سیاسی >>  سیاسی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۲ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۴:۵۱  ، 
شناسه خبر : ۳۸۷۲۴۵
علی‌رغم گسترش کمی اندیشکده‌ها در دو دهه اخیر، چالش‌های ساختاری عمیقی وجود دارد. مهم‌ترین این ایرادات عبارتند از: وابستگی شدید مالی به نهادهای دولتی که استقلال علمی را محدود می‌کند، عدم پیوند مؤثر با فرآیندهای واقعی سیاست‌گذاری، ضعف در مطالعات آینده‌پژوهانه و رصد سیستماتیک تحولات جهانی، کمبود شبکه‌سازی نخبگانی فرامرزی، و محدودیت در انجام پژوهش‌های انتقادی و بلندمدت.
پایگاه بصیرت / محمدمهدی قدرتی
در عصر پیچیدگی‌های ژئوپلیتیک و تحولات شتابان بین‌المللی، اندیشکده‌ها به‌عنوان حلقه‌های واسط میان دانشگاه، جامعه مدنی و نظام حکمرانی، نقشی محوری یافته‌اند. این نهادها فراتر از مراکز پژوهشی منفعل، به بسترهایی برای تولید گفتمان راهبردی، ارائه سیاست‌های عملی، رصد تحولات جهانی و تربیت نیروی انسانی متخصص تبدیل شده‌اند. در سطح جهانی، اندیشکده‌های معتبر مانند Chatham House، RAND و Brookings با شبکه‌سازی گسترده، استقلال نسبی مالی و تمرکز بر مطالعات آینده‌نگر، توانسته‌اند بر فرآیندهای سیاست‌گذاری تأثیر مستقیم بگذارند.
در ایران اما، علی‌رغم گسترش کمی اندیشکده‌ها در دو دهه اخیر، چالش‌های ساختاری عمیقی وجود دارد. مهم‌ترین این ایرادات عبارتند از: وابستگی شدید مالی به نهادهای دولتی که استقلال علمی را محدود می‌کند، عدم پیوند مؤثر با فرآیندهای واقعی سیاست‌گذاری، ضعف در مطالعات آینده‌پژوهانه و رصد سیستماتیک تحولات جهانی، کمبود شبکه‌سازی نخبگانی فرامرزی، و محدودیت در انجام پژوهش‌های انتقادی و بلندمدت. علاوه بر این، بسیاری از اندیشکده‌ها با ساختارهای بروکراتیک سنگین، عدم شفافیت در خروجی‌ها و تمرکز بیش از حد بر مسائل کوتاه‌مدت روبه‌رو هستند که مانع تبدیل شدن آنها به «پل واقعی» میان علم و عمل می‌شود. این مشکلات در گزارش‌های تحلیلی داخلی و خارجی (مانند بررسی‌های سال‌های ۲۰۲۴-۲۰۲۵) به‌عنوان عوامل اصلی کاهش اثرگذاری اندیشکده‌های ایرانی برجسته شده است.
