بین الملل >>  بین الملل >> نبض بین الملل
تاریخ انتشار : ۲۲ دی ۱۴۰۴ - ۰۸:۵۸  ، 
شناسه خبر : ۳۸۶۳۴۹
بصیرت تهدیدات آمریکا علیه مکزیک و کلمبیا را بررسی می‌کند
تغییرات در ساختار سیاسی کشورهایی همچون بولیوی، شیلی، هندوراس ، اکوادور، پرو، آرژانتین با ماهیتی غرب‌گرا این تصور را در سران آمریکا ایجاد کرده است که می‌توانند به صورت زنجیره وار سایر کشورهای آمریکای لاتین را به تسلیم شدن وادار سازند تا به زعم خویش سلطه آمریکا بر آمریکای لاتین بار دیگر محقق شود.
پایگاه بصیرت / قاسم غفوری
ترامپ رئیس جمهور آمریکا در ادامه تهدیدات علیه کشورهای آمریکایی لاتین ادعای گزینه نظامی علیه کلمبیا و مکزیک را مطرح کرده است. در یک بازی تکراری ترامپ تهدید کرد برای مبارزه با کارتل‌های مواد مخدر، ممکن است به مکزیک حمله کند. وی گفت: رئیس جمهوری مکزیک، خانم محترمی است اما نمی‌توان مکزیک را به حال خود رها کرد، زیرا کارتل‌ها در مکزیک تصمیم گیرنده هستند. پیش از این نیز ترامپ کلمبیا را به اقدام نظامی با ادعای مقابله با مواد مخدر تهدید کرده بود. این رویکرد تهدید آمیز از سوی ترامپ در حالی صورت می‌گیرد که پیش از این ترامپ ونزوئلا را کانون قاچاق مواد مخدر آمریکای جنوبی عنوان کرده و با این ادعا نیز اقدام به گزینه نظامی و ربایش مادورو رئیس جمهور قانونی این کشور کرده بود. تغییر مواضع ترامپ از ونزوئلا به سمت مکزیک و کلمبیا در کنار آنکه فریبکاری او در قبال ونزوئلا را آشکار می سازد، بیانگر حقایقی است که از چند منظر قابل توجه است.
نخست آنکه ترامپ در حالی ونزوئلا را هدف قرار داد که ادعای وی مبنی بر محور بودن این کشور در قاچاق مواد مخدر رنگ باخت، چنانکه از زبان ریایش مادورو عملا آمریکا هیچ اقدامی برای آنچه مبارزه با مواد مخدر نامیده صورت نداده و صرفا به دنبال سلطه بر منابع نفت این کشور با ادعای سرمایه گذاری آمریکایی‌هاست. این مسئله اکنون به یک رسوایی بزرگ برای ترامپ مبدل شده است، لذا می‌توان گفت که او با تکرار این ادعا علیه مکزیک و کلمبیا به دنبال سرپوش گذاشتن بر این رسوایی بزرگ است. نکته مهم آنکه ترامپ در حالی بر این تصور بود که با برداشتن مادورو انقلاب بولیواری در ونزوئلا شکست خواهد خورد که باقی ماندن حاکمیت در دست نزدیکان مادورو و نیز توان آنها در اداره امور کشور رویاهای ترامپ در ونزوئلا را به باد داده است. ترامپ در حالی با ادعاهایی همچون آمادگی رودریگز رئیس جمهور موقت ونزوئلا برای سفر به آمریکا و نیز اعلام ضرب الاجل برای شرکت‌های آمریکایی جهت سرمایه گذاری 100 میلیارد دلاری بر صنایع نفت ونزوئلا به دنبال سرپوش نهادن بر این ناکامی‌ها بوده است که این حربه نیز چندان دوام نیاورد، چنانکه از یک سو دولتمردان ونزوئلا سفر رودریگز به آمریکا را تکذیب کردند و از سوی دیگر گزارش‌ها نشان داد که شرکت‌های نفتی از قابل اجرا نبودن خواست ترامپ مبنی بر سرمایه‌گذاری در صنعت نفت ونزوئلا خبر داده‌اند. در این شرایط به نظر می رسد ترامپ با کشاندن دامنه جنگ به سایر کشورهای آمریکای لاتین به دنبال انحراف افکار عمومی از این وضعیت است در حالی که همزمان نیز برآن است تا کشورهای این منطقه را گرفتار اشتباه محاسباتی قدرت نظامی آمریکا نماید تا در نهایت این کشورها به تسلیم شدن در برابر سلطه آمریکا وادار شوند. تغییرات در ساختار سیاسی کشورهایی همچون بولیوی، شیلی، هندوراس، اکوادور، پرو، آرژانتین با ماهیتی غرب‌گرا این تصور را در سران آمریکا ایجاد کرده است که می‌توانند به صورت زنجیره وار سایر کشورهای آمریکای لاتین را به تسلیم شدن وادار سازند تا به زعم خویش سلطه آمریکا بر آمریکای لاتین بار دیگر محقق شود. رویکردی که در کنار اهداف سلطه گرایانه آمریکا نشأت گرفته از خواست صهیونیست‌ها برای فلسطینی زدایی در این منطقه است، چنانکه در طول دو سال گذشته آمریکای لاتین حمایت‌های گسترده‌ای از فلسطین داشته است. 
