اشاره:
روزنامه الپایس اسپانیا اخیرا گفتوگویی را با نویسنده روزنامهنگار آمریکایی باب وودوارد انجام داد. این گفتوگو به مسائلی از جمله حملات 11 سپتامبر و حوادث پس از آنکه در صدر آنها جنگ عراق و بهانهها و توجیههای دروغین و پشت پردههای آن است، میپردازد.
">اشاره:
روزنامه الپایس اسپانیا اخیرا گفتوگویی را با نویسنده روزنامهنگار آمریکایی باب وودوارد انجام داد. این گفتوگو به مسائلی از جمله حملات 11 سپتامبر و حوادث پس از آنکه در صدر آنها جنگ عراق و بهانهها و توجیههای دروغین و پشت پردههای آن است، میپردازد.
">اشاره:
روزنامه الپایس اسپانیا اخیرا گفتوگویی را با نویسنده روزنامهنگار آمریکایی باب وودوارد انجام داد. این گفتوگو به مسائلی از جمله حملات 11 سپتامبر و حوادث پس از آنکه در صدر آنها جنگ عراق و بهانهها و توجیههای دروغین و پشت پردههای آن است، میپردازد.
">اشاره:
روزنامه الپایس اسپانیا اخیرا گفتوگویی را با نویسنده روزنامهنگار آمریکایی باب وودوارد انجام داد. این گفتوگو به مسائلی از جمله حملات 11 سپتامبر و حوادث پس از آنکه در صدر آنها جنگ عراق و بهانهها و توجیههای دروغین و پشت پردههای آن است، میپردازد.
">اشاره:
روزنامه الپایس اسپانیا اخیرا گفتوگویی را با نویسنده روزنامهنگار آمریکایی باب وودوارد انجام داد. این گفتوگو به مسائلی از جمله حملات 11 سپتامبر و حوادث پس از آنکه در صدر آنها جنگ عراق و بهانهها و توجیههای دروغین و پشت پردههای آن است، میپردازد.
">اشاره:
روزنامه الپایس اسپانیا اخیرا گفتوگویی را با نویسنده روزنامهنگار آمریکایی باب وودوارد انجام داد. این گفتوگو به مسائلی از جمله حملات 11 سپتامبر و حوادث پس از آنکه در صدر آنها جنگ عراق و بهانهها و توجیههای دروغین و پشت پردههای آن است، میپردازد.
">اشاره:
روزنامه الپایس اسپانیا اخیرا گفتوگویی را با نویسنده روزنامهنگار آمریکایی باب وودوارد انجام داد. این گفتوگو به مسائلی از جمله حملات 11 سپتامبر و حوادث پس از آنکه در صدر آنها جنگ عراق و بهانهها و توجیههای دروغین و پشت پردههای آن است، میپردازد.
ترجمه: کریم پورزبید
* چه عاملی باعث شد شما کتاب جدیدی پیرامون عراق تألیف کنید؟
** چون موضوع عراق اهمیت بسیار زیادی دارد. این جنگ دید جهان به ایالات متحده آمریکا را مشخص میکند. گویی مشخص میکند که ما چگونه به خودمان بنگریم. به همین دلیل بیل مرفی، معاونم، به من اصرار کرد که اهمیت بیشتری به جنگ عراق بدهم به علت اینکه این جنگ مرکز ثقل حوادث به شمار میرود و ضروری است که پیرامون امر بسیار مهم تلاش کرد و مطلب نوشت. از سویی آگاهی از آنچه به وقوع پیوست یا دستیابی به اطلاعات و مدارک سری بسیار مشکل است.
* اما شما عملا در مورد عراق مطلب نوشتهاید.
** بله، این درست است.
* شخص احساس میکند که شما برای بررسی این تاریخ به منظور نقل آن به صورت مستقیمتری یا بررسی کار پیشین خودتان احساس نیاز کردید.
** در مورد کتاب پیشین من یعنی «طرح حمله» که در سال 2004 به چاپ رسید باید بگویم که آن کتاب 16 ماه را از 11 سپتامبر 2001 تا آغاز جنگ عراق در مارس 2003 پوشش میدهد و کتاب «وضعیت انکار» از آغاز جنگ تا بهار 2006 را پوشش میدهد و این کتاب به معنای آن است که حوادث گوناگون است. برخی در این مورد میگویند که کتاب نخست به نفع بوش تألیف شد و کتاب اخیر به ضرر او.
اما برخی تحلیلگران آمریکایی بر این باور بودند که کتاب «طرح حمله» به علت کمیت زیاد شرح پیرامون رویاروییها و دشمنیهای میان دیک چنی، معاون رئیسجمهور و کالین پاول، وزیر امور خارجه یا میان پاول و دونالد رامسفلد وزیر دفاع، کاخسفید را میلرزاند.
مسئله مربوط به توصیف مبانی تحولات است و نه فرایند بررسی به معنای دقیق کلمه و این بهرغم آن است که من در کتاب اخیر خودم بیشتر روی رامسفلد در نخستین سال تکیه زدنش بر منصب وزارت دفاع در سال 2001، متمرکز شدهام. دوست داشتم همه چیز را به خاطر کتاب نخستم بدانم اما نتوانستم، مگر تا چندی پیش که به اطلاعات مورد نظرم رسیدم.
* رامسفلد در این کتاب شخصیت برجسته است، اینچنین است؟
** بله، رامسفلد مشکل اساسی بود... دستیابی به این داستان در گذشته مشکل بود. بسیاری از اشخاص مورد نظر همچنان در سمت خود هستند و به فعالیت خود ادامه میدهند و مشکل است آنچه را که میگویند پیگیری کرد. سؤال پیشین شما کاملا عمیق بود من بر این باورم پاسخ آن این است: بله، شخصی که همیشه کار خود را مورد بررسی و بازنگری قرار میدهد، درستاست که تغییری ایجاد نمیکند اما یک سری مسائل را شرح میدهد یا داستان را کامل میکند. این فعالیت مطبوعاتی است.
