سیدجواد سیدپور
مقدمه:
رئیسجمهور در نامهای به معاون اول دستور داده است تا شورایی عالی متشکل از 27 نفر از استادان دانشگاه، مدیران، مسئولان و صاحبنظران به تدوین برنامه پنجم توسعه بپردازند. بنابر اهمیت این موضوع و توجه به مسأله برنامههای توسعه، در این مجال تلاش کردیم مروری بر تاریخچه برنامهریزی در ایران داشته باشیم و فراز و فرودهای آن را، حتی به طور اندک، بررسی کنیم. در این قسمت نگاهی خواهیم داشت به پیدایش تفکر برنامهریزی در ایران و مروری بر 6 برنامه عمرانی پیش از انقلاب اسلامی.
ابوالحسن ابتهاج نخستین رئیس سازمان برنامه در خاطراتش مینویسد: «در هنگامی که مشغول تهیه مقدمات برنامه برای کشور شدم، در عمل دیدم هر جا کار ما به وزارت مالیه برمیخورد با کارشکنی محمود بدر (کفیل وزارت مالیه) مواجه میشدم. ناچار به علا (نخستوزیر) گفتم که استنباط میکنم بدر با کارهایی که ما در نظر داریم انجام دهیم، موافق نیست و چون وزارت مالیه در کارهای ما خیلی مؤثر است خواهش میکنم به دیدن بدر برویم و موضوع را با او مطرح کنیم شاید راهحلی پیدا شود. علا قبول کرد و 2 نفری به دفتر بدر رفتیم و همه دلایلی را که در جلسات قبل در حضور خودش گفته بودم دوباره تکرار کردم و لزوم تهیه برنامه بلندمدت را برای عمران مملکت یادآور شدم.
بدر گفت: شما ایران و ایرانی را نمیشناسید ولی من میشناسم. اصلاً برنامه بلندمدت یعنی چه؟ جواب دادم در کارهای مربوط به مملکت نباید روزمره و بدون برنامه زندگی کرد. بدر گفت: من اعتقاد دارم در ایران باید روزمره زندگی کرد. من فکر فردا را هم نمیتوانم بکنم. آن وقت شما میخواهید نقشه تهیه کنید که 5 سال دیگر چهکار بکنید؟ انجام این کار در این مملکت غیرممکن است و این فکر اصلاً عملی نیست. وقتی از دفتر بدر بیرون آمدیم به علا گفتم من دیگر دنبال این کار را نخواهم گرفت. وقتی کفیل وزارت مالیه عقیده دارد که باید روزمره زندگی کرد و نظرش درست مخالف فلسفه برنامهریزی است، تلاش ما بهجایی نخواهد رسید...
بهرغم گذشت بیش از 50 سال از این ماجرا هنوز هستند کسانی که به برنامههای بلندمدت یا میانمدت اعتقادی ندارند و معتقدند که باید همه چیز را رها کرد و زحمت هماهنگی و ساماندهی را به آن «دست پنهان» سپرد یا اصلاً به کسی سپرد. اما با وجود همه مخالفتهای صورت گرفته حتی بهطور ظاهری برنامههای عمرانی تدوین و تصویب شد و حداقلهایی را از زیربناها و امکانات فراهم ساخت. اما این کار دقیقاً از چه سالی و چگونه شروع شد؟
">سیدجواد سیدپور
مقدمه:
رئیسجمهور در نامهای به معاون اول دستور داده است تا شورایی عالی متشکل از 27 نفر از استادان دانشگاه، مدیران، مسئولان و صاحبنظران به تدوین برنامه پنجم توسعه بپردازند. بنابر اهمیت این موضوع و توجه به مسأله برنامههای توسعه، در این مجال تلاش کردیم مروری بر تاریخچه برنامهریزی در ایران داشته باشیم و فراز و فرودهای آن را، حتی به طور اندک، بررسی کنیم. در این قسمت نگاهی خواهیم داشت به پیدایش تفکر برنامهریزی در ایران و مروری بر 6 برنامه عمرانی پیش از انقلاب اسلامی.
ابوالحسن ابتهاج نخستین رئیس سازمان برنامه در خاطراتش مینویسد: «در هنگامی که مشغول تهیه مقدمات برنامه برای کشور شدم، در عمل دیدم هر جا کار ما به وزارت مالیه برمیخورد با کارشکنی محمود بدر (کفیل وزارت مالیه) مواجه میشدم. ناچار به علا (نخستوزیر) گفتم که استنباط میکنم بدر با کارهایی که ما در نظر داریم انجام دهیم، موافق نیست و چون وزارت مالیه در کارهای ما خیلی مؤثر است خواهش میکنم به دیدن بدر برویم و موضوع را با او مطرح کنیم شاید راهحلی پیدا شود. علا قبول کرد و 2 نفری به دفتر بدر رفتیم و همه دلایلی را که در جلسات قبل در حضور خودش گفته بودم دوباره تکرار کردم و لزوم تهیه برنامه بلندمدت را برای عمران مملکت یادآور شدم.
