مقدمه:
نشریه «UN Chronicle» گفتوگویی با سیدمحمد خاتمی، رییس موسسه بینالمللی گفتوگوی فرهنگها و تمدنها در روز اول دسامبر 2006 را منتشر کرد، خاتمی در این گفتوگو بر نهاد صلحدوست بشر تکیه کرد و با تبیین پروژه "گفتوگوی تمدنها" گفت که اعتقاد راسخی به اصل نیکخواهی در فطرت انسان دارد و همین اصل است که ملتها را به سوی صلح سوق میدهد.
به گزارش ایسنا، متن مصاحبه رییس موسسه بینالمللی گفتوگوی فرهنگها و تمدنها با این نشریه که ترجمه آن برای نخستین بار در ایران منتشر شده به شرح ذیل است:
">مقدمه:
نشریه «UN Chronicle» گفتوگویی با سیدمحمد خاتمی، رییس موسسه بینالمللی گفتوگوی فرهنگها و تمدنها در روز اول دسامبر 2006 را منتشر کرد، خاتمی در این گفتوگو بر نهاد صلحدوست بشر تکیه کرد و با تبیین پروژه "گفتوگوی تمدنها" گفت که اعتقاد راسخی به اصل نیکخواهی در فطرت انسان دارد و همین اصل است که ملتها را به سوی صلح سوق میدهد.
به گزارش ایسنا، متن مصاحبه رییس موسسه بینالمللی گفتوگوی فرهنگها و تمدنها با این نشریه که ترجمه آن برای نخستین بار در ایران منتشر شده به شرح ذیل است:
">مقدمه:
نشریه «UN Chronicle» گفتوگویی با سیدمحمد خاتمی، رییس موسسه بینالمللی گفتوگوی فرهنگها و تمدنها در روز اول دسامبر 2006 را منتشر کرد، خاتمی در این گفتوگو بر نهاد صلحدوست بشر تکیه کرد و با تبیین پروژه "گفتوگوی تمدنها" گفت که اعتقاد راسخی به اصل نیکخواهی در فطرت انسان دارد و همین اصل است که ملتها را به سوی صلح سوق میدهد.
به گزارش ایسنا، متن مصاحبه رییس موسسه بینالمللی گفتوگوی فرهنگها و تمدنها با این نشریه که ترجمه آن برای نخستین بار در ایران منتشر شده به شرح ذیل است:
">مقدمه:
نشریه «UN Chronicle» گفتوگویی با سیدمحمد خاتمی، رییس موسسه بینالمللی گفتوگوی فرهنگها و تمدنها در روز اول دسامبر 2006 را منتشر کرد، خاتمی در این گفتوگو بر نهاد صلحدوست بشر تکیه کرد و با تبیین پروژه "گفتوگوی تمدنها" گفت که اعتقاد راسخی به اصل نیکخواهی در فطرت انسان دارد و همین اصل است که ملتها را به سوی صلح سوق میدهد.
به گزارش ایسنا، متن مصاحبه رییس موسسه بینالمللی گفتوگوی فرهنگها و تمدنها با این نشریه که ترجمه آن برای نخستین بار در ایران منتشر شده به شرح ذیل است:
">مقدمه:
نشریه «UN Chronicle» گفتوگویی با سیدمحمد خاتمی، رییس موسسه بینالمللی گفتوگوی فرهنگها و تمدنها در روز اول دسامبر 2006 را منتشر کرد، خاتمی در این گفتوگو بر نهاد صلحدوست بشر تکیه کرد و با تبیین پروژه "گفتوگوی تمدنها" گفت که اعتقاد راسخی به اصل نیکخواهی در فطرت انسان دارد و همین اصل است که ملتها را به سوی صلح سوق میدهد.
به گزارش ایسنا، متن مصاحبه رییس موسسه بینالمللی گفتوگوی فرهنگها و تمدنها با این نشریه که ترجمه آن برای نخستین بار در ایران منتشر شده به شرح ذیل است:
">مقدمه:
نشریه «UN Chronicle» گفتوگویی با سیدمحمد خاتمی، رییس موسسه بینالمللی گفتوگوی فرهنگها و تمدنها در روز اول دسامبر 2006 را منتشر کرد، خاتمی در این گفتوگو بر نهاد صلحدوست بشر تکیه کرد و با تبیین پروژه "گفتوگوی تمدنها" گفت که اعتقاد راسخی به اصل نیکخواهی در فطرت انسان دارد و همین اصل است که ملتها را به سوی صلح سوق میدهد.
به گزارش ایسنا، متن مصاحبه رییس موسسه بینالمللی گفتوگوی فرهنگها و تمدنها با این نشریه که ترجمه آن برای نخستین بار در ایران منتشر شده به شرح ذیل است:
">مقدمه:
نشریه «UN Chronicle» گفتوگویی با سیدمحمد خاتمی، رییس موسسه بینالمللی گفتوگوی فرهنگها و تمدنها در روز اول دسامبر 2006 را منتشر کرد، خاتمی در این گفتوگو بر نهاد صلحدوست بشر تکیه کرد و با تبیین پروژه "گفتوگوی تمدنها" گفت که اعتقاد راسخی به اصل نیکخواهی در فطرت انسان دارد و همین اصل است که ملتها را به سوی صلح سوق میدهد.
