علیاکبر عبدالرشیدی
برمه یا بهتر بگویم میانمار، هنوز دستخوش بحران سیاسی و اجتماعی است که از سه هفته پیش در این کشور آغاز شده است. مصائبی که دهها سال گریبان مردم این کشور را گرفته بود، ظرف هفتههای اخیر، خیزش اعراضآمیز اجتماعی دوبارهای را به همراه داشته است. نقشآفرینان اصلی این اعتراضات، متعبدان بودایی هستند که در این منطقه از جهان صاحب نفوذ و احترام هم هستند.
دیدار اخیر جورج بوش رئیسجمهور آمریکا با دالایی لاما رهبر بوداییان تبت و قدیس بوداییان جهان از سوی بسیاری از ناظران بینالمللی، نه تنها به عنوان اهرمی برای اعمال فشار بر رهبران چین تعبیر شد، که گامی از سوی واشنگتن برای تشجیع بوداییان برای دست زدن به اقدامات سیاسی و اجتماعی بیشتر تفسیر شد.
به نظر این ناظران، کاخ سفید با این دیدار، پیامی به رهبران سیاسی چین و دیگر کشورهای آسیای شرقی ارسال کرد که معنای آن، حمایت آمریکا از راهبها و راهبههای بودایی در تحولات سیاسی منطقه و از جمله برمه بود.
حضور زعفرانی راهبهای بودایی در خیابانهای کشورهای نپال، بوتان و میانمار بسیار پررنگ است. مثلاً در میانمار یک درصد از مردم راهب زعفرانی پوشاند که از کودکی به این سلک میپیوندند و مدارج تطهیر و تعلیم را مطابق با آیین خود طی میکنند.
میانمار صاحب دو جامعه قوی و موثر سیاسی و اجتماعی است. جامعه اول شامل راهبها است که تعدادشان به پانصد هزار نفر تخمین زده میشود و ذهن و دل مردم این کشور را در اختیار دارند. در برابر آن ارتشی که با 450 هزار نفر حاکمیت سیاسی و نظامی را در درست گرفته و از هیچ سرکوب و ستمی بر مردم دریغ نمیورزد.
این دو جامعه نه در برمه، که در هیچ یک از کشورهای منطقه همزیستی مسالمتآمیزی نداشته و ندارند. رابطه این دو جامعه متنافر همیشه با سوء ظن و بیاعتمادی همراه بوده است. به نظر میرسد که این بیاعتمادی و سوءظن، امروز در میانمار به حد اعلای خود رسیده است.
اعتراضات جامعه مذهبی و بودایی میانمار امروز معطوف به معضلی است که حل علمی و تخصصی آن نه در تخصص راهبهای بودایی است و نه در حوزه تخصصی نظامیان حاکم میگنجد. محور اعتراضات، نابسامانی مدیریت اقتصادی برمه است که بهانهای برای اعتراض سرکوبهای سیاسی و اختناق نظامیان در میانمار است.
پاسخ اجتنابناپذیر نظامیان به این اعتراضات گلوله و سرکوب بیشتر بوده است که در نهایت راهبهای بودایی را در افکار عمومی برمه و منطقه موجه و محق جلوه داده است.
از آغاز بحران فعلی در میانمار که حدود بیست روز پیش آغاز شده، به گفته مقامات دولتی 533 راهب معترض دستگیر شدهاند. اما منابع بودایی این تعداد را بسیار بیشتر میدانند. دولت میانمار معتقد است که دستگیرشدگان راهب نبوده و تظاهر به رهبانیت کردهاند و سعی دولت نظامی، تفکیک این دو گروه از هم بوده است. مقامات بالای بودایی میانمار این ادعا را مردود دانستهاند.
رهبران بودایی میانمار معتقدند که راهبها به مسئولت مذهبی و اخلاقی خود عمل کرده و خواستار رفع ستم از مردم شدهاند. آنها میافزایند که دولت نظامی بدون هیچ احترامی، برای اعتقادات مذهبی مردم اقدام به سرکوب تظاهرات کرده است. نظامیان در پاسخ مدعی شدهاند که دستگیرشدگان بعد از بازجویی آزاد شده و به معابد باز خواهند گشت.
