تغییر ناگهانی اما قابل انتظار دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، از لحاظ واکنشهای داخلی و خارجی، یکی از مهمترین حوادث در سالهای اخیر بود. این حادثه باعث شد تا بسیاری از افراد در داخل ناچار به تغییر مواضع یکصد و هشتاد درجهای در برخورد با شکل و ماهیت مذاکرات هستهای شوند. به طوری که با کنار گذاردن ادعاهای سابق خـود در خصوص روشهای انفعالی تیم سابق مذاکرات هستهای، بر این نکته پافشاری کنند که سیاستهای کلی کشور از جمله پرونده هستهای در عالیترین نهادهای کشور بررسی و تعیین میشود و جابجایی افراد تغییری در سیاستها و راهکارهای ایران ایجاد نخواهد کرد. اما نوع اعلام خبر پذیرش استعفای لاریجانی و تعیین جانشین او نیز در نوع خود منحصر به فرد بود.
در نخستین ساعتها از اولین روز هفته، غلامحسین الهام سخنگوی دولت در گفتوگو با خبرنگاران از پذیرش استعفای دکتر لاریجانی خبر داد و در عین حال پاسخ او به سوال خبرنگاران در مورد سرنوشت مذاکرات روز سهشنبه با سولانا، نشان داد که پروسه پذیرش استعفا و تصمیم بر علنی کردن خبر آن، با سرعت زیادی انجام شده است. به طوری که مسئولان دولتی تا زمان برگزاری مصاحبه مطبوعاتی دکتر الهام، نتوانسته بودند در مورد ترکیب تیم ایرانی شرکتکننده در مذاکرات رم تصمیم قطعی بگیرند. الهام در این مورد به خبرنگاران گفت: «شرکت آقای لاریجانی در مذاکرات سهشنبه بلامانع است... از طرف ایران آقای لاریجانی یا آقای جلیلی و یا هر دو نفر در این مذاکرات شرکت خواهند کرد.» این نحوه پاسخگویی علاوه بر تعجیل در اعلام خبر استعفای لاریجانی، نشان میداد که تصمیمگیری در خصوص ترکیب هیات مذاکرهکننده، به صورت کامل در اختیار دولت و مقام موافقتکننده با استعفای لاریجانی نیست.
البته به نظر میرسد طرف مقابل یعنی سولانا نیز روند طی شده برای اعلام پذیرش استعفای لاریجانی را به دقت تعقیب میکرد و همین روند را بهانهای برای القای دو دستگی در ایران قرار داده است. روز چهارشنبه بسیاری از رسانههای جهانی ـ بهجز فراگیرترین رسانه ایران ـ این سخن را از قول سولانا پس از انجام گفتوگوها با هیات ایرانی اعلام کردند که «حضور بازیگران متعدد از سوی ایران در مساله هستهای میتواند به پیچیده شدن مذاکرات با غرب منجر شود... علی لاریجانی در گفتوگوهای هیات ایرانی نقش اصلی را ایفا میکرد، اما اگر ما با مذاکرهکنندگان مختلفی مجبور به گفتوگو شویم، این مساله از وضعیت کنونی نیز پیچیدهتر میشود.» سخنان سولانا در حالی بیان شد که احمدینژاد در جمع خبرنگاران ایرانی، لاریجانی را از دوستان خوب خود معرفی میکرد و تلاش مینمود که استعفا را یک موضوع عادی جلوه دهد که تغییری در راهبردها و راهکارهای هستهای ایران ایجاد نخواهد کرد. دبیران پیشین و کنونی شورای عالی امنیت ملی هم با تقدیم تعارفات فراوان نسبت به یکدیگر، به دنبال خنثیسازی تلاش رسانههای غربی برای اثبات وجود اختلاف در ایران بودند لاریجانی ضمن تشریح روند دموکراتیک گردش قدرت و جابجایی مدیران در ایران، جلیلی را یک جوان پرانرژی و «جلیل» مینامید که از این به بعد مذاکرات هستهای را پیگیری خواهد کرد و جلیلی نیز لاریجانی را به عنوان یکی از شخصیتهای بزرگ ایران معرفی میکرد که روش او در مذاکرات هستهای توسط تیم جدید هم تعقیب خواهد شد.
لاریجانی در گفتوگو با خبرنگاران مانند همیشه کنایههایی را نثار غربیها و عوامل آنها در منطقه کرد و برای خنثیسازی برخی تلاشهای رسانهای، «حمایت» خود از احمدینژاد را نیز اعلام کرد. البته نمایش وحدت در برابر غربیها، لاریجانی را از پاسخگویی به برخی اظهارنظرهای داخلی منصرف نکرد. الهام سخنگوی دولت در نخستین روز هفته، علت استعفای لاریجانی را مسائل شخصی و علاقه برای فعالیت در سایر عرصههای سیاسی و مدیریتی عنوان کرد. بعضی از رسانههای داخلی نیز ترجیح دادند که این استعفا را به حضور لاریجانی در رقابتهای انتخابات مجلس هشتم مربوط بدانند، اما لاریجانی با رد هر دو سخن گفت: «هرچه نگاه میکنم در خود مشکلی نمیبینم که به خاطر آن استعفا داده باشم و برای حضور در انتخابات هم نیازی به استعفا نبود، همانطور که آقای دکتر روحانی هـم، بـه صورت همزمان نماینده مجلس و دبیر شورای عالی امنیت ملی بودند.» این سخنان لاریجانی در واقع بازگویی دیپلماتیک اظهارات باهنر بود که «همکاری لاریجانی و احمدینژاد به بنبست رسید و دیگر امکان همراهی آنها با یکدیگر وجود نداشت.» تحولات انجام شده در دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی، از ابعاد دیگری هم مورد توجه قرار گرفت.
