گسترش شگفتانگیز آموزش عالی و رشد نرخ باسوادی، ( از 5/47٪ در سال 1355 به 97% در سال 1403) دو دستاورد ماندگار نظام جمهوری اسلامی است که مستقیماً بر توسعه سرمایه انسانی و کاهش نابرابریهای ساختاری اثر گذاشته است. تحقق شعار «آزادی» و «عدالت» در عرصه علم و دانش، با مقایسه دو دوره تاریخی به وضوح قابل درک است.
1. مقایسه بنیادین، از نخبهگرایی محدود تا مردمیسازیآموزش؛ در دوران پهلوی، نظام آموزشی به اعتراف کارگزاران آن، نخبهگرا، محدود و عمدتاً متمرکز در پایتخت و شهرهای بزرگ بود. به عنوان مثال، دکتر محمد نهاوندی، رئیس پیشین دانشگاه تهران در خاطرات خود اشاره میکند که تصمیمگیریهای علمی کشور اغلب بر اساس خواست و مشاوره خارجی صورت میگرفت و توسعه آموزش، اولویت ملی نبود. قبل از انقلاب، تنها ۴۷ درصد جمعیت باسواد بودند و تعداد دانشجویان از ۱۷۶ هزار نفر فراتر نمیرفت و آموزش عالی در انحصار قشر خاصی بود. این در حالی است که پس از انقلاب، با درک آموزش به عنوان «حق عمومی»، گسترش دانشگاهها از حدود ۲۰۰ واحد به بیش از ۲۵۰۰ واحد و افزایش تعداد دانشجویان به حدود ۴ میلیون نفر، یک «انقلاب آموزشی» را شکل داد. این تغییر کمی، پایهگذار یک تحول کیفی در ساختار اجتماعی کشور شد.
2. تأثیر بر توسعه سرمایه انسانی،ایجاد یک طبقه علمی متعهد و متخصص؛ این گسترش، منجر به ایجاد یک سرمایه انسانی عظیم، جوان و متخصص در کشور شد که ستون فقرات پیشرفتهای علمی ایران در حوزههایی مانند نانو، هستهای، زیستفناوری و هوافضا بوده است. تأسیس هزاران مرکز و مؤسسه آموزش عالی در سراسر کشور، موجب توزیع جغرافیایی عادلانهتر فرصتهای علمی و جلوگیری از انباشت امکانات در پایتخت شد. این شبکه گسترده، بسترساز ظهور بیش از ۴۵۰۰ شرکت دانشبنیان و استارتاپ شده که موتور محرکه اقتصاد مبتنی بر دانش هستند. نیروی انسانی تربیت شده در این دانشگاهها، نه تنها نیازهای مدیریتی، فنی و تحقیقاتی کشور را تأمین کرد، بلکه همواره در بحرانهایی چون مقابله با تحریمها، با تکیه بر دانش داخلی، راهحلهایی مبتکرانه ارائه داده است.
3. کاهش نابرابریهایآموزشی، عدالت در دسترسی و فرصت؛ حضور فعال و چشمگیر زنان در آموزش عالی به گونهای که سهم آنان در پذیرش دانشگاههای دولتی از مردان پیشی گرفته، نمونه بارز این تحول است. این موضوع نه تنها به ارتقای اجتماعی زنان انجامیده، بلکه نقش آنان در توسعه ملی را متحول کرده است. تأسیس دانشگاهها و مراکز آموزش عالی در دورافتادهترین نقاط کشور، امکان تحصیل را برای فرزندان مناطق محروم فراهم آورد و شکاف عمیق آموزشی شهر و روستا را تا حد زیادی کاهش داد. همچنین در زمینه عدالت اقتصادی، میتوان ایجاد دانشگاههای پیام نور، علمی-کاربردی و همچنین توسعه تحصیلات تکمیلی با شهریههای متناسب را تمهید فرصت تحصیلی برای طبقات کمدرآمد در نظر گرفت که با رویکرد انقلاب اسلامی مهیا شد.
4. چالشهای پیشرو و جمعبندی؛ اگرچه این رشد کمی، دستاوردی تاریخی است، ولی نظام آموزش عالی امروز با چالشهایی مانند تناسب با نیاز بازار کار و ارتقای کیفی مواجه است. با این حال، زیرساخت عظیم و نیروی انسانی توانمند ایجادشده، سرمایهای بیبدیل برای عبور از این چالشها و حرکت به سمت تمدنسازی اسلامی است. به بیان رهبر معظم انقلاب، این «جمعیت دانشجویی عظیم» ظرفیتی بینظیر برای ساختن آیندهای درخشان بر اساس علم نافع و معنویت است. بنابراین، تحول آموزش عالی، تجلی عینی عدالتخواهی و استقلالطلبی انقلاب اسلامی بوده که کشور را از وضعیت وابستگی علمی و محرومیت آموزشی گسترده دوران پهلوی، به جایگاه کنونی رهبری علمی در منطقه رسانده است.
منبع: پرسمان سیاسی شماره 23