بدر گفت: شما ایران و ایرانی را نمیشناسید ولی من میشناسم. اصلاً برنامه بلندمدت یعنی چه؟ جواب دادم در کارهای مربوط به مملکت نباید روزمره و بدون برنامه زندگی کرد. بدر گفت: من اعتقاد دارم در ایران باید روزمره زندگی کرد. من فکر فردا را هم نمیتوانم بکنم. آن وقت شما میخواهید نقشه تهیه کنید که 5 سال دیگر چهکار بکنید؟ انجام این کار در این مملکت غیرممکن است و این فکر اصلاً عملی نیست. وقتی از دفتر بدر بیرون آمدیم به علا گفتم من دیگر دنبال این کار را نخواهم گرفت. وقتی کفیل وزارت مالیه عقیده دارد که باید روزمره زندگی کرد و نظرش درست مخالف فلسفه برنامهریزی است، تلاش ما بهجایی نخواهد رسید...
بهرغم گذشت بیش از 50 سال از این ماجرا هنوز هستند کسانی که به برنامههای بلندمدت یا میانمدت اعتقادی ندارند و معتقدند که باید همه چیز را رها کرد و زحمت هماهنگی و ساماندهی را به آن «دست پنهان» سپرد یا اصلاً به کسی سپرد. اما با وجود همه مخالفتهای صورت گرفته حتی بهطور ظاهری برنامههای عمرانی تدوین و تصویب شد و حداقلهایی را از زیربناها و امکانات فراهم ساخت. اما این کار دقیقاً از چه سالی و چگونه شروع شد؟
">سیدجواد سیدپور
مقدمه:
رئیسجمهور در نامهای به معاون اول دستور داده است تا شورایی عالی متشکل از 27 نفر از استادان دانشگاه، مدیران، مسئولان و صاحبنظران به تدوین برنامه پنجم توسعه بپردازند. بنابر اهمیت این موضوع و توجه به مسأله برنامههای توسعه، در این مجال تلاش کردیم مروری بر تاریخچه برنامهریزی در ایران داشته باشیم و فراز و فرودهای آن را، حتی به طور اندک، بررسی کنیم. در این قسمت نگاهی خواهیم داشت به پیدایش تفکر برنامهریزی در ایران و مروری بر 6 برنامه عمرانی پیش از انقلاب اسلامی.
ابوالحسن ابتهاج نخستین رئیس سازمان برنامه در خاطراتش مینویسد: «در هنگامی که مشغول تهیه مقدمات برنامه برای کشور شدم، در عمل دیدم هر جا کار ما به وزارت مالیه برمیخورد با کارشکنی محمود بدر (کفیل وزارت مالیه) مواجه میشدم. ناچار به علا (نخستوزیر) گفتم که استنباط میکنم بدر با کارهایی که ما در نظر داریم انجام دهیم، موافق نیست و چون وزارت مالیه در کارهای ما خیلی مؤثر است خواهش میکنم به دیدن بدر برویم و موضوع را با او مطرح کنیم شاید راهحلی پیدا شود. علا قبول کرد و 2 نفری به دفتر بدر رفتیم و همه دلایلی را که در جلسات قبل در حضور خودش گفته بودم دوباره تکرار کردم و لزوم تهیه برنامه بلندمدت را برای عمران مملکت یادآور شدم.
بدر گفت: شما ایران و ایرانی را نمیشناسید ولی من میشناسم. اصلاً برنامه بلندمدت یعنی چه؟ جواب دادم در کارهای مربوط به مملکت نباید روزمره و بدون برنامه زندگی کرد. بدر گفت: من اعتقاد دارم در ایران باید روزمره زندگی کرد. من فکر فردا را هم نمیتوانم بکنم. آن وقت شما میخواهید نقشه تهیه کنید که 5 سال دیگر چهکار بکنید؟ انجام این کار در این مملکت غیرممکن است و این فکر اصلاً عملی نیست. وقتی از دفتر بدر بیرون آمدیم به علا گفتم من دیگر دنبال این کار را نخواهم گرفت. وقتی کفیل وزارت مالیه عقیده دارد که باید روزمره زندگی کرد و نظرش درست مخالف فلسفه برنامهریزی است، تلاش ما بهجایی نخواهد رسید...