در این میان، اندیشکده دتا که با تمرکز بر بازتولید گفتمان انقلاب اسلامی در عرصه دیپلماسی و تمدن ایرانی، تلاش دارد تا با رویکردی متمایز، برخی از این کاستی‌ها را جبران کند. این مجموعه با تأکید بر دیپلماسی تمدنی به‌عنوان محور اصلی، فراتر از دیپلماسی دولتی سنتی حرکت می‌کند. دیپلماسی تمدنی بر پایه هویت فرهنگی، تاریخی و ارزشی تمدن ایرانی-اسلامی استوار است و هدف آن تأثیرگذاری بر نخبگان فکری، جوامع و شبکه‌های علمی-فرهنگی بین‌المللی است، نه صرفاً تعامل دولت‌با‌دولت(G to G)
این رویکرد در بستر گذار نظم جهانی از تک‌قطبی به چندقطبی، اهمیت دوچندانی می‌یابد. قدرت‌های نوظهور مانند چین (با ابتکار «تمدن جهانی» شی جین‌پینگ و تأکید بر احیای جاده ابریشم تمدنی) و هند (با بهره‌گیری از میراث بودایی و هویت تمدنی در دیپلماسی فرهنگی) فعالانه در بازتعریف نقش خود هستند. چین از دیپلماسی تمدنی برای تقویت «گفت‌وگوی تمدن‌ها» و مقابله با برتری‌جویی غربی استفاده می‌کند، در حالی که هند بر اشتراکات تاریخی و فرهنگی با همسایگان (مانند روابط با ایران در چارچوب تمدن مشترک) تمرکز دارد. ایران نیز با پشتوانه تمدنی کهن (از هخامنشیان تا انقلاب اسلامی) و ظرفیت‌های فرهنگی-مذهبی، می‌تواند در این رقابت تمدنی نقش‌آفرینی کند؛ به‌ویژه در حوزه‌هایی مانند دیپلماسی فرهنگی با یونان (دیدارهای ۲۰۲۵ در مجمع تمدن‌های کهن)، گفت‌وگوی ادیان و تقویت پیوندهای تمدنی با همسایگان شرقی و غربی.
دانشگاه به‌عنوان هسته مرکزی تولید اندیشه (با دوری از سیاست‌زدگی روزمره) و تشکیل شورای علمی متشکل از شخصیت‌های برجسته، نشان‌دهنده تلاش برای تقویت پشتوانه آکادمیک است
اندیشکده دتا با تشکیل کارگروه‌های تخصصی مانند «دیپلماسی عمومی و رسانه»، «دیپلماسی اقتصادی و همکاری‌های منطقه‌ای»، «داده و هوش مصنوعی در دیپلماسی» و «آینده‌پژوهی تحولات بین‌المللی»، تلاش دارد منافع ملی را در چارچوب استراتژی تمدنی بلندمدت تعریف کند. این رویکرد بر این اصل استوار است که منافع ملی در جهان معاصر تنها با ابزارهای سخت (نظامی-سیاسی) تأمین نمی‌شود، بلکه نیازمند قدرت نرم، گفتمان‌سازی علمی، شبکه‌سازی نخبگانی و آینده‌نگری است. تأکید بر دانشگاه به‌عنوان هسته مرکزی تولید اندیشه (با دوری از سیاست‌زدگی روزمره) و تشکیل شورای علمی متشکل از شخصیت‌های برجسته، نشان‌دهنده تلاش برای تقویت پشتوانه آکادمیک است.
با این حال، چالش‌های این اندیشکده نیز جدی است: حفظ استقلال علمی در عین همسویی با ارزش‌های انقلابی نیازمند مدیریت دقیق است؛ اثرگذاری واقعی بر سیاست خارجی مستلزم تعامل سازنده و فراتر از فعالیت‌های نمادین با نهادهای تصمیم‌گیر است؛ و در جهان چندقطبی که رقابت تمدنی تشدید شده (مانند تقابل روایت‌های غربی با شرقی)، ارائه روایتی جذاب و غیرخصمانه از تمدن ایرانی-اسلامی به جامعه جهانی، نیازمند زبان مدرن، ابزارهای دیجیتال پیشرفته و شبکه‌های بین‌المللی بالغ است که هنوز در ایران به کمال نرسیده.
در پایان، تأسیس چنین اندیشکده‌ای می‌تواند گامی مؤثر در عبور از دیپلماسی انفعالی به دیپلماسی فعال و تمدنی باشد، به شرط آنکه از دام شعارزدگی، بروکراسی اضافی و انزوای آکادمیک دوری جوید. آینده جایگاه ایران در صحنه جهانی به توانایی خلق گفتمان تمدنی، تربیت نخبگان بین‌المللی و تعریف هوشمندانه منافع ملی در قالب روایت تمدنی وابسته است.