پاکستانیها از تمام نقاط کشور، گروه گروه برای شناسایی عزیزانشان، که در حمله انتحاری و خانمانسوز کراچی، جان خود را از دست داده بودند، به سردخانه شهر کراچی سرازیر میشوند. این اجتماع به خاطر حضور خانم بوتو نخستوزیر پیشین این کشور، تشکیل شده بود.
موج انفجار حدود 14 کشته و صدها زخمی برجای گذاشت. اندوه افراد مصیبتزدهای که برای شناسایی بدنهای تکهتکه شده ناشی از شدت انفجار، آمده بودند به خشم و نفرت تبدیل شد. اما مسئلهای که پس از مدت کوتاهی ذهن مردم را به خود مشغول کرد، این بود که چه کسی و چرا این حمله تروریستی را انجام داد و البته این سؤال هنوز بدون پاسخ مانده است، ژنرال پرویز مشرف، رئیسجمهور پاکستان، ضمن همدردی با خانم بینظیر بوتو، اعلام کرد که، هیچکس نباید از وضعیت موجود سوءاستفاده کرده و تقصیر را به گردن دیگری بیندازد.
«آصف فاروق» رئیس پلیس پاکستان اظهار داشت که بازرسان پلیس مخفی، در میان اعضای مختلف بدن قربانیان، جلیقه انتحاری بدست آوردهاند. او که این حادثه را «حمله انتحاری ویژه» نامید، ادامه داد: بمبگذاران از مواد منفجره خمیری پیچیدهای استفاده کردهاند. خانم بینظیر بوتو در یک مصاحبه مطبوعاتی اظهار داشت: «این حمله بیش از اینکه شخصی و سیاسی باشد، حمله به اتحاد و انسجام ملت بود. حمله به پاکستان بود. حمله به حقوق و سیاست کشور و دموکراسی بود.
رهبران جهان بلافاصله این حمله را محکوم و شماری از آنها اعلام کردند که عامل این انفجار، که در چند قدمی وسیله نقلیه مسلح و ضدگلوله حامل بوتو رخ داد، القاعده است.
وی در آن هنگام عازم آرامگاه پدرش «ذوالفقار علی بوتو» نخستوزیر پیشین پاکستان بود. تنها عده کمی بر این باورند. بوتو در کنفرانس مطبوعاتی دیگری، آشوبطلبان را مورد سرزنش قرار داد و خاطرنشان کرد که دولت بدلیل کوتاهی در ایجاد امنیت مقصر است. چند ساعت قبل از انفجارها، مسافت زیادی از مسیر حرکت اسکورت بوتو، در تاریکی فرو رفته بود که تاکنون کسی علت این خاموشی را توضیح نداده است. بوتو اظهار داشت: «خاموشی چراغهای خیابان مانع اجرای تدابیر ایمنی شد و نیروهای امنیتی نتوانستند بمبگذاران را شناسایی کنند. او همچنین اظهار داشت: به محض ورود به کشور به من اطلاع دادند که قرار است مرا ترور کنند و میدانستم مورد حمله قرار میگیرم، اما این خطر را به خاطر مردم و وطنم به جان خریدم. بوتو در نامهای که قبل از ورودش به پاکستان به مشرف نوشته بود، ضمن توصیههای لازم، از او خواسته بود، حفاظت وی را همچون گذشته تأمین کند. همانطور که رهبران پیشین کشور هم دارای چنین حقی بودند.
نواز شریف، نخستوزیر سابق، که در حال حاضر در عربستان سعودی تبعید است، در مصاحبه با یک تلویزیون محلی گفت: «مسئولیت این حمله به دوش دولت است. این یک حادثه استثنایی است و دولت بایستی تدابیر فوقالعادهای جهت حفاظت از جان بوتو بکار گیرد.
به طور کلی، تدابیر امنیتی در روز یاد شده بسیار ضعیف بود. مردمی که به مناسبت ورود بوتو برای خوشآمدگویی در فرودگاه تجمع کرده بودند، بسیار سطحی بازرسی شدند. این سؤال برای همه پیش آمد که چه وقت حمله رخ داد؟ خانم «شفق محمود»، تحلیلگر سیاسی و نماینده سابق حزب مردم پاکستان به رهبری بوتو، اظهار داشت؛ از هفتهها قبل مسیر حرکتش شناسایی شده بود. مخالفانش به راحتی به بوتو دسترسی داشتند.