بهرغم گذشت بیش از 50 سال از این ماجرا هنوز هستند کسانی که به برنامههای بلندمدت یا میانمدت اعتقادی ندارند و معتقدند که باید همه چیز را رها کرد و زحمت هماهنگی و ساماندهی را به آن «دست پنهان» سپرد یا اصلاً به کسی سپرد. اما با وجود همه مخالفتهای صورت گرفته حتی بهطور ظاهری برنامههای عمرانی تدوین و تصویب شد و حداقلهایی را از زیربناها و امکانات فراهم ساخت. اما این کار دقیقاً از چه سالی و چگونه شروع شد؟
">سیدجواد سیدپور
مقدمه:
رئیسجمهور در نامهای به معاون اول دستور داده است تا شورایی عالی متشکل از 27 نفر از استادان دانشگاه، مدیران، مسئولان و صاحبنظران به تدوین برنامه پنجم توسعه بپردازند. بنابر اهمیت این موضوع و توجه به مسأله برنامههای توسعه، در این مجال تلاش کردیم مروری بر تاریخچه برنامهریزی در ایران داشته باشیم و فراز و فرودهای آن را، حتی به طور اندک، بررسی کنیم. در این قسمت نگاهی خواهیم داشت به پیدایش تفکر برنامهریزی در ایران و مروری بر 6 برنامه عمرانی پیش از انقلاب اسلامی.
ابوالحسن ابتهاج نخستین رئیس سازمان برنامه در خاطراتش مینویسد: «در هنگامی که مشغول تهیه مقدمات برنامه برای کشور شدم، در عمل دیدم هر جا کار ما به وزارت مالیه برمیخورد با کارشکنی محمود بدر (کفیل وزارت مالیه) مواجه میشدم. ناچار به علا (نخستوزیر) گفتم که استنباط میکنم بدر با کارهایی که ما در نظر داریم انجام دهیم، موافق نیست و چون وزارت مالیه در کارهای ما خیلی مؤثر است خواهش میکنم به دیدن بدر برویم و موضوع را با او مطرح کنیم شاید راهحلی پیدا شود. علا قبول کرد و 2 نفری به دفتر بدر رفتیم و همه دلایلی را که در جلسات قبل در حضور خودش گفته بودم دوباره تکرار کردم و لزوم تهیه برنامه بلندمدت را برای عمران مملکت یادآور شدم.
بدر گفت: شما ایران و ایرانی را نمیشناسید ولی من میشناسم. اصلاً برنامه بلندمدت یعنی چه؟ جواب دادم در کارهای مربوط به مملکت نباید روزمره و بدون برنامه زندگی کرد. بدر گفت: من اعتقاد دارم در ایران باید روزمره زندگی کرد. من فکر فردا را هم نمیتوانم بکنم. آن وقت شما میخواهید نقشه تهیه کنید که 5 سال دیگر چهکار بکنید؟ انجام این کار در این مملکت غیرممکن است و این فکر اصلاً عملی نیست. وقتی از دفتر بدر بیرون آمدیم به علا گفتم من دیگر دنبال این کار را نخواهم گرفت. وقتی کفیل وزارت مالیه عقیده دارد که باید روزمره زندگی کرد و نظرش درست مخالف فلسفه برنامهریزی است، تلاش ما بهجایی نخواهد رسید...
بهرغم گذشت بیش از 50 سال از این ماجرا هنوز هستند کسانی که به برنامههای بلندمدت یا میانمدت اعتقادی ندارند و معتقدند که باید همه چیز را رها کرد و زحمت هماهنگی و ساماندهی را به آن «دست پنهان» سپرد یا اصلاً به کسی سپرد. اما با وجود همه مخالفتهای صورت گرفته حتی بهطور ظاهری برنامههای عمرانی تدوین و تصویب شد و حداقلهایی را از زیربناها و امکانات فراهم ساخت. اما این کار دقیقاً از چه سالی و چگونه شروع شد؟
">سیدجواد سیدپور
مقدمه:
رئیسجمهور در نامهای به معاون اول دستور داده است تا شورایی عالی متشکل از 27 نفر از استادان دانشگاه، مدیران، مسئولان و صاحبنظران به تدوین برنامه پنجم توسعه بپردازند. بنابر اهمیت این موضوع و توجه به مسأله برنامههای توسعه، در این مجال تلاش کردیم مروری بر تاریخچه برنامهریزی در ایران داشته باشیم و فراز و فرودهای آن را، حتی به طور اندک، بررسی کنیم. در این قسمت نگاهی خواهیم داشت به پیدایش تفکر برنامهریزی در ایران و مروری بر 6 برنامه عمرانی پیش از انقلاب اسلامی.
ابوالحسن ابتهاج نخستین رئیس سازمان برنامه در خاطراتش مینویسد: «در هنگامی که مشغول تهیه مقدمات برنامه برای کشور شدم، در عمل دیدم هر جا کار ما به وزارت مالیه برمیخورد با کارشکنی محمود بدر (کفیل وزارت مالیه) مواجه میشدم. ناچار به علا (نخستوزیر) گفتم که استنباط میکنم بدر با کارهایی که ما در نظر داریم انجام دهیم، موافق نیست و چون وزارت مالیه در کارهای ما خیلی مؤثر است خواهش میکنم به دیدن بدر برویم و موضوع را با او مطرح کنیم شاید راهحلی پیدا شود. علا قبول کرد و 2 نفری به دفتر بدر رفتیم و همه دلایلی را که در جلسات قبل در حضور خودش گفته بودم دوباره تکرار کردم و لزوم تهیه برنامه بلندمدت را برای عمران مملکت یادآور شدم.