از جمله برخی رسانهها و تعدادی از نمایندگان مجلس با یادآوری شرایط 18 سال گذشته، به این نکته اشاره کردند که از ابتدای تشکیل شورای عالی امنیت ملی ـ پس از تغییر موادی از قانون اساسی در سال 68 ـ همواره مسئولیت دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی به عهده نماینده رهبری در این شورا بوده، در حالی که دبیر جدید حتی عضو شورا نیز نمیباشد. البته همین موضوع باعث افزایش گمانهزنیها در خصوص احتمال برکناری منوچهر متکی از مسئولیت وزارت امور خارجه گردید. متکی در دوران انتخابات ریاست جمهوری سال 84، سخنگوی ستاد انتخاباتی لاریجانی بود و استعفای لاریجانی باعث شد که برخی شایعات منتشر شده در ماههای اخیر در خصوص تسری موج تغییر وزیران به وزیر امور خارجه، شدت یابد.
یکی از رسانههای جدیدالتاسیس وابسته به اصولگرایان، از احتمال جایگزینی سعید جلیلی به جای متکی خبر داد و اعلام کرد با این جابجایی، مشکل عدم عضویت جلیلی در شورای عالی امنیت ملی نیز حل خواهد شد، زیرا وزیر امور خارجه، یکی از اعضای حقوقی آن شورا میباشد.
نحوه انعکاس استعفای لاریجانی در رسانههای داخلی نیز از ویژگیهای استثنایی این خبر بود. اکثر روزنامههای نزدیک به جناح اصولگرا که تا دو سال قبل علاقه زیادی به انعکاس مواضع لاریجانی ـ به ویژه آنچه میتوانست علیه اصلاحطلبان تلقی شود ـ داشتند خبر استعفای او را بسیار کمرنگ و در حد «رفتن لاریجانی و آمدن جلیلی» منعکس کردند. شاید روابط نه چندان دوستانه رسانههای اصلاحطلب با لاریجانی، رسانههای محافظهکار را مطمئن ساخته بود که خبر استعفای دبیر شورای عالی امنیت ملی انعکاس قابل توجهی در رسانههای اصلاحطلب نخواهد داشت و آنها با همین تصور، گمان میکردند موضوع در حد انعکاس کمرنگ در رسانههای محافظهکار خاتمه خواهد یافت. اما نه تنها فرضیه محافظهکاران در این مورد، غلط از آب درآمد بلکه روزنامههای اصلاحطلب بدون استثنا موضوع را به تیتر اول تبدیل و سرمقالههایی در این مورد نوشتند و بسیاری از شخصیتهای نزدیک به جناح محافظهکار هم به اظهار تاسف از پذیرش استعفای لاریجانی پرداختند.
از جمله دکتر ولایتی، که در زمان انتخابات ریاست جمهوری سال 84، در اعتراض به نحوه گزینش «کاندیدای واحد» جبهه اصولگرایان ـ علی لاریجانی ـ از دور رقابتها کنارهگیری کرده بود، تاسف خود از کنارهگیری لاریجانی از دبیری شورای عالی امنیت ملی را در قالب این عبارت بیان کرد که «اگر این اتفاق نمیافتاد، حتما بهتر بود. در شرایط حساس و مهمی که پرونده هستهای مطرح است، بهتر بود که این نوع تحولات مهم اتفاق نیفتد و یا حتیالامکان از آن جلوگیری میشد. بهتر بود در فضای منفی موجود بینالمللی علیه ایران، مسئولان با کمی خویشتنداری به مسیر حاکم بر پرونده هستهای ادامه میدادند و مشکلات را در بین خود حل میکردند». البته ولایتی فرصت را مغتنم شمرد و ضمن تاکید بر لزوم قدردانی از زحمات لاریجانی، گفت: «باید از کارهای آقای دکتر روحانی ـ دبیر پیشین شورای عالی امنیت ملی ـ هم قدردانی کنیم. بنده شاهد بودم که آقای روحانی در آن دوران زحمات زیادی کشیدند، ایشان در هر دوره سیاستهای نظام را اجرا میکردند، اینطور نبود که آقای خاتمی و آقای روحانی سرخود سیاستی را اعمال کنند.»
این اظهارات، برخی رسانهها را ناچار کرد تا با برگشتن به موضعگیریهای قبل از استعفای اخیر، ولایتی را مورد حمله قرار دهند که چرا از عملکرد روحانی و خاتمی در پرونده هستهای دفاع کردند. حملات به ولایتی در حالی انجام شد که رسانههای محافظهکار در ابتدای هفته اصرار زیادی بر این موضوع داشتند که سیاستهای هستهای توسط دبیر شورای امنیت ملی تعیین نمیشود و نشستن جلیلی بر کرسی لاریجانی هیچ تغییری در روند مذاکرات هستهای ایجاد نخواهد کرد. این موضعگیری در واقع تایید این نکته بود که با تغییر روحانی و جایگزینی لاریجانی به جای او نیز تغییری در سیاستهای هستهای ایجاد نشده بود!