به گزارش ایسنا، متن مصاحبه رییس موسسه بینالمللی گفتوگوی فرهنگها و تمدنها با این نشریه که ترجمه آن برای نخستین بار در ایران منتشر شده به شرح ذیل است:
* پنج سال از سال 2001 گذشت، سالی که به پیشنهاد شما، از سوی سازمان ملل سال گفتوگوی تمدنها نام گرفت. پیامدهای چنین اقدامی را چگونه ارزیابی میکنید؟
** گفتوگوی تمدنها پروژهای سیاسی نبود که نتایجی قریبالوقوع داشته باشد. هدف از این پروژه، ارائه الگویی به دور از خشونت، ستیز، تعصب و سوءتفاهمهای فرهنگی بود. پس از پذیرش طرح گفتوگوی تمدنها از سوی سازمان ملل، این سازمان پروژه گفتوگوی تمدنها را برای پنج سال در دستور کار خود قرار داد و چنین به نظر میرسد که این پروژه در آیندهای قابل پیشبینی نیز در دستور کار سازمان ملل قرار بگیرد. متأسفانه، سال گفتوگوی تمدنها (2001) با سهمگینترین تراژدی، یعنی حادثه یازده سپتامبر مصادف شد، حادثهای که تبعات آن جنگ علیه تروریسم و حمله نظامی به افغانستان و عراق بود؛ این رویدادها کاملاً برخلاف اهداف گفتوگوی تمدنها بود، اما در عین حال، معتقدم که همه آنها بر میزان اهمیت گفتوگوی تمدنها به عنوان یک پادزهر صحه گذاردند و در نتیجه پروژه گفتوگوی تمدنها بیش از پیش مورد توجه مردم، به ویژه روشنفکران، هنرمندان و سیاستمداران جهان قرار گرفت؛ در این چند سال اخیر دهها مرکز تحقیقاتی و کرسی دانشگاهی در زمینه گفتوگوی تمدنها تشکیل شد. کتابهای بسیاری هم در این باره نوشته شد که موید این گفته من است.
من شخصاً متقاعد شدهام که بشر در پی صلح و توازن است و ذاتاً از بحران و خشونت دوری میکند و همین انگیزهای برای پیشبرد پروژه گفتوگوی تمدنها میشود. این پروژه تلاشی است برای آشنا ساختن مردم با فرهنگهای دیگر و کشف عناصر مشترک فرهنگی به عنوان پیشنیازهای صلح جهانی. امیدوارم با تأسیس مرکز بینالمللی گفتوگوی تمدنها در ژنو و همچنین با مشارکت متفکران جهان بتوانیم این هدف متعالی را هر چه بهتر دنبال کنیم.
* هدف و منظور از «اتحاد تمدنها» چیست؟
** این ایده را ابتدا نخستوزیران اسپانیا و ترکیه مطرح کردند و سپس توسط کوفی عنان، دبیر کل سازمان ملل تصویب شد. او گروهی 18 نفره از برجستگان را برای برنامهریزی این پروژه انتخاب کرد. تاکنون، ما در این زمینه چهار نشست در اسپانیا، قطر، سنگال و اخیراً هم در نیویورک داشتهایم و گزارش نهایی آن نیز در نشست بعدی که نوامبر 2006 در ترکیه برگزار میشود، ارائه خواهد شد. آن وقت درباره چگونگی ادامه این تلاشها در سیستم سازمان ملل تصمیم گرفته میشود. بحثهایی که در این نشستها مطرح شده، بسیار مثمرثمر بوده و موضوعات متنوعی را در بر گرفته است که از جمله آنها میتوان به روشهای ترویج فرهنگ صلح در میان تمدنهای جهان، روشهای مبارزه با تروریسم به منظور خاتمه دادن به بیعدالتی و تبعیض در جهان و روشهای دستیابی به یک طرح عملی برای انجام این فعالیتها از طریق آموزش مناسب اشاره کرد. باید درباره تمام این موارد گفتوگویی اساسی انجام دهیم، مواردی نظیر اینکه چگونه فقر و نابرابری، خشونت میآفریند. من پیشنهاد تأمین اعتبار برای پیگیری اهداف اتحاد تمدنها را دادهام که نه به صورت طرحی دولتی بلکه با همکاری دولت و به صورت پروژهای مستقل در زمینه صلح جهانی به اجرا درآید.
