زیر ذره‌بین:

تهدید اخیر پوتین مبنی بر هدف قرار دادن کشورهای اروپایی با موشک‌های روسی، روابط آمریکا با روسیه را به شدت در سراشیبی قرار داده است. موضع‌گیری احمقانه آمریکا بر سر استقرار سیستم دفاع موشکی در نزدیکی روسیه مهم‌ترین عامل افزایش تنش‌ها در روابط مسکو و واشنگتن محسوب می‌شود. در چنین شرایطی آمریکا باید به دنبال آرامش و تداوم سیاست استراتژیک در روابط با روسیه باشد و از بروز تنش جلوگیری کند. چرا که در شرایط بحرانی تنها روسیه است که به حداکثر منافع خود دست خواهد یافت و بطور قطع آمریکا بازنده چنین بازی خطرناکی خواهد بود.

">

زیر ذره‌بین:

تهدید اخیر پوتین مبنی بر هدف قرار دادن کشورهای اروپایی با موشک‌های روسی، روابط آمریکا با روسیه را به شدت در سراشیبی قرار داده است. موضع‌گیری احمقانه آمریکا بر سر استقرار سیستم دفاع موشکی در نزدیکی روسیه مهم‌ترین عامل افزایش تنش‌ها در روابط مسکو و واشنگتن محسوب می‌شود. در چنین شرایطی آمریکا باید به دنبال آرامش و تداوم سیاست استراتژیک در روابط با روسیه باشد و از بروز تنش جلوگیری کند. چرا که در شرایط بحرانی تنها روسیه است که به حداکثر منافع خود دست خواهد یافت و بطور قطع آمریکا بازنده چنین بازی خطرناکی خواهد بود.

">

زیر ذره‌بین:

تهدید اخیر پوتین مبنی بر هدف قرار دادن کشورهای اروپایی با موشک‌های روسی، روابط آمریکا با روسیه را به شدت در سراشیبی قرار داده است. موضع‌گیری احمقانه آمریکا بر سر استقرار سیستم دفاع موشکی در نزدیکی روسیه مهم‌ترین عامل افزایش تنش‌ها در روابط مسکو و واشنگتن محسوب می‌شود. در چنین شرایطی آمریکا باید به دنبال آرامش و تداوم سیاست استراتژیک در روابط با روسیه باشد و از بروز تنش جلوگیری کند. چرا که در شرایط بحرانی تنها روسیه است که به حداکثر منافع خود دست خواهد یافت و بطور قطع آمریکا بازنده چنین بازی خطرناکی خواهد بود.

">

زیر ذره‌بین:

تهدید اخیر پوتین مبنی بر هدف قرار دادن کشورهای اروپایی با موشک‌های روسی، روابط آمریکا با روسیه را به شدت در سراشیبی قرار داده است. موضع‌گیری احمقانه آمریکا بر سر استقرار سیستم دفاع موشکی در نزدیکی روسیه مهم‌ترین عامل افزایش تنش‌ها در روابط مسکو و واشنگتن محسوب می‌شود. در چنین شرایطی آمریکا باید به دنبال آرامش و تداوم سیاست استراتژیک در روابط با روسیه باشد و از بروز تنش جلوگیری کند. چرا که در شرایط بحرانی تنها روسیه است که به حداکثر منافع خود دست خواهد یافت و بطور قطع آمریکا بازنده چنین بازی خطرناکی خواهد بود.

">

زیر ذره‌بین:

تهدید اخیر پوتین مبنی بر هدف قرار دادن کشورهای اروپایی با موشک‌های روسی، روابط آمریکا با روسیه را به شدت در سراشیبی قرار داده است. موضع‌گیری احمقانه آمریکا بر سر استقرار سیستم دفاع موشکی در نزدیکی روسیه مهم‌ترین عامل افزایش تنش‌ها در روابط مسکو و واشنگتن محسوب می‌شود. در چنین شرایطی آمریکا باید به دنبال آرامش و تداوم سیاست استراتژیک در روابط با روسیه باشد و از بروز تنش جلوگیری کند. چرا که در شرایط بحرانی تنها روسیه است که به حداکثر منافع خود دست خواهد یافت و بطور قطع آمریکا بازنده چنین بازی خطرناکی خواهد بود.

">

زیر ذره‌بین:

تهدید اخیر پوتین مبنی بر هدف قرار دادن کشورهای اروپایی با موشک‌های روسی، روابط آمریکا با روسیه را به شدت در سراشیبی قرار داده است. موضع‌گیری احمقانه آمریکا بر سر استقرار سیستم دفاع موشکی در نزدیکی روسیه مهم‌ترین عامل افزایش تنش‌ها در روابط مسکو و واشنگتن محسوب می‌شود. در چنین شرایطی آمریکا باید به دنبال آرامش و تداوم سیاست استراتژیک در روابط با روسیه باشد و از بروز تنش جلوگیری کند. چرا که در شرایط بحرانی تنها روسیه است که به حداکثر منافع خود دست خواهد یافت و بطور قطع آمریکا بازنده چنین بازی خطرناکی خواهد بود.

