تاریخ انتشار : ۱۶ مرداد ۱۳۸۷ - ۰۸:۴۱  ، 
شناسه خبر : ۳۸۵۸۷
ایران و چین برای تقویت روابط‌شان گام برمی‌دارند

گروه دیپلماسی

اتحادی جدید و مهم میان ایران و چین در حال شکل‌گیری است که توانایی واشنگتن را برای تحت فشار قرار دادن تهران در خصوص برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی تحلیل می‌برد. این رابطه از نیاز فزاینده چین به انرژی و رشد بازارهای مصرفی ایران ناشی شده است. چین که تا سال 1993 صادرکننده نفت بود، اکنون فقط برای مصارف داخلی به تولید نفت می‌پردازد و به گفته تحلیل‌گران نفتی، ظرف دو دهه آینده، منابع نفتی‌اش تمام خواهد شد. بنابراین این کشور تلاش می‌کند منابع تامین‌کننده نفت را برای آینده داشته باشد و ایران دومین منبع بزرگ تامین نفت چین محسوب می‌شود. چین یکی از کشورهای بانفوذ در عرصه بین‌المللی و دارای حق وتو در شورای امنیت سازمان ملل است و سفر اخیر وزیر امور خارجه این کشور به تهران که در آن بر تداوم روند مسالمت‌آمیز و انجام مذاکرات در مسیر دیپلماسی برای حل‌وفصل موضوع هسته‌ای ایران تاکید کرد، مقامات آمریکایی را نسبت به همراهی چین با تهران که می‌تواند موضع ایران را در برابر فشارهای آمریکا تقویت کند، نگران کرده است. این نگرانی آن زمان بیشتر شد که در پی این سفر، پکن یک ‌بار دیگر عاملی برای به تعویق افتادن نشست پنج عضو دایم شورای امنیت شد. این سومین ‌باری بود که چین مانع از یک گردهمایی علیه برنامه هسته‌ای ایران شد.

پکن مایل است با حفظ روابط خود با جهان غرب به ایران کمک کند تا تحریم‌های شدیدی نیز علیه تهران وضع نشود. دولت چین با اعزام یانگ جیه‌چی، وزیر خارجه خود به تهران پیام حسن ‌نیت پکن را به گوش کشورهای غربی رساند و به دنیا گفت که چین در عین مخالفت با تشدید تحریم‌های بین‌المللی علیه تهران، خواستار انعطاف در مواضع ایران است. روابط روبه رشد دو طرف ناشی از دو قرارداد بزرگ نفت و گاز میان تهران- پکن است که روابطشان را برای دست‌کم 25 سال آینده عمیق‌تر کرده است. چین همچنین یکی از صادرکنندگان بزرگ کالا از جمله رایانه، خودرو و دیگر اقلام به ایران است. غرب معتقد است تجارت چین با ایران تاثیر تحریم‌های اقتصادی آمریکا بر ایران را ضعیف می‌کند. از سوی دیگر چین 20 میلیون مسلمان دارد و اسلام به لحاظ تاریخی پل ارتباطی میان دو تمدن ایران و چین بوده است. اسلام از طریق ایران قدیم به چین راه یافته است. روابط ایران و چین به چند قرن قبل بازمی‌گردد. در دوران باستان پارت‌ها و ساسانی‌ها تماس‌های متعددی با چینی‌ها داشتند و راه ارتباطی آنها جاده ابریشم بود. چین ایران را یک منبع دایمی برای صادرات خود و نیز برآوردن نیازهای رو به رشد انرژی در این کشور در نظر می‌گیرد. در مارس 2004 یک شرکت چینی قراردادی 25 ساله را برای واردات 110 میلیون متر مکعب گاز طبیعی مایع (ال.ان.جی) از ایران منعقد کرد و در پی آن در اکتبر همان سال نیز شرکت سینوپک قرارداد دیگری را با ایران امضا کرد.

ارزش این قرارداد بالغ بر 100 میلیارد دلار است و 250 متر مکعب دیگر گاز مایع را که از حوزه گازی یادآوران در ایران استخراج می‌شود، برای چین فراهم می‌کند. چین در حال حاضر در کنار آلمان از بزرگترین صادرکنندگان به ایران به شمار می‌رود. صادرات چین به ایران در چند سال اخیر رشد سریعی داشته و این کشور را جایگزین ژاپن کرده است که دومین صادرکننده بزرگ ایران به شمار می‌رفت. یکی از دلایل مهم خرید و واردات ایران از چین به غیر از پایین بودن بهای اجناس و کالاهای چینی، دلایل استراتژیک است. از طرفی ظرفیت‌های صنعتی و انرژی دو کشور می‌توانند مکمل یکدیگر باشند.