* شما به عنوان یک متفکر مسلمان، فکر میکنید بزرگترین چالشهایی که در روابط میان جهان اسلام و غرب وجود دارد، کدام است؟
** مهمترین مانع در ایجاد روابط میان جهان اسلام و غرب، سوءظن و سوءتفاهمهای تاریخی است که در هر دو طرف نسبت به طرف مقابل وجود دارد و منشأ آن را میتوان در جنگهای صلیبی و میراث استعمار غربی جستوجو کرد. در عین حال، هر دو این موارد ریشه در فاکتورهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی داشته است و نباید به عنوان مانیفست اسلام علیه مسیحیت در نظر گرفته شود. خوشبختانه، بالا رفتن آگاهی نخبگان، چه در جهان اسلام و چه در غرب سبب شده است که این طبقه از مردم خواهان برطرف ساختن سوءتفاهمهای پیشین و تغییر ذهنیتها شوند. با توجه به پیشرفت تکنولوژی در غرب و سرمایه معنوی جهان اسلام، دو طرف میتوانند یکدیگر را تکمیل کنند و آیندهای مشترک را که در آن اصل بر توازن است، رقم بزنند.
* شما درباره لزوم بردباری در عصر خشونت سخن گفتهاید. لطفاً در این باره بیشتر توضیح دهید.
** یکی از اهداف من توجه بیشتر به مفهوم ناشکیبایی و موشکافی و درک بهتر آن است و گمان میکنم که برای رسیدن به بردباری ناگزیر از این شناخت هستیم. اگر شاهد جدایی و تفرقه میان تمدنها هستیم، اگر علم و تکنولوژی ما را به بهشت رهنمون نشده است و کابوس منطق و استدلال را از سر میگذرانیم، اگر در جهانی نیمه مغشوش به سر میبریم، اگر وعدههای دنیای جدید به تراژدی سیاستهای امروز جهان منجر شده است، علت همه اینها تا حدودی این است که ما به اندازه کافی حلقههای زنجیر ناشکیبایی را نشناختهایم. این عدم شناخت است که بیخبری را به جای روشنگری، انحصار را به جای فراگیری و همسانسازی را به جای تنوع به ارمغان میآورد.
ایدهها و ایدئولوژیهای استبدادگرایان که جهان را به «ما» در مقابل «آنها» تقسیم میکنند و مدعی حقیقت مطلق هستند نیز منجر به ناشکیبایی و خشونت در جهان میشود. این بحث که شما یا با ما هستید یا علیه ما، نمونهای از همین ایدئولوژی است. نمونه دیگر، نبرد بر سر قدرت است که اغلب به عنوان بازیای که حاصلش صفر است، دنبال میشود و سبب میشود آنهایی که قدرت را بدست نیاوردهاند، آن را در تروریسم و اعمال خشونت علیه قدرتمندان جستوجو کنند. من همیشه گفتهام، ناامنی به خشونت میانجامد و اگر ما به دنبال صلح هستیم، باید منشا ناامنی را بهتر بشناسیم. همه ما انسانهایی هستیم که با محدودیتهای مختلفی مواجهیم. باید از محدودیتهایمان آگاه باشیم و هیچ کس نباید مدعی حق مطلق باشد. اما زمانی که کسی از نیاز دیگری به کامل کردن خود و از عناصر مشترکی که ما را به هم پیوند میدهد آگاهی پیدا کرد، میتوانیم مسیری تکاملی را که بر پایه احترام متقابل، صلح و عدم خشونت شکل گرفته باشد، دنبال کنیم. به همین ترتیب، اصول بردباری نیز باید از مطلقگرایی یا طرز فکر افرادی که از مذهب و پیام عشق و صلح مذاهب و فرهنگهای جهان برای دنبال کردن اقدامات خشونتآمیزشان سوءاستفاده میکنند، دوری گزیند. آنها از برهانی دهشتناک پیروی میکنند و معتقدم که برهان آنها در تعارض کامل با برهان تمام پیامبران خدا به عنوان مروجان فروتنی، درک متقابل و صلح است.
* ظاهراً خشونت در جهان امروز، به ویژه از زمان وقوع حادثه یازده سپتامبر، رو به افزایش گذاشته است. باز هم به آینده گفتوگوی تمدنها خوشبین هستید؟
** بشریت انتخاب دیگری جز فعالیت گروهی برای شناختن مسائل مشترک امروز ما ندارد، در غیر این صورت، ما با خطر از بین رفتن نوع بشر و سیارهمان روبرو هستیم. اگر من به آینده بشریت خوشبینم و فکر میکنم که به جای جنگ تمدنها داریم روز به روز به سوی نقطه مقابل آن، یعنی گفتوگوی تمدنها پیش میرویم، به این دلیل است که اعتقاد راسخی به اصل نیکخواهی در فطرت انسان دارم، اصلی که خود را در میراث چند هزار ساله و غنی تمدن بشری به اثبات رسانده است. درباره سیر تکاملی نوع بشر و عمق پیشرفت عقلانیمان تردیدی ندارم که در جهت صلح و سازگاری است.