بدر گفت: شما ایران و ایرانی را نمیشناسید ولی من میشناسم. اصلاً برنامه بلندمدت یعنی چه؟ جواب دادم در کارهای مربوط به مملکت نباید روزمره و بدون برنامه زندگی کرد. بدر گفت: من اعتقاد دارم در ایران باید روزمره زندگی کرد. من فکر فردا را هم نمیتوانم بکنم. آن وقت شما میخواهید نقشه تهیه کنید که 5 سال دیگر چهکار بکنید؟ انجام این کار در این مملکت غیرممکن است و این فکر اصلاً عملی نیست. وقتی از دفتر بدر بیرون آمدیم به علا گفتم من دیگر دنبال این کار را نخواهم گرفت. وقتی کفیل وزارت مالیه عقیده دارد که باید روزمره زندگی کرد و نظرش درست مخالف فلسفه برنامهریزی است، تلاش ما بهجایی نخواهد رسید...
بهرغم گذشت بیش از 50 سال از این ماجرا هنوز هستند کسانی که به برنامههای بلندمدت یا میانمدت اعتقادی ندارند و معتقدند که باید همه چیز را رها کرد و زحمت هماهنگی و ساماندهی را به آن «دست پنهان» سپرد یا اصلاً به کسی سپرد. اما با وجود همه مخالفتهای صورت گرفته حتی بهطور ظاهری برنامههای عمرانی تدوین و تصویب شد و حداقلهایی را از زیربناها و امکانات فراهم ساخت. اما این کار دقیقاً از چه سالی و چگونه شروع شد؟
">سیدجواد سیدپور
مقدمه:
رئیسجمهور در نامهای به معاون اول دستور داده است تا شورایی عالی متشکل از 27 نفر از استادان دانشگاه، مدیران، مسئولان و صاحبنظران به تدوین برنامه پنجم توسعه بپردازند. بنابر اهمیت این موضوع و توجه به مسأله برنامههای توسعه، در این مجال تلاش کردیم مروری بر تاریخچه برنامهریزی در ایران داشته باشیم و فراز و فرودهای آن را، حتی به طور اندک، بررسی کنیم. در این قسمت نگاهی خواهیم داشت به پیدایش تفکر برنامهریزی در ایران و مروری بر 6 برنامه عمرانی پیش از انقلاب اسلامی.
ابوالحسن ابتهاج نخستین رئیس سازمان برنامه در خاطراتش مینویسد: «در هنگامی که مشغول تهیه مقدمات برنامه برای کشور شدم، در عمل دیدم هر جا کار ما به وزارت مالیه برمیخورد با کارشکنی محمود بدر (کفیل وزارت مالیه) مواجه میشدم. ناچار به علا (نخستوزیر) گفتم که استنباط میکنم بدر با کارهایی که ما در نظر داریم انجام دهیم، موافق نیست و چون وزارت مالیه در کارهای ما خیلی مؤثر است خواهش میکنم به دیدن بدر برویم و موضوع را با او مطرح کنیم شاید راهحلی پیدا شود. علا قبول کرد و 2 نفری به دفتر بدر رفتیم و همه دلایلی را که در جلسات قبل در حضور خودش گفته بودم دوباره تکرار کردم و لزوم تهیه برنامه بلندمدت را برای عمران مملکت یادآور شدم.
بدر گفت: شما ایران و ایرانی را نمیشناسید ولی من میشناسم. اصلاً برنامه بلندمدت یعنی چه؟ جواب دادم در کارهای مربوط به مملکت نباید روزمره و بدون برنامه زندگی کرد. بدر گفت: من اعتقاد دارم در ایران باید روزمره زندگی کرد. من فکر فردا را هم نمیتوانم بکنم. آن وقت شما میخواهید نقشه تهیه کنید که 5 سال دیگر چهکار بکنید؟ انجام این کار در این مملکت غیرممکن است و این فکر اصلاً عملی نیست. وقتی از دفتر بدر بیرون آمدیم به علا گفتم من دیگر دنبال این کار را نخواهم گرفت. وقتی کفیل وزارت مالیه عقیده دارد که باید روزمره زندگی کرد و نظرش درست مخالف فلسفه برنامهریزی است، تلاش ما بهجایی نخواهد رسید...