در حالی که آمریکا و اتحادیه اروپا در جهت منزوی کردن ایران به لحاظ سیاسی و اقتصادی در عرصه بین‌المللی پیش می‌روند، ایران می‌کوشد از نظر سیاسی با جمهوری خلق چین متحد شود. جمهوری اسلامی در سازمان همکاری شانگهای که چین نقش برجسته‌ای را در آن ‌ایفا می‌کند، به عنوان عضو ناظر حضور دارد. ایران بر حمایت چین از برنامه هسته‌ای خود تاکید دارد و پکن نیز بارها تاکید کرده است که با تحریم ایران مخالف و معتقد است که تهران رویکردی بسیار مثبت در همکاری با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی دارد. از نظر چین مساله هسته‌ای ایران یک مساله مناقشه‌برانگیز میان ایران و آمریکاست و واشنگتن فقط به دنبال مدرکی است تا اثبات کند ایران درصدد تولید سلاح هسته‌ای است.

سیاست آمریکا در قبال چین و ایران

واشنگتن از سال 2007 به سیاست تحدید و مهار ایران روی آورده است و به دنبال مهار تهران در عرصه بین‌المللی و در سطح استراتژیک، اقتصادی و نظامی بوده است. در این راستا برای مهار اقتصادی ایران در تصویب قطعنامه‌های شورای امنیت تلاش کرده است و برای مهار نظامی جمهوری اسلامی نیز ناوهایی را عازم خلیج فارس کرده است.

سیاست بعدی واشنگتن در قبال ایران نیز سیاست مشارکت است که در عراق شاهدش هستیم، چنانکه پیشتر نیز در افغانستان شاهد آن بوده‌ایم. از سوی دیگر آمریکا در قبال چین نیز استراتژی خود را در سه سطح همکاری اقتصادی، مشارکت سیاسی و مهار استراتژیک دنبال می‌کند.

با این حال، آمریکا در بعد اقتصادی سیاست توسعه روابط با چین را دنبال می‌کند چرا که در پی جهانی شدن اقتصاد قادر به جلوگیری از توسعه اقتصادی چین نیست و از سوی دیگر توسعه چنین روابطی با چین به نفع آمریکا خواهد بود. از بعد سیاسی، واشنگتن به همکاری چین برای مقابله با تروریسم و ایجاد صلح و ثبات در منطقه نیاز دارد و بنابراین سیاست مشارکت با چین در این فرآیندها را برگزیده است. اما از نظر استراتژیک ظهور چین، استیلاطلبی آمریکا را با مانع روبه‌رو کرده است، بنابراین سیاست آمریکا برای مقابله با چالش‌های احتمالی چین در آینده بر مهار چین مبتنی است که این را از طریق توسعه روابط با هند، ژاپن، کشورهای آسیای مرکزی، اشغال افغانستان و جلوگیری از صادرات فن‌آوری‌های پیشرفته نظامی به چین دنبال کرده است.

چین نیز در مقابل روابطش را با همسایگان توسعه داده و تا حدی بر استراتژی مهار ‌آمریکا غالب شده است. اعمال فشار آمریکا بر ایران، اشغال عراق، بی‌ثبات کردن خلیج فارس، کمک به افزایش بهای انرژی، ممانعت از خرید برخی شرکت‌های نفتی آمریکا به وسیله چین و تحریم بخش هسته‌ای این کشور همگی اقداماتی از جانب آمریکا برای تحت فشار قرار دادن بخش انرژی در چین است، بنابراین منطقه خلیج فارس و ایران می‌توانند عمده هزینه مهار استراتژیک انرژی چین توسط آمریکا را بپردازند. چگونگی حفظ روابط دو جانبه از فشارهای خارجی با آنچه ذکر شد اکنون این سوال مطرح است که ایران و چین چگونه می‌توانند همکاری‌های خود را از فشار خارجی مصون نگه دارند. روابط دو کشور در دهه اخیر بسیار گسترش یافته است. سفر محمود احمدی‌نژاد، رییس‌جمهور ایران به چین و شرکت در اجلاس شانگهای توسط هیات‌های بلندپایه سیاسی، نمونه‌ای از آن است.

