عدهای که راه پیشرفت را در عقبنشینی سیاسی و تعطیلی اصول و آرمانها میدانند، معتقدند مواضع انقلابی مانع گشایش اقتصادی است اما تجربه نشان داده است که نرمش و انفعال، نهتنها در را به سوی رونق نمیگشاید بلکه دشمن را در مسیر فشار و مطالبهگری جسورتر میکند.
برآشفتن مدعیان اصلاحات و شبکه های فارسیزبان معاند به طرز مشترک از اظهارات آقای عراقچی در جمع فعالان اقتصادی اصفهان، بار دیگر همگرایی معارضان خارجی انقلاب و امتداد داخلی آنان در تحریف واقعیات، ارائه آدرس گمراه کننده برای حل مشکلات، تضعیف اقتصاد ملی و بیگانگی با منافع کشور را آشکار کرد.
جریان غربگرا و مدعی اصلاحات سالهاست به صورت هماهنگ با جبهه خارجی معاند نظام و رسانههای آن، مذاکره و وادادگی در برابر دشمن را نسخه اقتصادی جا میزند اما واقعیت این است که مذاکره و توافق با آمریکا به چند برابر شدن تحریم، افزایش فشار، تهدید و ترور، از دست رفتن فرصتهای عظیم ملی برای رونق اقتصاد، رکوردهای تورمی، فجایع سنگین اقتصادی و معیشتی و عقبگرد اقتصادی کشور انجامید. آمریکا و رژیم صهیونیستی با نقشه مشترک و در بحبوحه مذاکرات علیه کشورمان دست به حمله نظامی زدند و ترامپ به هماهنگی کامل اسرائیل با آمریکا اعتراف کرد. حتی اعتراف کردند که مذاکره تله و عملیات فریب بوده است، همچنین آمریکا اعلام کرده، مقصودش از مذاکره، تسلیم ایران است.
افزون بر اینها، با وجود اصرار غربگرایان بر اینکه مشکلات ناشی از تحریم است و باید با عقبنشینی از توان موشکی و نقشآفرینی منطقهای کشور و توافق با آمریکا، مشکلات را حل کنیم، واقعیت میدانی اقتصاد ایران تصویر دیگری را نشان میدهد که سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه پنجم دی ماه در نشست تبیین سیاستهای خارجی کشور که در اتاق بازرگانی اصفهان برگزار شد، آن را آشکار کرد. وی بیان داشت: مشکلات اقتصادی تنها ناشی از توطئه و تحریم خارجی نیست مشکلاتی از جمله فساد، مافیای قدرت، ناکارآمدیها و جهل در آنها مؤثر است که باید به آن پرداخت؛ اما تحریمهای خارجی و یک تلاش سازمانیافته برای بدتر نشان دادن اوضاع کشور نیز وجود دارد.
برآشفتگی مدعیان اصلاحات از فعالسازی توانمندیهای ملی و رفع تحریم های داخلی ناشی از دغدغه منافع ملی نیست بلکه در تکاپو برای تضعیف مؤلفههای قدرت انقلاب اسلامی در همراستایی با دشمن ریشه دارد
عراقچی خاطرنشان کرد: هیچ یک از تجار، بازرگانان و فعالان اقتصادی به من نگفتند عراقچی برو تحریمها را بردار. همه گفتند مشکل ما را در بانک مرکزی، گمرک، مالیات، وزارت جهاد کشاورزی و وزارت صمت حل کن. همه مشکلات داخلی است، این مشکلات را رفع کنیم، ظرفیتهای بسیار جدیدی را میتوانیم ایجاد و استفاده کنیم. بله ماموریت اول من رفع تحریم است که آن را فراموش نکردهام و مسیر خود را دارد، مسیر سختی هم هست الحق. وارد جزئیات آن نمیخواهم بشوم، هیچ فرصتی را هم در این زمینه از دست نخواهیم داد اما اگر بگویم چه وضعیتی هست خود شما میگویید رهایشان کن اما ماموریت دوم که دست خود ما است؛ تحریم داخلی را خودمان باید برداریم.
وزیر امور خارجه همچنین هشتم آبان 1404 در نشست با فعالان بخش خصوصی آذربایجانشرقی در استانداری تبریز تصریح کرده بود: در جلسات اقتصادی که تاکنون برگزار کردیم مشکلاتی که بازرگانان مطرح کردند هیچکدامشان ربطی به تحریم نداشت حتی نظرسنجی کردیم و ۷۳ درصد بازرگانان معتقد بودند مشکلاتشان داخلی است.
عراقچی در ارائه گزارشی از سفر خود به استان اصفهان نیز نوشت: در سخنانم گفتم و باز هم تأکید میکنم: «من میدانم تحریم یعنی چه، هزینههای آن را برای کشور میدانم، مشکلات آن را برای کشور میدانم، کسی نگوید عراقچی نمیداند تحریم چیست! اما برکات آن را هم میدانم. با تحریم باید زندگی کرد». این سخن نه به معنای رضایت دادن به تحریم است و نه سبک شمردن فشارهایی که بر مردم و اقتصاد کشور تحمیل شده؛ بلکه بیان یک واقعیت تلخ و در عین حال آموزنده است. تحریم به ما آموخت که کشور را نمیتوان بر یک ستون واحد اداره کرد؛ نه بر نفت، نه بر چند مسیر محدود، نه بر چند بندر خاص و نه بر تعداد معدودی شریک تجاری. تحریم ما را ناگزیر کرد بزرگتر بیندیشیم، گزینهها را متنوعتر ببینیم و مقاومتر عمل کنیم؛ به سمت فاصله گرفتن از اقتصاد تکمحور نفتی حرکت کنیم، صادرات غیرنفتی را جدی بگیریم، بازارهای جدید را شناسایی کنیم و مسیرهای تازهای برای تجارت و تعامل اقتصادی بیابیم. از دل همین فشارها، استقلال و بلوغ صنایع مختلف کشور ـ بهویژه صنایع دفاعی و موشکی که در بزنگاههای حساس حافظ امنیت این سرزمین بودهاند ـ شکل گرفت و پیشرفتهای علمی و فناورانه شتاب گرفت.