"> اجتناب از جنگ سرد
تاریخ انتشار : ۱۴ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۲:۱۷  ، 
شناسه خبر : ۳۸۶۵۹
ضرورت تنش‌زدایی در روابط آمریکا و روسیه

زیر ذره‌بین:

تهدید اخیر پوتین مبنی بر هدف قرار دادن کشورهای اروپایی با موشک‌های روسی، روابط آمریکا با روسیه را به شدت در سراشیبی قرار داده است. موضع‌گیری احمقانه آمریکا بر سر استقرار سیستم دفاع موشکی در نزدیکی روسیه مهم‌ترین عامل افزایش تنش‌ها در روابط مسکو و واشنگتن محسوب می‌شود. در چنین شرایطی آمریکا باید به دنبال آرامش و تداوم سیاست استراتژیک در روابط با روسیه باشد و از بروز تنش جلوگیری کند. چرا که در شرایط بحرانی تنها روسیه است که به حداکثر منافع خود دست خواهد یافت و بطور قطع آمریکا بازنده چنین بازی خطرناکی خواهد بود.


روابط آمریکا با روسیه در سراشیبی قرار گرفته است. تهدید اخیر ولادیمیر پوتین رئیس‌جمهور روسیه برای هدف گرفتن بعضی متحدان اروپایی آمریکا با موشک‌های روسی آخرین نمونه از تنش میان دو طرف بود.

دوستی میان بوش و پوتین که چند سال پیش، بعد از سخنان احساسی بوش درباره روح عمیق همتای روس‌اش شروع شد، نتوانسته جلوی این وخامت اوضاع را در روابط دو طرف بگیرد. دوستی‌های گذشته در مقاطع مختلف میان نیکسون و برژنف وکلینتون و یلتسین در نهایت به ناامیدی منجر شد. اما حتی چنین سابقه‌ای هم مانع از آن نشد که کاندولیزا رایس وزیر خارجه آمریکا نگوید؛ «رابطه آمریکا و روسیه در بهترین شرایط در طول تاریخ قرار دارد.» مطمئنا پیش از آنکه اوضاع بیش از این از کنترل خارج شود باید کاری کرد. بوش باید این نکته را در نشست ماه آینده خود با پوتین در ذهن داشته باشد.

دلایل زیادی برای این سردی روابط وجود دارد اما هیچ کدام به اندازه جنگ‌های تاسف‌باری که دو کشور شروع کرده‌اند محکم نیست. روسیه در چچن می‌جنگد و آمریکا در عراق. این جنگ‌ها دورنمایی را که یک دهه پیش همه از آن سخن می‌گفتند تخریب کرد. دورنمای همکاری آمریکا و روسیه بر پایه ارزش‌های مشترک و در هم شکستن خطوط جداکننده جنگ سرد و به واسطه آن بالا رفتن امنیت جهانی و توسعه ارتباطات دو سوی آتلانتیک اکنون دیگر وجود ندارد. جنگ در چچن مسیر حرکت به سوی دموکراسی در روسیه را دچار عقب گرد کرد. این جنگ بی‌رحمانه از سوی پوتین شروع شد و نه تنها کشوری کوچک را نابود کرد، بلکه به سرکوب بیشتر سیاسی در داخل روسیه و شدت گرفتن فضای اقتدارگرایی در این کشور منجر شد. پوتین از موفقیت خود در سامان دادن به اوضاع پرهرج و مرج جامعه روسیه بعد از فروپاشی شوروی سوء‌استفاده کرد و با تقویت قدرت خود، اقتدارگرایی را در پیش گرفت. جنگ در چچن به نبردی شخصی برای او تبدیل شد تا به واسطه آن، قدرت از دست رفته کرملین را احیا کند.

از زمان شروع این جنگ طبقه‌ای جدید که از همان «ک گ ب»‌ قدیم ریشه گفته بود و همچنین الیگارش‌های اقتصادی جدید به عرصه سیاستگذاری تحت کنترل پوتین پا گذاشتنند. این طبقه نخبه جدید ناسیونالیسم را به عنوان جایگزینی برای کمونیسم انتخاب کردند و در مقابله با مخالفان سیاسی خود دست به خشونت می‌زدند. پوتین بارها قتل آناپلیتکوفسکایا، خبرنگار روسی را که درباره جنایات صورت گرفته در جنگ چچن افشاگری می‌کرد، بی‌ارتباط با دولت اعلام کرد. کرملین همچنین دست داشتن در مسمومیت و قتل یک مامور سابق «ک گ ب» در لندن را هم رد می‌کند. از آن زمان به بعد رسانه‌های جمعی روسیه با فشارهای سیاسی بیشتری هم روبه رو هستند.