با این حال باید کارهای بسیاری انجام شود. روابط تجاری دو کشور حدود 15 میلیارد دلار است، اما فاقد پایه و ساختار محکم بوده و ممکن است در آینده دچار افول شود. اگر این روند ادامه داشته باشد ممکن است شرکت‌های چینی نتوانند با شرکت‌های دیگر کشورها رقابت کنند. باید طرف چینی برای ایجاد روابط باثبات با ایران تلاش‌هایی صورت دهد و در این راستا باید به سرمایه‌گذاری مستقیم در ایران بپردازد، چرا که سطح این سرمایه‌گذاری پایین است. در بخش انرژی نیز میزان صادرات ایران به چین بسیار بالاست اگر چین در بخش انرژی ایران وارد نشود ساختار روابط در این زمینه شکل نمی‌‌گیرد. در زمینه سیاسی نیز نگرانی‌هایی وجود دارد هر دو کشور در خصوص مسایل دو جانبه و منطقه‌ای نیازمند تعامل هستند. روابط دو کشور هنوز چارچوب حقوقی و ساختاری ندارد و اگر برای روابط مبنایی تعریف نشود این روابط می‌تواند تحت‌ تاثیر شرایط بین‌المللی قرار گیرد.

بنابراین مقامات دو کشور باید حفظ امنیت روابط در برابر این تاثیرات را مدنظر قرار دهند. در حالی که چین خود مایل به توسعه روابط با ایران است آمریکا و برخی دیگر از کشورهای غربی شرکت‌های چینی را برای داشتن رابطه با ایران تحریم و تنبیه می‌کنند. ایران و چین هر دو به دنبال فرصت در تحولات بین‌المللی هستند، چین به دنبال سیاست توسعه صلح‌آمیز و ایران درصدد ایفای نقش سازنده در منطقه است. اگرچه آمریکا و دیگر کشورها درصدد مهار ایران و چین هستند اما واقعیات بین‌المللی مانع از آن ‌می‌شود.

دو کشور در صورت همکاری با یکدیگر قادر خواهند شد تا راه‌هایی برای مقابله با این سیاست‌ها پیدا کنند. روابط میان دو کشور به نفع هر دو طرف است. اتحاد با چین بدون توجه به تحریم‌های بین‌المللی دسترسی ایران به دومین بازار بزرگ و رو به رشد مصرف انرژی، سرمایه‌گذاری خارجی، تکنولوژی پیشرفته و یک حامی دیپلماتیک بزرگ در جامعه بین‌المللی را فراهم می‌کند. نفت، همچنان پیش‌شرط مطلق قدرت در جهان مدرن است و چین نیز نیاز روزافزونی به برآوردن مطالبات انرژی خود دارد.

بر همین اساس سیاست خارجی چین باید به نحوی برنامه‌ریزی شود که دسترسی بلندمدت این کشور به انرژی و دیگر منابع طبیعی را تضمین کند. ایران به عنوان چهارمین تولید و صادرکننده نفت جزء اصلی استراتژی امنیت انرژی چین است. با این حال روابط دو طرف در قرن بیست‌ویکم نباید منحصر به دیپلماسی انرژی باشد.

چین و ایران هر دو در طول دهه‌های گذشته برای اصلاح وضعیت فعلی سیستم بین‌المللی تلاش کرده‌اند.

مقامات هر دو کشور برای قابلیت‌های یکدیگر و قدرتشان در کشورهای شرق آسیا و خاورمیانه احترام قایل‌اند.

چین برخلاف دیگر قدرت‌های بزرگ که به دنبال نیات سلطه‌جویانه هستند متعهد به حفظ اصول احترام دو جانبه و عدم دخالت در امور دیگر کشورها بوده است. در حال حاضر با توجه به تلاش‌های آمریکا برای منزوی کردن ایران افزایش بیشتر روابط چشمگیر، منطقی و موثر چین با ایران کارآمدی دخالت‌های آمریکا را تحلیل می‌برد. تهران و پکن هر دو به دنبال سیستمی بین‌المللی هستند که چندقطبی باشد و به‌ جای برتری آمریکا قدرت میان چند مرکز تقسیم شده باشد. چین و ایران هر دو کاندیداهایی برای این مراکز جدید قدرت هستند.