بهرغم گذشت بیش از 50 سال از این ماجرا هنوز هستند کسانی که به برنامههای بلندمدت یا میانمدت اعتقادی ندارند و معتقدند که باید همه چیز را رها کرد و زحمت هماهنگی و ساماندهی را به آن «دست پنهان» سپرد یا اصلاً به کسی سپرد. اما با وجود همه مخالفتهای صورت گرفته حتی بهطور ظاهری برنامههای عمرانی تدوین و تصویب شد و حداقلهایی را از زیربناها و امکانات فراهم ساخت. اما این کار دقیقاً از چه سالی و چگونه شروع شد؟
">سیدجواد سیدپور
مقدمه:
رئیسجمهور در نامهای به معاون اول دستور داده است تا شورایی عالی متشکل از 27 نفر از استادان دانشگاه، مدیران، مسئولان و صاحبنظران به تدوین برنامه پنجم توسعه بپردازند. بنابر اهمیت این موضوع و توجه به مسأله برنامههای توسعه، در این مجال تلاش کردیم مروری بر تاریخچه برنامهریزی در ایران داشته باشیم و فراز و فرودهای آن را، حتی به طور اندک، بررسی کنیم. در این قسمت نگاهی خواهیم داشت به پیدایش تفکر برنامهریزی در ایران و مروری بر 6 برنامه عمرانی پیش از انقلاب اسلامی.
ابوالحسن ابتهاج نخستین رئیس سازمان برنامه در خاطراتش مینویسد: «در هنگامی که مشغول تهیه مقدمات برنامه برای کشور شدم، در عمل دیدم هر جا کار ما به وزارت مالیه برمیخورد با کارشکنی محمود بدر (کفیل وزارت مالیه) مواجه میشدم. ناچار به علا (نخستوزیر) گفتم که استنباط میکنم بدر با کارهایی که ما در نظر داریم انجام دهیم، موافق نیست و چون وزارت مالیه در کارهای ما خیلی مؤثر است خواهش میکنم به دیدن بدر برویم و موضوع را با او مطرح کنیم شاید راهحلی پیدا شود. علا قبول کرد و 2 نفری به دفتر بدر رفتیم و همه دلایلی را که در جلسات قبل در حضور خودش گفته بودم دوباره تکرار کردم و لزوم تهیه برنامه بلندمدت را برای عمران مملکت یادآور شدم.
بدر گفت: شما ایران و ایرانی را نمیشناسید ولی من میشناسم. اصلاً برنامه بلندمدت یعنی چه؟ جواب دادم در کارهای مربوط به مملکت نباید روزمره و بدون برنامه زندگی کرد. بدر گفت: من اعتقاد دارم در ایران باید روزمره زندگی کرد. من فکر فردا را هم نمیتوانم بکنم. آن وقت شما میخواهید نقشه تهیه کنید که 5 سال دیگر چهکار بکنید؟ انجام این کار در این مملکت غیرممکن است و این فکر اصلاً عملی نیست. وقتی از دفتر بدر بیرون آمدیم به علا گفتم من دیگر دنبال این کار را نخواهم گرفت. وقتی کفیل وزارت مالیه عقیده دارد که باید روزمره زندگی کرد و نظرش درست مخالف فلسفه برنامهریزی است، تلاش ما بهجایی نخواهد رسید...
بهرغم گذشت بیش از 50 سال از این ماجرا هنوز هستند کسانی که به برنامههای بلندمدت یا میانمدت اعتقادی ندارند و معتقدند که باید همه چیز را رها کرد و زحمت هماهنگی و ساماندهی را به آن «دست پنهان» سپرد یا اصلاً به کسی سپرد. اما با وجود همه مخالفتهای صورت گرفته حتی بهطور ظاهری برنامههای عمرانی تدوین و تصویب شد و حداقلهایی را از زیربناها و امکانات فراهم ساخت. اما این کار دقیقاً از چه سالی و چگونه شروع شد؟
* پیدایش برنامهریزی در ایران
کار برنامهریزی در ایران در سال 1316 شمسی با تشکیل شورای اقتصاد با هدف بررسی طرحهای اقتصادی و پیشنهاد راههای عملی برای اجرای آنها به هیأت دولت (متشکل از 10 عضو به ریاست نخستوزیر) شروع شد. در سالهای 17 - 1316 یک کمیسیون دائمی با تصویب شورای اقتصاد مأمور تهیه برنامه 7 ساله کشاورزی شد که نتیجتاً منجر به تهیه پیشنهادهایی درباره اصلاح وضع کشاورزی و مسأله مهاجرت شد. ولی پس از سال 1317 این موضوع مسکوت ماند و مسأله برنامهریزی تا سال 1323 به دست فراموش سپرده شد. در سال 1323 شورای عالی اقتصاد دوباره تشکیل شد. که اینبار وظایف آن عبارت بودند از تثبیت نرخ پول، تشویق و افزایش تولیدات، بررسی امور مالی و فنی کارخانههای دولتی، ایجاد نظم در امور اقتصادی و تأمین حداقل زندگی مردم. شورای اقتصاد دوم نیز فعالیت چشمگیری نداشت و نتوانست از عهده انجام وظایف محولهاش برآید و لذا در سال 1325 دولت برای مقابله با بحرانها و دشواریهای اقتصاد دست به انجام دو اقدام مهم زد.