سکوت عجیب غرب در مقابل این اتفاقات از نگاه تیزبین پوتین پنهان نمانده است. دولت بوش در مقابل اتفاقات چچن بی‌تفاوت بوده است و بعد از 11 سپتامبر حتی ادعای پوتین را مبنی بر اینکه جنگ چچن بخشی از جنگ اعلام شده بوش با تروریسم است پذیرفت. حتی مرگ یک خبرنگار و یک مامور سابق امنیتی هم کوچکترین واکنشی از سوی کاخ سفید به دنبال نداشت. این بی‌تفاوتی از ناحیه آمریکا را نباید تنها به حساب گفتمان اخلاقی کاخ سفید گذاشت. روسیه به این دلیل چندان مورد انتقاد قرار نگرفته که تاثیرات فجیع جنگ عراق بر سیاست خارجی آمریکا اجازه چنین کاری را به واشنگتن نداده است. گوانتانامو مشروعیت بین‌المللی آمریکا را یک شبه از میان برد. ادعاها و مدارک ساختگی درباره سلاح‌های کشتار جمعی عراق اعتبار آمریکا را مخدوش کرد. ادامه درگیری و هرج و مرج و آشوب در عراق دیگر احترام و اعتباری برای آمریکا به عنوان یک ابرقدرت باقی نگذاشته است. به همین دلیل آمریکا به کمک و حمایت روسیه در حوزه‌هایی مانند کره‌شمالی و ایران نیاز دارد.

در نتیجه اکنون دو انگیزه خطرناک، رفتارهای کرملین را هدایت می‌کند. یکی اطمینان از عدم ناخشنودی آمریکا و دیگری به وجود آمدن این فرض که روسیه هر کاری که بخواهد به ویژه در حیاط خلوت ژنوپلتیک خود می‌تواند انجام دهد. انگیزه اول موجب شده که مسکو جایگاه تخریب شده آمریکا به عنوان یک ابرقدرت را بیش از پیش مورد خدشه قرار دهد و حتی امیدوار باشد که روسیه هم به همان سرنوشتی دچار شود که شوروی دچار شد. استراتژیست‌های کرملین اکنون زمانی را پیش‌بینی می‌کنند که آمریکا بیشتر از قبل در عراق و حتی در جنگ با ایران درگیر شود و این شرایط موجب افزایش چشمگیر قیمت نفت شده و موقعیت روسیه بیش از قبل تقویت شود. انگیزه دوم یعنی آسودگی خیال از اینکه روسیه آزاد است هر کاری که بخواهد در عرصه جهانی انجام دهد، مسکو را وسوسه کرده تا کشورهایی مانند گرجستان و اوکراین را تحت فشار قرار دهد و امور داخلی کشورهایی مانند استونی را از نزدیک زیر نظر بگیرد. لیتوانی را تحت تحریم نفتی قرار دهد، دسترسی به منابع انرژی به آسیای میانه را انحصاری کند و برای اروپا خط و نشان بکشد. در همه این موارد آمریکا به خاطر جنگ عراق منفعل بوده است.

به رغم همه تنش‌هایی که در رابطه میان آمریکا و روسیه وجود دارد، هنوز نمی‌توان توصیف جنگ سرد را برای این رابطه به کاربرد. همه چیز در درازمدت آن طور که حاکمان کرملین می‌خواهند پیش نخواهد رفت. به رغم پیشرفت‌های اقتصادی روسیه، دورنمای اقتصاد این کشور چندان مطمئن نیست. جمعیت روسیه به طرز چشمگیری در حال کاهش است و این در حالی است که همسایگان آسیایی این کشور روزبه‌روز از نظر اقتصادی و نظامی در حال رشد هستند. روسیه هنوز از نبود زیر ساخت‌های نیرومند رنج می‌برد. روسیه اگر چه از نظر منابع نفت و گاز بسیار نیرومند است و رهبران این کشور خود را غول انرژی می‌نامند، اما از جهاتی به کشوری مانند نیجریه شبیه است. فساد و پول‌شویی باعث هدر رفتن بخش عمده‌ای از ثروت این کشور می‌شود.

در چنین شرایطی آمریکا باید به دنبال آرامش و سیاستی استراتژیک در روابط با روسیه باشد و از تنش‌هایی مانند اتفاقات احمقانه بر سر استقرار سیستم دفاع موشکی در نزدیکی روسیه اجتناب کند. منافع روسیه در جنگ میان آمریکا و ایران بهتر و بیشتر تامین می‌شود. بنابراین آمریکا باید مذاکرات با ایران را پیگیری کند. اما آمریکا باید بر سر بعضی موضوعات مانند فشار روسیه بر همسایگانش پافشاری کند. همچنین واشنگتن باید مسکو را وادار کند تا منشور انرژی اروپا را امضا کند. از همه مهم‌تر اینکه آمریکا باید جنگ عراق را به پایان ببرد، چرا که این جنگ چنان خساراتی برای واشنگتن در پی داشته که تا سال‌ها قابل جبران نیست.