود لواسانی
هیچ یک از شایعات صحیح نیست و این کتاب به هیچوجه توقیف نشده است. "هاشمی رفسنجانی این جمله را با اطمینان به خبرنگاران میگوید چه اینکه کتاب" به سوی سرنوشت؛ کارنامه و خاطرات سال 1363 اکبر هاشمیرفسنجانی" تا کنون سه بار چاپ شده هر بار در سه هزار نسخه و به بهای 7 هزار تومان و به قول مولف قرار است تا چند روز دیگر یکبار هم تجدید چاپ شده و به بازار بیاید. هاشمی رفسنجانی پرخوانندهترین نویسنده کشور در سال 1386است چه اینکه بیشک هیچ خوانندهای مانند او امسال این بخت را نداشته است که در مدت کمتر از ده ماه کتابش چهار بار در شمارگان بالا منتشر شود. از این نظر البته هاشمی رفسنجانی بخت دیگری نیز با خود دارد چرا که او از معدود نویسندگانی است که نوشتههایش از هیچ مرجعی ـ خواه ارشاد باشد یا هر جای دیگر ـ مجوز پیش از انتشار و توزیع دریافت نمیکند. هاشمی رفسنجانی نه تنها ـ به گفته پرویز کرمی ـ مدیرکل دفتر وزارتی وزارت ارشاد ـ از اداره کتاب برای چاپ کتابهایش مجوز نمیگیرد بلکه به صراحت و در پاسخ به فشارهای وارده برای بررسی کتابش در موسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام برای بررسی صحت مستندات آنچه که در خاطراتش آمده است میگوید: "تجدید چاپ "به سوی سرنوشت "منوط به اجازه این موسسه نیست."
به سوی "شایعه"
انتشار این کتاب در زمستان سال 1385 آنچنان که امروز، سر و صدای چندانی به پا نکرد تا زمانی که حسین شریعتمداری بعد از مطالعه این کتاب یادداشتی را در نقد آن نوشت و همه جنجالها از آن زمان آغاز شد. پس از آن بود که مسئولین ارشاد از سوی جریان منتقد هاشمی رفسنجانی برای اجازه انتشار دادن به این کتاب مورد سوال قرار گرفتند. در ادامه این جریان کسانی که نسبت به مطالب کتاب هاشمی ناراحت بودند از طریق دیگر دست به کار شدند تا کتاب و مولف آن را تخطئه کنند به این ترتیب از طریق برخی از سایتهای منتسب به خود همزمان با پایان یافتن چاپ دوم "به سوی سرنوشت" در بازار کتاب به این شایعه دامن زدند که کتاب هاشمی از سوی وزارت ارشاد توقیف شده است. برخی نیز در نوشتههایشان کوشیدند موسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام را برای بررسی مجدد این کتاب تحت فشار قرار دهند. یکی از کارشناسان موسسه نشر آثار امام اعلام کرد که محتوای این کتاب باید به تایید میرحسین موسوی، آیتالله اردبیلی و آیتالله خامنهای برسد و آن وقت است که میتواند مجوز انتشار بگیرد. این گفتگو مورد اعتراض دفتر نشر معارف انقلاب ـ موسسهای که از سوی فرزندان هاشمی برای سر و سامان دادن به خاطرات و کتابهای وی تاسیس شده است ـ قرار گرفت و یکی از مسئولین این دفتر درباره اظهارنظر کارشناسان موسسه نشر آثار امام در مورد کتاب به سوی سرنوشت گفت: این مساله که هر کسی باید برای انتشار خاطرات و بیان دیدگاههایش در مورد افراد از جایی مجوز کسب کند اصلا درست نیست. شما تصور کنید در جلسهای با حضور خواهر و برادرانتان مطالبی مطرح میشود و آن وقت بخواهند از کسی که در این جلسه حضور نداشته بپرسند که در آنجا چه اتفاقی افتاده است. همزمان با انتشار این شایعه تقاضا برای خرید این کتاب افزایش یافت و به ناگاه کتابی که در پنج ماه گذشته فروشی طبیعی داشت و مورد توجه قرار گرفت نایاب شد و با خیل افرادی مواجه شد که تقاضای خرید نسخهای از این کتاب را داشتند و به کتابفروشیها مراجعه میکردند. در ابتدا حتی نایاب فروشان هم نسخهای از آن را در اختیار نداشتند. اما در میانه مرداد ماه برخی از افراد با استفاده از فرصت پیش آمده نسخههای افست شده کتاب را وارد بازار کردند و به بهای 25 تا 30 هزار تومان به فروش رساندند. این افراد از این طریق پول زیادی به جیب زدند چون سرنوشت چاپ دیگر به سوی سرنوشت مشخص نبود فروش نسخه کپی شده غیرمجاز آن به مدت دو سه هفته ادامه داشت تا اینکه ناشر کتاب از موضوع باخبر شد و در اطلاعیهای به مردم اعلام کرد که منتظر چاپ مجدد کتاب باشند.
