تاریخ انتشار : ۰۷ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۳:۳۱  ، 
شناسه خبر : ۳۸۶۲۱
نگاهی به شرایط فعلی ایران اسلامی در نظام بین‌الملل
اشاره‌: ایران اسلامی در روزهای باشکوهی قرار دارد. اختلاف در میان کشورهای عضو دائم شورای ‌امنیت ‌سازمان ‌ملل‌ متحد بر سر پرونده هسته‌ای تهران فرصتهای مناسب بین‌المللی پیش روی ایران را تقویت نموده است. در این میان برخی اظهارنظرها حاکی از آن است که تهران در وضعیت ویژه‌ای قرار دارد. به راستی منظور از شرایط ویژه چیست و شرایط ویژه چه مقتضیاتی دارد؟

آیا ایران در شرایط ویژه قرار دارد؟

در دو حالت می‌توان اظهار داشت که یک کشور در شرایط ویژه قرار دارد. حالت اول زمانی است که وزن تهدیدات پیش روی یک کشور از وزن فرصتها بیشتر شده باشد. در این حالت بحرانهای متعدد داخلی و خارجی اطراف کشور را فراگرفته و فضای تنفس سیاسی آن را تنگ می‌نمایند. در حالت دوم، وزن فرصتهای پیش روی یک کشور از وزن تهدیدات موجود در برابر آن بیشتر خواهد شد. در این صورت اصالت با فرصت است. حال آنکه در حالت قبلی تهدیدها اصالت دارند. پس شرایط ویژه همواره حامل بار معنایی منفی نیست. با این مقدمه وارد فضای سیاسی ایران می‌شویم. آیا ایران در شرایط ویژه قرار دارد؟ پاسخ این سوال را می‌توان با استناد به شرایط موجود بیان نمود. "کسب فرصت‌ها" و "دفع تهدیدها" در حیات سیاسی هر کشور حکم دو الزام را دارند. در سایه این دو عامل، موفقیت یا عدم موفقیت یک نظام سیاسی رقم می‌خورد. رابطه میان کسب فرصت‌ها و دفع تهدیدها نیز رابطه‌ای مستقیم و موازی است.

فارغ از بحث‌های تئوریک مقدماتی در خصوص تهدیدات و فرصت‌ها وارد فضای سیاسی جمهوری اسلامی ایران می‌شویم. به راستی ایران اسلامی هم‌اکنون در کدام فاز قرار دارد؛ فاز تهدید یا فاز فرصت؟ اگر بخواهیم پاسخ این سوال را براساس اظهارات جریان‌های منتقد دولت نهم بدهیم باید بگوییم که تهران در فاز تهدید قرار داشته و شرایط ویژه‌ای بر کشور حکمفرماست اما "واقعیت نظام بین‌الملل" و "شرایط داخلی ایران"‌ به عنوان دو فاکتور عینی، ارزیابی گروه‌های مخالف دولت اصولگرا را خدشه‌دار می‌سازد. جهت دریافتن پاسخ اینکه کشور در کدام فاز قرار دارد باید به ارزیابی واقع‌بینانه مصادیق تهدیدها و فرصت‌‌ها پرداخت. بارزترین مسئله‌ای که اصلاح‌طلبان از آن به عنوان تهدید یاد می‌کنند واکنش کشورهای 1+5 در خصوص فعالیت‌های هسته‌ای ایران است. ایجاد شکاف در 1+5 و ناکامی کاخ‌سفید در تداوم فشارهای یک‌جانبه علیه تهران این تهدید را صوری و بی‌اثر ساخته است، از این‌رو یک "تهدید پوشالی" را نباید در قالب "تهدیدی فراگیر"‌ و "خطرناک" مورد استناد قرار داد. قاعده‌ای که مخالفان اصولگرایی ترجیح می‌دهند آن را نادیده انگارند.

هنگامی که وارد فاز فرصت‌ها و مصداق‌یابی آنها می‌شویم به نتایج قابل توجهی دست پیدا می‌کنیم، نتایجی از قبیل اینکه فرصت‌های موجود در ایران مجالی جهت عرض اندام تهدیدات بالقوه خارجی باقی نمی‌گذارد.

در این خصوص لازم است به برخی موارد اشاره نمود که در کل نشان‌دهنده اصالت داشتن فرصتها در فضای سیاسی کنونی جمهوری اسلامی ایران هستیم.

نفت 100 دلاری" در ذات خود یک فرصت است. اگر این فرصت در جهت چینش دوباره پازل‌های اقتصادی و بازنگری در فرمول‌های بودجه‌ریزی مورد استفاده قرار گیرد، فرصت‌های کلان به صورت سلسله‌وار در سیکل اقتصادی کشور به گردش درمی‌آیند. رشد، توسعه و چشم‌‌انداز اقتصادی ایران که اخیرا از سوی بانک جهانی مورد تائید قرار گرفته است نمادی از زایش فرصت‌های جدید اقتصادی، تجاری و صنعتی در ایران است. در حوزه سیاست خارجی، ایران علاوه‌ بر آنکه خود را به عنوان برترین قدرت معرفی نموده است با اتخاذ دیپلماسی فعال و راهبردی به نقطه اتصال‌دهنده کشورها و سازمان‌های بین‌المللی مانند شانگهای و خزر تبدیل شده است. "تهران" به عنوان نقطه‌ای استراتژیک و تاثیرگذار نقش بلاانکاری در تحولات خاورمیانه دارد. از این‌رو تئوریسین‌های غربی مانند برژینسکی زندگی غرب در کنار ایران هسته‌ای را به عنوان تنها راه پیش‌روی خود ذکر می‌کنند. رویکرد فعال دیپلماسی ایران در کل فرصت‌زا است. این فرصت‌زایی طی ماه‌های اخیر به شدت تقویت شده است.