وضعیت کنونی هر چند نشانگر شتاب گرفتن قطار ضعف آمریکاست اما خطر تحرکات نظامی آمریکا را نیز افزایش می دهد که قوی شدن کشورها و نیز اجماع جهانی در برابر نظامی‌گری‌های آمریکا یک ضرورت برای مقابله با جاه طلبی‌های یک جانبه گرایانه این کشور است. 
واقعیت جهانی چیست؟ 
نکته مهم دیگر در باب تهدیدات آمریکا علیه سایر کشورها از جمله کلمبیا، مکزیک، گرینلند و حتی به آشوب کشاندن فضای داخلی کشورها قابل توجه است و سران این کشور به دنبال کتمان آن هستند، طرح کلان جهانی برای مقابله با چین است. هر چند که راهبرد امنیت ملی آمریکا ادعا دارد که به دنبال رویکرد رقابتی به جای تقابلی با پکن است، اما در عمل ماهیت تقابلی گذشته را در ابعاد گسترده‌تری در پیش گرفته است. پس از شکست آمریکا در جنگ تعرفه‌ها در برابر چین، رویکرد آمریکا به سمت حذف مراکز ارتباطی چین پیش رفته است. بخشی از این طراحی در قالب به اصطلاح صلح اوکراین بوده، چنانکه برای دور ساختن روسیه از چین، آمریکا از واگذاری بخش‌هایی از خاک اوکراین به این کشور خبر داد. بهره‌گیری از رژیم صهیونی برای ناامن ماندن غرب آسیا و وادار سازی کشورهای عربی بخش دیگری از این طراحی بوده است. بخش مهمی از سناریوی آمریکا را محروم سازی چین از انرژی تشکیل می‌دهد که اقدام نظامی علیه ونزوئلا به عنوان یکی از اصلی‌ترین منابع نفتی چین در این چارچوب قابل ارزیابی است. گرینلند به عنوان یکی از منابع مهم زیر زمینی با موقعیت جغرافیایی در قطب شمال نیز بعد دیگر این طراحی است چنانکه این روزها ترامپ به رغم همپیمان بودن با اروپا در ناتو از اشغال این منطقه سخن گفته است. به نظر می‌رسد بخشی از تحرکات آمریکا برای تبدیل اعتراضات معیشتی ایران به آشوب و اغتشاش در کنار کینه توزی و جنگ افروزی علیه جمهوری اسلامی ایران، استمرار طراحی علیه چین باشد که از یک سو به دنبال محروم سازی آن از انرژی ایران است و از سوی دیگر با سوریه‌سازی و لیبی سازی ایران به دنبال حذف اصلی ترین کریدور جاده ابریشم هستند که بخش عمده‌ای از طراحی جهانی چین، شانگهای و بریکس را از میان خواهد برد. با توجه به این مولفه‌ها می‌توان گفت که طیف گسترده‌ای از رفتارهای جهانی آمریکا از جمله آنچه در آمریکای لاتین از جمله علیه کلمبیا و مکزیک صورت می گیرد را می‌توان در راهبرد جهانی آمریکا مورد ارزیابی قرار داد. روندی که نشان می‌دهد عملا آمریکا دیگر توان قدرت نرم و اقتصاد برای یک جانبه گرایی جهانی را ندارد و به سمت نظامی گری عریان پیش رفته است که اختصاص 901 میلیارد دلار بودجه نظامی که به دنبال افزایش آن تا یک هزار و 500 میلیارد دلار است و نیز میلیاردها دلار برای افزایش غنی سازی و نوسازی تسلیحات هسته‌ای نمودی از این رفتار است. وضعیتی که هر چند نشانگر شتاب گرفتن قطار ضعف آمریکاست اما خطر تحرکات نظامی آمریکا را نیز افزایش می دهد که قوی شدن کشورها و نیز اجماع جهانی در برابر نظامی‌گری‌های آمریکا یک ضرورت برای مقابله با جاه طلبی‌های یک جانبه گرایانه این کشور است.