مردم برمه از رفتار نظامیان با راهبها به خشم آمدهاند. آنها میدانند که راهبها با پشت کردن به دنیا و رو کردن به اخلاق، خواهان حاکمیت ارزشهای مذهبی بر برمه هستند و طمع مالی یا داعیه قدرت ندارند. در آیین و تفکر این مردم راهبها وارثان بودایند و کسی نباید به آنها بیاحترامی کند.
تحولات در برمه به نوعی صحنه تقابل دینداری بودایی با نظامیگری غیرمذهبی تبدیل شده است. این امر جامعه برمه را به سرعت قطبی کرده و کفه توازن به ضرر نظامیان و به نفع روحانیت بودایی تغییر کرده است.
راهبها در مصاحبههایی گفتهاند با درسهایی که از قیام نافرجام سال 1988 گرفتهاند، دریافتهاند که هرگونه قیام یا شورش اجتماعی در برمه از سوی نظامیان، به خونینترین شکل سرکوب خواهد شد. آنها کوشیدهاند به سیاست بیاعتنا بمانند اما مصائب مردم و نفرت عمومی از نظامیان کودتاچی به حدی بوده است که نمیتوانند این بیاعتنایی را ادامه دهند.
واقعیت این است که فقر در میانمار به حد غیرقابل تحملی رسیده است. سرکوب نظامیان بیرحمانه در حال افزایش است. دولت در موضع ضد مذهبی، هرگونه کمک به معابد بودایی را قطع کرده و این همه، راهی برای آشتی مردم با نظامیان باقی نگذاشته است.
بحران میانمار که سالها در درون مرزهای این کشور محصور مانده بود، اینک میرود تا وجهه بینالمللی بیابد. با دعوت سازمان ملل متحد از چین برای تحت فشار قرار دادن دولت نظامی برمه برای حل این بحران یا به عبارت دیگر، برای کاهش فشار بر راهبهای بودایی، هند نیز پا به میان گذاشته و مسائل برمه را برای دهلی حائز اهمیت دانسته است.
دولت هند میداند که نه فقط در رقابت با چین بر سر نفوذ در جمعیت بودایی جهان، که در اثر فشار بوداییان داخل هند هم که شده، باید نقشی برای خود در حل بحران میانمار تعریف کند.
فراموش نکنیم که ناراضیان برمه عمدتا هند را برای سکونت و فعالیت مناسب دیدهاند و سالها است که جنبش دموکراسیخواهی برمه را از داخل هند هدایت میکنند.
از سوی دیگر، تایوان نیز فرصت را مغتنم شمرده تا با حمایت از جنبش دموکراسی برمه و جامعه بودایی این کشور در برابر چین و نفوذ پکن بر نظامیان برمه، خودنمایی کند. چین بزرگترین شریک تجاری میانمار است و نقش این کشور در حل و فصل بحران میانمار حیاتی است.
برمه در تعاریف اقتصادی دنیا به «دره یاقوت» جهان موسوم است؛ چرا که 90 درصد یاقوت جهان در این کشور استخراج و صادر میشود. برمه که صاحب منابع با ارزش زیرزمینی دیگری هم هست، دومین تولیدکننده تریاک جهان و از محرومترین کشورهای جهان و فاقد زیرساختهای مناسب است.
برمه فقیرترین کشور آسیای جنوب شرقی و جهان نام گرفته که از عقبماندگی، سوء مدیریت و انزوایی مزمن رنج میبرد. رشد تولید ناخالص داخلی این کشور 9/2 درصد اعلام شده است. راهآهن این کشور قدیمی و مستهلک و جادههای بین شهری شوسه است. نیروی کار برمه کمسواد و فاقد دانش تخصصی روز است. تورم از مشکلات عمده برمه است و از زمان روی کار آمدن نظامیان شاخص قیمتها در این کشور سالانه بین 30 تا 60 درصد افزایش داشته است.
از نظر فساد و براساس شاخصهای انتشار یافته بینالمللی، برمه در کنار سومالی، صاحب بالاترین نظام فاسد در جهان است و هیچ گونه شفافیتی در شاخصهای اقتصادی آن و حتی در هزینه کردن کمکهای دریافتی بینالمللی آن وجود ندارد.