نزاع اعتدالگرایان و افراطیها در جبهه اصلاحات ظاهراً بالا گرفته است، چند ماه پیش هنگامی که بعضی شیوخ اصلاحطلب از لزوم تصفیه جبهه اصلاحات از افراطیها سخن گفتند، معلوم بود که چنین مناقشهای بالاخره رخ خواهد داد اگرچه به دقت نمیشد گفت چه کسانی در کدام طرف میایستند. مبارزه با افراطیگری در وهله اول یک استراتژی طراحی شده از ناحیه برخی عقلا در جبهه اصلاحات است تا شانس پیروزی خود را در انتخابات مجلس هشتم بالا ببرند. حتی وقتی شخصیتی چون مهدی کروبی از اینکه «جماعتی از تندروها که هیچ نقشی در موفقیتهای قبلی نداشتهاند، همه کاره جبهه اصلاحات شدهاند» گله میکند، مسلماً مقاصد انتخاباتی در صدر اهدافی قرار دارد که او با بیان این سخنان درصدد دستیابی به آنهاست. در واقع بالا گرفتن موج مبارزه با تندروی و طرد افراطیها از ناحیه مردان استخواندار جبهه اصلاحات محصول این تحلیل است که عامل اصلی شکست آنها در چند انتخابات گذشته همین بوده که اجازه دادهاند عنان و اختیار رفتار سیاسی آنها به تمامی در اختیار کسانی قرار گیرد که به اندازه دهان خود لقمه برنمیداشتند و بیآنکه زور و قوتی داشته باشند ـ البته گمان میکردند دارند ـ میخواستند بنایی را که طی سالیان دراز محکم و استوار شده یک شبه ویران سازند.
شیوخ اصلاحطلب حالا به این نتیجه رسیدهاند که عدم تعادلهایی از این نوع در بین مردم چندان خریدار ندارد و مردم وقتی ببینند کسانی اولا حد و اندازه خود را نمیشناسند و ثانیاً بسیار بیشتر از آنکه عمل کنند حرف میزنند، به تدریج به این نتیجه خواهند رسید که بهتر است آنها در جایی به جز مناصب حکومتی به پرگوییهای خود ادامه دهند، یعنی درست همان اتفاقی که برای اصلاحطلبان افتاد.
با این وجود جدی شدن نهضت مبارزه با تندروی و افراطگرایی در میان اصلاحطلبان را ـ با هر نیت و انگیزهای که باشد ـ باید به فال نیک گرفت. نه به این دلیل که میان اصلاحطلبان اختلاف افتاده و به این سبب باید شادمان بود (اساساً اختلاف میان اصلاحطلبان چیزی نیست که ارزش خوشحالی کردن داشته باشد چه، برای اصولگرایان بهترین حالت این است که با رقیب در یکپارچهترین شکل آن رویارو شوند)، علت اینکه مبارزه با افراطگرایی در جبهه اصلاحات و توسط خود اصلاحطلبان امری مبارک است این است که بالاخره بعضی بزرگان این جناح فهمیدهاند باید هرچه زودتر حساب خود را از کسانی که مرزی میان خودی و بیگانه نمیشناسند و برنامههای عملی خود را با توصیههای براندازانه دشمن منطبق ساختهاند، سوا کنند و راهی دگر در پیش بگیرند. کسی مثل مهدی کروبی که هنوز خود را ارادتمند امام میداند و بر لزوم حراست از ارکان قانون اساسی از جمله ولایت فقیه اصرار دارد، بیهیچ تردیدی حق دارد به طور وسیع و آزادانه به فعالیت سیاسی و مبارزه انتخاباتی درون چارچوبهای نظام جمهوری اسلامی بپردازد ولو اینکه میان او و اصولگرایان اختلافهای مبنایی وجود داشته باشد که دارد.
این اما متفاوت است با اینکه کسانی توقع داشته باشند نظام به جماعتی که آشکارا بیاعتقادی خود به مبناییترین اصول قانون اساسی را ابراز کردهاند اجازه حضور در بازی سیاست را بدهد.
اگر پروژه مبارزه با جریانات افراطی در جبهه اصلاحات توسط خود اصلاحطلبان با موفقیت جلو برود میتواند امیدوار بود که به زودی شکلبندی جدیدی در فضای سیاسی کشور ظهور خواهد کرد. اصل مبنایی حاکم بر این شکلبندی جدید هم این خواهد بود که تمامی نیروهای معتقد به چارچوبهای الهی و قانونی نظام جمهوری اسلامی میتوانند گردهم آمده و در عین اختلاف سلیقه و عقیده با استفاده از شیوههای دموکراتیک برای کسب قدرت سیاسی با یکدیگر به رقابت بپردازند و از سوی دیگر همه این گروهها بپذیرند کسانی که هر لحظه مترصد جایگزین ساختن سیستم فعلی با یک نظام آمریکا دوست هستند، حق ندارند به فعالیت رسمی سیاسی بپردازند و حکومت موظف به ممانعت آنها از این کار است.
علائمی وجود دارد که بخشیهایی از اصلاحطلبان این آمادگی را در خود ایجاد کردهاند که در به وجود آمدن این شکلبندی جدید مشارکت کنند. به خبرها اگر نگاه کنید، بعضی اصلاحطلبان نوک تیز پیکان انتقادهای خود را به سمت «تندروها» و «رفتارهای تندروانه» نشانه گرفتهاند.
از جمله این دسته از اصلاحطلبان شروع به نفی مجموعهای از رفتارهای رادیکال کردهاند که در دولت و مجلس اصلاحات سازماندهی و اجرا شد. مهدی کروبی دیروز خطاب به تندروها گفته است «چرا کسانی که امروز به دنبال ائتلافند چهار سال پیش از تحریم حرف میزدند».
هم او چند روز قبل گفته بود «صحنهگردانان ائتلاف اصلاحطلبان فریبکارند و من در ائتلاف آنها حضور ندارم»، این صحنهگردانان چه کسانی هستند؟ باز هم پاسخ متعلق به کروبی است: «همانها که اگر پیروز شوند تندرویها دوباره شروع میشود». اگرچه مهدی کروبی اکنون پرچمدار مبارزه با افراطیگری در جبهه اصلاحات است اما او در این راه تنها نیست. بسیاری دیگر هم هستند که پس از چند سال تحمل تندرویها و تکرویهای برادران بزرگتر، حالا احساس میکنند اگر در همین مسیر بمانند عاقبت بخیر نخواهند شد پس هرچه زودتر باید به همه ثابت کنند تخممرغهاشان با تندروها در یک سبد نیست.
از آنسو البته تندروها هم بیکار ننشستهاند. آنها در جواب امثال کروبی خیلی زود و با صراحت تمام گفتند که او را «عنصری حاشیهای» میدانند و عقیده دارند آن کسانی که کروبی آنها را تندرو میخواند، «آدمهای جدی» جبهه اصلاحات هستند.
به نظر میرسد این دعوا تازه شروع شده و اصلاحطلبان اعتدالگرا کار سختی را در مقابل تندروها پیشرو خواهند داشت. با این وجود این مقدار مسلم است که در مقابل ساختارشکنان افراطی اکنون جبهه جدیدی گشوده شده که این بار نه جایی خارج از مرزهای جبهه اصلاحات بلکه درست درون آن قرار دارد.