«نصرت جاوید»، تحلیلگر سیاسی در کراچی، گفت: بیانات بوتو در گردهماییهایی که طی هفتههای گذشته در غرب داشت، موجب ناراحتی گروههای افراطی پاکستان شد. وی در موارد متعددی اعلام کرد که چنانچه اوضاع مناطق قبایلی، محلی که تصور میشود اعضای القاعده در آنجا مخفی شده باشند، وخیمتر شود، به نیروهای آمریکایی اجازه ادامه حمله به خاک پاکستان را خواهد داد. او همچنین گفت آژانس بینالمللی انرژی اتمی را برای گسترش فعالیت هستهای توسط «عبدالقدیر خان» ـ دانشمند پاکستانی ـ متقاعد خواهد کرد. جاوید ادامه داد: این اظهارات بهانهای به دست رسانهها داد تا چنین منعکس کنند که بینظیر بوتو بیش از آنچه تصور میرفت از ایالت متحده پیروی میکند و این در کشور مانند پاکستان مردمپسند نیست. جاوید گفت: وی با تعهدی که برای از بین بردن افراط گرایی در مناطق قبیلهای داده بود، سوءظن همه محافل سیاسی را برانگیخت.
«کامران نورانی»، ناشر سرشناس پاکستانی که شاهد انفجارهای اخیر بوده اظهار کرد: متهم کردن القاعده و یا گروههای تروریست بینالمللی بسیار آسان است و میتواند بر فعالیت نیروهای مرموزی که از حمله به بوتو بهرهمند شدند، سرپوش بگذارد.
او ادامه داد: فکر نمیکنم بوتو تهدیدی برای گروههایی مثل القاعده باشد. وی در حال حاضر چگونه میتواند با تروریسم مقابله کند. بوتو ممکن است در درازمدت بتواند پاکستان را تغییر دهد، اما در آینده نزدیک، خطر او کمتر از ارتش است. منبع حملات اخیر میتواند گروههای درون دولت باشد که از ادعاهای مردم دوستی بوتو احساس خطر میکنند. حمایت فراگیر مردم مشروط است به گردهماییهایی که احزاب سیاسی فعالانه برای ایجاد امید به زندگی بهتر، تدارک میبینند.
هیچ حزبی در پاکستان تاکنون قادر به رقابت با حزب مردم بوتو نبوده است. دلیل آن علاقهمندی روستائیان پراحساس است.
بازگشت به موقع بوتو، با توجه به انتخابات مجلس در ماه ژانویه، تنها برای شروع فعالیتش در جهت دور کردن احزاب سیاسی دیگر است. نورانی گفت: در این کشور خبری از مناظرات سیاسی بین کاندیداها در تلویزیون نیست. در اینجا، فعالیتهای انتخاباتی در پارکها، جادهها و خیابانها صورت میگیرد. من تصور میکنم این حادثه برای ترساندن بوتو و حزب مردم پاکستان و جلوگیری از فعالیت انتخاباتی سالم بود. این موضوع مردم را از شرکت در انتخابات دلسرد میکند.
وی گفت: «من افراد خاصی را که از قدرت و موقعیتشان سوءاستفاده میکنند، مقصر میدانم. بوتو در گذشته طرفداران ژنرال سابق ارتش یعنی «محمد ضیاءالحق» را متهم کرده بود. ضیاءالحق در سال 1977 پدر بوتو و موسس حزب مردم پاکستان، نخستوزیر ذوالفقار علی بوتو، را برکنار و او را در سال 1971اعدام کرد. 10 سال بعد، ضیاءالحق به دلیل سقوط مشکوک هواپیمایش کشته شد، اما یادگار وی، قیام علیه روسیه که به سمت افراطگرایی مذهبی گرایش داشت در بخشهای ویژه ارتش به قوت خود باقی است. حتی اگر این حمله از جانب مشرف هم نبوده باشد، هیچ تضمینی وجود ندارد که فرد دیگری از دولت مرتکب این جنایت نشده باشد.»
قطعاً بوتو در پی یافتن دشمن نیست. خانم شفق محمود گفت: در بینظیر بوتو یک ویژگی وجود دارد که باعث شده عده زیادی او را دوست داشته باشند و عده زیادی هم از وی متنفر باشند، بازرس پلیس ایالت سند، ژنرال «ضیاء الحسن» هشدار داد: مبارزان تهدید به افزایش حملات انتحاری کردهاند و سردسته طالبان در پاکستان در نامهای به زبان محلی، در پایگاه وزیرستان اعلام کرد: «بینظیر بوتو به دستور ایالت متحده به کشور باز گشته تا علیه مجاهدین فعالیت کند. ما او را هدف قرار دادهایم.