با وجود اینکه اظهارات عراقچی از منطق و وضوح برخوردار است، خشم محافل غربگرا و همزمان عصبانیت معارضان خارجی و رسانه های معاند از این سخنان، تصویری از خیانت داخلی به منافع ملی در پیوستگی با دشمنان بیرونی را نشان داد و بار دیگر ثابت شد برآشفتگی مدعیان اصلاحات از فعالسازی توانمندیهای ملی و رفع تحریم های داخلی ناشی از دغدغه منافع ملی نیست بلکه در تکاپو برای تضعیف مؤلفههای قدرت انقلاب اسلامی در همراستایی با دشمن ریشه دارد زیرا تجار و کارآفرینان هم که به طور مستقیم در عرصه اقتصاد فعال هستند، نسخه مذاکره و عقب نشینی مقابل دشمن را برای حل مشکلات قبول ندارند؛ اظهارات وزیر امور خارجه نشان داد هیچ یک از فعالان اقتصادی از او نخواستهاند که برای رفع تحریمهای خارجی اقدام کند، بلکه همه، گره کار خود را در سازوکارهای اداری، بانکی، مالیاتی و تجاری داخل کشور دانستهاند. به تعبیر دیگر، فعالان اقتصادی باور دارند که بخش عمده مشکلات، نه ناشی از فشار دشمن بلکه نتیجه «تحریمهای خودساخته داخلی» است؛ موانعی که ناشی از ناکارآمدی در برخی مدیریت ها است و با اصلاح آنها میتوان ظرفیتهای عظیم تولید، تجارت و اشتغال را فعال کرد.
صرار برخی شبکههای رسانهای اصلح طلب بر ارائه «آدرس غلطِ مذاکره» ضربه به منافع ملی است. آنها با القای ناتوانی در داخل، عملاً مردم و نخبگان را به سوی همان بنبستی سوق میدهند که در دوره روحانی سالها کشور را اسیر معطلی، تعلیق و ضربه های شدید اقتصادی کرد.
در مقابل، عدهای که راه پیشرفت را در عقبنشینی سیاسی و تعطیلی اصول و آرمانها میدانند، معتقدند مواضع انقلابی مانع گشایش اقتصادی است اما تجربه نشان داده است که نرمش و انفعال، نهتنها در را به سوی رونق نمیگشاید بلکه دشمن را در مسیر فشار و مطالبهگری جسورتر میکند. در مقابل مقاومت در برابر زیاده خواهی دشمن، سبب شکل گیری اقتصاد مقاوم و پایدار می شود زیرا دولت در این چارچوب، توان خود را صرف رفع موانع بوروکراتیک، فساد، و ناکارآمدی می کند و اجازه می دهد ظرفیتهای داخلی آزاد و بالفعل شوند؛ نه آنکه به امید وعدههای موهوم و رفتارهای غیرقابل پیشبینی بیگانگان بنشیند. این واقعیت در دوره ریاست جمهوری شهید رئیسی آشکار شد و دستاورد گفتمان مقاومت و تفکر انقلابی را همگان دیدند؛ از جمله: احیای بیش از 8 هزار کارخانه، رشد 5 درصدی اقتصادی، کاهش تورم، جبران کسری بودجه با روش های غیرتورمی، تسویه بخش زیادی از بدهی های دولت قبل، افزایش صادرات نفت، کاهش بیکاری و افزایش تولید و اشتغال، الحاق ایران به سازمان های شانگهای و بریکس، جهاد آبرسانی، حل مشکل قطع پی در پی برق، آغاز اجرای سند همکاری 25 ساله میان ایران و چین و پیگیری همکاری بلند مدت با روسیه.
در این میان، اصرار برخی شبکههای رسانهای اصلح طلب بر ارائه «آدرس غلطِ مذاکره» ضربه به منافع ملی است. آنها با القای ناتوانی در داخل، عملاً مردم و نخبگان را به سوی همان بنبستی سوق میدهند که در دوره روحانی سالها کشور را اسیر معطلی، تعلیق و ضربه های شدید اقتصادی کرد. به بیان روشنتر، این جریان رسانهای، زبان حال مافیای منافع و رانت است؛ آنها با فریب افکار عمومی میگویند: سراغ اصلاحات واقعی در داخل نروید، بروید و در برابر بیگانگان التماس کنید! و حال آنکه این رویکرد، نتیجهای جز تضعیف اقتصاد ملی و از بین بردن فرصتهای تولید، سرمایهگذاری و پیشرفت ندارد. روشنگری و جهاد تبیین نسبت به محافل، رسانه ها و انگارههایی که با نادیده گرفتن تجربه عقب نشینی و اعتماد به دشمن، همچنان به ترویج مذاکره و معامله مؤلفه های اقتدار ایران مشغولند، ضرورتی انکارناپذیر برای پیشرفت و اعتلای کشور و نظام اسلامی است.