اول، تأسیس بانک صنعت و معدن جهت اصلاح وضع کارخانههای دولتی (بجز صنعت نفت و دخانیات و راهآهن) که امور کلیه کارخانهها و مؤسسات اقتصادی دولت در این بانک متمرکز گردید. دوم تشکیل هیأت عالی برنامه که وظیفه این هیأت تهیه برنامه هفت ساله توسعه اقتصادی بود. این هیأت نیز یک برنامه 62 میلیارد ریالی تهیه کرد که خارج از توان مالی دولت بود و برای تأمین اعتبار آن از بانک بینالمللی توسعه و ترمیم تقاضای وام کرد و بانک مرکزی نیز خواستار ارائه جزئیات طرحها و برنامهها شد و دولت نیز جهت تأمین نظر مذکور در سال 1325 با شرکت موریسن نودسن قراردادی را منعقد نمود. شرکت مذکور نیز گزارش خود را تحت عنوان «برنامه توسعه و عمران ایران» به دولت ایران ارائه کرد که وسعت برنامه مذکور خارج از توان مالی دولت بود و لذا دولت با توجه به برنامه شرکت مذکور و با کمک هیأت عالی برنامه و نظرات کارشناسان ایرانی در سال 1326 یک برنامه 7 ساله تهیه کرد که به صورت لایحه در اردیبهشتماه 1327 به مجلس شورای ملی ارائه شد و مجلس نیز در بهمن سال 1327 برنامه مذکور را با اعتباری معادل 21 میلیارد ریال تصویب کرد.
به لحاظ پیشبینی تأمین 32 درصد از اعتبارات برنامه از منابع خارجی و تقاضای وام توسط ایران از بانک بینالمللی ترمیم و توسعه و درخواست بانک مذکور جهت ارائه اطلاعات بیشتر دولت نیز قراردادی با مؤسسه مشاورین «ماوراء بحار» منعقد کرد و مؤسسه مزبور نیز گزارش خود را در مهرماه 1328 به دولت ارائه کرد و براساس آن دولت مذاکرات خود را با بانک جهت اخذ وام شروع کرد که مدتی بعد به علت ملی شدن صنعت نفت و محاصره اقتصادی مذاکرات قطع گردید. در سالهای 1326 تا 1332 جمعاً 9 دولت در مصدر حکومت بودند که حاکی از بیثباتی سیاسی شدید حاکم بود و لذا در چنین شرایطی امکان اجرای برنامه فراهم نبود و در نتیجه در شهریور سال 1334 اجرای برنامه متوقف گردید. برای آشنایی بیشتر و کندوکاو در مسائل نظری برنامههای توسعه ایران نگاهی به اهداف برنامه و بررسی عملکرد آن ضروری است.
* اهداف برنامه اول
اهداف قانون برنامه اول توسعه که از سال 27 تا 34 را دربر میگرفت از این قرار است:
ـ افزایش تولید و افزایش صادرات و تهیه مایحتاج عمومی مردم در داخل کشور.
ـ رشد و توسعه کشاورزی و صنایع و اکتشاف و بهرهبرداری معادن و ثروتهای زیرزمینی.
ـ اصلاح و تکمیل وسایل ارتباط.
ـ اصلاح و بهبود بهداشت عمومی و بالا بردن سطح معلومات و زندگی مردم.
ـ بهبود وضع معیشت عمومی و تنزل هزینه زندگی مردم.
این اهداف به دلیل عدم تأمین مالی و تعویض پیدرپی دولتها محقق نگردیدند و تنها اهدافی که جامه عمل به خود پوشیدند عبارت بودند از:
الفـ تأسیس سازمان برنامه که عهدهدار وظیفه برنامهریزی رشد و توسعه اقتصادی، اجتماعی کشور گردید.
بـ احیا و بهرهبرداری از کارخانههای ایجاد شده قبل از جنگ جهانی دوم که در جنگ دچار آسیب شده بودند.
* برنامه هفت ساله دوم
قانون برنامه هفت ساله دوم (1341 - 1334) در اسفند 1334 با اعتبار مصوب 70 میلیارد ریال به تصویب مجلس شورای ملی رسید که این اعتبار در سال 1336 به دلیل افزایش درآمدهای دولت به 84 میلیارد ریال افزایش داده شد. برنامه هفت ساله دوم عمرانی اهداف متعددی را در پیش گرفته بود که از آن جمله میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
ـ توسعه و ترمیم بنادر و شاهراهها و تجهیز راهآهن سراسری و اتصال خطوط راهآهن تهران به تبریز و مشهد و توسعه شبکه مخابراتی و تجهیز فرودگاههای تهران و آبادان و توسعه فرودگاههای شیراز و اصفهان
ـ ایجاد تأسیسات رفاه شهری مانند لولهکشی آب و برق و آسفالت
ـ توسعه کشاورزی و تنظیم جریان آب رودخانهها و ایجاد سد ذخیرهای.