در سیاست داخلی شاهد پویایی دولت نهم در خدمت‌رسانی به مردم هستیم. سفرهای استانی رئیس‌جمهور و دیدار چهره به چهره مسئولان دولتی با مردم دور افتاده‌ترین نقاط کشور به صورت خودکار سبب همگرایی دولت و شهروندان می‌شود. این همگرایی فرصت‌های بالقوه داخلی کشور را به حالت بالفعل تبدیل می‌کند. اتحاد ملی در مقابل دشمنان ایران نیز در سایه همین همگرایی عینیت می‌یابد. در طول دو سال اخیر ضریب امنیت اجتماعی کشور افزایش چشمگیر و قابل تحسینی داشته است. در این مدت شاهد سقوط و سردرگمی اخلالگران امنیت عمومی و به تبع آن بالا رفتن سطح امنیت اجتماعی در کشور بودیم. افزایش سطح امنیت اجتماعی کشور مترادف با به وجود آمدن فرصت‌های جدید رفاهی، اقتصادی و شهروندی در متن جامعه است.

در حوزه علم، تحقیقات و فناوری ایران اسلامی حرکت موثری را آغاز کرده است. موفقیت دانشمندان ایرانی در پیوستن به باشگاه هسته‌ای جهان نمونه‌ای از این حرکت موثر محسوب می‌شود. این توسعه در زمینه‌های متعدد پژوهشی و علمی ادامه دارد و دامنه آن هر لحظه گسترده‌تر می‌شود. با توسعه علمی کشور تهدیدها به گونه‌ای ملموس کمرنگ شده و فرصت‌ها مجال مناسبی جهت خودنمایی پیدا می‌کنند.

بررسی مسئله از منظری دیگر

"سرگئی لاوروف" وزیر امور خارجه روسیه اخیرا اعلام کرده است که آمریکا تنها مخالف برنامه‌های هسته‌ای ایران در میان کشورهای 1+5 محسوب می‌شود. از سوی دیگر جرج بوش تاکید نموده است که پرونده هسته‌ای ایران باید در قالبی دیپلماتیک مورد حل و فصل قرار گیرد. حاصل جمع سخنان لاوروف و بوش "بحرانی نبودن شرایط بین‌المللی ایران" است. میان مقابله با بحران و بحران‌سازی کاذب تمایزی آشکار وجود دارد. بر این اساس‌ "مقابله با بحران" محصول واقع‌بینی و مصداق‌یابی موثر در سیاست خارجی یک کشور است. این مقابله در نهایت سبب پویایی و حرکت رو به رشد دولت‌ها و ملت‌ها می‌شود. اما در بحران‌سازی کاذب شاهد چینش مغرضانه پازل‌های امنیتی و سیاسی یک کشور توسط جریان‌های مداخله‌گر خارجی یا جریان‌های ناراضی داخلی هستیم. "بحران‌سازی کاذب" بازدارنده بوده و در ذات خود حامل پیام ایستایی است.

مدتی است که گروه‌های اصلاح‌طلب سعی دارند اوضاع کشور را ویژه و بحرانی جلوه دهند اما این ادعا با قراین خارجی تطابق ندارد. از این‌رو اقدام اصلاح‌طلبان را باید در قالب و چارچوب "بحران‌سازی کاذب"‌ مورد بحث و بررسی قرار داد. واقعیت امر این است که منافع ملی و همگرایی امنیتی و داخلی مقولاتی با اهمیت هستند که خدشه‌دار نمودن آنها به هیچ عنوان قابل پذیرش و توجیه نیست. اصلاح‌طلبان نباید در جهت دستیابی به اهداف و اغراض سیاسی خود امنیت ملی و چهره باثبات ایران اسلامی را خدشه‌دار نمایند. ایران به هیچ عنوان در شرایط ویژه قرار ندارد. این حقیقت را می‌توان از اظهارات اخیر لاوروف و بوش به‌طور کامل استنباط نمود. بحران‌سازی کاذب در شرایط غیربحرانی فرمولی ناکارآمد است که مولدان آن فرجامی جز شکست و رسوایی سیاسی ندارند.

آنالیز اوضاع سیاسی ایران طی سال‌های اخیر نشان می‌دهد که هوچی‌گری‌های اپوزیسیون‌ داخلی و همنوایی آنها با جریان‌های تهدیدکننده خارجی نتیجه مطلوبی برای آنها به همراه نداشته است. اقتدار ملت ایران و حرکت رو به رشد تهران در معادلات منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای مانع از به فعلیت رسیدن خواسته‌ها و اهداف کشورهای غربی می‌شود. به همین منوال جریان‌های داخلی همگرا با جریان‌های مداخله‌‌گر خارجی نیز در مقابل حقیقت ایران قدرتمند همواره سر تعظیم فرود آورده‌اند.

در نهایت اینکه جمهوری اسلامی ایران در حال طی کردن یکی از بهترین دوران حیات سیاسی خود در نظام بین‌الملل است. ناکامی کاخ سفید و تروئیکای اروپایی در برخورد سلبی با تهران همچنان ادامه دارد. به راستی باید اذعان نمود که کشور از زاویه‌ای دیگر در شرایط ویژه‌ای قرار دارد شرایطی که "اقتدار" و "درایت" دو مولفه اساسی نهفته در آن محسوب می‌شوند.