* آیا بر این باور هستید که جنگ عراق جنگ رامسفلد است؟
** تصمیم به آغاز جنگ را بوش اتخاذ کرد. در نهایت بدون تردید باید گفت جنگ عراق، جنگ بوش بود. اما تصمیم مربوط به چگونگی حمله تا حدود زیادی به رامسفلد بر میگردد و مهمتر از همه یا آنچه بیشتر مورد توجه من بود اداره مرحله بعد از جنگ است که در دست را رامسفلد بود. اداره این مرحله و ناکامی در برنامهریزی پیشین مشکل اساسی است. اینجاست که تمرکز بر رامسفلد میشود.
* در بازگشت به سالهای جوانی، بازگشت به رسوایی واترگیت، آیا بر این باور بودید که ریچارد نیکسون در وضعیت انکار زندگی میکرد؟
** من نیکسون را مورد بررسی قرار دادهام. دلایل و برهانهای زیادی همانند نوارهای ضبط شده وجود دارند که تاکید دارد که وی کاملا میدانست چه کار میکند و کرد.
* اما شما در زمان رسوایی واترگیت نمیگفتید که نیکسون در وضعیت انکار زندگی میکرد و اکنون نیز آن را نمیگویید یا بطور کلی چه میگویید؟
** نه، نمیگفتم.
* این ما را به این سمت میکشاند که بگوییم که شما میان نیکسون و بوش تفاوت قائل هستید.
** بله. حداقل تا جایی که میدانم میان این 2 تفاوت وجود دارد. بوش کسی است که به برخی اعضای مجلس سنای آمریکا میگوید: حتی اگر تنها کسانی که از من حمایت کنند فقط لورا (همسرش) و برنی (سگش) باشند از عراق عقبنشینی نمیکنم. او این را گفت و به آن باور دارد.
* همکار و دوست شما کارل برنشتاین اخیرا گفت که بوش از نیکسون بدتر است و مشکل در رسانههای گروهی نهفته است، آیا با او موافقید؟
** سؤال خوبی است. در کدام لحظه؟ منظورم این است که جنگ همچنان ادامه دارد و مخالفت مردم و کنگره رو به فزونی است. اما من میگویم که یکی از درسها این است که رئیسجمهور را نمیتوانی در حالی که وارد جنگ شده متوقف کنی. وی توان قانونی را برای بهکارگیری نیروهایی که آنها را ضروری میداند در اختیار دارد. نمیتوانی به رئیسجمهور در حالی که وارد جنگ است سرکوفت بزنی. این تصمیم اوست که دو سوم کنگره وی را همراهی کرده است. جنگ، جنگی قانونی است.
* همانطور که شما میگویید نمیتوان رئیسجمهوری وارد جنگ شده را متوقف کرد. اما ما در مورد مرحله «فروش» جنگ عراق به مردم سخن میگوییم، ما در مورد فرایند بازاریابی سخن میرانیم. در حالیکه پوشش رسوایی واترگیت در سالهای 1972 و 1974 وظیفه مطبوعات آمریکا بود، آیا عراق لحظه سقوط آن به شمار نمیرود؟
** ای کاش من پوشش و پیگیری همهجانبهای را در زمان بررسی مسئله کشتار جمعی، انجام میدادم. درست است که من در کتاب «طرح حمله» در مورد آن مطلب نوشتم اما باید بررسی بیشتری انجام میدادم. بله اشتباه از جانب من بود؛ چرا که من تعمق بیشتری در بحث نکردم.
پاول بیلار، مسئول سیآیای در خاورمیانه تا سال 2005، به من گفت: دولت بوش فرایند بازی پیرامون جنگ را آغاز کرده است.
* چرا بیلار عقب نمینشیند؟
** او این حرف را پس از آغاز جنگ گفت. بیلار همچنین به من گفت که مشکلی ندارد در گفتن اینکه جورج بوش پیرامون سلاحهای کشتار جمعی دروغ گفته است. در برابر این دلایل و برهانها چرا باید در مورد پذیرش مسئله دروغ رئیسجمهوری مقاومت کرد؟
من بر این باورم که بوش به وجود سلاحهای کشتار جمعی در عراق معتقد بود. این را سیآیای به او گفته بود. اما بوش در مسئله وجود اینگونه سلاحها مبالغه کرد.
* در اینجا سؤال سادهای است که شایسته است به آن پاسخ داده شود. چرا ایالات متحده آمریکا در عراق حضور دارد و این براساس همان سؤالی است که نورمن میلر پیرامون حضورش در ویتنام مطرح کرد؟
** اگر دلایل مختلف را بررسی کنیم اندیشههای آرمانی زیادی مییابیم. در مصاحبهای که با بوش در مورد کتابهای گذشتهام داشتم وی احساس میکند که وظیفه آزادسازی ملتها را به عهده دارد. سخن راندن بوش در مورد این نکته مرا شگفتزده کرد. وی واقعگرا نیست.
او میگوید که ما برای آزادی مردم عزم راسخ داریم.
این سخن بزرگی است، عزم و اراده و اندیشه گسترش دموکراسی و رهایی از سلاحهای کشتار جمعی. تمام اینها ادعاهایی بود که گویی میتوان به آنها در یک طرفهالعین رسید، همانطور که پل ولفوویتز یک بار گفت: جنگ 7 روز ادامه مییابد. تمام اینها به شعلهور شدن آتش جنگ کمک کرد.