ـ توسعه آموزش و پرورش در همه سطوح و مقاطع تحصیلی و توسعه بهداشت عمومی.
اما در میان این اهداف، برنامه دوم تنها بخشی از اهداف خود را محقق میکند که از آن جمله میتوان به این موارد اشاره کرد:
گسترش تفکر برنامهریزی، تربیت کادر آزموده و پیمانکاران ورزیده برای اجرای طرحهای عمرانی، ساختمان 3 سد کرج ـ سفیدرود و دز، احداث 5000 کیلومتر راه درجه یک و 2، توسعه شبکه راهآهن، احداث فرودگاه مهرآباد و کارخانههای قند و چیتسازی تهران و قائمشهر، سیمان دورود و منجیل، ریشهکنی مالاریا، برقرسانی به 144 شهر و آسفالت خیابانهای 63 شهر، آب لولهکشی و تصفیه شده 40 شهر از اهم اقدامات به عمل آمده در طول برنامه دوم توسعه بود.
از ضعفهای برنامه دوم میتوان به افزایش بیکاری و تورم بالا و افزایش بدهیهای خارجی به دلیل دریافت وامهای کلان اشاره نمود.
* برنامه سوم عمرانی
قانون برنامه سوم (1346 - 1341) در شهریور 1341 با اعتباری معادل 230 میلیارد ریال برای طرحهای عمرانی و 20 میلیارد ریال برای هزینههای اداری به تصویب رسید که حدود 92 درصد آن هزینه شد.
در برنامه سوم به عکس برنامههای اول و دوم که صرفاً از یکسری طرح و پروژه تشکیل شده بود، روش برنامهریزی جامع به کار گرفته شد و به دنبال تکامل روش برنامهریزی در ایران، عملیات عمرانی در برنامه سوم کاملاً از بودجه دولت جدا شده و در یکجا متمرکز شد تا جامعیت برنامه تأمین و از این طریق دولت دارای 2 بودجه کاملاً مجزا، یکی بودجه عمومی و دیگری بودجه عمرانی شود. هدفهای برنامه در 10 بخش به طور تفصیل تهیه و تدوین گردید. این 10 بخش عبارت بودند از:
کشاورزی و آبیاری، صنایع و معادن، نیرو و سوخت، ارتباطات و مخابرات، فرهنگ، بهداشت و بهداری، کار و نیروی انسانی، عمران شهری، برنامهریزی و آمار، خانهسازی و ساختمان.
در طول برنامههای اول و دوم، سازمان برنامه مسئولیت اجرای طرحهای عمرانی را به عهده داشت، اما از برنامه عمرانی سوم به بعد به توصیه و رهنمود گروه مشاوران از دانشگاه هاروارد، این مسئولیت را به عهده دستگاههای اجرایی گذاشت و خود صرفاً نقش مهمتر و مدیریت امور اقتصادی کشور را عهدهدار گردید.
* برنامه چهارم عمرانی
قانون برنامه چهارم عمرانی کشور (1351 - 1347) در اسفند 1347 با اعتباری معادل 480 میلیارد ریال به تصویب رسید که در انتهای برنامه با تجدیدنظرهای به عمل آمده در برنامه بالغ بر 4/577 میلیارد ریال گردید.
برنامه چهارم در 17 فصل ذیل تهیه و تدوین شده بود که عبارت بودند از: کشاورزی و دامپروری، صنایع و معادن، نفت و گاز، آب، برق، حمل و نقل و ارتباطات مخابرات، عمران و نوسازی روستاها، عمران شهری، ساختمان و مسکن، آموزش و پرورش، فرهنگ و هنر، جهانگردی و جلب سیاحان، بهداشت و بهداری، رفاه اجتماعی، آمار و بررسی، عمران ناحیهای.
برنامه چهارم دارای 2 نوع هدف کیفی و کمی بود.
هدف کیفی عبارت بود از: تسریع رشد اقتصادی و تکثیر درآمد ملی از راه افزایش قدرت تولید با اتکای بیشتر به توسعه صنعتی و بالا بردن بازده سرمایه، توزیع عادلانهتر درآمد، کاهش نیازمندی به خارج، تنوع بخشیدن به کالاهای صادراتی و بهبود خدمات اداری.