بوتو اعلام کرده که آماده مبارزه است: «بگذارید عاملان بمبگذاری بداند که حزب مردم پاکستان منصرف نخواهد شد. ما برای حقوق مردم به مبارزه ادامه خواهیم داد و از عاقبت آن هراسی نداریم.» البته حزب مردم پاکستان ممکن است خواهان مبارزه باشد، اما نیروهای بوتو مطمئناً از این پس برای ظاهر شدن و حمایت از او واهمه خواهند داشت و احتیاط بیشتری خواهند کرد.
سئوالهای بیجواب
بینظیر بوتو زنی که دو بار نخستوزیر پاکستان بوده و نخستین زنی است که به رهبری کشوری اسلامی رسیده است، سرانجام تصمیم گرفت تبعید خود خواستهاش را پایان داده به پاکستان بازگردد. از هر زاویهای که به استقبال از وی در پاکستان نگاه شود، بیش از یک میلیون نفر که عموماً از تهیدستان و جوانان بودند به شهر کراچی ریختند و با شور و هیجان به پیشواز بینظیر بوتو رفتند. اما وقوع چند انفجار در مراسم استقبال از وی حدود، 140 نفر را کشت و صدها نفر را نیز زخمی کرد. بینظیر و مقامات ارشد هم حزبی او، البته در آن واقعه آسیبی ندیدند.
حال با گذشت چند هفته از آن واقعه خونین، جا دارد بررسی شود که از مرگ بینظیر بوتو چه شخص، اشخاص یا چه جریانی سود میبرد؟
ذوالفقار علی بوتو پدر بینظیر و بنیانگذار حزب مردم پاکستان در سال 1979 در پی محاکمهای سریع و کوتاه اعدام شد. او پیشتر نخستوزیر نیز بود و حزبی که بنیان گذاشت حزبی سیاسی با مشی سکولار و طرفدار ترقی و توسعه، نقش اساسی و اصلی را در کنار زدن رهبر نظامی پیش از خود ـ ژنرال ایوب خان ـ داشت. ذوالفقار علی بوتو از سال 1971 تا سال 1977 نخستوزیر بود تا در آن سال در کودتای نظامی ژنرالی مذهبی و محافظهکار، به نام ضیاءالحق برکنار شد. ضیاءالحق مبادرت به اجرای قوانین مذهبی در کشور کرد تا آنجا که سیاست و اجتماع در پاکستان دستخوش استحالهای اساسی شد. در دوره حکومت او مدارس مذهبی با پول عربستان سعودی چون قارچ در پاکستان روییدن گرفت و احزاب سیاسی ـ مذهبی هم در هر گوشه کشور سر برآورده و از حمایت دولت برخوردار میشدند. این احزاب با گرایشهای مذهبی خود، توانستند پیوندهای مستحکمی با ارتش و دستگاه اطلاعاتی آن برقرار سازند. در همین دوره بود که نفرت از حزب مردم شکل گرفت، زیرا تنها سد مقاومت در برابر سیاستهای ضیاءالحق بود.
بنا به این سابقه است که تندروهای مذهبی پاکستان خانم بوتو را نماینده نیروهای لیبرال و تجددخواه شناخته و به عبارتی او را غربگرا میشمارند. از طرفی حمله آمریکا به افغانستان و عراق و سر و صدایی که آمریکا در مبارزه با تروریسم به پا کرد، موجب شده که دیدگاهها و جریانهای ضدآمریکایی در پاکستان باب روز و پرطرفدار شود همین دیدگاهها میگویند که آمریکا عامل نزدیک شدن ژنرال مشرف و خانم بوتو بوده و بر این اساس، جریانهای ضدآمریکایی و مذهبیون پاکستان تفاهم حاصله بین آن دو را با ناخشنودی مینگریستند.
پیش از بازگشت خانم بوتو به پاکستان رسانههای آن کشور به این موضوع توجه فوقالعاده نشان داده و اخبار فراوانی از تهدید بوتو به مرگ از سوی «بیتالله مسعود» یکی از رهبران شبهنظامی مستقر در وزیرستان دادند. بیتالله از نزدیکان گروه طالبان و از افراد سرشناس در میان شبهنظامیان خارجی و عربی است که در وزیرستان پناه گرفتهاند.
وی صراحتاً اعلام کرده بود که بمبگذاران انتحاری تحت امرش در کراچی به منظور استقبال از بینظیر بوتو مستقر شدهاند. بیتالله مدعی بود که بازگشت بوتو به پاکستان از برنامههای آمریکا و جزیی از طرحهای مبارزه آمریکا با تروریسم است.