"به سوی سرنوشت" تاریخ یا خاطره؟
این کتاب از جمله به خاطر برخی از نقلقولهای شفاهی که از ملاقاتهای دو نفره نگارنده ـ رفسنجانی ـ و حضرت امام ذکر کرده است برای بسیاری مسالهساز شده است. از جمله نقل قولی شفاهی از امام در مورد ابراز تمایل به کنارهگیری از رهبری یا طرح این موضوع که امام نسبت به حذف شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر شوروی موافق بوده است. همین دو سه یادداشت با مسائلی که تاکنون در تریبونهای رسمی تبلیغ میشود متفاوت بود، موجی را به راه انداخت که عمدتا از سوی منتقدان جدی هاشمی در چند سال اخیر هدایت میشد. آنها نخست خواستار بررسی کتاب از سوی موسسهای شدند که برای صحت استناد مطالب مطرح شده در مورد امام خمینی باید به افرادی در سطح و اندازههای خود هاشمی مراجعه کند و این عمل در ذات خود، امری پارادوکسیکال است. مثلا هاشمی در خاطرات تاریخ دوشنبه 19 شهریور 1363 مینویسد: "تمام امروز را در منزل بودم. کار مهمی نداشتم ... پیش از ظهر، احمد آقا آمد... گفت آقا (امام) از خطبههای نماز جمعه گذشته من راضیاند؛ گر چه گروهی از طرفداران سرمایهداری میخواستند به دنبال اظهارات امام علیه دولت جوسازی کنند، ناراضیاند... . "هاشمی در خاطرات خود در مورد برخی دیگر از رجال سیاسی آن زمان هم چیزهایی را بیان میکند که چون تاکنون شنیده نشده است جالب توجه به نظر میآید. به عنوان مثال هاشمی در یادداشت روز چهارشنبه 21 شهریور نوشته است: "صبح زود بعد از نماز، مقداری در منزل کار کردم و ساعت هفت و نیم صبح، به مجلس رفتم؛ مدیران صدا و سیما آمدند، مفصلاً درباره حدود بخش خصوصی ـ که مساله روز است ـ توضیحاتی دادم که اظهارات خطبههای جمعهام را توضیح میداد. تماسهای تلفنی و نامهها و مراجعات این هفته نشان میدهد که در مورد اظهارات من در تفسیر اظهارات امام در مورد شرکت بخش خصوصی جوسازی وسیعی میکنند؛ با اینکه خود امام ابراز رضایت فرمودند... آقای (اسدالله) بادامچیان آمد. درباره اظهارات (خطبههای نماز) جمعه من انتقاد داشت و برای حل مشکل حزب جمهوری اسلامی و حل اختلافات پیشنهادهایی مطرح کرد؛ پیشنهاد کنار گذاشتن جناح خودشان و جناح مقابل و ابقای جریان وسط را میداد؛ پیشنهاد کنار کشیدن من و آقای خامنهای از حزب جمهوری اسلامی، و به حال خود گذاشتن سه جریان موجود را. شب، سران قوا در منزل ما مهمان بودند... آیتالله خامنهای اظهار تمایل کردند که نماز جمعه این هفته را اقامه کند؛ قبلاً به آقای امامی (کاشانی) محول کرده بودم، به آقای امامی اطلاع دادم و قرار شد ایشان بروند." به نظر میرسد که با توجه به نقل قولهایی از این دست در کتاب مذکور که در خصوص بسیاری از موضوعات حساس در تاریخ انقلاب آمده است تا مدتها همچنان اظهارنظر و تایید و تکذیبهای بسیاری را در مورد کتاب "به سوی سرنوشت" شاهد خواهیم بود. چه اینکه برای برخی دیگر از مجلدات قبلی این کتاب نیز واکنشهایی بروز کرد. به هر حال ارزش آنچه که در به سوی سرنوشت و دیگر خاطراتی که سالهای اخیر از سوی شخصیتهای انقلاب منتشر میشود نه از جهت ارزش تاریخی آنها است بلکه کمکی است که به تاریخنویسان برای ثبت شخصیتهای تاریخی در آثارشان میکند. چه این نقلقولها را درست بدانیم و چه در آنها تردید کنیم باید به یک نکته توجه داشته باشیم که تاریخ یک چیز است و خاطره تاریخی چیز دیگر. متاسفانه یکی از معضلات تاریخنویسی ایران معاصر این بوده و هست که همیشه مرز تاریخ و خاطره فراموش شده است. هر کجا که این مرز کمرنگ شود سوءتفاهماتی مانند آنچه که برای این کتاب به وجود آمد بیشتر میشود و هر جا که ارزش هر چیز را در جای خود بدانیم تنها به تاریخ خدمت کردهایم. امروز بسیاری از منابع تاریخ معاصر ایران از جمله تاریخ مشروطه چیزی به جز خاطرهنویسی نیست. از تاریخ مشروطه احمد کسوری گرفته تا تالیفات ملکالشعرای بهار همه در این ژانر میگنجند.
با گذشت یک ماه و آرام گرفتن جوی که در اطراف این کتاب به وجود آمده بود دفتر نشر معارف تاریخ چاپ سوم کتاب را در بازار در حالی توزیع کرد که وزارت ارشاد از توزیع آن اطلاع نداشت و کرمی بار دیگر در گفتگو با یکی از خبرگزاریها از توزیع آن اظهار بیاطلاعی کرد. حالا که سه هزار نسخه این چاپ نیز به پایان رسیده است هاشمی خود به میدان تبلیغ برای کتابش آمده است. اما باید گفت هاشمی رفسنجانی بخت این را دارد که در زمانی که بسیاری از نویسندگان کشور به دلایل مختلف اجازه انتشار کتابهایشان را نمییابند هر چند مرتبه که میخواهد و با هر شمارگانی دست به انتشار کتابش بزند.