اما هدفهای کمی از این قرار بودند: پیشبینی متوسط رشد سالیانه 9 درصد برای تولید ناخالص ملی، رشد سالیانه جمعیت به میزان 6/2 درصد، پیشبینی 810 میلیارد ریال سرمایهگذاری ثابت و افزایش نسبت پسانداز به تولید ناخالص ملی از 18 درصد به 25 درصد، پیشبینی متوسط رشد سالیانه ارزش صادرات کالاها و خدمات کشور در حد 6/15 درصد و محدود کردن رشد مصارف بخش عمومی و خصوصی به ترتیب در حد 10 درصد و 7/6 درصد در سال.
* پنجمین برنامه عمرانی
برنامه پنجم عمرانی (1356 - 1352) در بهمن سال 1351 با اعتبار 1560 میلیارد ریال در 28 فصل به تصویب رسید و در تیرماه سال 1353 به دلیل افزایش درآمد نفت مورد تجدیدنظر قرار گرفت و در اسفند سال 1353 با اعتبار 2626 میلیارد ریال در 35 فصل به تصویب مجلس رسید.
هدفهای برنامه پنجم که در آغاز راه با افزایش درآمدهای نفتی نیز همراه شده بود، اگرچه به ظاهر بسیار خوب بود، ولی نتایج بدی به بار آورد و تأثیر سخت خودش را بر اقتصاد ملی ایران نهاد. اهداف این برنامه عبارت بودند از:
ـ ارتقای کیفیت زندگی همه گروهها و اقشار اجتماعی کشور
ـ حفظ رشد سریع، متوازن مداوم اقتصادی همراه با حداقل افزایش قیمتها
ـ افزایش درآمد طبقات مختلف با تأکید خاص در مورد ارتقای سطح معیشت گروههای کمدرآمد
ـ گسترش جامعتر عدالت اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی با تأکید خاص در مورد توزیع عادلانهتر خدمات در سطح همه گروهها و قشرهای اجتماعی
ـ بهبود کیفیت و افزایش عرضه نیروی انسانی فعال کشور به منظور افزایش بازدهی و برطرف کردن تنگناهای توسعه
ـ حفاظت، احیا و بهبود محیطزیست، اعتلای کیفیت زندگی جامعه بخصوص در نقاط پرجمعیت
ـ توسعه علوم و تکنولوژی و گسترش قوه خلاقه و ابتکار جامعه
ـ ایجاد مزیت نسبی در تولید و صدور کالاهای صنعتی در سطح بینالمللی
ـ حداکثر استفاده از منابع ارزی برای جبران کمبودهای داخلی و مهار کردن فشارهای تورمی سرمایهگذاری در خارج و ایجاد ثروتهای ملی در جهت جایگزین کردن منابع پایانپذیر نفت
ـ نگهداری و زنده کردن میراث ارزنده فرهنگی، پژوهش و آموزش فرهنگی و هنری، گسترش فرهنگ و هنر، ایجاد تسهیلات برای آفرینش هنری و ادبی و گسترش روابط فرهنگی.
* برنامه ششم عمرانی
برنامه ششم عمرانی (1361 - 1357) با اعتباری معادل 71430 میلیارد ریال تهیه شد که با پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 تصویب و اجرای برنامه متوقف گردید. هدفهایی که برنامهریزان برای این برنامه مدنظر داشتند، عبارت بود از:
کاهش سهم نفت در مجموعه اقتصاد ملی از طریق کاهش صادرات آن و درآمدهای حاصل از آن.
افزایش سهم تولیدات صنعتی در مجموع تولید ناخالص ملی، خودکفایی در زمینه فرآوردههای اساسی بخش کشاورزی، عدم تمرکز و واگذاری اختیارات لازم به مردم و تخصیص منابع مناسب به مناطق و استانها، کنترل رشد جمعیت، توسعه وسیع شبکه مخابراتی و ترابری، کنترل مهاجرت از روستا به شهر از طریق افزایش کیفیت زیست و میزان درآمد و تنوع اشتغال.
* الگوی برنامههای اول تا ششم قبل از انقلاب
در تهیه برنامههای اول و دوم (1341 - 1327) هیچ الگوی علمی مشخصی به منظور برنامهریزی در جهت رسیدن به اهداف و برنامههای مذکور مورد استفاده قرار نگرفته است. در برنامههای مزبور از روش جمع طرحها پیروی شده است. بدین شکل که برنامه عبارت بود از تعداد معینی طرح و پروژه که (عموماً در مسائل زیربنایی) همگی با اعتبارات دولتی و توسط دولت اجرا میگردیدند. در برنامه سوم عمرانی از الگوی رشد اقتصادی (هارود ـ دومار) پیروی شده و در برنامه چهارم و پنجم مدل به کار رفته مدل جدول داده ـ ستانده بود و سرانجام روش مورد استفاده در تهیه برنامه ششم مدل اقتصادسنجی بود که هرگز به انجام نرسید.