بینظیر بوتو در پاسخ به این تهدیدات اعلام کرد که بیتالله مسعود سرباز پیاده در صفحه شطرنجی است که مهرههای اصلی آن برخی امرای بازنشسته ارتش هستند. شگفت آن که بیتالله پس از وقوع انفجارها، دست داشتن در آن را رد کرد. اما این انکار زمانی موثر و باورکردنی میشد که وی پس از انتشار نخستین تهدیدها در روزنامهها به رد آن میپرداخت. از طرفی، مختصات حمله انتحاری به همراهان بینظیر بوتو، نوع انفجار و قدرت آن، مثل حملههای دیگری بود که در ماههای اخیر در اسلامآباد و راولپندی انجام شده و گفته میشد که کار بیتالله مسعود افراد تحت امر اوست. در حادثه اخیر اتفاقاً صورت یکی از عوامل انتحاری سالم مانده و پیدا بود که وی غیرپشتون است؛ یعنی مشخص میشد که بیتالله مسعود از آن دسته از افرادش که اصالتاً سندی یا پنجابی بودهاند برای این انفجارها برگزیده است. این احتمال هم میرود که تروریستها که از عوامل مرتبط با «لعل مسجد» بوده باشند، زیرا در آن واقعه خانم بوتو حمله ارتش به لعل مسجد را تایید کرد و خشم هواداران آن کانون مذهبی را علیه خود برانگیخت.
شایعاتی هم هست که طبق آن، «چودری شجاعت حسین» اصلیترین متحد ژنرال مشرف به کمک یاران خود این انفجارها را سامان دادهاند، زیرا بازگشت بوتو به پاکستان آینده سیاسی آنان را دستخوش اخلال میساخت. اما ظاهراً مشرف، خود از بازگشت بوتو به کشور سود میبرد، زیرا بینظیر با مشرف به تفاهم رسیده بود و خطری برایش نداشت. از سویی، بوتو در زمانی به پاکستان میآمد که مشرف نیاز شدید به همپیمانی داشت تا موقعیت مخدوش شده ژنرال را اگر شده حتی اندکی، بهبود بخشد.
مسئله دیگری که سوءظنها را متوجه چودری شجاعت حسین میکند، این است که مشرف نخستوزیرش «شوکت عزیز» و وزیر کشورش «آفتاب شرپائو» هر سه هدف تهدید حملههای انتحاری قرار گرفتهاند، اما شجاعت حسین و پسر عموی او «چودری شجاعت الهی» اصلا مورد تهدید قرار نگرفتهاند. حتی معروف است که این دو، از تندروهای مذهبی، طرفداریهایی هم میکنند.
سخن معروف چودری شجاعت حسین را همه میدانند که به ضمیمه هفتگی روزنامه «ایندیپندنت انگلستان گفته بود: دلهای ما با بنلادن است و حواس ما پیش مشرف.
دیگر احتمال قوی در بررسی عوامل این انفجارها میگوید که مقامات پیشین سازمان اطلاعات ارتش پاکستان و یا عوامل تندروهای فعال در آن سازمان که دارای ارتباطاتی با طالبان و دیگر گروههای شبهنظامی مثل «لشکر جهنگوی»، حرکت جهاد اسلامی و «جیش محمد» هستند، این انفجارها که ترتیب دادهاند. مشهور است که برخی مقامات پیشین سازمان اطلاعات پاکستان این گونه عملیات را به برخی از متقاضیان تعلیم میدادهاند.
خانم بینظیر بوتو از مشرف خواسته است تا عوامل معتمدی از پلیس کشور را مامور رسیدگی به واقعه انفجارهای خونین کراچی در روز ورودش به پاکستان کرده. و متخصصان بیگانه را هم در این امر به کار گیرد، اما دولت پاکستان به این خواست خانم بوتو واکنش مناسبی نشان نداد و به این ترتیب، موجب برانگیختن این شایعات شد که دولت از برملا شدن ابعاد واقعه نگران است و میخواهد برخی مسائل پوشیده بماند. احتمال هم میرود که اطلاعات درست و دقیقی از مهاجمان، برنامه حمله و انگیزههای انجام آن به مردم پاکستان یا جامعه جهانی داده شود و این در پاکستان عجیب هم نیست. مردم پاکستان هنوز در انتظارند تا معلوم شود چه کسی اولین نخستوزیر کشورشان «لیاقت علیخان» را در سال 1951 کشت!